کمک - جستجو - کاربران - تقويم
ورژن کامل:اخبار و مقالات ورزشی ،مطالب پیشین
FARSI FORUM ایران گفتگو > > اخبار و مفالات ورزشی
صفحات 1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9, 10, 11, 12, 13, 14, 15, 16, 17, 18, 19, 20, 21, 22, 23, 24, 25, 26, 27, 28, 29, 30, 31, 32, 33, 34, 35, 36, 37, 38, 39, 40, 41, 42, 43, 44, 45, 46, 47, 48, 49, 50, 51, 52, 53, 54, 55, 56, 57, 58, 59, 60, 61, 62, 63, 64, 65, 66, 67, 68, 69, 70, 71, 72, 73, 74, 75, 76, 77, 78, 79, 80, 81
iran-goftogoo
روجر «کبیر»، سلطان بی‌چون چرای ویمبلدون


روجر فدرر، مرد شماره یک تنیس جهان

در دیدار پایانی ۱۲۳مین دوره از مسابقات تنیس ویمبلدون، روجر فدرر، تنیس‌باز معروف سوییسی موفق شد در نبردی پرهیجان و طاقت‌فرسا، حریف آمریکایی خود اندی رودیک را شکست دهد و برای ششمین بار عنوان قهرمانی این تورنمت را کسب کند.



دیدار فینال این دوره از مسابقات ویمبلدون میان روجر فدرر از سوییس و اندی رودیک از آمریکا را می‌توان یکی از پرهیجان‌ترین و طولانی‌ترین پیکارهای رقابت‌های گراند اسلم ویمبلدون دانست، به ویژه ست آخر این دیدار که با نتیجه ۱۶ بر ۱۴ به سود فدرر به پایان رسید، طولانی‌ترین ست تاریخ ویمبلدون محسوب می‌شود.



فدرر، اگرچه ست اول این دیدار را با نتیجه ۵ بر ۷ به حریف آمریکایی خود واگذار کرد، اما توانست ست‌های دوم و سوم را با نتیجه ۷ بر ۶ و ۷ بر ۶ به سود خود به پایان ببرد. اندی رودیک اما در ست چهارم موفق شد بار دیگر ورق را برگرداند و با پیروزی ۶ بر ۳ بازی را به ست سرنوشت‌ساز پنجم بکشاند.



در این ست، هر دو تنیسباز حریفی همطراز بودند، اما در نهایت این فدرر بود که با تمرکز و بخت بیشتر توانست پس از مجموعا ۴ ساعت و ۱۶ دقیقه رودیک را شکست دهد و برای ششمین بار در طول فعالیت حرفه‌ای خود به جام طلایی ویمبلدون بوسه بزند.



این دیدار، بیست و یکمین دوئل میان فدرر و رودیک بود که ۱۹ پیکار آن را فدرر به سود خود به پایان برده است. رودیک علیرغم این ناکامی روحیه ورزشکارانه خود را کاملا حفظ کرد و پس از بازی خطاب به فدرر گفت: «روجر به تو تبریک می‌گویم. تو شایسته‌ی این عنوان هستی و قهرمانی بزرگ.»



فدرر که در دوره پیش، در بازی فینال از رافائل نادال شکست خورده بود، با سخنانی تسکین‌بخش، حریف آمریکایی خود را خطاب قرار داد و گفت: «غمگین نباش. من خود طعم این تجربه را سال گذشته را چشید‌ه‌ام و می‌داند که چقدر سخت است.»



ناگفته نماند که در این دیدار پرهیجان، چهره‌های سرشناسی میان تماشاگران حضور داشتند، از جمله میشائل بالاک، کاپیتان تیم ملی فوتبال آلمان، سر آلکس فرگسون، سرمربی منچستر یونایتد، هنری کیسینجر، وزیر خارجه اسبق آمریکا، وودی آلن، کارگردان معروف سینما و راسل کرو، یکی از ستارگان محبوب هالیوود.



در قسمت بانوان، سیرینا ویلیامز توانست در فینال این دوره از مسابقات تنیس ویمبلدون بار دیگر بر خواهر خود وینس ویلیامز پیروز شود و برای سومین بار به عنوان قهرمانی این تورنمنت معتبر دست یابد. دیدار فینال میان این دو خواهر که نزدیک به یک ساعت و نیم طول کشید، با نتیجه ۷ بر ۶ و ۶ بر ۲ به سود سیرینا خاتمه یافت.



ایران گفتگو "روی
مهدوی کیا از تیم ملی ایران رفت


مهدی مهدوی کیا، کاپیتان تیم ملی ایران در نامه ای به طور رسمی از حضور در تیم ملی فوتبال ایران خداحافظی کرد.



آقای مهدوی کیا با اشاره به اینکه قصد دارد به بازیکنان جوانتر شانس حضور در تیم ملی را بدهد، در ادامه نامه اش خطاب به کسانیکه بازکنان ملی را "وطن فروش" خوانده اند، آورده است:" شما با ارائه کدام مدرک و با چه جراتی به خود اجازه می‌دهید در مورد بازیکنان ملی این گونه قضاوت کنید. "

پیشتر، تصمیم مهدی مهدوی کیا و علی کریمی - دو تن از بازیکنانی که در بازی با کره جنوبی مچ بند سبز بسته بودند- در مورد خداحافظی از تیم ملی، گمانه زنی ها در باره فشار دولت بر بازیکنانی را که ظاهرا نسبت به نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری معترض بودند را تقویت کرد.

ماجرا از بازی فوتبال ایران و کره آغاز شد، در این بازی مهدی مهدوی کیا به همراه پنج بازیکن تیم ملی ایران با مچ بند سبز در نیمه اول بازی حاضر شدند اما در نیمه دوم، این مچ بندها را باز کردند. در حالیکه استفاده از دستبند سبز به نشانه اعتراض به نتایج اعلام شده انتخابات ایران تعبیر شد، در آن زمان برخی از مقامات ورزشی گفتند که همراه داشتن علامت سبز یک سنت مذهبی شیعی است و با مسائل سیاسی ارتباطی ندارد.

این موضوع با پایان بازی خاتمه پیدا نکرد. رییس فدراسیون فوتبال ایران در نامه ای به فدراسیون بین المللی فوتبال از آنها پرسید که اگر مشخص شود بازیکنان تیم ملی ایران به دلیل سیاسی از مچ بندهای سبز استفاده کرده اند چه جریمه ای را باید برای آنها در نظر گرفت.

فدراسیون جهانی فوتبال - فیفا - در نامه ای به فدراسیون فوتبال ایران خواستار توضیحاتی در مورد وضعیت بازیکنان تیم ملی شرکت کننده در بازی در برابر کره جنوبی شد. در ادامه این روند سحنگوی فیفا به خبرگزاری فرانسه گفت :"ما نامه ای به فدراسیون فوتبال ایران نوشتیم تا در مورد گزارش های رسانه ای درباره آنچه برای برخی از بازیکنان ایرانی در پی بازی دور مقدماتی با کره جنوبی رخ داده جواب بگیریم و خواستار رفع ابهام شده ایم."

آقای مهدوی کیا در قسمتی از نامه اش در همین خصوص می نویسد:"بررسی تخلفات در بازی‌های بین‌المللی فوتبال فقط بر عهده فدراسیون فوتبال جهانی فیفاست و نه هیچ فرد و سازمان دیگری."

مهدی مهدوی کیا که ۱۳سال پیراهن تیم ملی را به تن داشت، با اشاره به سکوت دو هفته ای اش گفته است بعد از این سخنان هیچ اظهار نظر و مصاحبه ای در مورد تیم ملی و فوتبال ایران انجام نخواهد داد و در بخش دیگری از نامه اش آورده است:" از مسوولین فوتبال کشور و افرادی که به هر نحوی در اداره فوتبال ایران نقشی دارند، خواهش می‌کنم به جای نامه‌نگاری و پیگیری مسایلی که اصولا از وظایف آنها به شمار نمی‌رود، به دنبال اجرای طرحی منظم و دقیق و دراز مدت همراه با امکانات لازم برای فوتبال ایران باشند، به مانند دیگر کشورهای آسیایی که در فوتبال در حال پیشرفت هستند، تا در آینده شاهد شکوفایی و درخشش فوتبال ایران در سطح آسیا و جهان باشیم. "
iran-goftogoo
وداع مهدی مهدوی‌کیا با تیم ملی فوتبال ایران

مصاحبه با ناصر ابراهیمی


مهدی مهدوی‌کیا: زنگ خطر برای فوتبال ایران به صدا درآمده است

مهدی مهدوی‌کیا، کاپیتان سابق تیم ملی، طی نامه‌ای اعلام کرد که با تیم ملی وداع می‌کند. وی همچنین به کسانی که ملی‌پوش‌های ایران را «وطن‌فروش» نامیده‌اند اعتراض کرد. گپی با ناصر ابراهیمی، مربی پیشین تیم ملی فوتبال ایران.



دویچه‌وله: آقای ابراهیمی، مهدی مهدوی‌کیا در سایت اینترنتی رسمی خودش اعلامیه‌ای را منتشر کرده که طبق آن ایشان گفته است که من صلاح می‌دانم که دیگر از فوتبال ملی خداحافظی کنم و آنهایی که به من تهمت می‌زدند که من وطن‌فروش هستم، بدانند که من وطن پرست هستم و خودشان وطن فروش هستند. لحن تند مهدوی‌کیا را در اینجا چه طور می‌شود تفسیر کرد؟ آیا این یک خداحافظی عادی یا اجباری بوده؟

ناصر ابراهیمی: خب ببینید هر آغازی پایانی دارد. در هر صورت این طور نیست که بگوییم همیشگی است. عمر انسان هم بالاخره روزی به پایان می‌رسد. تولد دارد، فوت دارد، همه چیز دارد. بنابراین چهره‌هایی مانند مهدوی‌کیا و هاشمیان دیگر موقع خداحافظی‌شان هم بود. حتا بعد از مالزی زمانی که قلعه‌نویی هم بود، آن موقع هم می‌توانستند بعد از آن بازی خداحافظی کنند. ولی خب بهرصورت وقتی با پافشاری مربی‌ها رو به رو می‌شوند... خب می‌دانید علی دایی کمتر اینها را گرفت. تک و توکشان را گرفت. و اگرهم گرفت، خوب استفاده نکرد. ولی آقای قطبی که آمد به قدیمی‌ها و به لژیونرها اعتقاد داشت و خب این کار را انجام داد و بالاخره آنها را به تیم ملی آورد.

حالا دیگر اگر بخواهیم حساب کنیم، پنج سال دیگر کار داریم برای حضور در جام جهانی ۲۰۱۴. و خب خود به خود پنج سال دیگر به عمر اینها که سی و دو، سی و سه سالشان هست اضافه بشود، سی و هفت یا سی و هشت سالشان می‌شود. بنابراین، این بهترین شرایطی است که خداحافظی کنند. هیچ برنامه یا چیز خاص دیگری هم نیست و بهترین کار را دارند می‌کنند که خودشان در سایت‌شان می‌آورند یا اطلاع می‌دهند به فدراسیون فوتبال که ما دیگر می‌خواهیم خداحافظی کنیم و جایمان را به جوانترها بدهیم. به نظر من مسایل دیگری نیست، این که لج کرده باشند یا کاری کرده باشند. نه! یک زمانی هم رحمان رضایی بود که رفت، علی دایی بود که رفت، جلوترش یحیی گل محمدی بود که رفت. حالا هم نوبت اینهاست. ولی برای علی کریمی به نظرم زود بود.

دویچه‌وله: البته مضمون نامه تنها یک خداحافظی عادی نیست؛ مهدوی‌کیا با دست خودش روی کاغذ نوشته و این هم در سایت‌اش هست که «مردم به خوبی می‌دانند که ما وطن‌فروش نیستیم و وطن‌پرست هستیم و بازیکنان تیم ملی همیشه سعی کرد‌ه‌اند نماینده‌ی شایسته‌ای برای مردم میهن عزیزشان باشند». این جمله خودش پر از محتواست. یعنی یک دلخوری مشهودی در این جمله هست!

ناصر ابراهیمی: تا جایی که یادم هست، تمام فوتبالیست‌ها، در دوران همین سی سال که من بعنوان مربی و سرمربی در این مملکت خدمت کردم، اینها همیشه نذرهایی داشتند. حقیقتا می‌خواهم به شما بگویم که این یک واقعیت است. همین الان هم در تیم‌ها هست که همیشه همه‌ی بازیکنان، قبل از این انتخابات هم که این اتفاقات افتاد، اینها همیشه آن نوار سبز را به دستشان داشتند. گاهی اوقات به صورت باریکتر و گاهی اوقات اگر کسی می‌رفت مثلا زیارت و (می‌آورد)، این نوار سبز را به مچ‌هایشان می‌بستند. متاسفانه خورد به این جریانات و بعضی‌ها خواستند این را رنگین‌تر کنند و ببندند به مسئله‌ی سیاسی. من حقیقتا می‌گویم، چهل است که من مربی فوتبال هستم از قبل از انقلاب تا حالا و به نظر من از فوتبالیست‌های ما هیچکس وارد سیاست نخواهد شد، هدف آنها فقط ورزش است و خدمت و فداکاری.

حرفهایش واقعا درست است که اگر بخواهند خدای ناکرده انگی بزنند یا چیزی بزنند که شما در یک چنین حالتی در آنجا یک چنین مسایلی را بوجود آوردید، نه! به اینها نمی‌چسبد و اینها همیشه ورزشکارند و همیشه فداکار بوده‌اند و این که در تمام دوران پرچم روی دوش‌شان بوده است.

بنابراین نه، مسایل بزرگی نیست. و آن هم که نوشته، این بوده که نکند کسانی بخواهند به ما تهمتی بزنند. از این لحاظ او ناراحت شده و فکر نمی‌کنم کسی به اینها اینجا تهمتی زده باشد. ورزشکارها اینها را می‌دانند. شما اگر دقت کرده باشید مهدوی‌کیا و دیگر بازیکنان وقتی به آمریکا گل زدند، با چه حالتی دویدند و چه حرارتی داشتند. حتا آن موقع‌اش هم سیاسی نبود. وقتی گل می‌زنند همه شاد می‌شوند، وقتی گل می‌خورند همه غمگین می‌شوند. همه جای دنیا به همین طریق هست. هر کسی برای خودش شادی دارد و هر کسی برای خودش غمی دارد.

دویچه‌وله: اجازه بدهید به جمله‌ی آخر مهدوی‌کیا اشاره بکنم که قبل از خداحافظی‌اش با دست خط خودش در این نامه نوشته است: «از تک تک بازیکنان بعنوان کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران متشکرم و از آنها دفاع می‌کنم و لازم به ذکر است که بررسی تخلفات در بازیهای بین‌المللی فوتبال فقط برعهده‌ی فدراسیون جهانی فوتبال، فیفا است و نه هیچ فرد و سازمان دیگری». معلوم است که مهدوی‌کیا منظورش فدراسیون فوتبال ایران بوده و آقای کفاشیان که می‌گوید شما اینجا هیچ کاره هستید و اجازه‌ی اظهارنظر ندارید در رابطه با مچ‌بند سبز و فقط فیفا می‌تواند این را بگوید. این را چه طور شما تفسیر می‌کنید؟

ناصر ابراهیمی: به هیچ کس قطعا کاری ندارد و مربوط هم نمی‌شود. اینها کاری انجام نداده‌اند. زمانی انجام می‌دهند که در داخل زمین و مسایل حاشیه و این طرف و آن طرف مسایل سیاسی را جلو بکشند. اینها یک بازیگرهستند و همیشه اعتقادات عجیبی دارند و الان هم با فوتبالیست‌هایی رو به رو می‌شویم که نوارهای سبز دارند. نوار سبز اصلا مال آرم واقعی اسلام است. آرم واقعی سید است، آرم واقعی همه چیز است. این است که اگر خدای ناکرده فدراسیون ما بخواهد مثلا چنین کاری بکند، یا کسی بخواهد صحبتی بکند، به نظر من کار اشتباهی کرده است. خود فیفا ناظر بر همه چیز است و هرجایی که موضوعی سیاسی باشد، جلویش را می‌گیرد.

دویچه‌وله: شما در ابتدای این گفت‌وگو به این نکته اشاره کردید که خداحافظی علی کریمی یکمقدار زود به نظر می‌آید.

ناصر ابراهیمی: بله الان زود است، هنوز زود است.

دویچه‌وله: به نظر شما او هم داوطلبانه و بدون فشار خداحافظی کرده یا این که او هم دلخور است؟

ناصر ابراهیمی: نه، او هم ممکن است بگوید که خب چهارسال دیگر ممکن است من دیگر فوتبال بازی نکنم. ولی خب آن طوری که من شنیدم تیم ملی به وجودش احتیاج دارد. اگر آقای قطبی باشد، اصلا علی کریمی را... شاید هم سراغ آقای مهدوی‌کیا، سراغ آقای هاشمیان بیاید، چون اعتقاد عجیبی به باتجربه‌ها دارد. تا جایی که جا داشته باشد، ممکن است مثلا در جام ملت‌ها از اینها استفاده بکند که دوسال دیگر انجام می‌شود. بنابراین علی کریمی ممکن است خداحافظی کرده باشد، ولی من شنیدم که قطبی گفته است من به هر طریقی با علی کریمی و امثال او احتیاج دارم.

دویچه‌وله: پس شما این را امکانپذیر می‌بینید که قطبی دوباره سعی کند مهدوی‌کیا، هاشمیان و کریمی را به تیم ملی بازگرداند؟

ناصر ابراهیمی: بله. اگر ببیند لازم دارد برمی‌گرداند.

دویچه‌وله: پرسش آخر من از شما در رابطه با وحید هاشمیان است. لحن خداحافظی او هم یکمقدار مشکوک بود. آیا شما در مورد هاشمیان فرق می‌گذارید؟

ناصر ابراهیمی: صددرصد. من با هاشمیان خیلی نزدیک هستم و در گفت‌وگوهایی که در حین مسابقات جام جام ملل داشتیم، می‌گفت که من فکر می‌کنم دیگر در تیم ملی دوره‌ی آخرم باشد. که خب بعد از دور آخر چون دیگر علی دایی او را دعوت کرد و بعد آقای قطبی هم او را دعوت کرد، آمد بازی کرد. ولی در همین جا گفت که دیگر من بس‌ام هست، من می‌خواهم یکی دوسال آینده را هم در بوندس لیگا ادامه بدهم و بعد بروم در حاشیه‌ی کار مربی‌گری و حتی در گفت‌وگویی مطبوعاتی اظهار داشته که آرزو دارد، زمانی یکی از مربی‌های تیم ملی ایران بشود.

مصاحبه‌گر: فرید اشرفیان

تحریریه: بهنام باوندپور
iran-goftogoo
افشین قطبی سرمربی تیم ملی می‌ماند

با وجود بازماندن ایران از راهیابی به جام جهانی ۲۰۱۰ افشین قطبی در پست خود به عنوان سرمربی تیم ملی ابقا شد. او قرار است که در ۱۸ ماه آینده تیم ملی ایران را رهبری کند. قطبی در جمع خبرنگاران از خداحافظی ۳ بازیکن نامدار از تیم ملی ابراز ناخشنودی کرد. او گفت که تصمیم علی کریمی، مهدی مهدوی کیا و وحید هاشمیان برای کناره‌گیری از تیم ملی احتمالا یک تصمیم احساسی بوده است. این ۳ بازیکن به همراه ۳ بازیکن دیگر در مسابقه با تیم کره جنوبی با مچ‌بند سبز به میدان آمدند. این اقدام باعث شد که ۶ بازیکن از جانب برخی مسئولان مورد حمله‌های لفظی قرار بگیرند.


iran-goftogoo
انتقاد بکن‌باوئر از رد و بدل شدن مبالغ نجومی در بازار فوتبال





فرانتس بکن‌باوئر تا کنون دو بار
به همراه تیم ملی فوتبال آلمان
قهرمان جهان شده، یک بار در سال
۱۹۷۴ به عنوان کاپیتان و بار
دیگر در سال ۱۹۹۰ به عنوان سرمربی



فرانتس بکن‌باوئر، چهره‌ی سرشناس فوتبال آلمان پرداخت مبالغ نجومی در بازار فوتبال برای خرید بازیکنان و تامین درآمد آنان را مورد انتقاد قرار داد. او از سازمان‌های مسئول خواستار یافتن راه حلی برای پایان دادن به این روند شد.


فرانتس بکن‌باوئر، اسطوره فوتبال آلمان و رییس باشگاه بایرن مونیخ در گفت‌وگویی که شنبه (۱۱ ژوئن) در نشریه آلمانی "پاساوئر نویه پرسه" منتشر شده، از مبالغ هنگفتی که در حال حاضر باشگا‌ه‌های فوتبال برای خرید ستارگان یا تامین حقوق آنان می‌پردازند، انتقاد کرد و به نهاد‌های بین‌المللی مسئول هشدار شد که باید برای جلوگیری از روند کنونی اقداماتی در پیش گیرند.



او با اشاره به ۹۴ میلیون یورویی که باشگاه رئال مادرید برای خریدن کریستیانو رونالدو به حساب منچستر یونایتد واریز کرده اظهار داشت: «مبالغی که این دوران رد و بدل می‌شوند، دیوانه‌کننده و سرسام‌آور هستند؛ اما به هر حال همیشه یک خل و دیوانه‌ای پیدا می‌شود که دست به ولخرجی بزند.»



بکن‌باوئر همچنین اعتراف کرد که به خاطر ۸۰ میلیون یورویی که بایرن مونیخ برای انتقال فرانک ریبری، ستاره فرانسوی این باشگاه به رئال مادرید مطالبه کرده، وجدان ناراحتی دارد.



او که عضو کمیته اجرای فدراسیون جهانی فوتبال، فیفا نیز است، تاکید کرد که در زمینه مبالغی که به عنوان درآمد به بازیکان پرداخت می‌شوند نیز باید تغییر و تحولی صورت گیرد. بکن‌باوئر در این رابطه گفت: «البته من تردید دارم که تعیین سقف درآمد برای بازیکنان فوتبال اقدامی قابل‌اجرا باشد.»



وی برای جلوگیری از این روند پیشنهاد کرد که باشگاه‌ها موظف شوند، تنها ۵۰ تا ۶۰ درصد از کل درآمد خود را به پرداخت حقوق بازیکنان اختصاص دهند. بکن‌باوئر افزود: «من مطمئن هستم که با توجه به بحران مالی و اقتصادی حاکم که انسان‌ها نگران حفظ کار خود هستند، اتفاقی روی خواهد داد. این روندی که ما در بازار فوتبال شاهد آن هستیم، دیوانه‌کننده است.»
iran-goftogoo
«ملی‌پوشان، وطن‌فروش نیستند»

فرنگیس محبی



در چند روز گذشته، سه بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران مهدی مهدوی‌کیا، علی کریمی و وحید هاشمیان با ارسال نامه‌هایی به فدراسیون فوتبال از تیم ملی فوتبال ایران خداحافظی و کناره‌گیری خود را رسماً اعلام کردند. صحبت‌های زیادی درباره‌ی بازنشستگی این سه بازیکن پس از بازگشت تیم ملی ایران از کره جنوبی و عدم راهیابی به جام جهانی ۲۰۱۰ و بستن مچ‌بند سبزرنگ در نیمه‌ اول بازی تاکنون مطرح شده است.
با در نظر گرفتن سن این سه بازیکن شایسته‌ی فوتبال ایران، کناره‌گیری آنان از تیم ملی دور از انتظار و شگفت‌آور نبود. و آن‌طور که شواهد نشان می‌دهد و همچنین به گفته‌ی خود این بازیکنان فدراسیون فوتبال هم هیچ‌گونه فشاری و یا دستوری و یا درخواستی از این بازیکنان برای کناره‌گیری نکرده و تنها تصمیم خود این بازیکنان بوده است.
اما نباید فراموش کرد که بستن مچ‌بند سبز از سوی این بازیکنان در مسابقه با کره جنوبی و بازکردن آن در بین دو نیمه به دستور همراهان تیم با درنظرگرفتن شرایط حاکم در ایران، که رنگ سبز که تا یک ماه پیش نماد مذهب بوده و اکنون به گونه‌ای نمایش آن کیفر دارد، از نظر بسیاری تنها نشان از شجاعت وعلاقه‌ی این بازیکنان به مردم کشورشان و حمایت آنان از جنبش آزادی‌خواهانه‌ی آنان و بالاتر از آن وطن‌پرستی این بازیکنان دارد که در طی سال‌ها برای فوتبال ایران افتخارآفرین بوده‌اند.
در مورد خداحافظی این سه بازیکن، مسایل حاشیه‌ای ازجمله «وطن‌فروش» خواندن بازیکنان تیم ملی از سوی یک روزنامه‌ی وابسته به دولت و نامه‌ی پرمعنای مهدی مهدوی‌کیا، کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران با رضا فاضلی، مدیر برنامه‌ی آنان و کارشناس فوتبال گفت ‌و گو کرده‌ام.



رضا فاضلی ابتدا از علت کناره‌گیری این بازیکنان می‌گوید:

البته من افتخار همکاری با آقای کریمی و با آقای مهدوی‌کیا را دارم و دیگر بازیکنان در ایران مانند آقای نکونام، آقای شجاعی و آقای هاشمیان از دوستان خوبم هستند اما مستقیماً با همدیگر کار نمی‌کنیم.
درباره‌ی خداحافظی آقایان کریمی و مهدوی‌کیا همان‌طور که قبل از بازی‌های مقدماتی جام جهانی این دو بازیکن اعلام کرده بودند، که اگر تیم به جام جهانی نرود، سعی می‌کنند که جایگاهشان را به جوان‌ترها بدهند، متأسفانه با ناموفقیت‌هایی که به‌خصوص در پنج بازی اول برای تیم ملی ایران به‌وجود آمد و در سه بازی آخر هم نتوانستند این عدم موفقیت‌ها را جبران کنند و به جام جهانی نرفتند، به این ترتیب نظری را که قبل از این بازی‌ها داشتند به سرانجام رساندند و اعلام خداحافظی از تیم ملی کردند.


خداحافظی آقای علی کریمی شاید کمی شگفت‌آورتر بود، چون ایشان در گذشته‌ی نه چندان دور هم به دلیل اختلافاتی که با فدراسیون و علی دایی، سرمربی وقت داشتند از تیم ملی خداحافظی کردند و دوباره زمان آقای قطبی برگشتند. آیا تنها دلیل کناره‌گیری ایشان همین ناکام ماندن در راهیابی به جام جهانی بود؟

درست است. کاملاً صحیح به این نکته اشاره می‌کنید. همان‌طور که گفتید در دوره‌ی قبلی که آقای کریمی از تیم ملی کناره‌گیری کردند، از تیم ملی به خاطر اظهارنظری که کرده‌ بودند، کنار گذاشته شدند.
در آن زمان کاپیتان تیم ملی بودند و از دیدگاه ایشان‌، شرایط غیرحرفه‌ای بر تیم ملی حاکم بود، انتقاد شدیدی از ایشان شد و از طرف فدراسیون فوتبال کنار گذاشته شدند و مربی آن زمان تیم ملی هم در مرحله‌ی اول از ایشان حمایت نکرد و در دور بعد که از ایشان دعوت کردند، ایشان هم گفتند راضی نیستم به تیم ملی بازگردم.
خداحافظی برنامه‌ریزی شده‌ای نبود. ولی این بار هم نظر ایشان بود و هم آقای مهدوی‌کیا که اگر به جام جهانی نروند، از تیم ملی خداحافظی کنند. آقای قطبی در مصاحبه‌ی مطبوعاتی‌شان گفتند که ایشان این خداحافظی را بیشتر احساسی می‌دانند و سعی می‌کنند این دو سه بازیکن را به تیم ملی بازگردانند.


نظر شما چیست، می‌توانند این دو بازیکنی که به هر حال شما مدیریت‌شان را به‌عهده دارید، قانع کنند و به تیم ملی بازگردانند؟


شخصاً در حال حاضر بعید می‌دانم آقای مهدوی‌کیا و آقای علی‌کریمی بازگردند. ولی فکر می‌کنم مثل دیگر بازیکنان بزرگ دنیا که وقتی همیشه به کمک آن‌ها احتیاج می‌شده، اعلام آمادگی کردند، الان نمی‌شود این تصمیم را گرفت. فعلاً ایران بازی‌های زیاد مهمی را در پیش رو ندارد.
ولی اگر کار به جاهای باریک برسد و واقعاً بخواهند از تجربه‌‌‌‌شان کمک بگیرند و این دو بازیکن هم در آن زمان در سطح باشگاهی‌شان در بهترین موقعیت فوتبال‌شان باشند، شاید امکانش باشد. ولی در عین حال بعید می‌دانم.

در میان نامه‌ی خداحافظی این سه بازیکن، نامه‌ی خداحافظی آقای مهدوی‌کیا توضیحات بیشتری داشت. ایشان در نامه‌‌‌شان به دو نکته اشاره داشتند که به‌عنوان کلام آخرشان گفته‌اند، افرادی که ایشان و بازیکنان ملی را «وطن‌فروش» خوانده‌اند، شاید مردم به خوبی بین ایشان و وطن‌فروشان و وطن‌پرستان قضاوت خواهند کرد. توضیحی در این قسمت می‌دهید.



چون یکی از نویسندگان یکی از روزنامه‌ها ی ایرانی در مطالبی درمورد بچه‌های تیم ملی همین واژه را، که من دوست ندارم تکرار کنم، به‌کار برده بودند و این واژه‌ی خیلی توهین‌آمیزی است. حدود بیست سال است که در اروپا زندگی می‌کنم. یادم هست زمانی که آقای مهدوی‌کیا به اروپا آمدند یا قبل ایشان آقای دایی و آقای عزیزی، بچه‌های خردسال ایرانی و جوان‌هایشان در جامعه خودشان را به‌عنوان ایتالیایی یا حتا یوگسلاوی معرفی می‌کردند که اسم ایرانی روی‌شان نباشد.
بعد از موفقیت‌های این بچه‌ها در استادیوم‌های آلمان یا دیگر کشورهای اروپایی، در سال‌های بعد دیدم که لباس‌های این بازیکنان را به تن می‌کنند و به ایرانی ‌بودن خودشان افتخار می‌کنند. این نکته را هم باید بگویم که تمام بازیکنان ایرانی، آقایان عزیزی، دایی، مهدوی‌کیا، هاشمیان، کریمی، نکونام، شجاعی و آندرنیک تیموریان در لندن که با اکثرشان افتخار همکاری داشتم، فقط سعی کردند حرفه‌‌شان را دنبال کنند و همیشه علاقه‌ی خاصی به مملکت‌شان داشتند و حتا بیشترین سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی را در کشور خودشان انجام داده‌اند.
طبیعتاً وقتی خبرنگار روزنامه‌ای به این حالت و با این واژه به این بازیکنان توهین می‌کنند، طبیعی‌ است که این قضیه بی‌پاسخ نمی‌ماند و آقای مهدوی‌کیا هم به‌عنوان کاپیتان تیم ملی از این قضیه ابراز نگرانی و ابراز اعتراض کردند.


ایشان تذکری هم در مورد تخلفات در بازی‌های بین‌المللی داده بودند که رسیدگی‌اش مربوط به فیفا است و نه سازمان و شخص دیگری. آیا آقای مهدوی‌کیا و این چند بازیکن نامه‌ای از فدراسیون فوتبال در این باره دریافت کرده‌اند؟




نه. این را باید صادقانه به شما بگویم که این مسایل را هم مثل بقیه از روزنامه‌ها پیگیری می‌کردیم و این مطلب هم نباید ناگفته بماند که تا امروز فدراسیون فوتبال ایران هیچ واکنشی به این قضیه نشان نداده است و حتا فشارهایی که گفته‌ شده و در روزنامه‌ها بوده، روی هیچ‌کدام از این بازیکنان نبوده است.
ولی این مطالبی که در روزنامه‌ها چاپ شده بود، به قدری فیفا را هم نگران کرده بود که فیفا نامه‌ای به فدراسیون فوتبال ایران نوشت و سوال کرد که آیا این قضیه صحت دارد که بازیکنان قرار است جریمه بشوند؟ و پاسخی درباره‌ی این نامه از طرف فدراسیون فوتبال ایران بود که آن را هم مطبوعات عنوان کردند.
ما این نامه را هیچ وقت ندیدیم، انگار سوال شده بود که می‌شود این بازیکنان را جریمه کرد و غیره که فیفا هم اعلام کرده بود این قضیه هیچ مسأله‌ی سیاسی‌ای نداشته و از دیدگاه ما هیچ جریمه‌ای برای این قضیه نباید در نظر گرفته بشود و اگر قرار باشد جریمه‌ای باشد‌، ما مسئول بازی‌های بین‌المللی هستیم. فکر می‌کنم به خاطر این مسایلی که در روزنامه‌ها بود و هیچ تماس مستقیمی با بازیکنان نبود، آقای مهدوی‌کیا به این قضیه دوباره اشاره کردند.





به نظر شما که با روحیه‌ این بازیکنان آشنا هستید، جو حاکم در ایران در زمان بازی با کره جنوبی که بازیکنان هم از آن خبر داشتند و همین‌طور در چند هفته‌ی اخیر، تأثیری در تصمیم این بازیکنان در بازنشستگی‌شان داشت؟


ببینید، طبیعتاً همیشه دلایل مختلفی هست که آدم تصمیم نهایی را می‌گیرد. ولی به خاطر این‌که به‌خصوص هم آقای کریمی و هم آقای مهدوی‌کیا این مسأله را قبل از بازی هم عنوان کرده بودند، فکر می‌کنم برایشان مسأله‌ی حل‌‌شده‌ای بود.
خیلی‌ها می‌گویند که اگر در بازی آخر، در ده دقیقه‌ی آخر این گل را نمی‌خوردیم، شانس‌مان برای حضور در جام جهانی زیاد بود. ولی ناکامی تیم بیشتر به چهار، پنج بازی اول برمی‌گردد. ولی من بعید می‌دانم همه‌ی این‌ها و مسایلی که در حاشیه اتفاق افتاد‌، می‌توانست دست به دست این تصمیمات بدهد. چون از قبل تصمیماتی گرفته شده بود. خیلی از بچه‌ها بودند که انتقاد می‌کردند بعضی‌ها با سن زیاد، جایگاهشان را به جوان‌ترها نمی‌دهند و می‌‌خواستند برعکس این قضیه باشد و من دلیل این کناره‌گیری را از این دیدگاه می‌بینم.



شما که خودتان در فوتبال خیلی فعال هستید، نظرتان در مورد بی‌تفاوتی و عدم‌ عکس‌العمل مردم ایران، برخلاف معمول، نسبت به شکست تیم ملی و عدم راهیابی به جام جهانی در آن زمان چه هست‌؟


فکر می‌کنم متأسفانه در این چندسال اخیر به غیر از یک دوره که ایران تا حدودی راحت به جام جهانی راه پیدا کرد، در جام جهانی آلمان نتوانستند آن انتظارات را برآورده کنند، همیشه به دنبال فوتبال ایران، اما و اگرهایی بود. البته باید این را به‌عنوان یک طرفدار فوتبال، نه کارشناس فوتبال بگویم این را یک فاجعه می‌دانم که در پنج تیمی که از کره شمالی، کره جنوبی، امارات متحده عربی، ایران و عربستان سعودی تشکیل شده، با این توانایی‌هایی که در تیم هست، ایران نتواند حداقل تیم سوم از این گروه بشود.
ولی فکر می‌کنم مشکلات در این چند وقت در ایران خیلی زیاد بوده است. فوتبال همیشه برای همه‌ی ایرانیان و طرفداران فوتبال وسیله‌ای بیشتر از یک سرگرمی است، ولی زمان‌هایی وجود دارد که یک‌سری مسایل خیلی کمرنگ‌تر می‌شوند و طبیعتاً در آن روزها هم مردم توجه‌شان به فوتبال و موفقیت فوتبال خیلی کمتر است تا مسایل جانبی که در ایران اتفاق می‌افتد.
iran-goftogoo
درگذشت ملی پوشان نوجوان جودو در سانحه‌ی سقوط هواپیما


گفت‌وگو با علی چالاک، جودوکار تیم ملی بزرگسالان ایران



تیم ملی نوجوانان جودوکار ایران

در پی سانحه‌ی سقوط هواپيمای کاسپیان ایرلاین، تمامی اعضای تيم ملی جودوی نوجوانان ايران جان باختند. علی چالاک، جودوکار وزن منهای ۶۰ کیلوگرم تیم ملی بزرگسالان ایران در مصاحبه با دویچه وله به یادبود کشته شدگان سخن گفته است.

تیم ملی جودوی نوجوانان ایران به منظور حضور در اردوی تداراکاتی ایروان در هواپیمای سقوط کرده‌ی عازم ارمنستان بود. این ورزشکاران پس از انجام این اردو قصد شرکت در مسابقات جهانی مجارستان را داشتند.



علی چالاک که یار هم‌باشگاهی چندین تن از قربانیان تیم ملی نوجوانان ایران است و همچنین در گذشته زیر نظر مربیان این تیم تعلیم دیده بود، در زمینه‌ی این سانحه‌ی ناگوار با بخش فارسی دویچه وله به گفت‌وگو پرداخته است.



دویچه وله: آقای علی چالاک، ملی‌پوش وزن منهای شصت کیلوگرم تیم ملی جودوی بزرگسالان ایران، بخاطر درگذشت تمامی ملی‌پوشان تیم ملی جودوی نوجوانان ایران در سانحه‌ی هواپیمایی امروز چهارشنبه تسلیت می‌گویم. تیم ملی جودوی نوجوانان ایران جهت شرکت در مسابقات بین‌المللی ارمنستان راهی شهر ایروان بود. وحال تمامی این ورزشکاران نوجوان ایرانی جان خود را از دست دادند. علی‌جان، تو خودت چه شناختی از بازیکنان و کادر فنی تیم ملی جودوی نوجوانان ایران داشتی که دیگر در میان جامعه‌‌ی جودوی ایران نخواهند بود؟

با تشکر از پیگیری شما و اینکه شما هم خودتان را از ما می‌دانید و ناراحت هستید. این خبر واقعا باعث ناراحتی جامعه‌ی جودو و کل جامعه‌ی ورزشی و ایران شد. ظاهرا علت حادثه نقص فنی هواپیما بوده و ما هم از این حادثه ناراحت هستیم. دو نفر از مربی‌های خوب‌مان به اسم آقای علی بهرامی و علی محدث در این پرواز بودند که فوت شدند، یک نماینده‌ی سازمان و هشت نفر از بچه‌های نوجوانان تیم ملی هم در آن میان بودند.


آیا خودت هم در کنار این نوجوانان ورزشکار ایران در اردوهای مشترک جودو شرکت کرده بودی؟


بله. این دو مربی از مربیان واقعا خوب تیم ملی و فدراسیون بودند که زحمت مربی‌گری و تیم ملی بزرگسالان را هم بر عهده داشتند. واقعا مربیان خوبی بودند و از اعضای زحمتکش و مجرب فدراسیون بودند. چهارنفر از این بچه‌ها به اسم آقای زینی‌وند و مصیب عزیزاللهی عضو تیم پارس جنوبی بودند که در تیم ملی برای ما مسابقه می‌دادند. و من هم خیلی ناراحت شدم. برادر یکی از دوستان خوبم به اسم آقای وحید بنا، بحسین بنا، در این سانحه فوت شدند. خود آقای بنا، بیست روز دیگر مسابقه دارد که من فکر نمی‌کنم با این روحیه و با این خبر بد بتواند حرکت خوبی داشته باشد. من هم تماس گرفتم و خودم را در غم او شریک دانستم و ابراز ناراحتی کردم.

تیم‌های ملی جودوی ایران در رده‌های سنی مختلف در سال جاری نیز به مسابقات متفاوت بین‌المللی اعزام خواهند شد. به نظر تو، این اتفاقی که رخ داد، تا چه مقدار می‌تواند انگیزه و روحیه‌ی ملی‌پوشان جودوی ایران را در درازمدت تحت تأثیر قرار بدهد؟


صددرصد تأثیر دارد. اینها سرمایه‌ها و پتانسیل جودوی ما هستند. این بچه‌ها ریشه‌ی ورزش ما هستند. خب ما امثال اینها کم داریم، چه برسد به تیم ملی،. کسانی که برای مسابقات گلچین شدند. کسانی که برای مسابقات خوب بودند. مسلما تأثیر منفی می‌گذارد و تا بخواهیم دوباره اعصاب این بچه‌ها را بسازیم و تحویل جامعه‌ی ورزش بدهیم، خودش سالیان سال طول می‌کشد. ولی خب اتفاقی است که افتاده و من بازهم تسلیت می‌گویم خدمت خانواده‌‌شان و همه‌ی کسانی که ناراحت شدند. انشاالله بتوانیم این خسارتی را که اتفاق افتاده جبران کنیم .

علی‌جان، تو خودت هم چندین بار با تیم ملی جودوی ایران در مسابقات متفاوت بین‌المللی شرکت داشته‌ای. سفرهایی به کشورهای اروپای شرقی، اروپای غربی، آسیا و غیره کرده‌ای. آیا خودت هم وقتی که مسافر هواپیماهای توپولف بودی و به سوی یکی از کشورهای حومه‌ی روسیه در حال سفر بودی، اضطراب و ترس داشته‌ای؟ با توجه به اینکه هواپیماهای توپولف ضریب سقوطشان خیلی بالاست و هواپیماهای مطمئنی نیستند!


بله. خب ما کلا استرس داریم. ما هم ترس داریم. ولی خب گفتم خدا را شکر قسمت ما نبوده، قسمت این بچه‌ها بوده. منظور اینکه اشکال از ما نیست، اشکال از هواپیماهای نامناسب و غیراستاندارد در این مملکت است. حالا ما کاری به جودو و ورزش ندارم. ما برای هموطنان‌مان، بقیه‌ی افرادی که فوت شدند هم بسیار ناراحت شدیم، چه برسد به جودوکارها. گفتم که این حادثه به خاطر غیراستانداردبودن هواپیماها و نامطمئن بودنشان اتفاق افتاده است.


به نظر تو چه کسی باید پاسخگوی جان از دست رفته‌ی قربانیان این سانحه باشد؟

نمی‌دانم. ولی امثال کسانی که... گفتم این پیشامدی‌است که رخ داده و می‌توانسته برای هر کسی پیش بیاید. ولی خب ما می‌توانیم بگوییم اشکال فنی بوده و انشاالله که چنین بحثی دیگر پیش نمی‌آید و... نمی‌دانم چه کس خاصی باید جوابگوی این حادثه باشد. من نمی‌دانم.


در حال حاضر خودت را داری برای چه مسابقاتی آماده می‌کنی؟

من عضو تیم ملی شده‌ام. باید برای مسابقات جهانی انشاالله ببینم، تا در مسابقات جهانی بتوانم پرچم مملکتم را بالا ببرم.



گزارش و مصاحبه: فرید اشرفیان

تحریریه: کیواندخت قهاری
تردید
بازيكن ايراني تيم فوتبال اوساسونا گفت: به احتمال فراوان از اين تيم جدا نخواهم شد و فصل آينده را هم در اوساسونا حضور خواهم داشت. جواد نكونام درباره پيشنهاد دوباره باشگاه ويارئال اظهار كرد: در حال حاضر در تهران به سر مي‌برم و اطلاعي از روند مذاكرات ندارم. بايد تا چند روز آينده براي حضور در تمرينات اوساسونا به اسپانيا برگردم. مدير برنامه ‌هايم در حال مذاكره با مسئولان باشگاه ويارئال است، اما ديگر به احتمال فراوان از اوساسونا جدا نخواهم شد و احتمال حضورم در ويارئال بسيار كم است. وي درباره دليل اين تصميم گفت: من به اوساسونا علاقمندم و در اين تيم شرايط خوبي دارم. هواداران اوساسونا هم به من لطف دارند. جدا شدن از اين تيم برايم دشوار است. دوست دارم فوتبالم را در اين تيم ادامه دهم. با يارگيري كه اوساسونا در فصل نقل و انتقالات انجام داده است، به فصل آينده بسيار اميدوارم و فكر مي‌كنم تيم قدرتمندي را براي فصل بعد داشته باشيم. به گزارش ايسنا، كاپيتان تيم ملي فوتبال ايران درباره خداحافظي مهدي مهدوي ‌كيا، وحيد هاشميان و علي كريمي نيز اظهار داشت : وقتي خبر خداحافظي اين سه بازيكن را شنيدم، واقعا ناراحت شدم. مهدوي‌كيا، هاشميان و كريمي سه دوست بسيار خوب من در تيم ملي بودند كه هر سه‌ آنها از هر نظر نمونه بودند. متاسفم كه در فوتبال‌مان نمي‌توانيم به خوبي قدردان زحمات بازيكناني مانند مهدوي‌كيا، هاشميان و كريمي باشيم. نكونام با انتقاد شديد از برخي رسانه‌ها كه به گفته او، بازيكنان تيم ملي را به خيانت متهم كرده بودند، افزود: مي‌گويند برخي بازيكنان تيم ملي خائن هستند در صورتي كه به كار بردن چنين لفظي در قبال بازيكناني كه سال‌ها براي تيم ملي ايران بدون كوچكترين چشمداشت مالي تلاش كردند، غير منصفانه است. بازيكنان تيم ملي هميشه ودر همه حال با تمام وجود براي تيم ملي زحمت كشيده‌اند. آنها تنها به فكر افتخارآفريني بودند. در اسپانيا ابتدا من را به عنوان يك بازيكن ايراني مي‌شناسند و بعد نامم را مي‌دانند. در جواب كساني كه مي‌گويند بازيكنان تيم ملي خائن هستند، بايد بگويم خائن كساني هستند كه مطالبي را عليه فوتبال ايران و بازيكنان تيم ملي مي‌نويسند. وي ادامه داد: مي‌دانيد كه ما از باشگاه‌ها پول مي‌گيريم و پولي را از فدراسيون فوتبال دريافت نمي‌كنيم. پس چطور مي‌شود به بازيكناني كه بدون كوچكترين چشمداشت مالي به فكر خدمت به تيم ملي كشورشان هستند لقب خائن داد. چند سالي است كه پول وارد فوتبال ايران شده است، اما بازيكناني مانند مهدوي‌كيا، هاشميان، كريمي و من سال‌هاست براي تيم ملي بازي مي‌كنيم واين به خاطر عشق به پيراهن ملي است. هميشه و همه وقت اولويت براي من، تيم ملي بوده است. حالا هم مي‌گويم اگر اوساسونا مهمترين بازي را داشته باشد و تيم ملي نيز ضعيف‌ترين بازي را در رقابت‌هاي مقدماتي جام ملت‌هاي آسيا داشته باشد، با تمام وجود تيم ملي را براي بازي انتخاب مي‌كنم. نكونام افزود: شايد مشكلاتي وجود داشته باشد، اما من و بازيكنان تيم ملي هيچ گاه محبت مردم را فراموش نمي‌كنيم كه در سخت‌ترين شرايط براي تشويق تيم ملي به ورزشگاه‌ها مي‌آيند. اگر من در حال حاضر در اوساسونا بازي مي‌كنم، به خاطر تيم ملي است. نكونام با بيان اينكه تمامي بازيكنان فوتبال ملي ايران از سال‌هاي گذشته تاكنون غريبانه از فوتبال خداحافظي كردند، گفت: استيلي، دايي، عزيز ي، پيرواني، هاشمي‌ نسب و دهها بازيكن ديگر از تيم ملي خداحافظي كردند. از فدراسيون مي‌خواهم در زماني مناسب كه امكان حضور بازيكنان لژيونر هم وجود داشته باشد، در نيم فصل مراسم تقدير از بازيكنان گذشته و فعلي را برگزار كند تا به صورت آبرومندانه‌اي از اين بازيكنان تقدير و تشكر شود. اگر ما اين كار را انجام ندهيم، بازيكنان جوان كه تازه اول راه هستند انگيزه چنداني براي ورود به دنياي فوتبال پيدا نمي‌كنند، اما اگر از بازيكنان قديمي قدرداني كنيم، دلگرمي خوبي براي بازيكنان ديگر است. اميدوارم مراسمي با آبرو و با حضور فوتبالي‌ها برگزار شود و از بازيكنان بزرگ فوتبال ايران كه در سال‌هاي گذشته و همچنين در ماه اخير از تيم ملي خداحافظي كردند، تقدير و قدرداني شود.



iran-goftogoo
تلاش رئال مادرید برای گریز از دام "شیوخ"



باشگاه رئال مادرید برای آنکه نقشه‌های احتمالی شیوخ خلیج‌نشین درمورد خرید کاکا، ملی‌پوش برزیلی رئال را نقش بر آب کند، در قرارداد خود با این ستاره محبوب هزینه‌ی انتقال وی به باشگاهی دیگر را یک میلیارد یورو قید کرده است.




چندی پیش بود که سرپرستان رئال مادرید با پرداخت ۹۴ میلیون یورو به حساب منچستر یونایتد، کریستیانو رونالدو، ملی‌پوش پرتغالی این تیم را به خدمت خود درآوردند و مدتی بعد هم اعلام کردند که هر باشگاهی که تمایل به خرید این ستاره دارد، باید سر کیسه را حسابی شل کند و مبلغ یک میلیارد یورو بپردازد.

پس از رونالدو، حال نوبت به کاکا، ملی‌پوش برزیلی رئال مادرید رسیده که در پایان فصل گذشته، در ازای ۶۵ میلیارد یورو آ ث میلان را به مقصد مادرید ترک گفته بود. هزینه انتقال کاکا نیز از سوی مسئولان دوراندیش رئال یک میلیارد یورو تعیین شده است.

نشریه ورزشی اسپانیایی مارکا، ضمن اعلام این خبر متذکر می‌شود که با این پول می‌توان، پنج هواپیمای مسافربری ایرباس خریداری کرد و یا بودجه سه وزارتخانه در اسپانیا را تامین نمود. مادریدی‌ها در آغاز این فصل بیش از ۲۲۰ میلیون یورو برای خرید ستارگان جدید هزینه‌کرده‌اند.

سرپرستان رئال مادرید بیش از همه می‌کوشند که از هم اکنون مانع تلاش‌های احتمالی سرمایه‌گذاران کشورهای حوزه خلیج فارس برای خرید این ستارگان شوند. در دوران اخیر حضور سرمایه‌گذاران عربی در عرصه فوتبال از جمله در انگلیس بسیار پررنگ شده است.

در این راستا می‌توان به باشگاه منچستر سیتی اشاره کرد که مدتی است در دست سرمایه‌گذاران اهل ابوظبی قرار دارد و در ماه‌های اخیر سخت در تلاش شکار کاکا بود. "شیوخ" منچستر سیتی حتی حاضر بودند که در ازای انتقال کاکا از آ ث میلان به این باشگاه مبلغ ۱۲۵ میلیون یورو بپردازند، اما علیرغم این پیشنهاد نجومی، این نقل و انتقال صورت نگرفت.

البته تعیین مبالغ کلان در قراردادهای ستارگان، به ویژه در اسپانیا پدیده‌ی تازه‌ای نیست، اما ابعاد آن در این دوران شگفتی‌آور و به قول خود مادریدی‌ها «کهکشانی» است. در گذشته باشگاه‌هایی چون رئال مادرید و بارسلونا برای ستارگان خود از جمله رائول یا پیول مبلغ ۱۸۰ میلیون یورو مطالبه می‌کردند، اما این رقم اکنون بیش از ۵ برابر شده است.

iran-goftogoo
چرا صفایی فراهانی بازداشت شد؟ • گفت‌وگو با جلال طالبی





محسن صفایی فراهانی، رییس پیشین فدراسیون فوتبال ایران


محسن صفایی فراهانی، رییس پیشین فدراسیون فوتبال ایران همچنان در بازداشت به سر می برد. جلال طالبی که در دوران ریاست او، سرمربیگری تیم ملی را بر عهده داشته است، در گفت‌وگو با دویچه وله به موضوع دستگیری وی پرداخته است.




دویچه وله: آقای طالبی در دوران سرمربی‌گری شما در تیم ملی ایران، آقای محسن صفایی فراهانی ریاست فدراسیون فوتبال را عهده‌دار بود و شما را نیز دوبار به‌عنوان سرمربی تیم ملی و یکبار نیز به‌عنوان مدیر فنی تیم ملی انتخاب کرد. صفایی فراهانی در حال حاضر در بازداشت بسر می‌برد و در زندان اوین است. شما در حال حاضر در تهران هستید و از نزدیک تحولات روزانه و اخبار را دنبال می‌کنید. دلیل بازداشت محسن صفایی فراهانی از دیدگاه شما چه هست؟



جلال طالبی: تعداد زیادی را دارند می‌گیرند و سوال‌های جست‌وجویی و پرسشی می‌کنند. من اطلاع دقیقی از این مسایل ندارم، ولی احتمالا ایشان خب عضو حزب مشارکت بودند و برای انتخاب آقای موسوی هم به چند شهرستان رفتند وسخنرانی کردند که مردم را برای آمدن پای صندوق رأی تشویق کنند.



دویچه وله: پس جرم دستگیری‌شان تنها این بوده؟



جلال طالبی: من اصلا از این مسئله اطلاعی ندارم، اصلا خانواده‌‌ی‌شان هم هیچ اطلاعی ندارند. ولی بهرحال این موضوع مشخص خواهد شد و به خانواده‌شان خواهند گفت که جرم چه هست؟ در هر حال مدتی زمان می‌برد تا نوبت آنها برسد و جرمی که برایشان درنظر گرفته‌اند، به آنها گفته شود تا بتوانند صحبت کنند. من در روزنامه خواندم که خانم‌شان صحبت کرده بود که هنوز به ما نگفتند که به خاطر چه ایشان بازداشت شده.



دویچه وله: آقای طالبی شما میان سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۰ با آقای صفایی فراهانی در فدراسیون فوتبال ایران همکاری نزدیک داشتید. چه شناختی خودتان کلاً از شخص و شخصیت ایشان دارید؟



جلال طالبی: من در حدود دوسال و نیم‌ـ سه سال در خدمت ایشان بود و در فدراسیون فوتبال کار می‌کردم. آن چیزی که من دیدم و در مصاحبه‌ای هم که چند روز پیش با من شد، گفتم که ایشان بهرحال علاقمند‌ی‌اش به پیشرفت فوتبال کشورمان بود و آدمی بود که تمام تلاشش در این بود که بتواند فدراسیون را به سروسامانی برساند و را تشکیلات کمیته‌‌ها را درست کند. توجه به جوانان و نوجوانان داشتند، توجه به آموزش داشتند و بسیار تلاش کردند که باعث افتخار (جامعه) فوتبال ایران باشند. در دوران آقای رفسنجانی هم ایشان به‌عنوان مدیر نمونه‌ی سال انتخاب شدند. ایشان آدم صادقی بودند. آدم درستی بودند و خیلی سعی می‌کردند که مخارجی که در فدراسیون می‌شود با حساب و کتاب باشد. سعی می‌کردند تا حد امکان صرفه‌جویی بشود و زمانی هم که فدراسیون را تحویل دادند، یکی از شفاف‌ترین کارهایشان هم این بود که تمام مسایل مالی فدراسیون کاملا روشن و مشخص بود.



دویچه وله: در پی تعلیق فوتبال ملی ایران از سوی فیفا، آقای محسن صفایی فراهانی در سال ۲۰۰۷ به‌عنوان رییس کمیته‌ی انتقالی فدراسیون فوتبال ایران به طور موقت تعیین شده بودند و بر سر اجرای صحیح اصول فیفا پافشاری می‌کردند و مقاومت با نمایندگان دولت در سازمان تربیت بدنی مانند آقای محمدعلی آبادی. آیا به نظر شما بازداشت ایشان یک نوع حالت انتقام مسئولین نظام را هم وانمود می‌کند؟



جلال طالبی: تصور نمی‌کنم مسئله‌ی ایشان... بهرحال مسئولیتی را فیفا به ایشان واگذار کرده بود و ایشان هم در حد توانشان سعی کردند که آن طوری که باید و شاید کارهایی که به او واگذار شده بود را انجام بدهند. آن چیزی که من از ایشان دیدم، در این مدت که در کنار ایشان کار می‌کردم، صداقت در کارشان بود و برای حرفه‌ای شدن فوتبال ایران بسیار زحمت کشیدند. بعد از هفتاد سال کمپ‌های تیم ملی را درست کردند برای اسکان و تأمینات تیم ملی. آن چیزی که من از ایشان دیدم خدمت بود. تمام تلاشش در این بود که به فوتبال مملکت ما، به جوانان مملکت ما خدمت بکند.



مصاحبه‌گر: فرید اشرفیان

تحریریه: شهرام احدی
تردید
انصاري‌فرد:سرمربي پرسپوليس امروز انتخاب مي‌شود
مديرعامل باشگاه پرسپوليس از انتخاب سرمربي اين تيم در روز شنبه ( امروز) خبر داد. عباس انصاري فرد درباره روند انتخاب سرمربي پرسپوليس اظهار داشت: با گزينه‌هاي زيادي صحبت كرديم و با خيلي از آنها به توافق رسيديم اما مسائلي پيش آمد كه مانع كار ما شد. وي ادامه داد: با تاپ مولر بر سر قيمت به توافق نرسيديم. با برخي از مربيان نيز همانند برانكو به توافق نهايي دست يافتيم اما تماس‌هايي از ايران صورت گرفت و اين مربيان را منصرف كرد. نمي‌دانم اسم اين افراد را دلال بگذاريم يا افراد خاص اما در هر صورت مانع آمدن اين مربيان شدند. به گزارش فارس، انصاري فرد با وعده به هواداران اين تيم براي حضوري قدرتمند در ليگ نهم يادآور شد: قبول دارم كه شرايط مي‌توانست بهتر از اين باشد اما هنوز هم كارها طبق برنامه پيش مي‌رود. پرسپوليس از نظر جذب بازيكن موفق عمل كرده است. ما نفراتي را جذب كرده‌ايم كه بدون حاشيه هستند و به ارائه فوتبال هجومي و تماشاگر‌پسند كمك مي‌كنند. هواداران مطمئن باشند ما در ميدان عمل همه چيز را ثابت خواهيم كرد. پرسپوليس در ليگ نهم با قدرت و براي قهرماني وارد ميدان خواهد شد. انصاري‌فرد افزود: كارهاي زيادي در اين مدت براي پرسپوليس انجام داديم. اسپانسر 6 ميلياردي براي اين تيم جذب كرديم كه سابقه نداشته است. كارها در باشگاه پرسپوليس طبق برنامه پيش مي‌رود. وي درباره انتخاب سرمربي اين تيم خاطرنشان كرد: طبق هماهنگي‌هاي انجام شده امروز سرمربي جديد پرسپوليس اعلام و معرفي خواهد شد. البته احتمال دارد اين موضوع فردا محقق شود. انصاري فرد از ذكر نام و مليت اين مربي خودداري كرد و گفت: به خاطر مسائلي كه در گذشته پيش آمده ترجيح مي‌دهيم تا زمان قطعي شدن اين موضوع، نام و مليت مربي مورد نظرمان را اعلام نكنيم. مديرعامل پرسپوليس تاكيد كرد: به زودي در نشست مطبوعاتي عملكرد 6 ماهه خودم را اعلام مي‌كنم تا مردم و هواداران متوجه شوند چه كارهايي در اين مدت صورت گرفته است.



نقطه سر خط
محمد پنجعلي:اگر مي خواهيم فوتبال حرفه اي شود بايد درآمد زايي را براي باشگاه ها فراهم كنيم



پيشكسوت تيم فوتبال پرسپوليس با اشاره به بحث واگذاري دو تيم فوتبال پايتخت به‌ ‌مردم گفت: متاسفانه حرف‌هاي بسيار قشنگي طي اين مدت شنيده‌ايم، ‌اما در عمل هيچ چيز خاصي نديده ايم. محمد پنجعلي در گفتگو با‌‌‌ايلنا،‌افزود: مدتي پيش آنچنان با آب و تاب از انتقال پرسپوليس و استقلال به مردم سخن گفته شد كه تصور مي‌كرديم همه مشكلات در‌حال حل شدن است، اما متاسفانه آقايان فراموش كردند چه حرفي زده‌اند و چه قولي به مردم داده‌اند. وي تصريح كرد: اگر قرار باشد وعـده بـدهـيـم و عـمـل نكنيم طبيعي است روز‌بـه‌‌روز شـرايـط بـدتر شود. مي‌خواهيم فوتبال را خصوصي كنيم اما نه شرايطش را ايجاد مي‌كنيم و نه امكانات لازم براي اين حركت را در اختيار داريم. چگونه مي‌توان انتظار داشت تيمي كه زمين تمرين اختصاصي هم ندارد بتواند راه حرفه‌اي شدن را در پيش بگيرد. كاپيتان اسبق تيم فوتبال پرسپوليس گفت: بايد خدا را شاكر باشيم كه توفيق اجباري نصيب فـوتـبـال ايران شده است. اميدوارم حداقل دوستان ،به خاطر فيفا هم كه شده در بحث خصوصي‌سازي فوتبال جديت بيشتري داشته باشند تا در نهايت شاهد خصوصي‌سازي در فوتبال كشورمان باشيم. ‌پنجعلي يادآور شد:‌ بحث واگذاري دو تيم پرطرفدار و محبوب پايتخت به مردم به موضوعي قديمي تبديل شده است، چرا كه از اين قول‌ها در طي چند‌سال اخير بسيار شنيده‌ايم. اميدوارم آنهايي كه دستي بر آتش دارند با نگاه مديريتي و به دور از هر گونه رابطه‌اي، در اين خصوص اقدامات لازم را انجام دهند. وي گفت: اگر مي‌خواهيم فوتبال حرفه‌اي شود بايد زمينه درآمدزايي را براي باشگاه‌ها فراهم كنيم. فعاليتي را در پيش بگيريم كه بازدهي داشته باشد و بتواند براي باشگاه منبع درآمد كسب كند. از هر گونه روابط غيراصولي خودداري كنيم و اجازه دهيم مسائل از طريق روش‌هاي منطقي و بر اساس ضوابط پيش برود. كاپيتان اسبق پرسپوليس بـــا‌‌‌اشــاره بــه شــرايــط كـنــونــي ايــن بــاشـگــاه اظهار‌داشت:‌واقعيت اين است كه مردم و هواداران از آنچه كه در اين باشگاه مي‌گذرد نـاراحـت هـسـتـند. متاسفانه انصاري‌فرد با اسـم‌هـا بـازي مـي‌كـنـد و هر روز زمان و فرصت‌هايي را از دست مي‌دهد كه جبران اين فرصت هاي سوخته، غيرممكن است. وي خاطرنشان كرد:چرا بايد پرسپوليس با آن فضاحت از ليگ قهرمانان آسيا حذف شود و در رقابت‌هاي ليگ برتر فوتبال هم با آن نتايج مواجه شود؟ چرا مديرعامل باشگاه در صدد رفع مشكلات اقدام نمي‌كند و همان راه اشتباه گذشته را طي مي‌كند؟ پنجعلي ضمن ابـراز گـلايـه شـديـد از انصـاري‌فرد گفت: مديرعامل پرسپوليس به‌‌راحتي با عواطف و احسـاسـات مـردم بـازي مي‌كند،‌ متاسفانه ضعف مديريتي در باشگاه پرسپوليس مشهود است اما نمي‌دانم چرا مديران ورزش با اين موضوع با ملايمت برخورد مي‌كنند؟ كاپيتان اسبق تيم ملي فوتبال ايران يادآور شد: مشكل فوتبال ما به پرسپوليس و استقلال باز نمي‌گردد چــرا كــه در فــوتـبــال مـلــي نيـز اشتبـاهـات جبران‌ناپذيري داشته‌ايم. يك‌بار استراليا را برديم و سال‌ها در باد اين پيروزي خوابيديم. حال ما كجا هستيم و استراليا كجاست؟ پنجعلي در پايان گفت: اميدوارم مسائل و مشكلات فوتبال از ريشه حل شود، چرا كه با حركت در راه كنوني،‌هيچ اميدي به‌‌آينده وجود ندارد.

نقطه سر خط
مهدي تاج:كارت بازي متخلفان در زمان برگزاري ليگ نيز باطل مي‌شود
نايب رئيس فدراسيون فوتبال گفت: اگر بازيكني در طول فصل مرتكب تخلف شود كارت بازي او باطل و از ادامه فعاليتش جلوگيري خواهد شد.مهدي تاج در مورد جلسه منشور اخلاقي عنوان كرد: در اين جلسه همه اعضا حضور داشتند و قرار شد اين كارگروه همچنان ادامه پيدا كرده و يك نفر هم از ستاد فرماندهي نيروي انتظامي به اين ستاد اضافه خواهد شد. وي در مورد بحث هاي مطرح شده در اين جلسه اظهار داشت: منشور اخلاقي موضوعي است كه در همه جاي دنيا وجود دارد. به عنوان مثال در ليگ بوندس ليگاي آلمان هنگامي كه يكي از بازيكنان در حالت غير عادي رانندگي كرده بود، مسئولان آن باشگاه اين بازيكن را محروم كردند. يا در جاي ديگر بازيكن بزرگي مانند ديويد بكام كه ساعت 12شب كه وقت استراحت است را در كلوپ شبانه مي‌گذراند، او را 3 جلسه محروم مي كنند. تاج اضافه كرد: يك معيار و آدابي براي بازيكن و مربي وجود دارد كه بايد رعايت شود و از كندروي و تندروي نيز بايد پرهيز شود. كساني كه مي‌خواهند مسائل اخلاقي رعايت شود، ابتدا بايد خودشان به اين مسائل پايبند باشند و با سعه صدر برخورد كنند. نايب رئيس فدراسيون فوتبال يادآور شد: مي‌خواهيم آيين‌نامه و مسائل مربوط به بحث منشور اخلاقي را روي سايت فدراسيون قرار دهيم تا افراد مختلف نظراتشان را بيان كنند و بتوانيم براي به كارگيري آن در فصل آتي، اصلاحات احتمالي لازم را اعمال كنيم. وي خاطرنشان كرد: تعدادي از رسانه ها و برخي افراد با شايعه پراكني مي خواهند جريان سازي منفي كنند. اين‌گونه رفتارها قابل پيگيري هستند و ما با آنها نيز برخورد خواهيم كرد. تاج ادامه داد: در حال مطالعه قوانين بالادستي و پايين دستي هستيم كه مغايرتي با قوانين منشور اخلاقي نداشته باشد و از تصميم هايي كه مي گيريم هرگز عدول نخواهيم كرد.به گزارش فارس، نايب رئيس فدراسيون فوتبال عنوان كرد: تاكنون عملكرد رفتاري 900 بازيكن و كادر تيمي را در ليگ 5 هزار نفري كه در فوتبال ايران فعاليت مي كنند مورد بررسي قرار داده ايم و از ميان اين تعداد فقط 15 بازيكن، 4 سرمربي و2 مربي شامل اين تخلفات شده اند. از اين ميان تاكنون براي2 بازيكن كارت بازي صادر نشده است و ساير افراد مي توانند با دادن تعهد كتبي به فعاليت خود ادامه دهند. در مورد مربيان هنوز درمورد يك مربي، متخلف بودن يا نبودنش محرز نشده و يك مربي ديگر نيز از ليگ برتر به ليگ دسته اول منتقل شده است و2 مربي با دادن تعهدات كتبي مي توانند به فعاليت خود ادامه دهند. تاج درباره اعلام اسامي گفت: دليلي براي اعلام اسامي نمي بينيم، اما در جنبه هاي مثبت منشور اخلاقي مي خواهيم همايشي را در روز دهم مرداد در مشهد برگزار كرده و از 138 بازيكن، مربي، مدير و داور كه مسائل انضباطي و رفتاري را به درستي رعايت كرده اند، تقدير كنيم. تاج راجع به حكم هاي صادره در مورد داوران متخلف نيز عنوان كرد: در اين زمينه بررسي هاي لازم انجام و احكامي نيز صادر شده است، اما ترجيح مي دهيم كه هيچ نامي در اين مورد فاش نشود و فقط به صورت خصوصي به داوران متخلف ابلاغ خواهيم كرد. تاج در ادامه به پديده دلالي در فوتبال ايران اشاره كرد و افزود: يكي از بارزترين مصاديق تخلفات قانوني و شرعي، پديده‌ دلاليسم است كه به شدت رسيدگي خواهد شد. اين قضيه با تعبيردر اختيار گرفتن وجوهي كه هيچ زحمتي براي آن كشيده نشده است، از سوي مراجع ديگري نيز پيگيري مي‌شود و ما هم در اين ستاد به آن رسيدگي مي كنيم. در جريان برگزاري مسابقات حتي اگر در ميانه فصل باشد و تخلف بازيكني محرز شود، كارت بازي بازيكن متخلف را باطل كرده و از ادامه فعاليتش جلوگيري خواهيم كرد.

نقطه سر خط
مهدوي كيا، كريمي و نكونام در تيم منتخب دهه آسيا
سايت گل اقدام به انتخاب تيم برتر يك دهه فوتبال آسيا كرده كه در اين ميان نام سه بازيكن از ايران به چشم مي خورد.‌ به گزارش مهر، دهه 2000 تا 2010 يك دهه خوب براي فوتبال آسيا بوده است. آسيايي ها براي اولين بار ميزبان جام جهاني شدند و در زمين مسابقه پيشرفت كردند. در 10 سال قبل، علي دايي، سامي الجابر، هوانگ سون هو، كازيوشي ميورا و هاي هيدونگ تنها تعدادي از بازيكناني بودند كه مي‌توانستيد در خط حمله قرار دهيد. در اين تيم نام مهدي مهدوي‌كيا، جواد نكونام و علي كريمي سه ستاره فوتبال ايران نيز به چشم مي خورد.‌ سايت گل در مورد مهدوي كيا چنين مي‌نويسد: اين ستاره ايراني هشت سال در هامبورگ حضور داشت و بهترين بازيكن آسيا در سال 2003 با يك خداحافظي عاطفي با تماشاگران هامبورگ به اينتراخت فرانكفورت رفت. استوار و درجه يك!‌ در مورد جواد نكونام نيز نوشته است: اين بازيكن نه تنها بيش از 100 بازي براي تيم ملي انجام داده ، بلكه به عنوان اولين بازيكن ايراني به اسپانيا رفت و به يك تيم متوسط پيوست و بعد از يك شروع آرام به سمت پيشرفت حركت كرد. چيزي كه در مورد اين بازيكن قدرتمند ايراني اهميت دارد اين است كه او چطور بازي‌اش در اين سال‌ها پيشرفت كرده است؟ ديگر بازيكن ايراني در اين تيم علي كريمي است كه سايت گل در مورد وي اين چنين مي‌نويسد: جادوگر پرسپوليس تهران هم اكنون كفش‌هاي خود را در عرصه ملي آويزان كرده است. طرفداران ايران به حد كافي خوش‌شانس بودند كه او در جام ملت‌هاي سال 2004 حضور داشت؛ جايي كه نمايش باشكوه او در يك چهارم نهايي و هت تريك وي موجب پيروزي 4بر3 ايران برابر كره جنوبي شد. بعد از آن، خيلي زود او به عنوان بهترين بازيكن آسيا انتخاب شد و به بايرن مونيخ پيوست.‌تركيب كامل تيم منتخب قاره آسيا از سال 2000 تا سال 2010 از نگاه سايت گل بدين شرح است: دروازه‌بان:لي وون جائه (كره جنوبي)‌.مدافعان: مهدي مهدوي كيا (ايران- ) رهدا توكار (عربستان- ) يوجي ناكازاوا (ژاپن- ) لي يونگ پيو (كره جنوبي)‌. هافبك‌ها: جواد نكونام (ايران- ) شونسوكه ناكامورا (ژاپن- ) پارك جي سونگ (كره جنوبي- ) هيدتوشي ناكاتا (ژاپن- ) علي كريمي (ايران)‌. مهاجم: يونس محمود (عراق)‌.

iran-goftogoo
'آمریکایی ها راضی اند بکهام زودتر برود'

براي ديدن پيوست
از جمله تماشاچیان بازی گالاکسی و آث میلان که در جریان آن بکهام مورد خشم هواداران گالاکسی قرار گرفت، تام کروز و همسرش ویکتوریا بکهام بودند

موفقیت مالی دیوید بکهام به خاطر پیوستنش به یک باشگاه فوتبال در آمریکا شاید بسیار چشمگیر بوده است اما هواداران این باشگاه از او دل خوشی ندارند.

دیوید بکهام، که گرانترین بازیکن فوتبال در آمریکا محسوب می شود، در بازگشت به این کشور با استقبال خصمانه ای روبرو شد.

او در اولین بازی که در برگشتش به آمریکا انجام داد، دائما از طرف هواداران باشگاه لس آنجلس گالاکسی هو شد؛ آنها خشمگین بودند چون این باشگاه در بازی دوستانه در مقابل باشگاه ایتالیایی آث میلان دو-دو مساوی کرد.

این بازیکن سی و سه ساله طبق توافقی که میان باشگاه های لس آنجلس گالاکسی و آث میلان منعقد شده بود، برای چند ماه به اروپا رفت و برای آث میلان بازی کرد.

آلکس کپ استیک، گزارشگر ورزشی بی بی سی می گوید برخی از هواداران گالاکسی، بکهام را به دلیل تمدید دوره اش با آث میلان و بازنگشتن به آمریکا در پایان قراردادی که بین باشگاه ها بسته شده بود، نبخشیده اند و این نارضایتی را در اولین بازی اش در آمریکا آشکارا ابراز کردند.

طرفداران باشگاه گالاکسی در بازی اخیری که با حضور بکهام انجام شد، پلاکاردی به دست گرفته بودند که روی آن نوشته شده بود "برگرد خونه ات متقلب."

گزارشگر ورزشی بی بی سی می گوید بکهام نیز از این واکنش ها عصبانی شده بود و حتی به سمت گروهی از تماشاچیان رفته بود تا خشم خود را نشان دهد که توسط نیروهای امنیتی حاضر در استادیوم ورزشی به عقب رانده شد.

اما او بعد از پایان بازی تاکید داشته که استقبال خصمانه هواداران گالاکسی او را ناراحت نکرده است: "همیشه باید انتظار واکنش هایی را داشت و خیلی ها این وضعیت را پیش بینی کرده بودند. اما اغلب هواداران آمده بودند تا بازیکنان خوب و یک بازی خوب فوتبال برای دو طرف رقیب را تماشا کنند. من فکر می کنم که آنها از تماشای بازی لذت بردند که از همه موضوع ها مهمتر است."

هواداران ناراضی گفته اند که به متعهد بودن دیوید بکهام به بازی در آمریکا مطمئن نیستند. هفته گذشته گفته شد که لندان دوناوان، از بازیکنان دیگر باشگاه لس آنجلس گالاکسی در کتاب "آزمایش بکهام" نظری مشابه را ابراز کرده و گفته است که میزان تلاش بکهام در بازی های فصل گذشته این باشگاه سوال برانگیز بوده است.

گالاکسی هر وقت بکهام بازی نکرده درصد بیشتری پیروزی داشته است تا زمانی که او بازی می کرده است. این وضعیت ممکن است به این دلیل باشد که بازیکنان گالاکسی برای کنار آمدن با سیرکی که بکهام به راه می اندازد و تمام اتفاقاتی که دور و بر او رخ می دهد، مشکل دارند.
گرانت وال، نویسنده کتاب آزمایش بکهام



گرانت وال، نویسنده این کتاب می گوید: "به نظر من آماری که از بازی های گالاکسی پس از پیوستن بکهام به این باشگاه در سال 2007 به دست آمده جالب توجه است. گالاکسی هر وقت بکهام بازی نکرده درصد بیشتری پیروزی داشته است تا زمانی که او بازی می کرده است. این وضعیت ممکن است به این دلیل باشد که بازیکنان گالاکسی برای کنار آمدن با سیرکی که بکهام به راه می اندازد و تمام اتفاقاتی که دور و بر او رخ می دهد، مشکل دارند. برخی از بازیکنان حتی این موضوع را به من شخصا گفته اند."

بکهام از قرارداد پنج ساله اش با لس آنجلس گالاکسی سه سال را تکمیل کرده است. او همواره گفته است که قصد دارد این قرارداد را تا روز آخر انجام دهد.

اما گزارشگر ورزشی بی بی سی معتقد است که با جوی که اکنون در باشگاه مشاهده می شود احتمال این که هواداران گالاکسی یا بازیکنان آن از رفتن بکهام یا پایان زودتر از موعد قردادش ناراحت شوند، کم است.

پیش از این و بر اساس قرارداد اولیه میان باشگاه های گالاکسی و آث میلان قرار بود بکهام در روز نهم ماه مارس و پیش از آغاز فصل لیگ فوتبال آمریکا (MLS) به این کشور بازگردد، اما او خواستار لغو قرارداد خود با گالاکسی و ماندن در میلان شده بود.

بر اساس اطلاعات به دست آمده بکهام برای فراهم شدن شرایط این تغییر در قرارداد فعلی حاضر شد از میزان حقوق و دریافتی های او کاسته شود.

iran-goftogoo
بلندترین قله افغانستان فتح شد

مارتین ونارد

خبرنگار غرب آسیا در بی بی سی


براي ديدن پيوست
فرانسویان امیدوارند جذب کوهنوردان خارجی به منطقه رشته کوههای هندوکش اقتصاد محلی را تقویت کند

بلندترین قله کوه در افغانستان برای اولین بار توسط دو کوهنورد افغان فتح شده است.

دو کوهنوردی که به نوک قله "نوشاخ"، هفت هزار و چهار صد و نود و دو متر بالاتر از سطح آب دریا، صعود کرده اند، ملنگ جان دریا و عمروالدین سنجار بوده اند.

قله نوشاخ در سلسله کوههای هندوکش قرار دارد و دو کوهنورد افغان برای رسیدن به نوک آن لازم بوده است از صخره های صاف بالا روند و با بادهای تند و برف دست و پنجه نرم کنند.

نوشاخ دومین قله بلند هندوکش است.

رسیدن به بالای قله نوشاخ چهار روز طول کشیده است. دو کوهنورد در انتهای سفرشان به بالای کوه، پرچم افغانستان را در قله آن فرو برده اند.

من یکبار توانستم با تلفن ماهواره ای با ملنگ صحبت کنم. او صحیح و سالم به اردوگاهشان، که سه هزار متر پایین تر از نوک قله برپا کرده بودند، بازگشته بود.


او به من گفت که وقتی یکشنبه بعد از ظهر به قله رسیده است چه حسی داشته است: "آن بالا خیلی باد می وزد و من بعد از ده دقیقه برگشتم پایین."

از او پرسیدم که "آیا احساس شعف می کرده؟"

پاسخ داد: "بله. چرا که نه، من اولین افغان هستم که به بلندترین قله کشورم صعود کردم."

ملنگ و عمروالدین، که هر دو سی و پنج سال سن دارند، در دره ای زندگی می کنند که در پایین قله نوشاخ قرار دارد.

آنها جزو گروهی چهار نفره بودند که قصد صعود از این قله را داشت. این گروه و سفرشان به بالای نوشاخ توسط کوهنوردان فرانسوی سازماندهی شده بود.

افغان ها پیش از صعود قله نوشاخ، مدتی در اروپا - بخشی از سلسله کوههای آلپ که در فرانسه واقع شده - آموزش دیده بودند. آنها اکنون امیدوارند بتوانند راهنمای کوهنوردان دیگر بشوند.

رشته کوههای هندوکش در دهه شصت میلادی در میان کوهنوردان خارجی محبوبیت زیادی داشت و سازماندهندگان فرانسوی امیدوارند که منتشر شدن این خبر خوب درباره موفقیت کوهنوردان افغان باعث شود کوهنوردان خارجی بار دیگر به صعود از این رشته کوهها علاقمند شوند و اقتصاد و صنعت جهانگردی محلی را تقویت کنند.

iran-goftogoo
رابطه‌ی انقلاب اسلامی با ورزش کشتی زنان

گفت‌وگو با فریدون شیبانی


فریدون شیبانی


ورزش‌های رزمی مانند کاراته و تکواندو برای زنان در ایران مجاز است، ولی محمدرضا یزدانی خرم رئیس فدراسیون کشتی ایران می‌گوید:«انقلاب کردیم که زن‌هایمان کشتی نگیرند». گفت‌وگو با فریدون شیبانی روزنامه نگار پیشین کیهان ورزشی.



دویچه‌وله: آقای شیبانی، آقای محمدرضا یزدانی خرم رییس فدراسیون کشتی ایران اظهار داشته که ما انقلاب نکرده‌ایم که زنان‌مان هم کشتی‌گیر بشوند. شما این استدلال رییس فدراسیون کشتی ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟


فریدون شیبانی: ببینید، دیگر در هزاره‌ی‌ سوم و قرن بیست‌ویکم و در دنیای پیشرفته‌ی امروز، بخصوص دنیای پیشرفته‌ی‌فرهنگی امروز، فقط مسئله‌ی تکنولوژی مطرح نیست، چون تکنولوژی را می‌شود خرید، ولی فرهنگ را نمی‌شود خرید. الان جایگاه خانم‌ها روز به روز ارتقا می‌یابد و واقعا جایگاه محترمی هم دارند. متاسفانه در ایران با قدمت‌ فرهنگی‌اش و اینکه این فرهنگ داغان شده، بخصوص در این دوره‌ی جمهوری اسلامی، مسئله‌ی خانم‌ها خیلی جالب دارد مطرح می‌شود. یکسری از آن نمایشی است، یکسری دیگر هم خانم‌ها را سرکوب می‌کنند و دائم می‌گویند این فقط برای عزت و احترام خانم‌هاست.



من یکبار یادم می‌آید که درهمین هلند درسال ۱۹۹۰ مسابقات معلولان بود. در آن موقع مسئولان زیادی چون سفر به هلند بود، آنها با تیم معلولان ایران همراه شده بودند. در کنار این مسابقات، مسابقات کشتی بانوان هم بود. موقعی که مسابقات کشتی بانوان شروع شد، خیلی هم جالب بود پیراهنی که پوشیده بودند، آن پوشش‌شان، کاملا تمام بدن را پوشانده بود و هیچ حالتی نداشت بخواهد مثلا فرض کنید حتا به دو میدانی تشبیه بشود یا به (شنا) تشبیه بشود. ولی همان لحظه با یک حالت نمایشی همه‌شان بلند شدند از آن لابی هتلی که مسابقات در آن انجام می‌شد، آمدند بیرون. در حالی که در همان کنارش داشتند مسابقه‌ی کشتی نابینایان را نگاه می‌کردند، چون تقریبا همزمان باهم بود، خانم‌هایی که در آن هتل بودند خیلی لباس بازتر و آزادتری پوشیده بودند، زمان گرمی هم بود.



اینها فقط یک نوع تظاهر و خودنمایی از خود نشان می‌دادند. بعد هم منکر می‌شوند و به یک شکل دیگری مطرح می‌کنند که بله به این دلیل است. این قضیه‌ای که ایران کلا از مسابقه‌های کشتی جهانی و بین‌المللی محروم شده، به خاطر این است که کشتی خانم‌ها و آقایان باید همزمان باید باشد و به همین دلیل تیم‌های بین‌المللی به ایران نمی‌روند. مقامات ایران اول گفتند ما گرفتیم، دوازده‌تا گرفتیم، پانزده ‌دوره‌ی مسابقات را گرفتیم. بعد مشخص شد که اصلا به ایران اجازه‌ی برگزاری مسابقات را نمی‌دهند‌. در حالی که جایگاه کشتی ایران انکارناپذیر است.

الان هم این آقا برای این‌که با رییس جمهوری که هنوز مورد قبول هم نیست و کشورهای دنیا هنوز به رسمیت‌اش هم نشناخته‌اند، آمده نزدیک شده، با این هدف که جانشین آدم نالایقی مثل علی‌آبادی بشود. در این شرایط هم دارد حرفهایی را می‌زند که باب دندان محمود احمدی‌نژاد و خامنه‌ای و غیره باشد. خب می‌آید این قضیه را مطرح می‌کند. و بعد همان واژه‌ای را هم به کار می‌برد که همیشه برای سرکوب خانم‌ها به کار رفته است. اینکه می‌گویند: ما برای عزت مقام خانم‌ها، برای جایگاه والای آنها اینکار را نمی‌کنیم. خانم‌ها چه جایگاه بالایی دارند که حق ندارند مسابقه بدهند، حق ندارند ورزش کنند؟ برای این که مضر است؟ اگر مضر است که در هر ورزشی می‌تواند با آن همه عوامل مفیدی که دارد مضر هم باشد! خانم‌ها که در فوتبال که بازی می‌کنند که اول می‌گفتند حرام است و الان حلال شده، در آنجا هم اگر دو نفرشان به هم بخورند، خب خیلی خطرناک است. ولی این برای آنها مسئله‌ی خاصی ندارد. مگر خانم‌ها تکواندو کار نمی‌کنند، مگر جودو کار نمی‌کنند، مگر این ورزش نیست؟ این‌ها با کشتی مثلا چه تفاوت‌هایی دارند؟



دقیقا پرسش در همین‌جاست که فرق کشتی بانوان با مثلا کاراته یا تکواندو و جودو بانوان چه است؟ با توجه به این که خانم‌های ورزشکار پوشش اسلامی‌شان را رعایت می‌کنند و چگونه می‌شود این مسئله را از دیدگاه منطقی و عاقلانه درک کرد و فهمید؟


ببینید، این‌ها همه تظاهر است. اصلا قابل توجیه نیست. چطور ممکن است خانم‌ها بتوانند از تلویزیون فوتبال را ببینند، بتوانند درمیدان‌های ورزشی رفت وآمد کنند، درخیابان از کنار آقایان رد بشوند، اما مثلا در استادیوم نمی‌توانند بنشینند و بازی آقایان را تماشا کنند!



مثلا فرض کنید یک آقای فوتبالیست در همین مسابقات اروپایی، حالا نمی‌گویم ایران که تازه شاید بیشتر هم باشد، یک آقا نشان بدهید که لباس ورزشی‌اش حالتی داشته باشد که به‌زعم آنها حالت ناصواب داشته باشد و مثلا گناه داشته باشد. اینها همه تظاهر و داستان است و متاسفانه اینها یک مقدار هم آدمهایی را دارند که تعدادشان کم است، ولی به این مسایل خیلی مثبت نگاه می‌کنند، یعنی باورشان شده که اینها چیزی را که می‌گویند فقط برای خدا و دین و مذهب و اینهاست. در حالی که اینها اصلا ربطی به آن مسایل ندارد.



یک مقدار این حرف‌ها کلاشی است. و آن عده‌ی کمی که اینها را قبول می‌کنند و تحت تاثیر این حرف‌ها قرار می‌گیرند، متأسفانه امروز حاکم بر کشور ما شده‌اند و می‌بینیم که چه طور آن آدم‌هایی که می‌فهمند و تعدادشان هم خیلی زیاد است، به ضرب گلوله، اسلحه، باتوم و اینها سرکوب می‌کنند.



ولی اگر بخواهیم مجزا و به عبارتی ایزوله به مسئله نگاه کنیم، این انقلاب سی سال پیش ایران چه ربطی به کشتی بانوان آخر می‌تواند داشته باشد؟


خب این یواش یواش ربط پیدا کرد. یعنی شما مثلا روزهای اول اگر ببینید، آن زمان انقلاب خیلی محدود بود. در زمان آقای بختیار که به مطبوعات آزادی مطلق داد، شما بخوانید در مصاحبه‌هایی که آن سران انقلاب می‌کردند و خود خمینی می‌کرد و اینها، دقیقا آزادی زنان در آن مطرح می‌شد، مسئله‌ی هر ورزشی که بخواهد محدود بشود، رفتن به ورزشگاه محدود بشود و اینها، اصلا در آن زمان چنین چیزی مطرح نبود.



چیزهایی که مطرح می‌شد تمام مثبت بود. ولی وقتی به مرحله‌ی عمل آمد و حکومت را دستشان گرفتند و دیگر کوبیدند و زدند و اینها به نفع‌شان شد که دیگر بتوانند آن خواسته‌هایشان را پیاده کنند و خانم‌های ما تا مدتها که اصلا از ورزش محروم بودند و نمی‌گذاشتند حتا ورزش کنند. بعد به آنجایی رسید که برای رژیم حالت نمایشی پیدا کرد و برای آن سازمان ورزش که آن موفقیت‌هایی هم که واقعا به مقدار نسبی به دست آمده، لیاقت خود آن خانم‌ها بوده، این احتمالا چیزی بوده که از فرصتی که به دستشان آمد به نحو خیلی خوبی استفاده کردند، نه این که واقعا کاری برایشان شده باشد. الان شما می‌بینید تیم فوتبال بانوان را، تیم ملی‌اش را، می‌فرستند به چهارـ پنج مسابقه. تازه در این یکساله دو برد خوب هم داشتند، با این که هیچ امکانات نداشتند، بازی دوستانه نداشتند. ولی همین الان جلو محروم شدن از مسابقات آسیایی هستند که می‌گویند اینها چون نتایج بدی در برابر ازبکستان و در برابر تیم ملی تایلند گرفتند. آنها سالهاست فوتبال بانوان دارند. عین آقایان‌شان زنان برای ورزش آزادی مطلق دارند. و ما اگر به خانم‌هایمان همان امکانات را بدهیم، همان مسابقه‌ی تدرکاتی را بدهیم، این راهی که الان به سختی توانسته‌اند در این دو‌ـ سه سال اخیر بروند، می‌توانند در عرض شش‌ماه بروند.



مصاحبه‌گر: فرید اشرفیان

تحریریه: بهنام باوندپور


نقطه سر خط
رئيس كميته اصل 44 سازمان تربيت بدني خبر داد:‌واگذاري استقلا‌ل و پرسپوليس از طريق شركت هاي تعاوني
‌رئيس كميته اصل 44 سازمان تربيت بدني اظهار داشت: نتيجه نهايي بحث و بررسي چگونگي واگذاري باشگاه هاي استقلال و پرسپوليس، واگذاري اين دو باشگاه از طريق تـشـكـيـل دو شـركـت تعاوني فراگير است. ‌به گزارش پانا، بهمن نيكخو درباره آخرين اخبار مربوط به واگذاري باشگاه‌هاي استقلال و پرسپوليس به مردم، اظهار داشت: بلافاصله پس از دستور رئيس جمهور مبني بر واگذاري اين دو باشگاه به مردم ، كارگروهي متشكل از صاحب نظران و كارشناسان خبره تشكيل شد و پس از برگزاري جلسه مقدماتي و بررسي هاي لازم، مـقـرر شـد بـه مـنـظـور بـهره گيري از نقطه‌نظرات سازمان خصوصي سازي از نمايندگان آن سازمان نيز به منظور شركت در جلسات كار گروه دعوت به عمل آيد تا راهكارهاي تحقق دستور رئيس جمهور مورد بحث و بررسي قرار گيرد. وي ادامه داد: در تاريخ سي ام ارديبهشت ماه جلسه اي با حضور علي آبادي، انصاري فرد و واعظ آشتياني مديران عامل باشگاه‌هاي استقلال و پرسپوليس، هاشمي، ساور و ارشدي معاونان سازمان تربيت بدني، صـديقـي مـديـركل دفتر حقوقي و املاك سازمان و آخوندي مديركل روابط عمومي و امور بين الملل سازمان و همچنين غلامي عضو هيئت عامل سازمان خصوصي سازي و‌معاون آماده سازي سهام و امور شركت ها و اغدايي عضو هيئت عامل سازمان و معاون واگذاري و امور حقوقي اين سازمان برگزار شد كه در اين جلسه پس از بحث و بررسي و بيان تنگناها و مشكلات و محدوديت هاي پيش بيني شده مقرر شد به دليل عدم سود آوري و بدهي سنگين استقلال و پرسپوليس، مراتب از طريق شركت فرابورس دنبال شود. نيكخو خاطر نشان كرد: به دنبال اين موضوع در تـاريـخ سوم تيرماه جلسه اي با محمد شيرودي نماينده شـــركـــت فــــرابــورس بــرگــزار و مـقــرر شــد از سوي شـركـت فـرابـورس طـرح پيشنهــادي بــــراي پــــذيــره نـويسـي بـاشگـاه‌هـاي فـوتبـال به‌صورت يك شركت سهامي عام تهيه و ارائه شود كه مـتـعــاقــب آن در تــاريــخ نـهــم تـيـرمـاه طـرح پـيـشـنـهــادي شــركــت فــرابـورس در دستـور كارگروه قرار گرفت و پس از بحث و تبادل نظر كارشناسي به اين نتيجه رسيديم كه امكان تـحـقــق اهــداف تـعـيـيـن شـده در ايـن طـرح پيشنهادي وجود ندارد و بايد به فكر راهكار ديگري بود. رئيس كميته اصل‌44 سازمان تربيت بدني تصريح كرد: آخرين راهكاري كه در اين زمينه مورد بررسي قرار گرفت اين بود كه با پيشنهاد علي آبادي و تبادل نظر با وزارت تعاون به اين نتيجه رسيديم كه با تشكيل دو‌‌‌شركت تعاوني فراگير، واگذاري سهام دو‌‌بــاشـگــاه بـه طـريـق قـانـونـي انـجـام پـذيـرد و متعاقبا با فـروش سهام دو باشگاه از سوي شركت تعاوني نيز بتوان به اهداف تعيين شده جامه عمل پوشاند.‌



نقطه سر خط
كفاشيان: خداداد را به دليل تغيير رفتارش بخشيديم
رئيس فدراسيون فوتبال گفت: با توجه بـه تـغـيـيـراتي كه در رفتار خداداد عزيزي به‌وجود آمده بود، او را بخشيديم. علي كفاشيان درباره محروميت دو بازيكن از حضور در ليگ برتر تصريح كرد: سازمان ليگ بر اساس مدارك و اسنادي كه در دست دارد، اقدام به اين كار كرده است. آنها بر اساس منشور اخلاقي بررسي‌هايي انجام دادند و به اين نتيجه رسيدند كه اين دو بازيكن حق حضور در ليگ برتر را ندارند. وي درباره اعلام نشدن نام اين دو بازيكن اظهار داشت: در صورتي كه اين دو در ليگ بازي نكنند، نامشان مشخص مي‌شود. با اين حال در بحث منشور اخلاقي جلساتي تشكيل خواهيم داد تا اين موضوع سازماندهي شود. رئيس فدراسيون فوتبال درباره بخشش خداداد عزيزي گفت: پس از گذشت 8-7 ماه از محروميت خداداد به اين نتيجه رسيديم كه وي را ببخشيم. به گزارش فارس، كفاشيان در پاسخ به اين سوال كه <چرا پيش از اين مقابل بخشش خداداد مقاومت صورت مي‌گرفت؟> يادآور شد: اجازه داديم مدتي از ماجرا بگذرد و رفتار خداداد را ببينيم. عزيزي در اين مدت مشكل خاصي به وجود نياورده و در رفتارش تغييراتي ايجاد شده بود، به همين دليل مورد بخشش قرار گرفت. وي ادامه داد:‌ نامه نمايندگان مجلس و درخواست براي بخشش اين مربي مربوط به چند ماه پيش است و به تازگي نامه‌اي به دست ما نـرسيـده است. كفاشيان همچنين درباره انتقادهايي كه جديدا از فدراسيون فوتبال و وي مـطـرح مـي‌شود، تاكيد كرد: نمي‌دانم هدفشان از اين كار چيست و نمي‌دانم از نوشتن عليه من و فدراسيون فوتبال چه نفعي مي‌برند؟ من تصميم گرفته‌ام ديگر جواب آنها را ندهم.


خداداد عزيزي بنا به مصالح فوتبالكشور بخشيده شد ‌

رئيس كميته انضباطي فدراسيون فوتبال با اشاره به بخشش خداداد عزيزي‌سرمربي تيم فــــوتــبــــال اســتــقـــلال اهـــواز، گـفـــت: پـــس از بررسي‌هاي لازم، اين بخشش بنا به مصالح كلي موجود در فوتبال كشور اتخاذ شد. مجتبي شريفي رئيس كميته انضباطي فدراسيون فوتبال در گفتگو با ايلنا، ضمن بيان مطلب فوق افزود: برخي‌ها از بخشش محروميت خداداد عزيزي ناراحت هستند، عيبي ندارد، آنها مي‌توانند به‌‌همين خاطر از كميته انضباطي انتقاد كنند. وي ادامه داد: ما نمي‌توانيم باب ميل همه افراد حكم صادر كنيم بلكه تصميمات بنا به ابزار موجود و مصالح كلي فوتبال مد نظر قرار مي‌گيرد. ما نياز نداريم باب‌ميل افراد حكم صادر كنيم. رئيس كميته انضباطي فدراسيون فوتبال عنوان كرد: ما در كميته انضباطي همواره سعي كرده‌ايم طبق قانون عمل كنيم و در اين بين براي ما فرقي نمي‌كند چه كساني از احكام صادره ناراحت و يا خوشحال مي‌شوند. براي تمامي اعضاي كميته انضباطي، مهم اجراي قانون است. خدا هم از ما نمي‌خواهد باب ميل افراد حكم صادر‌‌كنيم.



نقطه سر خط
رضا عنايتي: هواداران استقلال ا‌ز من گل مي خواهند
مهاجم تيم فوتبال استقلال تهران تاكيد كرد كه تنها ،انگيزه‌هاي مالي باعث حضورش در ليگ امارات بوده و ابراز اميدواري كرد در بازگشت دوباره به جمع آبي پوشان، براي اين تيم مثمرثمر باشد.‌رضا عنايتي در حاشيه تمرين اين تيم گفت: زماني كه از استقلال جدا شدم و به ليگ امارات رفتم تنها مسائل مالي مرا به اين انتقال ترغيب مي كرد. آن روزها مشكلات مالي زيادي داشتم و فكرم مشغول اين قضيه بود. با اينكه 3 سال بود در استقلال بازي مي كردم و عضو تيم ملي بودم اما خانه اي اجاره اي داشتم.وي در ادامه با تاكيد بر اينكه "پول" اصلي ترين انگيزه اش براي حضور در لـيگ امارات بوده است، افزود: براي هر بازيكني كه از ليگ ايران به امارات مي رود، پول و امكانات باشگاه‌هاي اين كشور عاملي تعيين كننده است. در امارات درآمد يك بازيكن به مراتب بيشتر از ليگ ايران است و پول مربيان و بازيكنان به موقع پرداخت مي‌شود. آنجا بازيكن با امكانات حرفه اي تمرين مي كند و دغدغه كمتري دارد . شرايط و امكاناتي كه در كشورهاي عربي وجود دارد به مراتب بيشتر از ايران است. ‌ به گزارش مهر، مهاجم باتجربه تيم فوتبال استقلال با ابراز خوشحالي از بازگشت دوباره به اين تيم اظهار داشت: اميدوارم براي استقلال مهره‌اي مثمرثمر باشم. مي دانم هواداران با شناختي كه از من دارند، فقط انتظار گلزني خواهند داشت. همين مسئله كار و مسئوليت من را بيشتر مي كند. ‌عنايتي همچنين در خصوص محروميت هواداران استقلال از حضور در ورزشگاه طي ديدار اين تيم با سپاهان اصفهان در هفته اول مسابقات ليگ برتر گفت: از اينكه تماشاگران در اين بازي حضور ندارند، بسيار ناراحتم. هواداران سرمايه‌هاي اصلي تيم استقلال هستند و من هم مانند ديگر بازيكنان، براي آنها احترام ويژه اي قائلم. تماشاگران استقلال هيچ وقت اين تيم را تنها نمي گذارند و بـيــراه نـيسـت اگـر آنهـا را مـالـك اصلـي اين‌‌‌‌تيم‌‌‌بخوانيم.‌



نقطه سر خط
وردسوف: هدف ملي پوشان بوكس، رسيدن به بازي هاي آسيايي است
دو مربي اوكرايني هفته‌ گذشته براي كار با ملي‌پوشان بوكس ايران به تهران وارد شـدنـد. يـكـي از ايـن دو مـربي، "ولاديمير وردسوف" است كه در المپيك 1996 آتلانتا سرمربي تيم ملي اوكراين بود و يك مدال طلا و يك برنز را براي كشورش كسب كرد. اين مربي سرشناس اوكرايني همراه با دوست هميشگي‌اش "آناتولي گابريلف" به ايران آمده تا هدايت تيم‌هاي ملي بوكس جوانان و بزرگسالان را برعهده بگيرد. وردسوف اظهار كرد: بوكسورهاي ايران در حد قابل قبولي هستند، اما در حركات پايه و حركات تكنيكي و تاكتيكي ضعف دارند، بايد بيشتر روي آنها كار كنيم. وي درمورد اعزام تيم ملي بوكس به مسابقات قهرماني جهان در ايتاليا نيز افزود: بوكسورهاي ايران در حد جهاني نيستند و پيشنهاد داده‌ام كه تيم به مسابقات جهاني نرود. هدف ما آماده‌سازي بوكسورهاي ايران براي بازي‌هاي آسيايي سال آينده است. مربي سرشناس اوكرايني با اشاره به اينكه آينده‌ خـــوبـــي در انـتـظـــار بـــوكــس ايــران اســت، خاطرنشان كرد: البته تمام اين موفقيت‌ها مستلزم اين است كه همه همكاري كنند. به‌‌گزارش ايسنا، وي مرتضي سپهوند، جاسم دلاوري و علي مظاهري را بوكسورهاي مورد علاقه‌اش دانست و گفت: در ايران بوكسورهاي خوبي وجود دارند كه اينها تنها تعداد اندكي از آنها هستند. وردسوف ادامه داد: برنامه‌ پيشنهادي خود را تا پايان سال 2009 ارائه كرده‌ام. در نخستين قدم مرداد ماه به تورنمنت روسيه مي‌رويم. سپس شهريور يك اردوي مشترك 14 روزه را در يكي از كشورهاي اوكراين، بلاروس، قزاقستان يا ازبكستان خواهيم داشت. شركت در اردوي 14 روزه و تورنمنت ارمنستان در مهر ماه نيز برنامه بعدي ماست. وي در پايان گفت: در مهرماه همچنين در مسابقات جايزه بزرگ چك، تورنمنت رياست جمهوري آذربايجان و جـــــام كــشــــورهــــاي نــفــتــــي در روســيــــه شركت مي‌كنيم.



iran-goftogoo
تقلب در اسامی قربانیان تیم ملی جودوی نوجوانان ایران

گفت‌وگو با یوسف حیدری


تیم ملی جودوی نوجوانان ایران

در پی برگزاری مراسم سوگواری قربانیان تیم ملی جودوی نوجوانان ایران، ناهماهنگی اسامی سه تن از کشته‌شدگان "رسمی" با اسامی قربانیان در اعلامیه‌های مربوط به فوت جودوکاران، باعث آشفتگی تازه‌ای در ورزش ملی ایران شده است.




دربین قربانیان، رسما نام‌های جودوکاران مصيب عزيزالهی، يحيی باقرپور و ايمان زينی وند به عنوان یاران تیم ملی نوجوانان ایران و مسافران هواپیمای سقوط کرده اعلام شده است. اما در مراسم ختم و تشیع جنازه در شهر خرم آباد نام سه فرد دیگری به جای آنها در اعلامیه‌های فوت ذکر شد.



بنا بر تحقیقات دویچه وله، مجتبی عزیزالهی، وحید باقرپور و محمد ملک‏شاهی که در شرایط سنی بالاتری از رده سنی نوجوانان بودند از سوی فدراسیون جودوی ایران با هویت‌های جعلی به ترتیب به جای مصيب عزيزالهی، يحيی باقرپور و ايمان زينی وند در ترکیب تیم ملی نوجوانان قرار گرفته بودند تا بتوانند درمسابقات جهانی نوجوانان که در کشور مجارستان برگزار می‌شود، حضور یابند.



در مراسم ختم قربانیان جودوکار در خرم آباد نیز اعلامیه‌های فوت حاکی از مرگ مجتبی عزیزالهی، وحید باقرپور و محمد ملک‏شاهی هستند. این واقعیت باعث افشای تناقص شد. با وجود این، علیرضا امینی، دبیر فدراسیون جودوی ایران تاکنون از تائید این رسوایی خودداری کرده است. به نقل از خبرگزاری "ایرنا"، وی همچنان از کشته شدن سه فردی که جان خود را نباخته‌اند، سخن می‌گوید.



یوسف حیدری، خبرنگار ورزشی روزنامه ایران در تهران در گفت‌وگو با بخش فارسی دویچه وله می گوید که فدراسیون جودوی ایران باید این حقیقت را تائید کند و از مردم نیز عذرخواهی کند. وی معتقد است که عدم تائید این تقلب از سوی فدراسیون جودوی ایران، ترس مقامات ورزشی ایران از پس دادن اجباری مدال‌های جودوی بین المللی و محرومیت جودوی ایران در عرصه جهانی است.



گزارشگر: فرید اشرفیان

تحریریه: بهنام باوندپور

نقطه سر خط
نايب رئيس كميسيون ‌فرهنگي مجلس :بررسي طرح <ادغام سازمان تربيت‌ بدني و سازمان ملي جوانان> ‌در مجلس
نايب رئيس كميسيون ‌فرهنگي مجلس گفت: طرح <ادغام سازمان تربيت‌ بدني و سازمان ملي جوانان> ‌يكشنبه آينده در اين كميسيون بررسي‌ مي‌شود. جواد آرين‌منش در گفتگو با ايسنا اظهار كرد: طرحي تحت عنوان ادغام سازمان‌ها ماه گذشته توسط جمعي از نمايندگان به مجلس ارائه شد كه ادغام سازمان ملي جوانان و سازمان تربيت بدني از جمله سازمان‌هاي طرح مذكور بود كه يك فوريت آن در مجلس راي نياورد، لذا به طور عادي، مورد رسيدگي در كميسيون تخصصي مربوطه كه كميسيون فرهنگي است، قرار گرفت. وي افزود:‌ با توجه به اهميت موضوع، اين طرح را در كميسيون فرهنگي در اولويت قرار داديم وبا حضور مسئولان ذيربط دستگاه‌هاي مختلف، كارشناسان ، نمايندگان كميسيون و نماينده مركز پژوهش‌هاي مجلس در هفته آينده مورد بررسي قرار خواهد گرفت. گزارش جمع‌ بندي و نتيجه بررسي اين طرح به صحن علني ارائه مي‌شود و قاعدتا نمايندگان، نظر نهايي خود را نسبت به اين طرح اعلام مي‌كنند. عضو كميته زن، خانواده و تربيت بدني ادغام سازمان‌هاي مذكور را اين‌گونه ارزيابي كرد: ادغام سازمان‌ هايي كه ماموريت‌هاي مشابهي دارند كار بدي نيست، اما مسائل مربوط به جوانان تنها مسئله اوقات فراغت و ورزش نيست، بلكه سازمان ملي جوانان بايد به همه امور جوانان توجه و اهتمام داشته باشد؛ مسائل مربوط به مسكن، اشتغال، ازدواج، سلامت، تحصيل و دغدغه ‌هاي فراواني كه جوانان با آنها مواجهند همگي در حوزه ماموريت‌هاي سازمان ملي جوانان قرار دارند. اگر تلقي اين باشد كه مسائل مربوط به جوانان صرفا ورزش و تربيت بدني است ادغام سازمان تربيت بدني با سازمان ملي جوانان كار درستي نيست اما اگر با شرح وظايف مشخصي، بنا را بر اين بگذاريم كه سازمان‌هايي كه ماموريت‌هاي مشابهي دارند در كنار يكديگر قرار گيرند و تعداد وزارتخانه‌ها كاهش يافته و تصدي گري‌ها واگذار شود و تنها سياستگذاري‌ها، برنامه‌ريزي‌ها و امور حاكميتي توسط دولت پيگيري شود ادغام سازمان‌هايي از اين دست كار مثبتي است، براي نمونه مي‌توان وزارت رفاه را با وزارت بهداشت و وزارت تعاون را باوزارت بازرگاني و ساير دستگاه‌هايي كه با يكديگر سنخيت دارندبا يكديگر ادغام كرد. آرين‌منش در پايان تاكيد كرد: در صورت تحقق اين امر، علاوه بر اينكه سازمان‌ها، كوچك سازي و چابك سازي مي‌شوند، اهداف مورد تاكيد قانون برنامه چهارم توسعه تحقق مي‌يابد، بنابراين ادغام سازمان ‌هاي مذكور هم مي‌تواند محاسني داشته باشد وهم اگر همه جانبه‌گرانه به مسئله نگاه نشود،آسيب ‌هايي به دنبال خواهد داشت. چگونگي ادغام ونظر دولت و مجلس در اين راستا بسيارحائز اهميت است.



نقطه سر خط
سعيد علي حسيني : عنوان قوي‌ترين مرد جهان را پس مي گيرم
‌وزنه بردار سنگين وزن و ركورد دار جوانان جهان، تمرينات قدرتي خود را براي ‌حضوري قدرتمند در رقابت‌هاي جهاني كره جنوبي آغاز كرد. ‌به گزارش ايلنا ، سعيد علي حسيني در اين خصوص گفت: ‌پس از آسيب ديدگي زانو كه در آستانه اعزام به مسابقات آسيايي قزاقستان ‌گريبانگيرم شد اجبارا مدتي تمريناتم را به‌صورت سبك در اردبيل پيگيري ‌كردم كه خوشبختانه با توجه به توصيه پزشكان موثر بود . ‌قهرمان جوانان جهان بيان كرد: از هفته پيش و با دعوت مدير تيم‌‌هاي ملي وزنه برداري وارد اردوي ‌تهران شده‌ام و تمريناتم را هماهنگ با ساير اردونشينان آغاز كرده‌ام. ‌وي از آغاز تمرينات قدرتي و سرعتي خود خبر داد و گفت: اعضاي كادر فني تيم ملي كه ‌انصافا توجه ويژه اي روي آماده سازي اردونشينان دارند با بررسي شرايط جسمي من، ‌اجازه آغاز تمرينات قدرتي و سرعتي ام را صادر كردند و هم اكنون در حال پيگيري ‌برنامه هاي آنان هستم. در حال حاضر به ركورد 190 كيلوگرم در يكضرب و230 ‌كيلوگرم در دوضرب رسيده ام كه قطعا در فرصت 4 تا 5 ماه باقيمانده افزايش ‌چشمگيري خواهد داشت.‌ ركورد دار وزنه برداري جوانان جهان با تاكيد بر اينكه به‌زودي عنوان قوي‌ترين مرد جهان را از دست رقبا ‌خارج خواهد ساخت، افزود: پس از سال‌ها كه عنوان قوي‌ترين مرد جهان در دست حسين ‌رضازاده بود اين عنوان دو سالي است كه به‌دست رقيبان افتاده، اما قول مي دهم با ‌آمادگي بالا و در اولين فرصت با كمك كادر فني تيم ملي، مجددا اين عنوان را به ‌كشورمان بازگردانم.

نقطه سر خط
سرمربي جديد پرسپوليس:مي دانم پرسپوليسي ها از من قهرماني مي‌خواهند
زلاتكو كرانيكار سرمربي جديد تيم فوتبال پرسپوليس گفت:مي‌دانم هواداران تيم فوتبال ‌پرسپوليس به غير از قهرماني انتظار ديگري از اين تيم ندارند و به همين دليل تمام تلاشم را انجام خواهم داد تا ‌ضمن ارائه زيباترين و هجومي ترين بازي‌ها به همراه اين تيم، نتايج لازم را براي موفقيت نيز كسب كنيم.‌وي در مورد شناخت خود از اين تيم اظهار داشت:وقتي به من پيشنهاد هدايت اين تيم داده شد، در مورد اين ‌تيم تحقيق كردم و متوجه شدم اين تيم، يكي از بزرگترين و معروف‌ترين تيم هاي آسياست كه اين يكي از دلايلي ‌بود كه سرمربيگري پرسپوليس را قبول كردم.‌به گزارش مهر، سرمربي جديد تيم فوتبال پرسپوليس اضافه كرد: همچنين شنيده ام در زمان مسابقات اين تيم، ورزشگاه معروف ‌آزادي پر از تماشاگر مي شود، من علاقه داشتم در چنين تيمي فعاليت كنم و سعي مي كنم تيمي را به ميدان ‌بفرستم كه با بازي زيباي خود، تماشاگران پر تعداد و علاقمند اين تيم را خوشحال كند.‌كرانيكار با بيان اينكه امروز به ايران مي آيد تا هدايت پرسپوليس را برعهده بگيرد، در پايان گفت: هدف من اين ‌است كه پرسپوليس در مسابقات داخلي، بهترين و هجومي ترين بازي ها را از خود ارائه دهد تا همه از عملكردش ‌لذت ببرند. ‌همچنين از سوي ديگر، عباس انصاري فرد مدير عامل پرسپوليس در خصوص انتخاب زلا‌تكوكرانيكار در گفتگو با فارس اظهار داشت: با گزينه‌هاي زيادي صحبت كرديم و در مرحله آخربا توجه به شرايط كرانيكار با اين مربي به توافق رسيديم. وي ادامه داد: سختي‌هاي زيادي را تحمل و سعي كرديم روي گزينه‌ها با توجه به شرايط پرسپوليس بيشتر فكر كنيم تا با گزينه‌اي چون كرانيكار كه كارنامه قابل قبولي دارد مواجه شديم و با وي به توافق رسيديم. مديرعامل پرسپوليس تاكيد كرد: قصد بازي كردن با اسم‌ها را نداشتيم و فقط مي‌خواستيم مربي‌ به پرسپوليس بيايد كه در شان باشگاه، هواداران و بازيكنان باشد و خوشحال هستم كه با كمك هيئت مديره و كميته فني به هدف خود رسيديم. انصاري فرد اظهار داشت: قرارداد اوليه با كرانيكار بسته شده و او امروز وارد ايران مي‌شود تا تمرينات پرسپوليس را زير نظر بگيرد. كرانيكار سرمربي تيمي بوده كه برانكو در آن دستيار بوده است. او 53 سال دارد و فرزندش در يكي از بهترين تيم‌هاي اروپايي بازي مي‌كند. همچنين موفقيت‌هاي چشمگيري با تيم ملي كرواسي داشته كه من انتظار دارم با پرسپوليس آنها را تكرار كند.وي خاطرنشان كرد:‌ اميدوارم بتوانيم با اين انتخاب، نزد هواداران سرافراز باشيم تا خستگي اين چند وقت را از تن تمام مسئولان بيرون كنيم. خوشبختانه شرايط قرارداد مالي اين مربي نيز خوب است و او از فوتبال ايران و حتي پرسپوليس شناخت دارد. انصاري فرد يادآور شد: پس از انتخاب سرمربي پرسپوليس خيالم راحت شد اما حرف هاي زيادي مانده كه به عنوان درددل بايد به هواداران بگويم. سعي مي‌كنم پس از اينكه امكانات لازم را براي كرانيكار فراهم كرديم، در مقابل مردم اين موارد را بگويم. مديرعامل پرسپوليس درباره شكايت شركت آلفا نيز گفت: اقدامات خوبي در اين زمينه انجام داديم و دنبال اين هستيم كه هر چه سريع‌تر اين پرونده را ببنديم تا مشكلي براي ما پيش نيايد، به همين دليل از طرق مختلف وارد عمل شديم و قطعا اجازه نمي‌دهيم مشكلي در اين شرايط حساس براي ما به وجود آيد. انصاري فرد در خصوص بازيكنان برزيلي پرسپوليس نيز تصريح كرد: آنها تمرينات خود را به خوبي دنبال مي‌كنند و از نظر بدني مشكلي ندارند و مي‌توانند پرسپوليس را در ليگ نهم همراهي كنند.



iran-goftogoo
«عدم ثبات، منافع مسئولان ورزش ایران را تأمین می کند!»


گفت‌و‌گو با مجید جلالی، مدرس فیفا


مجید جلالی: «ما فقط سال‌ها را می‌گذرانیم، مردم را خیلی خوب سرگرم می‌کنیم،
بازیهای‌مان هم انجام می‌شود. ولی بدون آن که کوچکترین پیشرفتی داشته باشیم.»



مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران بزودی آغاز می‌شوند. به نظر مجید جلالی، سرمربی تیم فولاد خوزستان در فصل گذشته، «مسئولان در فصل جدید نیز به دنبال کنترل افکار عمومی بوده و کسی انتظار پیشرفت فوتبال ایران را نباید داشته باشد.»



دویچه وله: آقای مجید جلالی، در آستانه‌ی آغاز نهمین فصل لیگ برتر فوتبال ایران قرار داریم. شما به عنوان کارشناس و مدرس فیفا، چه چشم‌اندازی را برای فصل آینده‌ی فوتبال ایران می‌بینید، با توجه به این که تیم ملی فوتبال ایران از راهیابی به مسابقات جام جهانی ناکام ماند و تیم‌های باشگاهی ایران نیز در فصل گذشته حضورکم‌فروغی را در صحنه‌ی جام بازی‌های آسیا داشتند؟



مجید جلالی: به نظر من از چند منظر می‌شود به این موضوع پرداخت. اگر ما بخواهیم نکات مثبت لیگ آینده را ابتداً مورد بررسی قرار بدهیم، به اعتقاد من بهترین وجه‌ای که می‌شود در موردش صحبت کرد، این است که سازمان لیگ برای اولین‌بار تاریخ شروع، تاریخ نیم‌فصل و تاریخ پایان بازی‌ها را اعلام کرده و به طوری که قول داده است، حتا برنامه‌ی بازی‌ها را به ساعت و روز تا پایان رقابت‌ها بزودی اعلام خواهد کرد. در واقع این اولین بار است که سازمان لیگ اقدام به چنین کاری می‌کند و در صورتی که بتوانند یک برنامه کلی برای یکسال بدهد، این در آینده می‌تواند به مربی‌ها کمک کند که برای تیم‌شان بهتر برنامه‌ریزی کنند. قطعا این موضوع می‌تواند به پیشرفت کیفیت بازی‌ها از لحاظ فنی کمک قابل توجهی کند. تیم ملی ما از جام جهانی حذف شده است. شاید خود این مسئله یکمقدار باعث رکود از نظر جاذبه برای تماشاگران در این فصل بوجود بیاورد. به هرحال با فضاهای پرتنش و پرخبر در فوتبال ما و همینطور فضای بعضاً آلوده‌ای که وجود دارد، شاید لیگ ما برای شروع با اقبال عمومی از جانب تماشاگران مواجه نشود. خصوصا این که تیم‌های پرطرفدار ما هم مثل «پرسپولیس» در حال حاضر وضعیتی ندارد که بتواند تماشاگرانش را ارضاء کند. ولی طیف وسیعی از مربیان جوان الان مشغول کار شده‌اند. فکر می‌کنم حدود هفت مربی هستند که اینها شاید برای اولین‌بار در لیگ می‌خواهند به طور مستقل کار کنند و خود این می‌تواند نویدی برای آینده باشد. اگر از درون آنها مربی‌های خوب و بزرگی بیرون بیایند، این هم می‌تواند سرمایه‌گذاری‌ برای آینده‌ی مربی‌گری در ایران باشد. به طور کلی با توجه به وضعیت‌های اقتصادی که در حال حاضر باشگاه‌ها دارند، انتظار می‌رود که چالش‌هایی در طول لیگ برای تیم‌ها بوجود بیاید. شاید چهار یا پنج تیم از این قاعده بتوانند مستثنا باشند، ولی قطعا بقیه‌ی تیم‌ها در طول لیگ با مشکلات عدیده‌ای از نظر مالی مواجه خواهند شد که واقعاً چالش‌هایی جدی انتظارشان را می‌کشد.



دویچه وله: این چهار پنج تیمی که به آن اشاره کردید، چه تیم‌هایی هستند و چه طور می‌شود این حالت دو طبقه‌ای را در فوتبال ایران توضیح داد؟


مجید جلالی: به هرحال بعضی تیم‌ها هستند که در کنار آن صنایع و کارخانه‌ای که به آن وابسته هستند، یک ساختار تشکیلاتی مستقلی دارند. مثل تیم‌های «سپاهان»، «ذوب‌آهن» و «فولاد». اینها وضعیت بهتر و مناسب‌تری خواهند داشت. در کنار آنها بهرحال تیم‌‌هایی مثل «استقلال» و «پرسپولیس» تیم‌هایی هستند که در هرحال دولت همیشه به آنها نظر خاص دارد و آنها را مورد توجه قرار خواهد داد. ولی احتمالاً بقیه‌ی تیم‌ها با چالش‌های جدی مواجه خواهند شد.



دویچه وله: در فوتبال لیگ برتر ایران در سال‌های اخیر خیلی سرمایه‌گذاری انجام شده، حقوق‌هایی پرداخت می‌شود که با بوندس لیگای دو آلمان قابل مقایسه است. بازیکنان برجسته‌ی ایران دیگر نیازی ندارند به لیگ‌های عربی بپیوندند و همچنین سرمربیان خارجی با حقوق‌های هنگفت به ایران می‌آیند مانند «وینگادا و غیره. به نظر شما چرا علی‌رغم این همه سرمایه‌گذاری بی‌سابقه ما شاهد رشدی در فوتبال ایران نیستیم؟ به‌عنوان مثال: حدود ده پانزده‌سال پیش گفته می‌شد که اگر در فوتبال ایران پول بود، اگر خرج می‌شد، فوتبال ایران به جایی می‌رسید. حالا پول هست! چرا بازهم فوتبال ایران به جایی نمی‌رسد؟


مجید جلالی: دقیقاً شما درست می‌گویید. هرچقدر هم که پول باشد، پول به تنهایی عامل پیشرفت نمی‌تواند باشد. اگر قواعد هزینه‌کردن پول نابسامان باشد، شمار آدم‌های فرصت‌طلب روز به روز بیشتر می‌شود و آنها جای آدم‌های کارآمد و برنامه‌ریز را می‌گیرند. فوتبال ما الان پر شده از آدم‌های فرصت طلب، به خاطر این که پشت این پولی که هست، دیدگاهی از جانب سیاست‌گذارها و مدیریت‌های کلان وجود ندارد. من با شما هم‌عقیده‌ام که مبالغ هنگفتی دارد هزینه می‌شود. ولی آن مبالغ هیچ وقت حاصل دیدگاهی به سوی آینده نیست. یعنی تیمی را امسال درست می‌کنند، هرچقدر هم که بودجه دارند، این بودجه سرازیر می‌شود برای بازیکنان که اینها یک تیم قوی برای همان سال ببندند. وقتی فصل تمام می‌شود، در واقع همه‌ی بودجه رفته و هیچ حاصلی هم نمانده. ضمن این که یکباره شما می‌بینید همان تیم در طول آن فصل بین دو تا چهار مربی عوض کرده است. این قاعده‌ی پیشرفت نیست. پول هزینه می‌شود، بازیکنان می‌گیرند، برای یکساعت یک تیم به جای یک مربی پول چهار مربی را می‌دهد. ولی آخرسر هیچ کیفیتی، هیچ پیشرفتی نکرده است، پولها هم هزینه شده است. این داستان لیگ ما است. اگر دیدگاهی بسوی آینده باشد، قطعا آنها مربی‌هایی را می‌آورند که کار سازنده می‌کنند؛ برای بلندمدت، برای دو یا سه سال. از این طریق می‌توانند از مزایای کار یک مربی بهره‌مند بشوند. الان حتا یک دیدگاه قوی در مورد مقوله‌ی مربیگری وجود ندارد. یعنی مربی‌های خیلی معمولی را می‌آورند که فقط اگر در طول فصل به مشکلاتی خوردند، از طریق برکناری مربی بتوانند افکارعمومی را کنترل بکنند و خودشان به کارشان ادامه بدهند. حتا یک دیدگاه قوی نسبت به این وجود ندارد که یک مربی قوی بیاورند، به او برای سه سال اختیارات بدهند و او بیاید تیمی را از اول با زیرساخت و پایه‌ریزی قوی بسازد. به همین خاطر هم ما نباید انتظار پیشرفت داشته باشیم. ما فقط سال‌ها را می‌گذرانیم، مردم را خیلی خوب سرگرم می‌کنیم، بازیهای‌مان هم انجام می‌شود. ولی بدون آن که کوچکترین پیشرفتی داشته باشیم.



دویچه وله: ایرانیان به عقل و هوش و استعدادشان معروف هستند. چرا پس علی‌رغم وجود چنین قابلیت‌هایی در بین ایرانیان این هوش و عقل سالم مدیریت در ایران اجرا نمی‌شود؟


مجید جلالی: این زمانی انجام می‌شود که آنهایی که برای فوتبال سیاست‌گذاری می‌کنند ، یک دیدگاه تخصصی داشته باشند. وقتی این دیدگاه تخصصی نباشد، ثباتی هم دیگر در مدیریت و در مربیگری وجود نخواهد داشت. در واقع یک دیدگاه کنترل اجتماعی است. کنترل افکار عمومی است و سرگرم کردن افکار عمومی. در این زمینه هم باید بگوییم که خیلی خوب خبرسازی می‌شود. البته این که ما از فوتبال به‌عنوان یک عامل خبرساز و یک عامل سرگرم‌کننده استفاده کنیم، این چیز بدی نیست و همه دنیا این کار را می‌کنند. ولی دیگر همه‌ دنیا در کنار آن به پیشرفت کیفیت‌ها هم توجه دارند. ما به خاطر این که فوتبال در اختیار فوتبال نیست و خیلی آدمهای متخصص در بدنه‌ی فوتبال وجود ندارند، در واقع این بخش از کار را، یعنی پیشرفت کیفیت‌ها را از دست داده‌ایم.



دویچه وله: شما امروزه یکی از مربیان معتبر و برجسته‌ی فوتبال ایران هستید. در فصل گذشته شما تیم «فولاد خوزستان» را در لیگ برتر در پله‌ی محکمی قرار دادید و پس از صعود این تیم به لیگ برتر با این تیم هفتم شدید. سابقه‌ی سرمربیگری تیم ملی «جوانان» را دارید، با تیم «پاس» قهرمان ایران شدید و مربی روشنفکری در فوتبال ایران بشمار می‌روید. چرا شما را در فصل آینده‌ی لیگ باشگاه‌های ایران نخواهیم دید؟


مجید جلالی: شاید این برمی‌گردد به همان موضوعی که ما در موردش بحث کردیم. من وقتی که مربیگری «فولاد» را پذیرفتم، واقعا با این امید بودم که یک قرارداد سه ساله دارم و تمام سعی‌ام را کردم که در اولین سال زیرساخت‌های یک آینده‌ی خوب را در تیم و در باشگاه بنا بگذارم. واقعا سعی کردم، هم فرهنگ رفتاری و هم فرهنگ بازی آن تیم را عوض بکنم. شما دیدید در این زمینه هم هرچقدر لیگ به جلو آمد، کار اثرات خودش را بهتر نشان داد و بهترین بازی‌هایمان در واقع شش یا هفت بازی آخرمان بود که ما موفق شدیم به اهدافمان برای سال اول خیلی نزدیک بشویم و قطعا در سال بعد ما می‌توانستیم یک یورش خوب به مکان‌های بالای جدول داشته باشیم. ولی این که چرا این کار دوام پیدا نکرد، برمی‌گردد به همان موضوع. این که وقتی در جامعه‌ی فوتبالی که قواعد مشخصی ندارد، قواعد پایداری ندارد و پول هم در آن زیاد هست، اینجا عوامل فرصت‌طلب خیلی فضای فعالیت پیدا می‌کنند و همان‌ها کسانی هستند که عدم ثبات، منافع‌شان را تأمین می‌کند. یعنی اگر همه باشگاه‌ها بیایند مربی‌هایی را برای همکاری‌های درازمدت به خدمت بگیرند، آنها در این زمینه به هیچ منافعی نمی‌رسند. آنها بیشترین منافع‌شان در این است که یک تیم در یکسال چهار مربی عوض کند. متأسفانه فوتبال ما از این افراد پر شده که خیلی هم با قدرت و تأثیرگذار شده‌اند.



مصاحبه‌گر: فرید اشرفیان

تحریریه: شهرام احدی
iran-goftogoo
«خوب شد که دژاگه اشتباه زندی را تکرار نکرد!»

گفت‌و‌گو با پیام یونسی پور


اشکان دژآگه، عضو تیم وولسفبورگ


فصل جدید فوتبال بوندس‌لیگای آلمان روز هفتم اوت با حضور چهار چهره ایرانی تبار آغاز می‌شود. پیام یونسی پور، روزنامه نگار ورزشی درباره جذابیت بوندس‌لیگا در ایران و چشم انداز لژیونرهای جوان و کهنه کار ایرانی‌تبار سخن می گوید



شمارش معکوس برای آغاز فصل جدید فوتبال باشگاههای آلمان آغاز شده است. فوتبال آلمان و بوندس‌لیگا از سابقه محبویت سنتی در بین جامعه ورزش ایران برخوردار است. برای آشنایی بیشتر با پیگری بوندس‌لیگا از سوی فوتبال‌دوستان و مطبوعات داخل ایران، با پیام یونسی پور، روزنامه نگار و نویسنده روزنامه ایران ورزشی در تهران، گفت‌وگو کرده‌ایم.




پیام یونسی پورمی‌گوید که فوتبال آلمان برای ایرانیان همواره جذاب بوده و هست. وی می گوید که ایرانیان تلاش کرده‌اند که از فوتبال آلمان برای سازندگی فوتبال خود الگو بگیرند.



یونسی پورهمچنین خاطرنشان می‌کند که تیم محبوب اکثریت ایرانی های داخل ایران، بایرن مونیخ است و علیرغم کیفیت بالای فوتبال بوندس‌لیگا در فصل گذشته، ناکامی بایرنی‌ها در کسب عنوان قهرمانی بوندس‌لیگا "در ذهنیت مردم ایران" به عنوان نزول فوتبال آلمان تعبیر شده است.



در فصل جدید فوتبال بوندس‌لیگا، مهدی مهدوی کیا (آینتراخت فرانکفورت)، وحید هاشمیان (بوخوم)، شروین رجبعلی فرد (هرتا برلین) و اشکان دژآگه (وولفسبورگ) به عنوان فوتبالیست های ایرانی تبار حضور خواهند داشت. رجبعلی فرد که ۱۸ سال سن دارد، مانند اشکان دژآگه در کشور آلمان بزرگ شده است و امید آبی پوشان هرتا برلین در پست دفاع چپ است.



اشکان دژآگه بدون تردید یکی از چهره های برجسته فوتبال باشگاهی و ملی آلمان در سال جاری به شمار می رود. وی نه تنها با تیم باشگاهی خود وولفسبورگ عنوان قهرمانی بودنس لیگا را به خود اختصاص داد، بلکه همچنین با تیم ملی فوتبال جوانان زیر ۲۱ سال آلمان نیز قهرمانی جام ملتهای اروپا را از آن خود نمود.



تصمیم دژآگه به پوشیدن پیراهن تیم ملی آلمان به جای لباس ملی پوشان ایران، از دیدگاه پیام یونسی پور کارعاقلانه ای بوده است. وی بااشاره به بی ثباتی در فوتبال ایران مدعی است که دژاگه در پیراهن تیم ملی آلمان پرچم دار بهتری برای هویت ایرانی خود و فرهنگ ایرانیان هست و خواهد بود و" خوب شد که او مرتکب اشتباه فریدون زندی نشد" و از پیوستن به تیم ملی فوتبال ایران خودداری کرد.



یونسی پور در پاسخ به این پرسش که چرا علی کریمی که یکی از نخبگان تاریخ فوتبال ایران است نتوانست بیش از ۲ سال در بوندس‌لیگا حضور یابد می گوید که "اکثر مردم ایران نمی دانند که علی کریمی فوتبال را دوست ندارد و بیشتر به کارهای تجارتی علاقه مند است" و اگر کریمی مانند مهدوی کیا و هاشمیان برای فوتبال خود زحمت بیشتری می کشید "می توانست مانند ریبری و رونالدینیو شود."



گزارش و مصاحبه: فرید اشرفیان

تحریریه: رضا نیکجو
نقطه سر خط
علي كفاشيان:هيچ كرسي را در كنفدراسيون فوتبال آسيا از دست نمي دهيم
رئيس فدراسيون فوتبال با اشاره به تشكيل كميته فني در فدراسيون فوتبال اظهار كرد: بنا به تصويب هيئت رئيسه اين فدراسيون قرار است با هدف مشورت دهي و ارزيابي تيم‌هاي ملي فوتبال، كميته فني تشكيل شود. اين كميته متشكل از3 مسئول كميته آموزش، مربيان و پزشكي فدراسيون، 2 مربي منتخب از ميان مربيان ليگ برتر، يك مربي ليگ دسته يك، مربيان تيم‌هاي ملي اميد، جوانان و بزرگسالان، 2 نفر كارشناس يا پيشكسوت فوتبال و يك ورزشكار ملي با انتخاب هيئت رئيسه فدراسيون خواهد بود. كفاشيان همچنين از برگزاري جلسه‌اي با حضور مديران عامل باشگاه‌هاي فوتبال براي بررسي منشور اخلاقي خبر داد و گفت: قرار است امروز با حضور مديران عامل باشگاه‌ها جلسه‌اي تشكيل شود تا اگر مديران باشگاه‌ها نظراتي دارند در اين خصوص بررسي شود. منشور اخلاقي مورد تاييد اعضاي هيئت رئيسه و سازمان ليگ است، بنابراين بايد اجرايي شود و در آن استثنايي وجود ندارد. رئيس فدراسيون فوتبال در خصوص اظهارات اميررضا واعظي آشتياني مبني بر اينكه اگر منشور اخلاقي فدراسيون فوتبال دخالت در زندگي خصوصي افراد باشد به ديوان عدالت اداري شكايت خواهد كرد، نيز اظهار كرد: اگر مديران عامل باشگاه‌ها بگويند كه مسائل شخصي نبايد به منشور اخلاقي وارد شود مي‌توان در اين خصوص دوباره تصميم ‌گيري كرد. منشور اخلاقي در حوزه سازمان ليگ برتر است و از نظر ما تا در كميته انضباطي محروميت افراد مطرح نشود، رسميت ندارد. به گزارش ايسنا، كفاشيان ادامه داد: در حال حاضر منشور اخلاقي به مسائل شخصي افراد نيز ورود مي‌كند، سازمان ليگ مي‌تواند نظر مديران باشگاه‌ها را بگيرد و در آن تغيير ايجاد كند. در ورزش همه مردم ورزشكاران را مي‌شناسند، بنابراين آنها بايد بيشتر رعايت كنند، اين تفاهم مي‌تواند ميان سازمان ليگ برتر و مديران باشگاه‌ها ايجاد شود. ورزشكاران نبايد خلاف كنند. رئيس فدراسيون فوتبال در خصوص افزايش كرسي‌هاي ايران در AFC به 13 كرسي تاكيد كرد: ما براي اولين بار توانستيم كرسي‌هاي ايران در AFC را به عدد 13 برسانيم. سياست ما اين است كه هيچ كرسي از دست ندهيم بلكه آن را افزايش دهيم. خوشبختانه اين بار ما توانستيم چهار كرسي را براي اولين بار كسب كنيم و بدون از دست دادن كرسي‌هاي ديگر، شمار كرسي‌هاي ايران در ‌AFC را به 13 برسانيم. كفاشيان همچنين در پاسخ به اظهارات فريده شجاعي مبني بر اينكه نبايد از تيم ملي فوتبال بانوان انتظار داشت كه يك شبه راه صد ساله را طي كند، گفت: ما هم انتظار نداريم تيم ما تيم‌هايي كه بيست سال است تيم ملي فوتبال دارند را شكست دهد. سياست ما در حمايت از تيم‌هاي بانوان ادامه دارد و ما در تلاش هستيم كه آنها را تقويت كنيم، قطعا اگر قرار باشد در بازي‌هاي آسيايي گوانگجو دهم شويم تيم را به اين رقابت‌ها نمي‌فرستيم، چرا كه اين سياست سازمان تربيت بدني است. ما همانند سابق از اين تيم حمايت مي‌كنيم، در كميته تيم‌هاي ملي نيز در خصوص تيم بانوان تصميم‌گيري‌هاي جديدي صورت گرفته كه از جمله آنها مي‌توان به قوي‌تر كردن كادر فني اشاره كرد. وي در پايان در خصوص احتمال بركناري شهرزاد مظفر از سرمربيگري تيم فوتبال بانوان نيز اظهار كرد:ما قصد نداريم كادرفني را تغيير دهيم، به دنبال جذب مربي خارجي هستيم تا كادر تيم ملي بانوان را تقويت كنيم. كفاشيان انجام ديدار تيم‌هاي ايران و آمريكا در تاريخ 27 آبان ماه در ورزشگاه آزادي را رد كرد و گفت: زمان اين ديدار هنوز مشخص نيست و قطعي نشده است. تا وقتي كه آنها طي نامه‌اي به ما اعلام حضور نكنند نمي‌توانيم از زمان برگزاري اين ديدار چيزي بگوييم.



iran-goftogoo
نایب قهرمان فرمول‎یک تحت عمل جراحی قرار گرفت


براي ديدن پيوست
مسا لحظاتی بیهوش شد و کادر پزشکی او را از
اتومبیل خارج
کرد

فیلیپه مسا، راننده برزیلی تیم اتومبیلرانی فراری، در جریان مرحله زمانگیری دهمین مسابقه فصل فرمول‎یک، در اثر دو حادثه نگران کننده از ناحیه جمجه دچار شکستگی شد و مورد عمل جراحی قرار گرفت.

این راننده 28 ساله که فصل قبل تنها با اختلاف یک امتیاز نسبت به لویس همیلتون از کسب مقام قهرمانی فصل بازماند، در جریان مرحله دوم زمانگیری در گراندپری مجارستان دچار حادثه شد.

بر اساس تصاویر تلویزیونی در حالی که مسا حدود 240 کیلومتر در ساعت سرعت داشت، قطعه ای از دیفرانیسل عقب اتومبیل روبنز باریکلو، هم وطن او و راننده تیم براون جی‌پی جدا شد و به سمت چپ کلاه ایمنی این راننده برخورد کرد.

پس از این برخورد، مسا تنها توانست اندکی از سرعت اتومبیل کم کند و ظاهرا به دلیل از دست دادن تعادل، در حالیکه 190 کیلومتر در ساعت سرعت داشت بطور مستقیم با لاستیک های اطراف مسیر که جهت کاهش شدت برخورد احتمالی قرارداده شده بودند، تصادف کرد.

پس از برخورد، این راننده مدتی بدون حرکت در اتومبیل خود باقی ماند و سپس کادر پزشکی مسابقه او را به مرکز پزشکی پیست هونگارورینگ، و بعد با هلی کوپتر به بیمارستان وزارت دفاع مجارستان منتقل کردند.

مسئولان بیمارستان آسیب دیدگی وارد شده به سر این راننده را "جدی" و "بالقوه مرگبار" توصیف کردند و یک ساعت پس از ورود او به بیمارستان، او را مورد عمل جراحی قرار دادند.

براي ديدن پيوست
هایکی کووالاینن مانند مسا بطور مستقیم با موانع
اطراف پیست برخورد کرد و سالم ماند



به گفته پزشکان بیمارستان فیلیپه مسا نه تنها در اثر شدت حادثه بیهوش شد، بلکه پیشانی و ناحیه تحتانی جمجمه او نیز دچار شکستگی شده است.

پس از انجام عمل جراحی پزشکان وضعیت مسا را "تثبیت شده" توصیف کردند، و استفانو دومینیکالی مدیر تیم فرمول یک فراری هم گفت در طی شب هیچ شرایط حادی برای این راننده ایجاد نشده است.

مسا که در طی عمر حرفه ای خود در 11 مسابقه فرمول یک به پیروزی رسیده، کمتر از یک هفته پس از آن دچار حادثه شد که هنری سورتیز، راننده 18 ساله فرمول دو (فرزند جان سورتیز، قهرمان پیشین فرمول یک) در حادثه ای تقریبا مشابه و در اثر برخورد سرش با لاستیک جدا شده اتومبیل رقیبی که دچار حادثه شده بود، جان خود را از دست داد.


اتومبیل رابرت کوبیتسا تکه تکه شد، اما او خراش بر نداشت

شرایط ایمنی در رقابت های فرمول یک در دو دهه اخیر بسیار بهتر شده و از 15 سال قبل که آیرتون سنا، دیگر راننده برزیلی (که سه دوره قهرمان فرمول یک شده بود) در اثر بروز یک حادثه در پیست ایمولا کشته شد، هیچ راننده دیگری در این رقابت ها جان خود را از دست نداده است.

بروز دو حادثه در فصل های گذشته به وضوح نشان داد که سطح ایمنی در فرمول یک تا چه اندازه بالا رفته است؛ سال گذشته هایکی کووالاینن، راننده فنلاندی تیم مکلارن در جریان گراندپری اسپانیا در اثر بروز نقص فنی، کنترل اتومبیل خود را از دست داد و با سرعتی بالا به موانع اطراف پیست برخورد کرد اما آسیبی جدی متوجه او نشد.

در ماه ژوئن سال 2007 و در جریان گراندپری کانادا هم برخورد شدید اتومبیل رابرت کوبیتسا، راننده لهستانی تیم ب ام با کناره های پیست، باعث شد بجز شاسی چیزی از این اتومبیل باقی نماند. اما میزان ایمنی شاسی به اندازه ای بود که آسیبی جدی به این راننده وارد نشد.

نقطه سر خط
يحيي‌زاده:اي كاش كفاشيان در كنار برنامه‌هاي تلويزيوني به مجلس هم وقت مي داد!
رئيس كميته تربيت بدني مجلس گفت: اي كاش رئيس فدراسيون فوتبال يك پنجم وقتي كه براي برنامه‌هاي ورزشي تلويزيون مي‌گذارد را به مجلس اختصاص مي‌داد.سيدجلال يحيي‌زاده در مورد منشور اخلاقي در فوتبال عنوان كرد: در ورزش و به ويژه فوتبال بايد مسائل اخلاقي و فرهنگي به موازات مسائل فني رعايت شود و در اين مسئله شكي نيست. حتي كشورهاي خارجي نيز به شدت به برخي از مسائل اخلاقي پايبند هستند و آن را رعايت مي‌كنند. وي ادامه داد: در ديدار نيمه‌نهايي ليگ قهرمانان اروپا كه بين چلسي و بارسلونا برگزار شد، به‌شهادت كارشناسان، 4 پنالتي به سود چلسي گرفته نشد. زماني كه دروگبا بازيكن چلسي به داور مسابقه معترض شد، آن هم اعتراضي كه چند برابر آن از سوي بازيكنان در فوتبال ايران مشاهده مي‌شود، فرداي مسابقه اين بازيكن مجبور به عذرخواهي شد. حتي از سوي مسئولان باشگاه در فهرست فروش قرار گرفت آن هم در حالي كه دروگبا يكي از موثرترين بازيكنان چلسي بود اما با واكنش منفي از سوي مسئولان باشگاه مواجه شد. يحيي‌زاده تاكيد كرد: ما كه داعيه‌دار مسائل اخلاقي و فرهنگي هستيم و دين مبين ما بيشترين پافشاري را بر روي مباني اخلاقي دارد، متاسفانه در هفته‌هاي پاياني ليگ برتر و ليگ دسته اول شاهد بروز حوادث بدي در فوتبال ايران بوديم. رفتارهايي از برخي بازيكنان، تماشاگران، كادر فني و حتي مسئولان باشگاه ديديم كه باعث تاسف است. ما بايد پرچمدار مسائل اخلاقي باشيم و حداقل بازيكن برتر، مربي برتر و مسئول برتر از نظر اخلاقي تشويق شوند. به گزارش فارس، نماينده مردم تفت و ميبد با اشاره به پارامترهاي منشور اخلاقي اظهار داشت: آنچه در مورد اين منشور بحث مي‌شود مواردي است كه شامل سلبي بودن آن است و يكسري محروميت‌هايي ايجاد شده كه برخي معتقدند محروميت‌ها در حيطه وظايف كميته انضباطي است. در مورد اين مسائل كارشناسان بايد نظر بدهند اما در برخي كشورها يك بازيكن با دريافت 5 كارت زرد از مسابقه بعدي محروم مي‌شود و در ايران با دريافت 3 كارت زرد. بنابراين بعيد است فيفا نسبت به اين مسئله اعتراضي داشته باشد. رئيس كميته تربيت بدني مجلس اضافه كرد: تصورم اين است آنهايي كه به منشور اعتراض مي‌كنند و مي‌گويند اين منشور با قوانين فيفا مغايرت دارد، مي‌خواهند به نوعي از آن فرار كنند. به نظرم بهتر است به جاي بحث در رسانه‌ها و اينكه اهالي فوتبال يكديگر را تخطئه كنند در مورد آن بدون حب‌‌و بغض بحث و كارشناسي انجام دهند تا با سياست‌هاي ما هماهنگ شوند و اين‌گونه نباشد كه يك بازيكن مشكل‌دار احساس كند هنوز در باشگاه‌ها حامي دارد و در صورتي كه اشتباهي هم مرتكب شد، كسي نمي‌تواند به او معترض شود. يحيي‌زاده يادآور شد: كارشناسان بايد در صورت وجود مشكلي در منشور اخلاقي با قوانين فيفا و AFC براي آن چاره‌انديشي و اين مشكل را حل كنند اما اصل منشور اخلاقي موجه و مورد تاييد است؛ هر چند بايد مشكلات حقوقي آن در صورتي كه وجود دارد را برطرف كرد. در ورزش و به ويژه در فوتبال اگر مسائل فرهنگي حل شود،‌ مي‌تواند به مسائل فني نيز كمك كند. بازيكن و مربي كه اخلاق‌مدار و به مسائل فرهنگي پايبند باشد، به تيم ملي و مردم و انقلاب و ارزش‌هايش پشت نمي‌كند. رئيس كميته تربيت بدني مجلس در مورد اينكه <آيا امكان دارد براي تاييد منشور اخلاقي قانوني از مجلس گذرانده شود؟> گفت: در مورد كميسيون بايد راي‌گيري شود و من نمي‌توانم نظر جمع را بگويم اما برداشتم از همكاران اين است كه مجلس با اين طرح به طور كلي موافق است و آن را از اوجب واجبات مي‌داند. كارشناسان بايد بدون حب و بغض منشور را با معيارهاي فيفا و AFC مطابقت دهند تا اگر مشكلي هست آن راحل كنند. هر چند من سوء ظن دارم زيرا گاهي برخي از افراد براي فرار از موقعيت‌هاي خود نام فيفا را مطرح مي‌كنند. وي ادامه داد: چطور زماني كه يك نماينده مجلس نظر مساعد و مثبت خود را در مورد فدراسيون فوتبال مطرح مي‌كند، آن زمان دخالت در فوتبال نشده است اما زماني كه يك‌نماينده مجلس نظر منفي مردم را در مورد فدراسيون مطرح مي‌كند، صحبت از دخالت در فدراسيون و مجمع است و گفته مي‌شود فيفا ما را به تعليق در مي‌آورد. در اينجا پارادوكسي در برخي از گفته‌هاي مسئولان فوتبال را شاهديم. بنابراين من ترديد دارم كه فيفا در مورد مسائل انضباطي، فرهنگي و اخلاقي بخواهد با يك فدراسيون سفت و سخت برخورد كند. يحيي‌زاده همچنين با اشاره به شرايط حضور در ليگ برتر براي بازيكنان عنوان كرد: اگر محدوديتي هم وجود دارد و يك بازيكن نمي‌تواند در باشگاه ليگ‌‌برتري بازي كند، به دليل برخي شرايط است كه بايد از سوي بازيكن احراز شود و آن بازيكن بايد در ليگ دسته پايين‌تر و تيم ديگر بازي كند. وي اظهار داشت: ما به دنبال اين هستيم كه نظام باشگاه‌داري را در مجلس شوراي اسلامي به عنوان قانون تعريف كنيم و يكسري امور آن را به صورت قانون در بياوريم كه منشور اخلاقي هم مي‌تواند بخشي از آن باشد اما اين‌گونه نيست كه منشور اخلاقي به طور مجزا به صورت قانوني دربيايد. رئيس كميته تربيت بدني مجلس در مورد تعويق حضور مسئولان فدراسيون فوتبال در مجلس نيز گفت: تمايل داشتم قبل از تعطيلات تابستاني مجلس اين جلسه برگزار شود اما حالا كه اين كار انجام نشد با دبير كميسيون صحبت كرده‌ام و گفته‌ام كه بهتر است اين برنامه زماني در برنامه كميسيون قرار بگيرد كه دوباره به تعويق نيفتد. اين مسئله نه به سود مجلس و نه به سود فدراسيون فوتبال است زيرا موجب وهن و وهم مي‌شود و گفته مي‌شود مجلس بي‌عرضه است كه نمي‌تواند اين جلسه را برگزار كند.يحيي‌زاده در پايان با انتقاد از علي كفاشيان تاكيد كرد: اي كاش رئيس فدراسيون فوتبال حداقل به اندازه يك پنجم وقتي كه براي حضور در برنامه‌هاي تلويزيوني صرف مي‌كند به مجلس اختصاص مي‌داد تا ما با او ديدار و گفتگو داشته باشيم. بهتر بود در اين برنامه‌هاي ورزشي تلويزيون فرصت يك طرفه به فدراسيون داده نمي‌شد تا مواضع خود را اعلام كند بلكه بهتر بود برنامه‌هاي ورزشي تلويزيوني چالشي‌تر و با حضور يك منتقد اجرا مي‌شد تا حداقل دو ديدگاه متفاوت را شاهد باشيم؛ هر چند كه در برخي از برنامه‌ها از يك سياستمدار علاقمند به فوتبال دعوت مي‌شد اما آن شخص منتقد فدراسيون و ورزش نبود.



iran-goftogoo
محسن شادی موفقیتی تاریخی برای ایران کسب کرد

براي ديدن پيوست
محسن شادی بر دوش آلیسون سیلوا (چپ)
و لینوس لیختشلگ (نفر سوم)


ایران برای اولین بار در مسابقات جهانی پاروزنی به مدال طلا دست یافت.

محسن شادی نقده، پاروزن ایرانی که در رقابت های روئینگ قهرمانی زیر 23 سال جهان در جمهوری چک شرکت داشت موفق شد در فینال رشته پاروزنی تک نفره ویژه ورزشکاران سبک وزن (کمتر از 70 کیلوگرم)، حریفانی از برزیل، آلمان و صربستان را پشت سر گذاشته و اولین مدال طلای تاریخ ایران در این رشته ورزشی را کسب کند.

محسن شادی که تنها 18 ماه از آغاز فعالیت او در این رشته ورزشی می گذرد، موفق شد مسافت دو کیلومتری مسابقه را در زمان شش دقیقه و 57 ثانیه و 38 صدم ثانیه به پایان ببرد و تقریبا دو ثانیه زودتر از نزدیک ترین رقیب خود (آلیسون سیلوا از برزیل) از خط پایان عبور کند.

هر چند در پانصد متر اول، یوریس پیجس شرکت کننده هلندی از همه جلوتر بود و تقریبا یک ثانیه از محسن شادی جلوتر بود، اما در پانصد متر دوم حدود دو ثانیه دیرتر از محسن شادی از خط عبور کرد و پس از آن آلیسون سیلوا بود که به تدریج خود را به محسن شادی نزدیکتر کرد.

با این حال شادی ریتمی کنترل شده داشت و پاروزن برزیلی نتوانست او را مغلوب کند.

محسن شادی در سال 2008 و در حالیکه تنها چند ماه بیشتر از آشنایی او با ورزش پاروزنی نمی گذشت، در مسابقات زیر 23 سال جهان در همین کلاس و در برندنبورگ آلمان به مقام نایب قهرمانی جهان دست یافته بود (در هفت دقیقه و 30 ثانیه و 30 صدم ثانیه) اما در جریان المپیک پکن در یک کلاس وزنی بالاتر و در رقابت با ورزشکارانی با جثه بزرگتر نتوانست رکوردی بهتر از هفت دقیقه و شش ثانیه و 54 صدم ثانیه کسب کند و در رشته خود بیست و ششم شد.

سایت فدراسیون بین المللی پاروزنی در گزارشی که از پیروزی محسن شادی منتشر کرده، با یادآوری مدت کوتاه فعالیت این ورزشکار در رشته پاروزنی، می نویسد او عملکردی حساب شده تر و معقول تر داشت، اما کارشناس این سایت معتقد است او کماکان از نظر تکنیک جای پیشرفت دارد.

این سایت در مقام مقایسه فنی عملکرد ورزشکاران مختلف در این کلاس که بیشترین شمار شرکت کننده را به نسبت سایر رشته های این مسابقات داشت (30 نفر) می نویسد نرخ متوسط پاروهای محسن شادی 29 پارو در دقیقه بود در حالیکه آلیسون سیلوا نزدیکترین رقیب او 33 پارو در دقیقه می زد و تاکید کرده که محسن شادی قدرت بالاتری نسبت به دیگر رقبا از خود نشان داد.

در این مسابقات مجتبی شجاعی، دیگر پاروزن ایرانی در رقابت یک نفره مردان به مقام بیستم رسید، و در رقابت های زنان، فاطمه خلج در سبک وزن یک نفره به مقام چهاردهم، بهناز مرادخانی و نسیم بنی یعقوب در سبک وزن دونفره به مقام یازدهم، مینا امینی، فاطمه خلج، بهناز مرادخانی و نسیم بنی یعقوب در سبک وزن چهار نفره به مقام نهم و هما حسینی (تنها پاروزن زن ایرانی در المپیک پکن) در رقابت یک نفره به مقام شانزدهم دست یافتند.

نقطه سر خط
توتي تا 2014 در آ.اس.رم می‌ماند


رم قرارداد كاپيتان تيمش را تمديد كرد.
تيم فوتبال آ. اس. رم ايتاليا قرارداد فرانچسكو توتي، بازيكن محبوب هوادارانش را تا سال 2014 تمديد كرد. اين در حالي است كه اين بازيكن 32 ساله با چندين مصدوميت هم دست به گريبان است.

توتي در مراسمي در شهرداري شهر رم گفت: " از روزلا سنسي، رئيس باشگاه ممنونم كه بازهم به من اعتماد كرد و براي پنج سال ديگر قراردادم را تمديد كرد".

به گزارش كيكر، در اين مراسم از توتي به خاطر 178 گلي كه در سري A براي جالوروسي‌ها به ثمر رسانده بود، از سوي شهردار رم تقدير به عمل آمد.

توتي در سال 1993 فوتبال حرفه‌اي را در همين باشگاه آغاز كرد. بين سال‌هاي 1998 و 2006 هم‌زمان براي تيم ملي ايتاليا هم به ميدان رفت كه نقطه اوج آن، قهرماني در جام جهاني 2006 بود. رم بايد در اين هفته براي فصل جديد سري A به ميدان برود و روز پنجشنبه (8 مرداد) نيز در دور سوم مقدماتي ليگ قهرمانان اروپا با تيم گنت بلژيك رو به رو شود.


iran-goftogoo
ماجرای جدایی علی کریمی از پرسپولیس


گفت‌و‌گو با سمیرا شیرمردی، روزنامه‌نگار ورزشی


علی کریمی

در حالی که باشگاه پرسپولیس چندی پیش با علی کریمی برای فصل جدید به توافق رسیده بود، خبر جدایی او از این تیم اختلافات ریشه‌دار طرفین بار دیگر آشکار کرد. گفت‌وگویی با سمیرا شیرمردی ، روزنامه‌نگار نشریه ایران ورزشی در تهران.



دویچه وله: ماجرای جنجال‌برانگیز علی کریمی با پرسپولیس و جدایی این بازیکن از سرخ‌پوشان پایتخت اصلا از کجا سرچشمه می‌گیرد؟


سمیرا شیرمردی: اصل موضوع به درگیری‌های آقای کریمی و مصاحبه‌های جنجالی‌شان قبل از پایان فصل گذشته برمی‌گردد. ایشان یکسری مصاحبه انجام داده بودند در مورد آقای انصاری‌ فرد و مدیریت‌شان و از مدیریت ضعیف او انتقاد کرده بود. براین اساس اختلافات شد به این فصل کشیده شد و طرفین به توافق نرسیدند. به همین خاطر هم آقای کریمی در حال حاضر بازیکن آزاد هستند.



دویچه وله: اما علی کریمی که همیشه مدعی بود با حقوق به اصطلاح بخور و نمیر شش میلیون تومان در ماه فصل گذشته به پرسپولیس پیوسته و تنها به علت ارادت به تیم پرسپولیس تهران برای این تیم بازی می‌کرد!


سمیرا شیرمردی: من به آقای کریمی حق می‌دهم. چون آقای کریمی حقوق خیلی بالای‌شان را در قطر کنار گذاشتند و به پرسپولیس آمدند؛ به خاطر این که یک پرسپولیسی اصیل هستند و فقط فقط بخاطر اسم پرسپولیس و هوادارهای پرسپولیس برگشتند.



دویچه وله: اما مسئله‌ی پرسش‌برانگیز اینجاست که علی کریمی سه هفته‌ی پیش با عباس انصاری فرد مدیرعامل پرسپولیس رسما به توافق رسیده بود در رابطه با فصل آینده‌ی فوتبال ایران. عکس‌هایی هم در این زمینه منتشر شد از خود روزنامه‌ی ایران ورزشی که شما در آن فعال هستید. پس چرا توافق انصاری فرد با کریمی به جنگ و دعوا انجامید؟


سمیرا شیرمردی: آخر آن موقع بحث بحث مالی بود که آن بحث حل شده بود. همه فکر می‌کردند با حل شدن بحث مالی بحث برگشتن آقای کریمی به پرسپولیس هم حل می‌شود. ولی بعدا جلوتر که رفتند یکسری بند و تبصره می‌خواستند در قراردادشان اضافه بکنند و عدم توافق دو طرف، باعث شد که بحث جدایی‌شان بوجود بیاید.



دویچه وله: محتوای این بند و تبصره‌ای که به قرارداد کریمی قرار بود اضافه بشود چه است؟


سمیرا شیرمردی: محتوایش هنوز زیاد مشخص نیست. ولی شاید به خاطر همان مصاحبه‌هایی که آقای کریمی فصل گذشته انجام داده بودند، بندی در قراردادشان قرار گرفته بود تا از مصاحبه‌های اعتراض‌آمیز ایشان در این فصل جدید جلوگیری کرد.



دویچه وله: از دید مالی علی کریمی با پرسپولیس به چه توافقی رسیده بود؟


سمیرا شیرمردی: به لحاظ مالی قرار بود که سقف قرارداد آقای کریمی پرداخت بشود. ولی سقف قرارداد باشگاه پرسپولیس آنقدر نبود که بخواهند به آقای کریمی پرداخت کنند. بعد طبق درخواست هواداران و سازمان که موافقت کرده بود، این قرارداد بالاتر رفته بود و به لحاظ مالی هیچ مشکلی وجود نداشت.



دویچه وله: یکی دیگر از مسایلی که در این روزها شعله‌ور شده، این است که مدیرعامل پرسپولیس گفته که مدیر برنامه‌های علی کریمی یعنی محمود رضا فاضلی را که مقیم آلمان هست به دادگاه خواهد کشید. پشت پرده این دعوا چه هست؟


سمیرا شیرمردی: فاضلی در مصاحبه‌های اخیرش خیلی در مورد رفتار آقای انصاری فرد اعتراض کرده بودند. همین مسئله باعث شده بود که آقای انصاری فرد خیلی ناراحت شوند و بخواهند ازشان شکایت کنند. فکر نمی‌کنم بحث‌شان خیلی جدی باشد. چون بحث خاصی نبود. یکسری آقای انصاری فرد اعتراض کرده بودند به بیرون بردن دلارهای باشگاه پرسپولیس از کشور. و فکر نمی‌کنم بحث در مورد این مسئله چیز درستی باشد، چون آقای فاضلی به هرحال حق و حقوق‌ خودشان را دارند می‌گیرند.



دویچه وله: در همین زمینه حق و حقوق هم فاضلی به نقل از خبرگزاری ایسنا گفته است، در سال ۲۰۰۶ زمانی که تیم فوتبال بایرن مونیخ به دعوت از پرسپولیس به تهران آمد و یک دیدار دوستانه مقابل پرسپولیس انجام داد، او خرج گرفتن ویزای بازیکنان و اکیپ بایرمونیخ را که ۲۵ میلیون تومان بوده، از جیب خودش داده و پرسپولیس این پول را تا حالا به فاضلی بازنگردانده است. شما آیا این خبر را می‌توانید تأیید کنید؟


سمیرا شیرمردی: بله. ۲۵ میلیون از آن جریان قرارداد آقای کریمی با بایرمونیخ باقی مانده بود که قرار بود این ۲۵ میلیون را آقای کریمی با پولی که به عنوان پیش قرارداد از باشگاه پرسپولیس می‌گیرد به آقای فاضلی پرداخت کند که هنوز چنین اتفاقی نیفتاده است.



مصاحبه‌گر: فرید اشرفیان

تحریریه: شهرام احدی
iran-goftogoo
سوت پایان برای برنامه ۹۰ و عادل فردوسی پور؟

گفت‌وگو با حسن آل صفر


عادل فردوسی‌پور، مجری برنامه تلویزیونی "۹۰


"درآستانه فصل جدید لیگ برتر فوتبال ایران، منابع خبری از حذف سبک کنونی برنامه‌ی پرطرفدار ۹۰ و برکناری عادل فردوسی پور، گرداننده آن سخن می‌گویند. گفت‌وگو با حسن آل صفر، مفسر ورزشی تلویزیون درباره علل این تغییر و تحولات.



حسن آل صفر، مجری برنامه تلویزیونی Persian Sport Channel و کارشناس فوتبال ایران معتقد است که افشاگری‌های عادل فردوسی پور در مورد فساد در فوتبال ایران و عدم انتقادپذیری مسئولان ورزش ایران، عامل برکناری این چهره‌ی محبوب بوده است. وی در گفت‌وگو با دویچه وله همچنین تصریح می‌کند که لیگ فوتبال ایران "فصل بسیار خطرناکی" را در پیش رو دارد.



دویچه وله: آقای حسن آل صفر، در آستانه‌ی لیگ نهم فوتبال به اصطلاح حرفه‌ای ایران هستیم و در آغاز این فصل نیز ماجراهای فراوانی تا بحال در فوتبال ایران رخ داده است. یکی از ماجراها که در حاشیه است، مسئله‌ی برنامه‌های تلویزیونی ایران هست که فوتبال ایران را تا حالا پوشش می‌دادند و در صدر آنها هم برنامه‌‌ی تلویزیونی «۹۰» با مفسر و مجری عادل فردوسی‌پور است که به گفته‌ی مطبوعات داخل ایران، پربیننده‌ترین برنامه‌ی ورزشی ایران محسوب می‌شود. حالا به گوش می‌رسد که برنامه‌ی «۹۰» عادل فردوسی‌پور با توقیف روبه‌رو خواهد شد و ایشان، آن طور که چند ماه پیش به گوش می‌رسید، این موقعیت را نخواهد داشت که در رابطه با برنامه‌ی خودش فعالیت داشته باشد. شما در این زمینه اولا چه اطلاعاتی دارید، و کلاً این مسئله را چه طور می‌بینید؟


حسن آل صفر: باید بگویم که آقای فردوسی‌پور برنامه‌ی‌ «۹۰» ایشان یکی از پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیونی حتا می‌توانیم بگوییم نه تنها ورزشی در ایران است؛ و به خاطر این برنامه باید به ایشان تبریک گفت. ایشان چندین سال است که این برنامه را اجرا می‌کنند و این برنامه هر روز هم بهتر و بهتر شده بود. اما یک چیزی یادمان نرود. ما متأسفانه از انتقاد بدمان می‌آید. آدم‌های انتقادپذیری نیستیم. حتا اگر این انتقادها سازنده باشند. دلیل قطع برنامه‌ی «۹۰» یا برداشتن آقای فردوسی‌پور و کسی دیگری را به جای ایشان نشاندن، تنها حاکی از این است که نمی‌توانیم انتقادها را بپذیریم. همه‌ی ما می‌دانیم که فوتبال ما مشکل دارد. در فوتبال ما فساد هست. در فوتبال ما دوپینگ هست. در فوتبال ما «اجنت‌ها»یی که «اجنت» نیستند، هست. و وقتی شخصی یا اشخاصی می‌آیند و راجع به این مسائل صحبت می‌کنند، خوب به طبع آنهایی که بهشان برمی‌خورد یا منافع‌شان در خطر است، درصدد برمی‌آیند که صدای آن شخص یا آن اشخاص را ببندند. برنامه‌ی «۹۰» هم آمد صحبت‌هایی از مخالف و چه موافق کرد. بهرحال یک برنامه هم باید پرسش‌های خودش را داشته باشد. آقای فردوسی‌پور این کار را کرد. البته یادمان نرود، که در کشور ایران شما نمی‌توانید با صدا و سیما چندین سال برنامه داشته باشید، و به این صورت برنامه اجرا بکنید و حمایت دست‌اندرکاران را نداشته باشید. متأسفانه این امر نشان می‌دهد که در بین خود دست‌اندرکاران چه در صدا و سیما، چه در فدراسیون، چه در سازمان تربیت بدنی ایران اختلاف شدیدی وجود دارد بر انتقادکردن بر سازمان ورزش، انتقاد کردن از فدراسیون فوتبال. آنها دوست ندارند انتقاد بشنوند. بخصوص اگر این انتقادها ازداخل ایران باشد. من فکر می‌کنم یکی از دلایل بزرگ این مسئله همین است که ما انتقادپذیر نیستیم. وگرنه اگر شخصی بیاید صحبت بکند که ما به این دلایل در المپیک موفق نبودیم، در رفتن به جام جهانی موفق نبودیم، در باشگاه‌های آسیا موفق نبودیم، اینکه لیگ برترمان مشکل زیاد دارد، اینکه ما نمی‌دانیم مسئولان چه کار دارند می‌کنند. هر روز بازیکن جدید می‌آورند؛ بازیکنانی که اصلا به درد فوتبال ایران نمی‌خورند. تغییر مربیان زیاد، خرج‌های بی‌خودی. خب وقتی این انتقادها را می‌شنوند، دوست ندارند آماج این انتقادها باشند. چرا؟ زیرا همه‌ی اینها به مدیریت برمی‌گردد. خب، مدیریت در ورزش در کجاست؟ سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال دوست ندارند اینها را بشنوند. و چنان که گفتم،به‌ویژه زمانی که این انتقادها از داخل خود ایران باشد، برای آنها خیلی بیشتر گران تمام می‌شود، تا از خارج از ایران.



دویچه‌وله: مجید جلالی سرمربی فصل پیشین «فولاد» خوزستان، مدرس فیفا و یکی از مربیان روشنفکر فعلی فوتبال ایران در گفت‌وگویی که چندین روز پیش با بخش فارسی دویچه‌وله با ما داشتند، گفتند که عدم ثبات منافع مسئولان ورزش ایران را تأمین می‌کند. این جمله را ایشان با این صراحت گفتند. این تا چه مقدار برمی‌گردد به همین مسئله‌ی فردوسی‌پور که شما اشاره کردید؟


حسن آل صفر: ما دوسال گذشته با همین مسئله‌ای که شما الان ذکر کردید برخورد کردیم، حرف زدیم و گفتیم که فساد فوتبال و این که این مشکلات حل نشود چگونه به دلالان، آنها می‌گویند دلالان یا اجنت‌‌هایی که اجنت نیستند، واقعا کمک می‌کند. شما ببینید، هروقت که شلوغی باشد، یک عده از این استفاده می‌کنند. هروقت آرام باشد، مدیریت باشد، شما نمی‌توانید از همه چیز به نفع خودتان بهره‌برداری بکنید. قانونی باید گذاشته بشود، قانونی باید باشد و طبق آن قوانین شما باید رفتار بکنید. نه این که هرکسی خودش هر کاری دلش خواست بیاید بکند، بعدهم به پای قانون بنویسد. به همین دلیل است که وقتی شما می‌آیید در یک برنامه‌ی تلویزیونی صحبت می‌کنید که این نوع مسایل وجود دارد و اشخاصی هستند که مسایل را بدتر می‌کنند تا منافع خودشان را به دست بیاورند، ایشان صددرصد درست می‌گویند.



دویچه‌وله: پرسش اینجاست که این آقای فردوسی‌پور که حداقل ده سال است که در صدا و سیمای جمهوری اسلامی فعال است و چهره‌ی شناخته‌شده و مفسر ورزیده‌ی ورزشی ایران هم محسوب می‌شود، پس چرا این قدر فضا به او داده شد که الان دارد از آن جلوگیری می‌شود؟ علت این امر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟


حسن آل صفر: ببینید وقتی شما می‌گویید ده سال تمام آقای فردوسی‌پور برنامه داشتند، در این دهسال گذشته آقای فردوسی‌پور نزدیک به دو سال است که دارند راجع به مشکلات اصلی فوتبال ایران و فساد و دلال‌بازی در فوتبال ایران و مدیریت نادرست فوتبال ایران صحبت می‌کنند. در هشت سال پیش، اگر شما نگاه بکنید، برنامه‌ی آقای فردوسی‌پور برنامه‌ای بوده تحت عنوان این که این توپ گل شد یا نشد، توپ از روی خط گذشت یا نگذشت، این داور اشتباه کرد یا نکرد. دوسال است که ایشان این مسایل را به ناچار طرح می‌کنند. شما ببینید از کشورهای دیگر، از آمریکا، از روزنامه‌نگاران دیگر، این مسایل دارد باز می‌شود، بررسی می‌شود. پس ایشان نمی‌توانست بیاید و فقط یک برنامه راجع گذشتن توپ از خط، اجرا بکند. ایشان هم باید می‌آمد و این مسایل را باز می‌کرد. و وقتی شما این مسایل را باز می‌کنید، منافع عده‌ای به خطر می‌افتد. خب معلوم است که جلوی کارتان را می‌گیرند. ولی اگر آقای فردوسی‌پور همان مسایل را فقط راجع به فوتبال صحبت می‌کردند، یعنی فقط بازی فوتبال و نه مسایل حاشیه‌ای فوتبال، نه درباره‌ی مربی تیم ملی، نه درباره‌ی دوپینگ، نه درباره‌ی فساد در فوتبال، نه درباره‌ی پول‌های گمشده، ایشان الان برنامه‌ی‌شان سرجایش بود.



دویچه‌وله: آقای آل صفر پیش‌بینی شخصی شما در رابطه با فصل جدید فوتبال ایران چه هست، علی‌رغم این که تیم ایران به جام جهانی نرفته، پرسپولیس و استقلال در جام باشگاه‌های آسیا ناکام ماندند؟ این فسادی که شما اشاره کردید، مثل یک سرطان ورزش و فوتبال ایران را در دست خودش دارد و بهانه می‌کند. فکر می‌کنید عشق مردم به فوتبال تا چه مقدار احتمالش هست که در فصل آینده خاموش شده باشد، همچنین با توجه به مسایل اجتماعی روز در ایران؟ یک زمانی بود که فوتبال بقول آلمانی‌ها حالت «سوپاپ زودپز» را داشت برای فشارهای اجتماعی که مردم از طریق فوتبال به قول معروف دلی از عزا درمی‌آوردند. اما فوتبال هم که الان دچار این وضعیت شده است. شما چه پیش‌بینی می‌کنید برای فصل آینده‌ی فوتبال ایران و اشتیاق و استقبال ملت فوتبال دوست ایران از فوتبال ایران؟


حسن آل صفر: ببینید فوتبال هم مثل همه ورزش‌ها روز خوب دارد و روز بد دارد. اگر ما الان به جام جهانی نرفتیم، باید از مسئولان سوال کنیم که برنامه‌ی‌تان برای چهارسال آینده چه هست؟ که تا امروز هیچ برنامه‌ای به آن صورت به کسی نداده‌اند، جز این که آقای قطبی را دوباره مربی کردند که آن هم دلایل و مسائل خودش را دارد. آن را فعلا ما می‌گذاریم کنار و راجع به آن صحبت نمی‌کنیم. اما درباره‌ی فوتبال و فصل جدید فوتبال ایران، من فکر می‌کنم این فصل فوتبال ایران یکی از حساس‌ترین فصل‌های فوتبال در تاریخ ایران باشد. به خاطر مسایل اجتماعی که خودتان الان ذکر کردید. شما جلو فوتبال را نمی‌توانید بگیرید. شما حتا اگر بگویید فوتبال هم بازی نکنید به صورت حرفه‌ای، آماتوری در کوچه‌ها همه بازی خواهند کرد. شما نمی‌توانید استادیوم‌ها را خالی نگهدارید. چون آن بازیکن‌ها برای طرفدارهایشان می‌آیند بازی می‌کنند. آن تماشاگرها برای بازیکنانشان می‌آیند به ورزشگاه. پس بنابراین شما باید راه‌حلی پیدا کنید. فوتبال بازی مردم است. بازی تنیس نیست، بازی پولدارها نیست. بازی اشخاص معمولی و توده مردم است. و مردم شما چه بخواهید چه نخواهید، به استادیوم‌ها خواهند رفت. حالا این که در استادیوم‌ها چه اتفاقی می‌افتاد، آن دیگر پیش‌بینی‌اش مشکل است. امیدوارم که فصل فوتبال ما امسال به خوبی بگذرد، ولی بهرحال شما مردم را نمی‌توانید منع کنید. چند نفر را می‌خواهید منع کنید؟ چند استادیوم را می‌خواهید بگویید نروند؟ چندتا تیم را می‌خواهید تعلیق کنید؟ چندتا بازیکن را می‌خواهید محروم کنید؟ به جایی می‌رسد که آنوقت فیفا می‌آید و شما را معلق می‌کند. شاید اصلا چنین چیزی بخواهند! بیاید فیفا اصلا فوتبال ایران را ببندد! بازهم برمی‌گردد به آن مسایلی که انتقاد را که چه کسی خوشش می‌آید و چه کسی خوشش نمی‌آید. ولی در مورد فصل فوتبال این دوره‌ی فوتبال ایران، شما از همین حالا هم می‌بینید، به نظر من خیلی خیلی خطرناک است.



دویچه‌وله: خطرناک است از لحاظ کیفیت فوتبال یا خطرناک از لحاظ حاشیه‌ای که شما می‌گوید شاید...


حسن آل صفر: از لحاظ حاشیه. هروقت مردم شما از لحاظ روحی بالا باشند، شما فوتبال‌تان موفق است. هروقت مردم‌تان از لحاظ روحی پایین باشند، شما فوتبال‌تان خراب است. این را من نمی‌گویم، روانشناسان می‌گویند. شما بروید فوتبال جهان را نگاه کنید. ببینید تیم‌هایی که قهرمان شدند، تیم‌هایی که برنده شدند در چه زمان‌هایی و تحت چه شرایطی قهرمان شدند. این را دیگر لازم نیست ما بیاییم تجربه بکنیم. اینها همه تجربه‌شده است. صدها سال است که تجربه شده‌اند.



مصاحبه‌گر: فرید اشرفیان
نقطه سر خط
يحيي‌زاده خبر داد: نظر مجلس تعويق بازي هاي كشور هاي اسلا‌مي است


رئيس كميته‌ تربيت بدني و جوانان مجلس شوراي اسلامي، اعلام كرد: نظر مجلس تعويق دومين دوره بازي‌هاي همبستگي اسلامي به علت آنفلوانزاي خوكي است. سيدجلال يحيي‌زاده در گفتگو با ايسنا با اشاره به اينكه طبق برنامه بايد بازي‌هاي همبستگي اسلامي و در واقع بازي‌هاي كشورهاي اسلامي از 24 مهرماه در تهران، مشهد و اصفهان با ميزباني ايران برگزار شود، افزود: بنده به عنوان كسي كه از سوي كميسيون فرهنگي و مجلس در ارتباط با اين بازي‌ها مسئوليت دارم، معمولا در جلسات بسيار زيادي كه كميته ملي المپيك و سازمان تربيت بدني در اين ارتباط برگزار مي‌كردند حضور داشتم و از نزديك از آمادگي ايران براي برگزاري مناسب و شايسته اين بازي‌ها كاملا اطلاع پيدا كرده‌ام. نماينده مردم تفت و ميبد اظهار داشت: چيزي كه چند روزي است ما را به شدت نگران كرده و با حدادعادل رئيس كميسيون فرهنگي هم آن را درميان گذاشته‌ايم مسئله شيوع بسيار سريع آنفلوانزاي خوكي است. در اين رابطه با برخي از كارشناسان متخصص از جمله بعضي از اعضاي كميسيون بهداشت و درمان كه موضوع را پيگير هستند، صحبت كرديم كه عنوان مي‌شد ظاهرا در مهرماه موج اول شيوع سريع آنفلوانزاي خوكي اتفاق خواهد افتاد، يعني بدترين وضعيت در مهر ماه در اين ارتباط وجود خواهد داشت. وي خاطرنشان كرد: احساس مي‌كنم كه در آن زمان بسياري از اين كشورها به همين دليل و يا با همين بهانه در دومين دوره بازي‌هاي اسلامي كه به ميزباني ايران برگزار مي‌شود شركت نخواهند كرد و به اصطلاح در دقيقه 90 انصراف خواهند داد، هر چند كه تاكنون كشورهاي بسيار زيادي اعلام آمادگي كرده‌اند و حتي نزديك به 40 كشور تاكنون سرپرست‌هاي خود را هم معرفي كرده‌اند، يعني همه كارها و اقدامات‌شان انجام شده است. يحيي‌زاده افزود: ولي به هر حال در آن زمان به خاطر همين موج به احتمال زياد آنها اكثراً انصراف خواهند داد و با توجه به همين تحليل و با توجه به مشورت‌هايي كه با حدادعادل نيز داشته‌ايم از چند روز قبل از سازمان تربيت بدني خواسته‌ايم هر چه سريع موضوع را با رئيس جمهور و شخص علي‌آبادي در ميان گذارد و در واقع درخواست كميسيون و كارگروه تربيت بدني اين است كه اين بازي‌ها به دليل آنفلوانزاي خوكي براي مدتي به تعويق بيفتد تا به علت شركت نكردن برخي كشورها به اين دليل، بازي‌ها دچار سستي نشود. وي در ادامه گفت:خبر داريم كه آمادگي‌هايي جزئي در مسئولان براي لغو اين بازي‌ها وجود دارد، ولي بايد سريع‌تر در اين مورد اقدام شود تا احيانا دچار مشكل نشويم. يحيي زاده همچنين در گفتگو با فارس در خصوص تشكيل وزارت ورزش اظهار داشت: در 2 سال گذشته چندين طرح در ارتباط با تغيير ساختار ورزش مطرح شد و فعلا طرحي كه يك فوريت آن 30 خرداد سال جاري به تصويب نرسيد در كميسيون هاي مختلف در حال بررسي است. در اين طرح 6 وزارتخانه حذف و 2 وزارتخانه اضافه مي‌شوند كه يكي از اين دو، وزارت ورزش است كه مركب از تربيت‌بدني، سازمان ملي‌جوانان و امور زنان و خانواده خواهد بود. وي افزود: طرحي كه روز سه شنبه در مجلس مطرح و يك فوريت آن تصويب و به منظور بررسي سريعا به كميسيون‌هاي مرتبط ارسال شد خلاصه‌تر است. به علاوه هيچ وزارتخانه‌اي حذف نمي‌شود بلكه سه وزارتخانه نيز اضافه مي‌شود. يحيي‌زاده با بيان اين مطلب كه در شرايط كنوني اكثر نمايندگان با تشكيل وزارتخانه ورزش موافق هستند، تصريح كرد: اگر در اين طرح صرفا پيشنهاد تشكيل وزارت ورزش بود تصويب آن قطعي بود؛ اما با توجه به اينكه اكثر نمايندگان تمايلي به تشكيل دو وزارتخانه ديگر ندارند، نگران هستيم كه در صورت رد كليات، طرح بخش ورزش نيز حذف شود. وي عنوان كرد: بايد نمايندگان و همكاران محترم مجلس توجه داشته باشند كه مي‌توانند با تصويب كليات اين طرح در شور دوم، آن دو گزينه ديگر را حذف كنند. يحيي‌ زاده گفت: شانس تشكيل وزارت ورزش به نسبت دو ارگان ديگر بسيار بالاست و احتمال دارد سال آينده اين طرح اجرا شود.



iran-goftogoo
بابی رابسون درگذشت

براي ديدن پيوست
سر بابی رابسون، سرمربی و بازیکن پیشین تیم ملی انگلستان در سن 76 سالگی و پس از نبردی طولانی با سرطان درگذشت.

بیش از هر چیز رابسون به واسطه رساندن تیم ملی انگلستان به نیمه نهایی جام جهانی 1990 شناخته می شود.

در رده باشگاهی، او مربی گری را در باشگاه فولام آغاز کرد و سپس در مدت 13 سال حضور در باشگاه ایپسویچ، موفق به قهرمانی در دو جام معتبر داخلی و اروپایی شد.

او پیش از به دست گرفتن هدایت نیوکاسل یونایتد، در مقاطعی مربی گری پی اس وی آیندهوون، اسپورتینگ لیسبون، پورتو و بارسلونا را نیز به عهده داشت.

بابی رابسون در مقام بازیکن، در دهه های 50 و 60 میلادی یک عضو کلیدی تیم های فولام و وست برام بود و 20 بار نیز برای تیم ملی انگلستان به میدان رفت.، با این وجود شهرت او در فوتبال بیشتر به واسطه مربی گری است.

رابسون در سال 1969 و پس از گذراندن فصلی در لیگ فوتبال آمریکای شمالی به عنوان بازیگر-مربی، مربی گری ایپسویچ را به عهده گرفت و این تیم را در سال های 1978 و 1981 به ترتیب به قهرمانی در جام اتحادیه (جام حذفی انگلستان) و جام یوفا رساند.

این موفقیت باعث شد تا او از سال 1982، پس از ران گرینوود، سرمربی گری تیم ملی انگلستان را به عهده بگیرد.

هرچند انگلستان در سال 1984 از راهیابی به جام ملت های اروپا بازماند، اما دو سال بعد انگلستان را به یک چهارم نهایی جام جهانی مکزیک رساند که با کمک گلی از مارادونا که بطور غیرقانونی و با دست به ثمر رسید (که باعث شد دست مارادونا به عنوان "دست خدا" شهرت پیدا کند) 2-1 مقابل آرژانتین شکست خورد و حذف شد.

براي ديدن پيوست
بابی رابسون آخرین بار در روز 26 ژوئیه و
در یک مسابقه خیریه در جمع حاضر شد


جام ملت های اروپا در سال 1988، بار دیگر صحنه ناکامی تیم ملی انگلستان بود که از کسب حتی یک برد در مرحله گروهی هم بازماند.

با این حال در جام جهانی 1990، انگلستان با پیروزی مقابل کامرون و بلژیک در وقت اضافه تا نیمه نهایی پیش رفت و مقابل آلمان هم و با یک گل دیرهنگام از گری لینه کر کار را بار دیگر به وقت اضافه رساند.

اما استوارت پیرس و کریس وادل ضربات پنالتی خود را از دست دادند تا انگلستان موقعیت تکرار قهرمانی جام جهانی 1966 را به دست نیاورد.

بابی رابسون در سال های 1991 و 1992 با پی اس وی آیندهوون دوبار به مقام قهرمانی لیگ هلند رسید، با اسپورتینگ لیسبون به قهرمانی لیگ و جام حذفی پرتغال دست یافت، در سال 1996 به بارسونا رفت و با این تیم به مقام قهرمانی جام برندگان جام اروپا و جام حذفی اسپانیا دست یافت و در بازگشت به انگلستان و در آخرین پست مربی گری خود، در فصل 2001-2002 نیوکاسل را از انتهای جدول لیگ برتر انگلستان به مقام چهارم، و در فصل بعد به مقام سوم رساند.

او آخرین بار در روز یکشنبه هفته جاری (26 ژوئیه) و در جریان یک مسابقه خیریه در استادیوم سنت چیمزز پارک در جمع مردم حاضر شد.

در جریان این بازی خیریه، یک تیم ملی انگلستان متشکل از چند عضو تیم ملی این کشور در جریان جام جهانی 1990 (از جمله آلن شیرر، پال گاسکوین، و پیتر شیلتون) در حضور بیش از 30 هزار تماشاگر، مقابل یک تیم ملی آلمان قرار گرفت و این تیم را 3-2 شکست داد.

این بازی تکرار بازی نیمه نهایی جام جهانی 1990 به شمار می رفت که در آن تیم ملی انگلستان تحت هدایت بابی رابسون در ضربات پنالتی به آلمان باخت.

کلید شهر های نیوکاسل و ایپسویچ به عنوان شهروند افتخاری این دو شهر به بابی رابسون اهداء شده است.

iran-goftogoo
بایرن مونیخ و انتقام دیرهنگام از منچستریونایتد


جشن بازیکنان مونیخ پس از کسب عنوان قهرمانی جام آئودی


باشگاه بایرن مونیخ در فینال تورنمنت بین‌المللی آئودی یکی از رقبای دیرینه‌ی خود، منچستر یونایتد را در ضربات پنالتی شکست داد و این جام را از آن خود کرد. دیدار میان دو تیم در وقت قانونی با تساوی بدون گل به پایان رسیده بود.



باشگاه صاحب‌نام بایرن مونیخ که پیش از آغاز فصل تازه تغییر و تحولات مهمی را پشت سر گذشته و نه تنها با بازیکنان تازه‌نفس، بلکه با سرمربی جدید خود، لوئیس فان گال هلندی، قدم به میدان می‌گذارد، تورنمنت چهارجانبه‌ی آئودی را با موفقیت پشت سر گذاشت و عنوان قهرمانی این جام را کسب کرد.


حریف بایرن مونیخ در دیدار پایانی جام آئودی که چهارشنبه شب (۳۰ ژوئیه) برگزار شد، تیمی بود که مونیخی‌ها از آن خاطره‌ی چندان خوشی ندارند: منچستر یونایتد؛ تیمی که در سال ۱۹۹۹ در فینال لیگ قهرمانان باشگاه‌های اروپا در بارسلون، لحظاتی به پایان بازی نمانده دو گل وارد دروازه‌ی مونیخ کرد و پیروزی یک بر صفر مونیخی‌ها را به شکست تلخ دو بر یک بدل کرد.


پیکار این دو تیم سرشناس در جام آئودی که به مناسبت صدمین سالگرد بنیانگذاری شرکت خودروسازی آئودی برگزار شد، اگر چه رسمی نبود، اما نبردی حیثیتی بود که در آن مونیخی‌ها توانستند ده سال پس از ناکامی دردناک فینال بارسلون، از انگلیسی‌ها انتقام بگیرند.


بایرن مونیخ که در دیدار نیمه‌نهایی جام آئودی تیم آ ث میلان از ایتالیا را ۴ بر ۱ مغلوب کرده بود، با ترکیبی متفاوت نسبت به آن دیدار قدم به میدان گذاشت. لوئیس فان گال، سرمربی بایرن مونیخ، از جمله به میشائل رنزینگ، دروازه‌بان جوان تیمش، فرصتی تازه داد تا قابلیت‌های خود را به نمایش بگذارد.


رنزینگ که خود را جانشین الیور کان، دروازه‌بان اسطوره‌ای بایرن مونیخ می‌داند نیز از این فرصت به خوبی استفاده کرد و با مهار ضربه‌ی پایانی پنالتی عنوان قهرمانی را برای تیمش به ارمغان آورد. دیدار بایرن مونیخ و منچستر یونایتد در وقت قانونی با نتیجه‌ی تساوی صفر بر صفر به پایان رسیده بود و این مونیخی‌ها بودند که در نهایت در ضربات پنالتی توانستند حریف انگلیسی خود را ۷ بر ۶ شکست دهند.


دو تیم بوکا جونیورز از آرژانتین و آ ث میلان از ایتالیا نیز بر سر کسب مقام سوم این جام به مصاف هم رفتند که نتیجه‌ی این دیدار نیز در ضربات پنالتی مشخص شد.


تیاگو سیلوا در دقیقه‌ی ۲۷ دروازه‌ی بوکا جونیورز را گشود و لوکاس ویاتری دقایقی مانده به پایان بازی گل تساوی را برای تیمش به ثمر رساند. دیدار دو تیم در وقت قانونی با نتیجه‌ی تساوی یک بر یک خاتمه یافت، اما آرژانتینی‌ها موفق شدند ضربات پنالتی را با نتیجه‌ی ۴ بر ۳ به سود خود به پایان برند و مقام سوم این جام را از آن خود کنند.

نقطه سر خط
رئيس اسبق فدراسيون جودو:از داخل كشور اطلا‌عاتي براي فدراسيون جهاني ارسال مي شود!
محمد درخشان رئيس اسبق فدراسيون جودو در شرايطي پس از 12 سال رياست اين فدراسيون در دي‌ماه 86 از سمت خود كناره‌گيري كرد كه در آن مقطع زماني بسياري از كارشناسان اعتقاد داشتند با رفتن درخشان، مدعيان چندين ساله جودو رودرروي يكديگر قرار خواهند گرفت و به نوعي مي‌توان گفت شاهد برادر كشي در اين فدراسيون خواهيم بود. اتفاقاتي كه پيش از برگزاري مجمع تعيين رئيس فدراسيون و انتخاب رضوي و پس از آن در زمان سرپرستي اميني بر فدراسيون رخ داده است، همگي به نوعي در تاييد اين ادعاست، ضمن اينكه انتقادات برخي از پيشكسوتان و استعفاهاي چند تن از مسئولان فدراسيون مي‌تواند جاي بحث و بررسي داشته باشد. رئيس اسبق فدراسيون جودو درخصوص حاشيه‌هاي اخير به وجود آمده براي فدراسيون، صغر سن در تيم‌هاي ملي رده نوجوانان وتيم ملي در آستانه اعزام به مسابقات جهاني 2009 در گفتگو با ايسنا با اشاره به اينكه نسبت به حاشيه‌ها و اتفاقات دو سال اخير جودو نگاهي توام با تاسف دارد، اظهار كرد: راجع به اينكه دليل اين گونه مسائل چه مي‌تواند باشد خيلي فكر كرده‌ام ولي به واقع مي‌توانم بگويم هنوز به جمع‌بندي مشخصي نرسيده‌ام و نمي‌توانم به صراحت بگويم چرا بسياري از اين حاشيه‌ها و مصاحبه‌ها در رسانه‌ها مطرح شده است. درخشان ادامه داد: احساس مي‌كنم نوعي تسويه حساب و به ميان كشاندن مسائلي كه برخي از قبل با فدراسيون جودو داشته‌اند در شرايط حال حاضر ديده مي‌شود و اينكه برخي از شرايط استفاده كرده و مسائلي را مطرح مي‌كنند. بايد قضاوت اين نوع رويدادها را به كساني سپرد كه از بيرون جودو را نگاه مي‌كنند. رسانه‌ها در اين زمينه نقش قابل توجهي دارند و مي‌توان گفت طرح برخي از مسائل در مقطعي عجيب بوده است اما مرور زمان، آنها را نشان داد و شاهد برخي از اين مسائل هستيم. رئيس اسبق فدراسيون جودو در ادامه، درخصوص معضل صغر سن در تيم‌هاي رده پايه اين فدراسيون اظهار كرد: متاسفانه چنين موضوعي در ساليان گذشته نيز وجود داشته و صرفا نمي‌توان آن را در ورزش جودو مشاهده كرد. نكته مهم اين است با وجودي كه نهادهاي مسئول و مراجع نظارتي كار بررسي مسئله اخير درخصوص تيم ملي نوجوانان را بر عهده دارند، اما همچنان افرادي هستند كه از داخل گزارشاتي را به فدراسيون بين‌المللي ارسال مي‌كنند. حتي در مورد موضوع مينوكده مسئول سابق كميته داوران فدراسيون جودو نيز با وجود آنكه فدراسيون بين‌المللي مسئله را خاتمه يافته تلقي مي‌كرد، "ويزر" رئيس فدراسيون بين‌المللي در ديداري حضوري به من گفت، "چگونه است كه برخي هنوز هم اين موضوع را تعقيب مي‌كنند" گرچه امروزه مي‌توان گفت اين برخي خيلي هم موضوع را پنهان نگاه نداشتند و گزارشات خود را به شكل علني ارائه مي‌كنند. درخشان ادامه داد: در طول ساليان گذشته مكررا در مسابقات رده‌هاي سني مختلف ادعاهايي مبني بر اينكه فلان بازيكن دچار صغر سن است مطرح شده و چنين موضوعي جديد نيست، اما مسئله اصلي اين است كه مداركي كه بتواند چنين ادعاهايي را تاييد كند ارائه نشده و طبيعي است كه بخش زيادي از اين ادعاها در همين حد باقي مانده و اثبات نشده است. در هنگام مسئوليتم هنگامي كه ادله مستند نسبت به صغر سن يك بازيكن ارائه مي‌شد برخورد مي‌كرديم ولي در خيلي از موارد اين موضوع تنها در حد يك ادعا عنوان مي‌شد. در بررسي مدارك نيز شناسنامه، كارت ملي و گواهي تحصيلي مداركي است كه فدراسيون به آنها استناد مي‌كند زيرا فدراسيون تشكيلاتي براي بررسي همه جانبه صحت و سقم مدارك ارائه شده هويت افراد نيست. حتي فدراسيون‌هاي بين‌المللي هم به مدارك ملي استناد مي‌كنند و خود را درگير مسائل ديگر نمي‌كنند. وي ادامه داد: اينكه عنوان شود درخصوص نوجوانان با نگاه به چهره و ظاهر آنها مي‌توان به تشخيص قطعي صغر سن رسيد نيز تشخيصي ناشيانه است زيرا بايد توجه داشته باشيم افراد در مناطق مختلف كشور به دلايل مختلف ژنتيكي و خصوصيات فردي متفاوت هستند و هرگز معيارهاي ظاهري نمي‌تواند ملاك تصميم‌ گيري قطعي چنين موضوعي باشد. درخشان يادآور شد: در دوره‌اي براي سامان دادن به بحث مبارزه با صغر سن اقدامات پزشكي در دستور كار قرار داشت اما متخصصين امر عنوان كردند حتي نتايج چنين اقداماتي نيز مي‌تواند بعضا بر اساس حدس و گمان باشد و تنها نمي‌توان به آزمايشات اكتفا كرد. درخصوص فوتبال شرايط مشابهي توسط كنفدراسيون فوتبال آسيا اعمال شد اما اين روش نيز تنها در مقطعي بود و ادامه پيدا نكرد. در نهايت مي‌توان گفت ملاك هويت افراد، اسناد است و هرجا مداركي ارائه شده كه دال بر تخلف باشد، مي‌توان برخورد لازم را نيز انجام داد. درخشان حادثه سقوط هواپيماي مسافر بري و جان باختن مسافران و اعضاي تيم ملي جودوي نوجوانان را حادثه‌اي تاسف بار دانست و گفت: بايد توجه داشت سازمان بازرسي كل كشور و نهادهاي مسئول در حال انجام بررسي‌هاي لازم نسبت به مدارك هويت اين جودوكاران هستند، اما به نظر مي‌رسد در كنار اين جريان برخي به دنبال تسويه حساب و شيطنت هستند و باز همان داستان‌هاي قديمي را مطرح مي‌كنند. اعضاي تيم ملي نوجوانان جان باختند و بايد به خانواده‌هاي آنان تسلي داد.

نقطه سر خط
كريمي:دوست داشتم در پرسپوليس بمانم اما اجازه ندادند
بازيكن سابق تيم ملي و تيم فوتبال پرسپوليس تهران پيرامون جدايي‌ خود از اين تيم گفت:‌دوست داشتم در پرسپوليس بمانم ولي ظاهرا دوست داشتن من براي مسئولان اين باشگاه مهم نبود. علي كريمي در گفتگو با ايلنا، افزود: مثل اينكه قسمت نبود در خدمت پرسپوليس باشم و ناچار بايد به اين تقدير تن دهم. كريمي تناقض‌گويي و گفته‌هاي متفاوت انصاري‌فرد را محكوم كرده و صحبت ‌هاي نژادفلاح ديگر عضو هيئت مديره را بيانگر تمامي واقعيت ها براي روشن ساختن اذهان عمومي دانست. بازيكن سابق تيم ملي فوتبال ايران در خصوص آنچه كه عباس انصاري‌فرد مفاد قرارداد وي را با عهدنامه تركمنچاي مقايسه كرده بود، اظهار داشت : مگر ممكن است بازيكني بعد از انجام دو يا سه بازي براي يك تيم، نغمه جدايي سر دهد؟ مگر من مي‌توانم بگويم هر موقع كه تشخيص دادم از تيم جدا مي‌شوم؟ اين حرف ‌ها بيشتر براي تخريب كردن شخصيت ورزشي ‌ام مطرح مي‌شود كه اميدوارم مردم خود دراين مورد به قضاوت بپردازند. علي كريمي پيرامون اينكه <چرا زودتر از اينها به فكر تمديد قرارداد با پرسپوليس نيفتاده و ثبت قرارداد خود را به روزهاي آخر موكول كرده است؟> گفت: مگر مي‌شود بدون دعوت براي تمديد قرارداد و به زور با باشگاهي مذاكره كرد؟ من با انصاري‌فرد يك جلسه مشترك داشتم وهر دو به ظاهر راضي به ادامه همكاري بوديم ولي بعدها متوجه نشدم چه اتفاقي افتاد كه اين مذاكرات بدون نتيجه باقي ماند! كريمي اضافه كرد: اميدوارم مردانه و صادقانه بگويند كه چه اتفاقي افتاده است، ولي چنانچه بخواهند مرا مقابل مردم قرار دهند تمام مداركم را رو خواهم كرد. وي اظهار داشت: حتي همين الان نيز اين امكان وجود داشت كه وارد ليست پرسپوليس شوم و مي‌دانم حسين هدايتي به قدري داراي شخصيت بزرگ و والايي است كه با اين انتقال قطعا موافقت مي‌كرد ولي نوع برخورد انصاري‌فرد به گونه ‌اي بود كه ديگر تمايلي به ادامه همكاري با وي ندارم و اميدوارم روزي به پرسپوليس بازگردم كه او در اين تيم حضور نداشته باشد. كريمي پيرامون حضور خود مقابل تيم پرسپوليس با پيراهن استيل آ‌ذين نيز گفت: از يك طرف دوست دارم در اين بازي حضور داشته باشم تا هواداران پرسپوليس را ببينم، ولي از طرفي دوست ندارم مقابل هواداران پرسپوليس بايستم. ولي بايد ببينم چه شرايطي ايجاد مي‌شود و قسمت چه خواهد بود.



نقطه سر خط
احتمال تعويق بازي‌هاي كشورهاي اسلامي
دبيركميته اجرايي دومين دوره بازي‌هاي همبستگي كشورهاي اسلامي با تاكيد برجدي بودن موضوع لغو ‌اين مسابقات در موعد مقرر گفت: 50 درصد احتمال دارد اين بازي‌ها با تاخير چندماهه برگزار شود. حسن ميرزاآقابيك در گفتگو با مهر اظهار داشت: با توجه به شيوع بيماري خطرناك آنفلوانزاي ‌خوكي و احتمال ناقل بودن بسياري از ورزشكاران اعزامي به ايران، اين احتمال وجود دارد كه دومين دوره ‌بازي‌هاي همبستگي كشورهاي اسلامي در موعد مقرر (24 مهرماه تا 8 آبان ماه) برگزار نشود. ‌وي بـا اشـاره بـه كـسـب تـكليف از وزارت بهداشت تصريح كرد: مديران اين وزارتخانه تصميم گيرنده نهايي در ‌اين زمينه هستند. ستاد برگزاري دومين دوره بازي‌هاي همبستگي كشورهاي اسلامي با توجه به ميزان اهميت اين ‌موضوع، از مديران وزارت بهداشت براي برگزاري بازي‌ها كسب تكليف كرده‌‌است. بــا‌تــوجــه بــه بــرگــزاري ‌نـشـســت ســرپــرسـت كاروان‌هاي اعزامي به ايران (20 تا 28 مردادماه) در كشورمان قرار است آنها حداكثر تا پايان اين ‌هفته نتيجه نهايي را اعلام كنند. ‌دبيركميته اجـرايـي دومـيـن دوره بـازي‌هـاي همبستگي كـشــورهــاي اســلامــي بــا تــاكـيــد بــر آمــادگـي صددرصد ستاد ‌برگزاري اين رقابت‌‌ها جهت آغاز مسابقات در تاريخ از پيش تعيين شده، تصريح كرد: اما اگر مديران وزارت ‌بهداشت ما را از انجام رقابت‌ها در زمان مورد نظر منع كنند بدون هيچ ترديدي دستور آنها را اجرا مي‌كنيم. ‌سلامتي ورزشكاران بيش از هر مسئله ديگري حائز اهميت است. ‌ ميرزا آقابيك تاكيد كرد: اگر دومين دوره بازي‌هاي همبستگي كشورهاي اسلامي طي روزهاي 24 مهرماه تا 8 آبان ماه ‌به‌‌خاطر بيماري آنفلوانزاي خوكي برگزار نشود، امتياز ميزباني ايران براي اين بازي‌ها به قوت خـود بـاقـي ‌مي‌ماند. به هر حال فدراسيون همبستگي كشورهاي اسلامي در جريان تمام امور قرار دارد.‌ در همين حال، معاون سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي گفت كه در جلسه مشتركي بين مسئولان اين وزارتخانه و سازمان تربيت بدني درخصوص بـرگـزاري يـا تعـويـق دوميـن دوره بازي‌هاي همبستگي كشورهاي اسلامي ‌تصميم گيري خواهد شد. ‌به گزارش ايرنا، حسن امامي خاطرنشان كرد كه در روزهاي آتي در نشست مشتركي ‌با مسئولان سازمان تربيت بدني كه مسئوليت برگزاري اين رويداد بزرگ ورزشي كشور را برعهده دارند درمورد ‌برگزاري در مـوعـد اعـلام شـده و يـا تعويق اين بازي‌ها تصميم‌گيري خواهد شد. ‌



iran-goftogoo
شطرنج‌بازان ایرانی در رقابت‌های بین‌المللی درسدن


احسان قائم مقامی، استاد بزرگ شطرنج ایران


رقابت‌های بین‌المللی شطرنج درسدن که با شرکت ۲۷۶ شطرنج‌باز آغاز شده بود، به پایان رسید. شایسته قادرپور و احسان قائم مقامی، زوج شطرنج‌باز ایرانی، در این مسابقه‌ها مانند سال‌های گذشته موفق ظاهر نشدند.




نهمین و آخرین دور رقابت‌های بین‌المللی شطرنج درسدن (ZMD) آلمان به پایان رسید. در این رقابت‌ها که به روش سوئیسی در ۹ دور برگزار شدند، احسان قائم مقامی، استاد بزرگ شطرنج همراه با همسرش، شایسته قادرپور، عضو تیم ملی شطرنج زنان، ایران را نمایندگی کردند.

قائم مقامی در این رقابت‌ها به ۴ پیروزی، ۴ تساوی و ۱ شکست دست یافته است. در میان شرکت‌کنندگان این رقابت‌ها، او از نظر درجه‌بندی بین‌المللی (ریتینگ) پس از رقیبانی از روسیه، لهستان و اوکراین در جایگاه چهارم قرار دارد.


شایسته قادرپور، دیگر نماینده‌‌ی ایران نیز در این مسابقه‌ها، به ۵ برد، ۳ شکست و ۱ تساوی دست یافت. قائم مقامی در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ موفق به کسب مقام قهرمانی در این مسابقه‌ها شده بود و نتوانست در این دیدارها از عنوان قهرمانی خود دفاع کند و به جایگاه یازدهم دست یافت. این رقابت‌ها که از ۳ مرداد (۲۵ ژوئیه) تا ۱۱ مرداد ماه (۲ اوت) با حضور ۲۷۶ شطرنج‌باز در "هتل رامادا" در شهر درسدن جریان داشت.

در پایان این مسابقه‌ها ولادیمیر اپیشین از روسیه با ۹ امتیاز، سرگئی اوسیویچ از اوکراین با ۸ امتیاز و روبرت کوپینسکی از لهستان با ۵/۷ امتیاز به ترتیب اول تا سوم شدند.



iran-goftogoo
مرحله نخست جام حذفی فوتبال باشگاه‌های آلمان

حذف هانوفر و ماینتس مقابل تیم‌های دسته چهارمی



یک هفته پیش از آغاز فصل جدید بوندس‌لیگا نخستین دور مسابقات جام حدفی آلمان با شرکت ۶۴ تیم برگزار شد. تیم‌های دسته چهارمی تریر و لوبک با غلبه بر تیم‌های دسته اولی هانوفر و ماینتس به جمع شگفت‌آفرینان تاریخ جام حذفی پیوستند.




در نخستین مرحله از پیکارهای جام حذفی فوتبال باشگاههای آلمان که روز جمعه (۳۱ ژوئیه) آغاز شد و روز دوشنبه (۳ اوت) با برگزاری دیدار میان دوسلدورف و هامبورگ به اتمام می‌رسد، در کنار ۳۶ تیم از لیگ‌های دسته اول و دوم این کشور، مجموعا ۲۸ تیم دیگر از لیگ‌های دسته سوم، دسته چهارم، دسته پنجم و دسته ششم که جواز حضور در این دور از مسابقات را کسب کرده بودند، نیز حضور داشتند.


تیم وردر برمن، برنده رقابت‌های جام حذفی باشگاه‌های آلمان در سال ۲۰۰۹، با قدرتنمایی کامل مرحله نخست را پشت سر گذاشت و با نتیجه ۵ بر صفر بر تیم اونیون برلین پیروز شد که در این فصل به لیگ دسته دوم صعود کرده است.



قهرمان فصل پیشین بوندس‌لیگا، وولفسبورگ نیز نخستین قدم خود را در فصل جدید فوتبال آلمان زیر نظر سرمربی جدید آرمین فه، با موفقیت برداشت و ۴ بر ۱ تیم دسته سومی وهن ویسبادن را شکست داد. گرافیته، آقای گل برزیلی فصل گذشته بوندس‌لیگا که در آغاز ماه جاری به عنوان فوتبالیست برتر فصل ۲۰۰۹/ ۲۰۰۸ انتخاب گردید، با به ثمر رساندن گل نخست این دیدار، به هنرنمایی خود در صحنه فوتبال آلمان ادامه داد.



تیم پرآوازه بایرن مونیخ نیز اولین گام خود را در فصل جدید با پیروزی برداشت. مونیخی‌ها با سرمربی جدید هلندی خود، لوئیس فان گال، به لطف ۲ گل مهاجم تازه وارد خود ماریو گومز، بدون درخشش و با نتیجه ۳ بر ۱ از سد تیم دسته ششمی نکاراتس عبور کرند.



فلیکس ماگات، سرمربی جدید تیم شالکه، نخستین ماموریت خود را در این باشگاه بدون دردسر سپری کرد و با برتری ۴ بر صفر مقابل تیم دسته پنجمی گرمانیا ویندک، راهی دور دوم جام حذفی شد.



نتایج دیدارهای تیم‌های لیگ دسته اول آلمان در جام حذفی از این قرارند:



تریر ۳ - هانوفر ۱

لوبک ۲ - ماینتس ۱

بابلسبرگ صفر - لورکوزن ۱

دینامو درسدن صفر - نورنبرگ ۳

گروس آس پاخ ۱ - اشتوتگارت ۴

وایدن ۱ - بوروسیا دورتموند ۳

الفرسبرگ صفر - فرایبورگ ۲

اف.اس.فآ. فرانکفورت ۱ - بوروسیا مونشن گلادباخ ۲

امدن صفر - اف.ٍث. کلن ۳

ویندک صفر - شالکه ۴

مونستر۱ - هرتابرلین ۳

اوبرنویلند صفر - هوفن هایم ۲

کیکرس اوفن باخ صفر - آینتراخت فرانکفورت ۳

لوته صفر - بوخوم ۱

اونیون برلین صفر - وردربرمن ۵

وهن ویسبادن ۱ - وولفسبورگ ۴

نکارالتس ۱ - بایرن مونیخ ۳

iran-goftogoo
تجارت ورزش چشم امید به آسیا دارد


براي ديدن پيوست
طرفداران منچستریونایتد در کشورهای جنوب شرق آسیا ظاهرا متوجه رکود جهانی نشده اند

رکود جهانی اقتصاد بر ورزش هم، مانند هر صنعت دیگری تاثیر گذاشته است و شرکت های بزرگی که با تیم های ورزشی قرارداد حمایت مالی در برابر تبلیغات داشتند، به دلیل کاهش سود عملکرد، از میزان سرمایه گذاری خود در ورزش هم کاسته اند.

در بسیاری از مسابقات هم شمار تماشاگران کاهش یافته و تیم ها هم مجبور شده اند قیمت بلیط های خود را ثابت نگه دارند.

با این وجود به نظر می رسد آسیا یک بارقه امید برای ورزش ایجاد کرده باشد.

در میان تقریبا سه میلیارد ساکن این قاره، بسیاری طرفداران پروپاقرص ورزش هستند، که این مسئله برای ورزش ها و نام های تجاری بزرگی که می خواهند جهت جذب قراردادهای پرمنفعت حمایت مالی، پخش تلویزیونی و فروش کالاهای مرتبط با تیم ها و ورزش ها به بازارهای آسیا راه یابند، نکته مثبتی محسوب می شود.


آدریان نیو، از موسسه Sin World Sports Group که از موسسات شناخته شده در عرصه بازاریابی ورزش، سازماندهی مسابقات و امور رسانه ای است، معتقد است: "آسیا به دلایل متعدد ظرفیت های زیادی دارد: بازگشت سرمایه بالا است، هزینه رسانه ها پایین است، و شمار مخاطبان بسیار زیاد است."

این کارشناس تاکید می کند که بجز بانک ها و شرکت های اتومبیل سازی که بیش از دیگران در بحران اقتصادی جهانی آسیب دیدند، در دیگر عرصه ها و به خصوص بخش تولید محصولات نوشیدنی، تمایل بالایی به بستن قراردادهای تبلیغات و حمایت مالی دارند.


منچستریونایتد؛ نماد نگاه رو به شرق ورزش

حضور تیم فوتبال منچستریونایتد در آسیا، نشانی از این قدرت اقتصادی است.

این تیم که شمار طرفداران آن در سراسر جهان بیش از 300 میلیون نفر برآورد می شود (از جمله 190 میلیون نفر در آسیا) در تور پیش از فصل لیگ برتر انگلستان در آسیا، در استادیوم های پر از تماشاچی در مالزی، کره جنوبی و چین مسابقه داد.

این باشگاه در فصل 2007-2008 نزدیک به 64 میلیون پوند درآمد داشت و امیدوار است مارک تجاری خود را در همه قاره ها، در قبال قراردادهای حمایت مالی بفروشد.

از نشانه های این تصمیم می توان به تلاش برای نفوذ به بازار هند اشاره کرد که در این راه، منچستریونایتد با باشگاه های لیورپول و چلسی رقابت می کند.


فوتبال تنها نیست.


سفر کوبی برایانت به آسیا توسط شرکت نایک تدارک دیده شد
فوتبال تنها ورزشی نسیت که به دنبال بهره برداری از علاقه شهروندان آسیا از ورزش های غربی است.

کوبی برایانت، ستاره تیم بسکتبال لیکرز، چند هفته پس از قهرمانی تیمش در لیگ NBA و کسب عنوان ارزشمندترین بازیکن مسابقات فینال، به آسیا سفر کرد تا به تبلیغ لیگ NBA و همچنین کفشی بپردازد که اختصاصی برای مردم این قاره تولید شده است.

او در سفر به فیلیپین، سنگاپور، تایوان و هنگ کنگ که توسط شرکت نایک سازماندهی شد، با هزاران نفر از طرفدارانش دیدار کرد و در برنامه های بسکتبال شرکت کرد.

آقای نیو یادآور می شود که با سفر این ورزشکار به آسیا، طرفداران موقعیت پیدا کردند تا به قهرمان خود نزدیک شوند و نایک از این موقعیت برای افزایش نفوذ خود استفاده کرد.


واردات غیرمستقیم، با هدف افزایش صادرات


برخی کارشناسان معتقدند کمتر شرکتی تلاش کرده از طریق گلف راه خود را به آسیا باز کند و این فعالیت ورزشی ظرفیت بالایی از این نظر دارد
نه تنها ورزش های آمریکایی و بریتانیایی با نفوذ به آسیا جهانی شده اند، بلکه برخی بازیکنان آسیایی هم راه خود را به بالاترین لیگ های جهان باز کرده اند.

پارک جی سونگ کره ای که برای منچستریونایتد بازی می کند یا شونسوکه ناکامورای ژاپنی که در خدمت تیک سلتیک قرار دارد از آن جمله اند.

در بسکتبال یائو مینگ، بلندقد ترین بازیکن لیگ بسکتبال حرفه ای آمریکا به ستاره ای در شهر و تیم هیوستون بدل شده در جمع برترین های لیگ NBA قرار دارد و ایچیرو سوزوکی، ستاره بسی بال ژاپن، یکی از بزرگترین نام های مطرح در تیم سیاتل مارینرز است.

استخدام این استعدادهای آسیایی به پایگاه طرفداران ورزش های غربی در آسیا وسعت بیشتری می دهد و باعث می شود ورزش ها و باشگاه ها در هنگام برنامه ریزی امور تجاری خود، چین، هند، ژاپن و کشورهای جنوب شرق آسیا را نیز درنظر بگیرند.

منچستریونایتد در حال حاضر به پشتوانه چنین برنامه هایی و همچنین طرفدارانش در آسیا، موفق شده حمایت مالی شرکت Aon را که از شرکت های عمده مشاور در زمینه ریسک و سرمایه انسانی است، در قراردادی چهارساله به ارزش 80 میلیون پوند جلب کند.

بیش از حدس و گمان و امید و تخمین، آنچه به تصمیم این شرکت برای سرمایه گذاری در منچستریونایتد انجامید، قدرت گرفتن نام تجاری شرکت AIG، حامی مالی پیشین منچستریونایتد، در آسیا بود.

iran-goftogoo
جام حذفی آلمان، هامبورگ جان سالم به‌در برد!


فرانک روست، دروازه‌بان و کاپیتان تیم هامبورگ
سهم مهمی در پیروزی تیمش در برابر دوسلدورف داشت



دوشنبه شب (۳ اوت) دیدار باقیمانده اولین دور از مسابقات جام حذفی آلمان برگزار شد. هامبورگ که با مربی‌‌ای جدید و بازیکنانی تازه‌نفس در صف مدعیان کسب قهرمانی بوندس‌لیگا قرار دارد، به سختی بر تیم دسته دومی دوسلدورف پیروز شد.

تیم هامبورگ که در سال‌های اخیر در جمع تیم‌های پرقدرت بوندس‌لیگا قرار داشته و با به خدمت گرفتن مربی‌ای جوان و بازیکنانی تازه‌نفس خود را برای فصل جدید رقابت‌های باشگاهی در آلمان آماده ساخته، در نخستین دیدار خود در چارچوب مسابقات جام حذفی آلمان به مصاف تیم دسته دومی فورتونا دوسلدورف رفت و در نهایت در ضربات پنالتی توانست حریف خود را به زانو درآورد.



ناجی هامبورگ در این دیدار بدون شک فرانک روست، دروازه‌بان هامبورگ بود که با واکنش‌های خوب خود، دو ضربه از ضربات پنالتی بازیکان دوسلدورف را مهار کرد. روست پس از پایان دیدار گفت: «این واقع تلخ می‌بود، اگر در همان دور اول حذف می‌شدیم. این بازی‌ها را باید همیشه به نفع خود به پایان برد، حال به هر ترتیبی که ممکن است.»



بازیکنان هامبورگ دیدار را در حضور بیش از ۳۵ هزار تماشاگر با اعتماد به نفس و احاطه بر میدان آغاز کردند و در دقیقه چهارم بازی با گل ملادان پتریچ، مهاجم اهل کرواسی خود، حاصل حملات خود را گرفتند.



شادی هامبورگی‌ها اما دیری نپایید، چرا که فینک، بازیکن دوسلدروف در دقیقه ۱۱ گل تساوی را به ثمر رساند و بوآتنگ، مدافع هامبورگ نیز پنج دقیقه بعد، با زدن گلی به خود، تیم میزبان را جلو انداخت. یکی از چهره‌های برتر دیدار دیشب، تروخووسکی، هافبک فرز هامبورگ بود که با زدن گل دوم برای تیمش در دقیقه ۵۴ بازی را به تساوی کشاند.



دیدار دو تیم پس از ۹۰ دقیقه با تساوی ۲ بر ۲ به پایان رسید. ترخووسکی در دقیقه پنجم وقت اضافه از نقطه پنالتی گل سوم هامبورگ را به ثمر رساند و به نظر می‌رسید که هامبورگ علیرغم دشواری‌های گوناگون بر حریف دسته دومی خود پیروز می‌شود تا اینکه لحظاتی پیش از به صدا درآمدن سوت پایان بازی، لامبرتس، بازیکن دوسلدورف با زدن گل تساوی بازی را به ضربات پنالتی کشاند.



در حالیکه بازیکان هامبورگ با خونسردی و مهارت ضربات پنالتی خود را درون دروازه دوسلدورف جای دادند، فرانک روست، دروازه‌بانشان توانست، دو ضربه‌ی پنالتی حریف را مهار کند و مانع از آن شود که هامبورگی‌ها در همان دور نخست، ناکامی تلخ تیم‌های دسته اولی هانوفر و ماینتس را تجربه کنند که از حریفان گمنام خود شکست خورده و از بازی‌ها حذف شده بودند.
ایران گفتگو "روی
لیگ برتر ایران با پیروزی راه آهن آغاز شد


نهمين دوره مسابقات ليگ برتر فوتبال ايران با پیروزی راه آهن و تساوى پرگل ۳-۳ پرسپوليس و مس در كرمان آغاز شد.



در اولین بازی فصل جدید لیگ برتر ایران، تیم راه آهن که در فصل گذشته به مقام یازدهم لیگ دست یافت، در ورزشگاه دستگردى تهران ۲-۱ فولاد خوزستان را شكست داد.

راه آهن که نایب قهرمان جام حذفی نیز محسوب می شود، در دقیقه 63 بازی پذیرای اولین گل لیگ نهم بود، اما دقایقی پس از گل فولاد، ایمان حیدری بازی را به تساوی کشاند و در دقیقه 86 کمال کامیابی، بازیکن جوان راه آهن، لحظاتی پس از ورود به زمین به عنوان بازیکن تعویضی، با ضربه سر ارسال بلندی را که بر روی دروازه فولاد فرستاده شده بود، وارد دروازه کرد تا راه آهن حتی اگر برای یک روز، صدرنشینی را تجربه کند.

پرسپوليس براى جبران ناكامى هاى فصل گذشته، ليگ نهم را با چهره اى كاملا متفاوت شروع كرد؛ زلاتكو كرانچار، سرمربى كروات، روى نيمكت قرمزها است، از ستاره هايى چون على كريمى، ايوان پتروويچ، ابراهيم توره و عليرضا نيكبخت واحدى خبرى نيست و ميثم بائو، اشپيتيم آرفى و شيث رضایی از جمله بازيكنانى هستند كه اين فصل به خدمت پرسپوليس درآمدند.

كرانچار پيش از اولين بازى پرسپوليس در فصل جديد، با ابراز رضايت از بازيكنانش گفته بود: "من بهترين هاى فوتبال ايران را در اختيار دارم و مسئول هر نتيجه اى كه در ديدار با مس رقم خورد من هستم."

در مقابل، مس كرمان در ليگ هشتم كارنامه موفقى داشت. تيم سوم فصل پيش، علاوه بر حفظ سرمربى و چند بازيكن كليدى، مهره هايى چون على سامره، پيروز قربانى و ميثم منيعى را به خدمت گرفت تا نه تنها در ليگ برتر كه در فصل آينده ليگ قهرمانان آسيا هم قدرتمند ظاهر شود.

تنها نگرانى اين روزهاى پرويز مظلومى خط دفاعى تيمش است. با جدايى سيد مهدى رحمتى(دروازه بان) ، اميرحسين صادقى و مرتضى ابراهيمى (دو مدافع ميانى فصل قبل) به نظر مى رسد دفاع مس استحكام گذشته را ندارد.

نبرد بی برنده مدعیان

تقابل پرسپوليس و مس در ورزشگاه نه چندان پرتماشاگر شهيد باهنر كرمان، که در حضور افشین قطبی سرمربی تیم ملی ایران برگزار شد، ديدنى بود، هر چند برخی کارشناسان تعدد گل های رد و بدل شده در این بازی را "بیش از هرچیز نشان دهنده عدم انسجام تاکتیکی دو تیم" قلمداد کردند.

بازى سرعت پایینی نداشت و هر دو تيم هجومى بازى كردند، اما اين مهمان بود كه در دقيقه ۲۶ روى شوت شيث رضايى و با ضربه سر هادى نوروزى گل اول را زد.

تنها ۱۰ دقيقه بعد، ادينیو، مهاجم برزيلى مس در موقعيتى تك به تك با دروازه بان، گل پرسپوليس را پاسخ داد.

پرسپولیس در دقيقه ۴۱ باز هم پيش افتاد؛ اين بار هم نوروزى روى اشتباه پيروز قربانى - مدافع مس – با دروازه بان تك به تك شد و گل دوم خود و تيمش را زد تا پرسپوليس نيمه اول را با برترى ۲-۱ به رختكن برود.

مس نيمه دوم را بهتر آغازكرد و در دقيقه ۵۵ با ضربه روح الله بيگدلى از پشت محوطه جريمه، دوباره بازى را به تساوى كشاند.

اما پس از آن این بازی پر فراز و نشیب به ضرر مس تغییر کرد؛ بيگدلى و ادينیو در دقايق ۶۰ و ۶۴ دو فرصت گلزنى را با واكنش مناسب ميثاق معمارزاده، دروازه بان پرسپولیس از دست دادند و خطاى امير حسين يوسفى روى مدافع پرسپوليس در دقيقه ۷۵ از سوی داور را پنالتى اعلام شد تا يوسفى با دريافت كارت زرد دوم از زمين اخراج شود.

هر چند عباس محمدی دروازه بان مس کرمان ضربه پنالتى شيث رضايى را مهار كرد، ولى كمك داور دستور به تكرار پنالتى داد؛ محمدى ضربه دوم را هم دفع كرد، اما رضايى توپ برگشتى را درون دروازه فرستاد.

مس، با وجود ۱۰ نفره بودن، براى سومين بار هم توانست در دقيقه ۸۱ روى ضربه ايستگاهى ادينیو بازى را مساوى كند و مسابقه با نتيجه پرگل ۳-۳ به پايان رسيد.

با اين تساوى مس كرمان روند شكست ناپذيرى فصل گذشته خود در بازى هاى خانگى را حفظ كرد. شاگردان مظلومى در ۲۱ بازى اخير خود در كرمان هرگز شكست نخورده اند.

پرسپوليس نيز با كرانچار به يك امتياز با ارزش خارج از خانه رسيد، اما قضاوت اين تيم جديد به زمان نياز دارد.

ساير بازى هاى هفته اول روز جمعه ۱۶ مرداد (۷ آگوست) برگزار مى شود.
iran-goftogoo
لیگ برتر ایران؛ جولانگاه مربیان جوان


براي ديدن پيوست
حمید استیلی برای اولین بار سرمربی گری را تجربه می کند.

معمولا با پایان یافتن رقابتهای هر فصل لیگ برتر ایران، بیش از نیمی از تیم های لیگ برتری مربیان خود را عوض می کنند.

در لیگ نهم 11 تیم مربیانی جدید روی نیمکت خود می بینند وتنها هفت تیم مربیان فصل گذشته خود را به همراه دارند.

البته در فصول گذشته تغییرات بیشتری در نیمکت تیمها رخ داده بود و کمتر از هفت مربی توانسته بودند شغل خود را حفظ کنند.

با این حال این بار موج تغییرات با ورود چند مربی جوان و کم تجربه همراه شده است.

در بین 18 مربی این فصل لیگ برتر حمید استیلی (استیل آذین) برای اولین بار است که سرمربیگری را تجربه می کند و فراز کمالوند (تراکتورسازی) و حمید کللی فرد (شاهین بوشهر) هم برای نخستین مرتبه در لیگ برتر روی نیمکت تیمی می نشینند، هرچند این دو سابقه مربی گری در دسته اول را در کارنامه خود دارند.

خداداد عزیزی (استقلال اهواز)، داود مهابادی (مقاومت شیراز) و فراز کمالوند کمتر از چهل سال دارند و مربیانی جوان به شمار می روند.

همچنین منصور ابراهیم زاده (ذوب آهن)، عبدالصمد مرفاوی (استقلال تهران) و ناصر پورمهدی (ابومسلم) مربیان کم تجربه ای به شمار می روند و سابقه مربی گری آنها حداکثر یک سال است.

براي ديدن پيوست
منصور پورحیدری باسابقه ترین مربی حاضر
در لیگ برتر ایران است


در بین 18 مربی لیگ برتری منصور پورحیدری، سرمربی پاس همدان، مسن ترین و با تجربه ترین مربی لیگ برتر ایران به شمار می رود.

در ابتدا قرار بود علیرضا منصوریان، هدایت پاس را بر عهده بگیرد، اما چند روز مانده به شروع لیگ، کاظم اولیایی، مدیرعامل باشگاه پاس اعلام کرد منصور پورحیدری مدیرفنی این باشگاه همدانی، سرمربی این تیم خواهد بود و علیرضا منصوریان در صورتی که مدارج مربی گری را طی کند این فرصت را پیدا خواهد کرد که در آینده سرمربی پاس شود.

اگر در ادامه لیگ سرمربی گری پاس همدان به منصوریان برسد، او نیز یکی دیگر از مربیان جوان و کم تجربه لیگ نهم محسوب خواهد شد.

حتی مربی همچون حمید درخشان ( پیکان ) هم برای اولین بار سرمربی گری در لیگ برتر را تجربه خواهد کرد.

این آمار نشان می دهد که چهره نیمکتهای لیگ برتر نسبت به سالهای گذشته کاملا تغییر کرده و دیگر خبری از چهره هایی همچون فیروز کریمی، غلامحسین پیروانی، محمود یاوری، فرهاد کاظمی، اکبر میثاقیان، بیژن ذوالفقارنسب، رسول کربکندی و مجید جلالی که در هشت دوره گذشته لیگ برتر حضوری پررنگی روی نیمکت تیم های مختلف داشتند دیده نمی شود.

در بین این مربیان چند مربی به دلیل رعایت نکردن منشور اخلاقی سازمان لیگ مجوز حضور در لیگ برتر را پیدا نکردند و چند مربی نتوانسند در لیگ برتر با هیچ تیمی به توافق برسند.

خروج این مربیان باسابقه این فرصت را در اختیار مربیان جوان و کم تجربه گذاشته که موفقیت و دوام آنها می تواند نسل مربی گری در ایران را عوض کند.

در چند سال اخیر مربیان جوان دیگری هم وارد لیگ ایران شدند که شاخص ترین آنها علی دایی بود که در اولین سال مربی گری اش قهرمان لیگ ایران شد و بلافاصله هدایت تیم ملی را بر عهده گرفت. افشین پیروانی، یحیی گل محمدی، علی اصغر مدیر روستا، علی حنطه، و هادی برگی زر از جمله مربیان جوان دیگری بودند که در یکی دو سال گذشته حضور در لیگ برتر را تجربه کردند، اما در این فصل خبری از آنها روی نیمکت تیم های لیگ برتری نیست.

عمر کوتاه مربی گری


ملوان بندر انزلی باثبات ترین باشگاه لیگ در زمینه حفظ مربی بوده و محمد احمدزاده از اعتماد مدیران این تیم برخوردار است.
در جمع 18 مربی لیگ برتری سه مربی خارجی دیده می شود؛ ارنی براندتس هلندی و زلاتکو کرانیکار کروات برای اولین بار در ایران مربی گری می کنند، اما لوکا بوناچیچ دیگر مربی خارجی لیگ برتر، چندین سال سابقه مربی گری در ایران و تیم های سپاهان، فولاد و استقلال اهواز را در کارنامه خود دارد.

پرویز مظلومی، محمد مایلی کهن، محمد احمدزاده، حمید کللی فرد، فراز کمالوند، خداداد عزیزی و منصور ابراهیم زاده هفت مربی محسوب می شوند که در فصل گذشته هم هدایت تیم های این فصل شان را حضور داشتند که در بین آنها کمالوند و کللی فرد در فصل قبل به همراه تراکتورسازی و شاهین بوشهر در لیگ دسته اول حضور داشتند.

عزیزی و مایلی کهن هم در اواسط فصل گذشته هدایت تیم های استقلال اهواز و سایپا بر عهده گرفتند و تنها مربیانی که در ابتدای فصل قبل هم مربی تیم شان بودند و عمر مربی گری شان در تیم هایشان از یک سال عبور می کند، مظلومی، ابراهیم زاده و احمدزاده هستند.

در بین این سه مربی، تنها محمد احمدزاده سرمربی ملوان پیش از لیگ هشتم هم مربی تیمش بود و این آمار نشان می دهد که عمر مربی گری در لیگ برتر ایران کوتاه است.

در فصول گذشته عنوان با ثبات ترین مربی لیگ برتر به غلامحسین پیروانی تعلق داشت که در تمامی هشت دوره گذشته لیگ برتر سرمربی مقاومت سپاسی شیراز (فجر سابق) بود.

با حضور پیروانی در تیم امید و جدایی او از مقاومت، لیگ برتر با ثبات ترین سرمربی خود را هم از دست داد و این عنوان در اختیار احمدزاده قرار گرفت.

سرمربیان 18 تیم لیگ برتری

استقلال تهران: عبدالصمد مرفاوی

ذوب آهن اصفهان: منصور ابراهیم زاده

مس کرمان: پرویز مظلومی

سپاهان اصفهان: امیر قلعه نویی

پرسپولیس تهران: زلاتکو کرانیکار ( کرواسی )

صبا قم: محمدحسین ضیایی

فولاد خوزستان:لوکا بوناچیچ ( کرواسی )

پیکان قزوین: حمید درخشان

مقاومت شیراز: داوود مهابادی

سایپا کرج: محمد مایلی کهن

راه آهن شهری: ارنی براندتس ( هلند )

ملوان بندرانزلی: محمد احمدزاده

پاس همدان: منصور پور حیدری

استقلال اهواز: خداداد عزیزی

ابومسلم خراسان: ناصر پور مهدی

استیل آذین: حمید استیلی

تراکتورسازی تبریز: فراز کمالوند

شاهین پارس جنوبی بوشهر: حمید کللی فرد

iran-goftogoo
شمارش معکوس آغاز فصل جدید بوندس‌لیگای آلمان




روز جمعه (۷ اوت) چهل و هفتمین دوره از رقابت‌های لیگ دسته اول فوتبال آلمان، بوندس‌لیگا آغاز می‌شود. در این فصل نیز این پرسش مطرح است که آیا باشگاه بایرن مونیخ قهرمان بوندس‌لیگا خواهد شد یا دست خالی صحنه را ترک خواهد کرد؟



تعطیلات تابستان دوره استراحت است و لیگ دسته اول فوتبال آلمان نیز از این قاعده مستثنی نیست. حال اما انتظار دوستداران فوتبال در آلمان و علاقمندان به بوندس‌لیگا در سراسر جهان به پایان رسیده و در روز جمعه (۷ اوت) سوت آغاز چهل و هفتمین دوره از مسابقات باشگاه‌های آلمان با برگزاری دیداری جذاب بین دو تیم ولفزبورگ و اشتوتگارت به صدا در خواهد آمد.



شماری از مربیان و کارشناسان، از جمله فلیکس ماگات سرمربی سرشناس آلمانی، لیگ دسته اول فوتبال آلمان را جذاب‌ترین لیگ اروپا می‌دانند، چرا که در آن برخلاف لیگ‌های دیگر چون انگلیس، ایتالیا و انگلیس تنها سه چهار تیم نیستند که شانس کسب عنوان قهرمانی دارند. در سال‌های گذشته تیم‌های عنوان قهرمانی بوندس‌لیگا را از آن خود کرده‌اند که در آغاز فصل به هیچ وجه در صف مدعیان کسب عنوان قرار نداشته‌اند. نتیجه فصل پیشین نیز شاهدی است بر این مدعا.



ولفزبورگ و وظیفه سنگین دفاع از قهرمانی


ولفزبورگ که در فصل گذشته در کمال ناباوری کارشناسان و دوستداران فوتبال، رقبای پرقدرت خود را پشت سر گذاشت و بر تخت قهرمانی بوندس‌لیگا تکیه زد، در فصل جدید همچنان از وجود مهره‌های کلیدی خود از جمله گرافیته و جکو بهره خواهد برد، اگر چه سکان هدایت این تیم اکنون نه در دست فلیکس ماگات سرمربی ولفزوبورگ در فصل پیش که در دست آرمین فه خواهد بود.




گرافیته و جکو، دو یار کلیدی ولفزبورگ در خط حمله

آرمین فه که از مربیان جدی و موفق آلمان محسوب می‌شود، یک بار به همراه تیم جوان اشتوتگارت موفق به کسب عنوان قهرمانی بوندس‌لیگا شده و از این رو از تجربه‌های لازم برای هدایت تیم ولفزبورگ در فصل جدید برخوردار است.



تیم اشتوتگارت اگر چه مهاجم پرقدرت خود، ماریو گومز را به بایرن مونیخ فروخته، اما به موقع توانسته است، مهره‌های لازم را برای تقویت تیم به خدمت گیرد، از جمله آلکساندر هلب، هافبک ۲۸ ساله بارسلونا که در گذشته نیز چندین سال در اشتوتگارت توپ می‌زد و در این فصل به عنوان بازیکن قرضی از بارسلون به اشتوتگارت آمده است.



هلب که در تیم ملی بلاروس نیز بازی می‌کند، بازیکنی فوق‌العاده تکنینی محسوب می‌شود و بدون شک نقشی کلیدی در تاکتیک اشتوتگارت در فصل جدید بازی خواهد کرد.



امید مونیخی‌ها به فان گال


اگر چه باشگاه بایرن مونیخ از بدو بنیانگذاری لیگ دسته اول فوتبال آلمان در جمعه دسته‌اولی‌ها حضور نداشته، اما تا کنون ۲۱ بار عنوان قهرمانی باشگاه‌های این کشور را کسب کرده و در این عرصه رکوردداری بی‌چون و چراست.



مونیخی‌ها که فصل گذشته قصد داشتند با به خدمت گرفتن یورگن کلینسمان، سرمربی پیشین تیم ملی فوتبال آلمان، تغییر و تحولاتی اساسی و میان‌مدت در باشگاه به وجود آورند، در پایان فصل حتی یک عنوان هم کسب نکردند و تنها راهیابی به رقابت‌های این فصل لیگ قهرمانان باشگاه‌های اروپا بود که بر زخم‌های آنان مرهم گذاشت.




لوئیس فان گال، سرمربی هلندی بایرن مونیخ

مسئولان بایرن مونیخ در این فصل ترجیح دادند که از قابلیت‌های مربی‌ای پرتجربه سود جویند و از این رو لوئیس فان گال هلندی را به خدمت خود درآورده‌اند که زمانی سرمربی باشگاه پرآوازه اف ث بارسلونا و همچنین تیم ملی هلند بوده است.



از لحاظ پرسنلی نیز بایرن مونیخ در فصل تازه دچار تغییر و تحولات مهمی شده است. مونیخی که در صدد تقویت خط حمله خود بودند، توانستند در ازای پرداخت ۳۰ میلیون یورو به اشتوتگارت، شرایط لازم را برای انتقال ماریو گومز، مهاجم ملی‌پوش این تیم به مونیخ را فراهم آورند.



تیم بایرن مونیخ در حال حاضر از خط حمله‌ ای قوی برخوردار است که در آن از جمله دو ملی‌پوش مهم آلمان، یعنی گومز و کلوزه حضور دارند. لوکا تونی، ستاره ایتالیایی بایرن مونیخ و اولیچ مهاجم خطرناک اهل کرواسی، دو مهره‌ی کلیدی لوئیس فان گال در خط حمله خواهند بود.




استقبال هواداران کلن از لوکاس پودولسکی


ناگفته نماند که بایرن مونیخ در نخستین دیدار خود در فصل تازه که در روز شنبه (۸ اوت) برگزار می‌شود به مصاف هوفن‌هایم خواهد رفت، آنهم در خانه حریف.



بازگشت «شاهزاده» پودولسکی به کلن


یکی از نقل و انتقالات مهمی که در ماه‌های اخیر روی داد، بازگشت لوکاس پودولسکی، مهاجم ملی‌پوش بایرن مونیخ به زادگاهش کلن بود. پودولسکی که یکی از استعدادهای بزرگ فوتبال آلمان در سال‌های اخیر به شمار می‌رود، نتوانست جایی ثابت برای خود در ترکیب تیم بایرن مونیخ پیدا کند، چه در دوران سرمربی‌گری اوتمار هیتسفلد و چه در دوران نه چندان موفق یورگن کلینسمان.



مسئولان اف ث کلن با بسیج همه حامیان کوچک و بزرگ و همچنین پشتیبانی هواداران این باشگاه، سرانجام توانستند شرایط لازم را برای بازگشت «شاهزاده‌»ی از دست‌رفته‌شان فراهم آورند. اف ث کلن در نخستین دیدار خود در فصل تازه، در روز شنبه (۸ اوت) مهمان بوروسیا دورتموند خواهد بود.



بازار گرم مربیان باتجربه


تنها تیم بایرن مونیخ نیست که به کار گرفتن سرمربی‌ای با تجربه را به همکاری با مربی‌ای جوان ترجیح داده است. باشگاه بایر لورکوزن که علیرغم بهرمند بودن از چندین بازیکن ملی‌‌پوش، نتوانست در فصل گذشته انتظارات هوادران خود را برآورده سازد، در پایان فصل پیش به همکاری خود با مربی‌جوانش، برونو لابادیا پایان داد و در فصل جدید، هدایت تیم را در دستان چهره‌ای بس با تجربه قرار داده است: یوپ هاینکس.




فلیکس ماگات، رهبر جدید تیم شالکه

هاینکس که خود در دهه هفتاد میلادی از چهره‌های مهم فوتبال آلمان محسوب می‌شده، تا کنون سرمربی‌گری تیم‌های پرآوازه‌ای را برعهده داشته و عنوان‌های مهمی نیز با آنها کسب کرده است، از جمله بایرن مونیخ و رئال مادرید. نخستین دیدار بایر لورکوزن در فصل جدید در روز شنبه (۸ اوت) در زمین ماینس خواهد بود که در این فصل به جمع دسته اولی‌ها پیوسته است. در روز شنبه دو تیم هرتا برلین و هانوفر نیز رویاروی هم قرار خواهند گرفت.



شالکه و آرزوی کسب قهرمانی


باشگاه شالکه که از تیم‌های بسیار محبوب فوتبال در آلمان محسوب می‌شود، سالیان زیادی است که انتظار کسب عنوان قهرمانی را می‌کشد. این تیم در سال‌های گذشته به عنوان نایب قهرمانی بوندس‌لیگا دست یافته و حتی در جمع شرکت‌کنندگان در لیگ قهرمانان باشگاه‌های اروپا نیز حضور داشته، اما حسرت قهرمانی ملی به دل این تیم مانده است.



مسئولان شالکه برای تحقق بخشدین به این رؤیای دیرینه تغییر و تحولات بزرگی در کادر بازیکنان خود انجام نداده‌اند، اما توانسته‌اند سکان هدایت تیم را به دست سرمربی‌ای بسپارند که در فصل گذشته با ولفزبورگ قهرمان آلمان شد و در گذشته نیز با بایرن مونیخ به عنوان قهرمانی بوندس‌لیگا دست یافته بود: فلیکس ماگات.



ماگات اما با توجه به امکانات نسبتا محدود مالی و پرسنلی در شالکه سعی کرده که سقف انتظارات را تا اندازه‌ای پایین بیاورد و بر این نکته تاکید کند که برای ساختن و شکل دادن به تیمی منسجم و قدرتمند به زمان نیاز دارد. شالکه در نخستین دیدار خود در روز شنبه (۸ اوت) مهمان تیم اف ث نورنبرگ، یکی از سه تیم صعودکننده به لیگ دسته اول در این فصل است.



لژیونرهای ایرانی



امید وحید هاشمیان، مهاجم بوخوم به حضوری پررنگتر در رقابت‌های فصل جدید

مهدی مهدوی‌کیا و وحید هاشمیان دو لژیونر پرسابقه ایرانی در بوندس‌لیگا محسوب می‌شوند که در فصل گذشته آنطور که باید و شاید در بازی‌ها حضور نیافته‌اند، خواه به دلیل مصدومیت، خواه به دلیل اینکه سرمربی بازیکنان دیگری را بر آنان برتر دانسته است.



مهدوی‌کیا که در خدمت باشگاه اینتراخت فرانکفورت است، روز شنبه (۸ اوت) مهمان تیم وردر برمن، قهرمان جام حذفی آلمان در فصل گذشته خواهد بود و بوخوم نیز به همراه وحید هاشمیان در روز یکشنبه (۹ اوت) در خانه خود به مصاف بوروسیا مونشن‌گلادباخ خواهد رفت.



عصر یکشنبه آخرین دیدار باقیمانده هفته اول مسابقات بوندس‌لیگا میان دو تیم فرایبورگ و هامبورگ برگزار خواهد شد.



نویسنده: شهرام احدی

تحریریه: شیرین جزایری



iran-goftogoo
گپی با بابک رفعتی، داور ایرانی‌تبار در بوندس لیگا



بابک رفعتی در فصل جدید نیز در کنار چهار فوتبالیست، جزو چهره‌های ایرانی تبار فوتبال بوندس لیگای آلمان است. او در نخستین هفته بوندس لیگا قضاوت دیدار حساس بایرن مونیخ مقابل هوفن‌هایم را برعهده دارد.



دویچه وله: آقای رفعتی فصل جدید فوتبال بوندس لیگای آلمان‌، چهل‌و‌هفتمین دور از مسابقات لیگ برتر آلمان، آغاز شده است. شما شخصاً چه انتظاراتی از فصل جدید فوتبال آلمان دارید؟


بابک رفعتی: من از فصل فوتبال بعدی انتظار دارم که فوتبالیست‌ها بیشتر "فوتبال" بازی کنند. یعنی اگر بشود در اصل ما به‌عنوان داور اصلاً بازی را قطع نکنیم. برای ما بهترین موقعیت است که واقعاً بازیکنان توی زمین همین طور فوتبال بازی کنند. یعنی داور دوست دارد یکبار هم سوت نزند. اما متأسفانه همیشه در فوتبال، زمانه طوری شده که اینها دیگر تیم فوتبال نیستند، اینها واقعاً شرکت‌هایی هستند که خیلی پول‌ها درمی‌آورند و به خاطر این فوتبالیست‌ها سعی می‌کنند، با هر چیزی که هست، بازی را ببرند. دیگر مسئله این نیست که آدم به بازیکنان دیگر یا به داور احترام داشته باشد. ما انتظارمان این است که واقعاً همه در زمین، چه فوتبالیست و چه داور، کلاً همه به همدیگر احترام بگذارند. واقعا این کلمه‌ی احترام خیلی واجب است برای ما و متأسفانه خیلی موقع‌ها در زمین فوتبال، فوتبالیست‌ها در حال جنگ و توپ این فلسفه را از یاد می‌برند و هیچ وقت سعی نمی‌کنند که احترام به همدیگر بگذارند و حتا در صورت باخت، از زمین بیرون بروند و بگویند که تیم حریف قوی‌تر بود. این مسئله‌ی خیلی بزرگی است. فقط مسئله‌ی فوتبال نیست، مسئله‌ی داوری نیست، این مسئله‌ی کل جامعه است، مخصوصاً در فوتبال. در فوتبال سه نکته از همه چیز مهم تر است: احترام، احترام و یکبار دیگر هم احترام. اگر در بوندس لیگای ما این نکته واقعا انجام بشود، ما واقعاً خوشحال هستیم که تماشاچی‌ها از بازی فوتبال کیف کنند، دعوا در زمین نباشد و داورها هم راحت‌تر باشند. این آرزوی ماست که واقعاً این فوتبال بازی بشود و ما اصلاً کاری نداشته باشیم با فوتبالیست‌ها.



دویچه وله: آقای رفعتی فصل جدید بوندس لیگا نهمین فصل حضور شما در بازیهای بوندس لیگای دو و بوندس لیگای یک آلمان است. شما خودتان در این مدت در رابطه با مسئله‌ی احترام که به آن اشاره کردید، چه روندی را مشاهده کرد‌ه‌اید در صحنه‌ی بوندس لیگا؟ آیا قابلیت احترام بازیکنان به یکدیگر، به داور، به تماشاگران و سایر اشخاص مربوط به فوتبال تنزل یافته است؟


بابک رفعتی: در اصل بدتر شده است. چون گفتم اگر شما نگاه کنید، وضع اقتصادی همیشه خراب‌تر می‌شود و تیم‌های فوتبال را دیگر نمی‌شود گفت تیم فوتبال هستند. اینها شرکت هستند و همه‌ی این تیم‌ها دنبال پول زیاد هستند و پول دارد هر روز کمتر می‌شود. از این نظر بازیکن‌ها سعی می‌کنند به هر حالی که ممکن است، چه با کلک، چه با فوتبال و یا هرچیز دیگری بازی را ببرند که بیشتر پول به دست‌شان برسد. برای همین در این چند سال می‌شود گفت که بدتر شده است.



دویچه وله: آیا از دیدگاه شما کیفیت، سرعت و کلاً ابهت بوندس لیگا در این چندسال اخیر، ازجمله با آمدن فوق‌ستاره‌هایی مانند فرانک ریبری فرانسوی به بایرن مونیخ، تغییر یافته یا این که شما فرق محسوسی را تا بحال مشاهده نکرده‌اید؟


بابک رفعتی: می‌توانم بگویم نه زیاد. شما الان گفتید بازیکنان خارجی که می‌آیند به بوندس لیگا واقعاً کیفیت فوتبال بهتر می‌شود. ولی بازهم می‌شود گفت که در بوندس لیگا کیفیت فوتبال همان طور مانده است. مثلاً من الان مقایسه که می‌کنم، موقعی که می‌روم بازیهای بین‌المللی داوری می‌کنم در کشورهای دیگر، آدم قشنگ می‌بینند. مثلاً بازیهای جوانان را، زیر بیست و یکساله. هفته‌ی دیگر از دوشنبه تا چهارشنبه من در هلند هستم و بازی هلند و انگلیس را قضاوت می‌کنم. آن بازی واقعاً خیلی جالب‌تر است. چون جوانان بیست و یکساله‌ فوتبال دیگری بازی می‌کنند. واقعاً فوتبال است. همان طور که گفتم، برای داور خیلی قشنگ است. خیلی زیباست که آدم این بازی را ببیند. چون می‌توانید بعضاً سوت‌تان را بگذارید توی جیب‌تان. چون اینها فوتبال بازی می‌کنند و این که دیگر باهم دعوا کنند یا خودشان را بندازند. اینها دیگر توی بازی نیست. اما گفتم، در این لیگ‌هایی که زیاد پول درمی‌آید، در بوندس لیگا در اسپانیا، ایتالیا و اینجور جاها واقعاً آدم با هرچیزی که بشود، می‌خواهد بازی را ببرد و از این نظر نمی‌شود گفت که کیفیت فوتبال در بوندس لیگا بهتر شده است. تازه روز به روز بدترهم می‌شود. چون گفتم با هر هدفی، با هر کلکی آدم می‌خواهد بازی را ببرد، تا جایی که حتا خودش را در محوطه‌ی پنالتی می‌اندازد روی زمین که پنالتی بگیرد و نمی‌شود گفت که کیفیت فوتبال بهتر شده است.



دویچه وله: حالا نگاهی بیندازیم به روند ترقی و پیشرفت خودتان به‌عنوان داور در صحنه‌ی فوتبال بوندس لیگا و صحنه‌ی بین‌المللی فوتبال. شما عضو هیأت فوتبال ایالت نیدرزاکسن هستید. از آنجا داوری را شروع کردید، بعد در بوندس لیگای دو سوت زدید. و حالا هم چندین سال است که در بوندس لیگای یک هستید و جانشین مارکوس مرک، داور ارشد آلمان شده‌اید که سال گذشته از صحنه‌ی داوری خداحافظی کرد و همچنین داور فیفا هستید. چه اهدافی را برای خودتان در نظر دارید؟ آیا می‌خواهید در مسابقات جام جهانی هم شرکت کنید؟ یا چه پتانسیل پیشرفتی هنوز وجود دارد؟




بابک رفعتی: شما درست گفتید. الان سال پنجم است که من در بوندس لیگا هستم و سال دوم است که در فیفا هستم. یعنی داور بین‌المللی هستم. وقتی داوری به بوندس لیگا می‌آید، دیگر نمی‌تواند بالاتر برود. یعنی الان در اصل به بالاترین رده رسیده‌ام. داوران فیفا می‌توانند هنوز چند پله بالاتر بروند. پس از خداحافظی آقای مارکوس مرک از دنیای داوری، من به جای ایشان داخل لیست فیفا شدم. ایشان در آلمان داور شماره‌ ۱ بود. حالا آن داوری که قبلا شماره دو بود، به جای آقای مرک داور نخست شده است. همین طور من از پایین شروع کردم و هم اکنون رسیدم به رتبه دهم. چون ده تا داور داریم در آلمان که داور بین‌المللی هستند. من هم خب شروع کردم و الان سال دوم است که بین‌المللی هستم. وقتی داوری به‌عنوان داور آلمانی شروع می‌کند در پله‌ی سه شروع می‌کند. یعنی می‌شود در اصل چهارمین رده‌ قویای که در سطح بین‌المللی هست. کشورهای دیگر مثلا داورهایشان باید از پله پنجم شروع کنند. من از پله چهارم شروع کردم و الان سال دوم است که در این رتبه هستم و هدفم این است که سال دیگر به رتبه بعدی برسم. اما برای جام جهانی دیگر سن‌ام زیاد بالاست و به خاطر این فیفا همیشه برای جام جهانی یا جام‌های اروپایی داوری را انتخاب می‌کند که داور شماره ۱ کشور خودش است. و در حال حاضر شماره‌ی یک ولفگانگ اشتارک است که ایشان قرار است سال دیگر برود به آفریقای جنوبی برای جام جهانی. اما باز هم خوشحالم که به‌عنوان یک ایرانی می‌توانم نماینده کشور آلمان باشم و این خودش اصلاً خیلی جالب است و نشان می‌دهد که واقعاً چقدر به آدم اطمینان دارند. من دوست دارم برای کشورم ایران هم تبلیغ کنم و بگویم که من نماینده ایران هم هستم. در خارج دارم تبلیغ برای ایرانی‌ها می‌کنم.



دویچه وله: آقای رفعتی تا زمانی که فوتبال بوده و خواهد بود، همیشه ماجراهای جنگ و دعوا و جنجال هم میان بازیکنان با داور بوده و خواهد بود. در فصل گذشته شما متأسفانه دچار یک درگیری بودید با ینس لمن دروازه‌بان پیشین تیم ملی فوتبال آلمان در بازی اشتوتگارت مقابل فرانکفورت که او به شما به قول معروف "گیر داده بود" و خیلی شما را مورد انتقاد و حمله قرار داد. در این جور لحظات حساس و احساساتی، حد تحمل شما کجاست؟ چه جوری با این جور لحظات کنار می‌آیید؟


بابک رفعتی: راستش این مسایل برای اولین بار رخ نمیدهند. چون داور وقتی فعالیتش را شروع می‌کند، از رده سنی جوانان شروع می کند. مسئله دعوا در میان تماشاچی، بازیکن و داور همیشه هست. چون اگر داوری به یک تیم مثلاً ضربه‌ی آزاد بدهد، تیم دیگر ناراحت می‌شود. (و اگر ضربه آزاد) به آن تیم بدهد، اینها ناراحت می‌شوند. یعنی به عنوان داور آدم همیشه در فوکوس است و همیشه یک تیم یا یک طرف تماشاچی ضد داور هستند. این چیزی است که واقعاً طبیعی‌ است و آدم نمی‌تواند کاری بکند. اگرهم مثلاً یک موقع یک بازیکن، حالا هر کسی چه آقای ینس لمن یا کسی دیگر، یک موقع با من دعوا بکند یا حرفی بزنند، ما وظیفه‌مان این است که جواب ندهیم. چون ما به‌عنوان داور واقعاً باید بی طرف باشیم. اگر من بخواهم از یک بازیکن ناراحت بشوم - چون به من حرفی زده - جور درنمی‌آید. چون آدم باید همیشه طرف همه را بگیرد. آدم باید راستش را هم بگوید، که داور واقعاً اشتباه هم می‌کند. من هم اشتباه می‌کنم، اشتباه‌ هم کردم و اشتباه هم خواهم کرد... فوتبالیست‌ها در حالت دیگری هستند. منتها ما به‌عنوان داور باید همیشه مثل یک مرد قوی آن وسط بایستیم و هیچ وقت ضعف نشان ندهیم. اگر من بخواهم به کسی جواب بدهم، خودم را کوچک کردم. به خاطر این همیشه باید مثل زن و شوهری، مثل سر کار یا هر جایی که شما بگویید، باید همیشه ساکت و آرام بماند و باید خودش را حفظ کند و احترام به مردم بگذارد. حالا هر کسی هم بخواهد فحش بدهد، آن دیگر کار من یا کار ما است که به این جریان بپردازیم که هیچ وقت به کسی توهین نکنیم و حرف بدی نزنیم. فوتبالیست یک موقع حق‌اش هست که حرف بزند، منتها من همیشه می‌گویم موضوع این است که آدم چه جوری این حرف را بزند. بعضی‌ها هستند حرفی را که می‌زنند، اشتباهی را که از ما می‌گیرند، با زبان خیلی بد می‌گویند و بعضی‌ها هم با زبان خوب می‌گویند. کاش که همه با زبان خوب بگویند. چون آدم می‌تواند از داور انتقاد کند که اشتباه کرده است. این معمولی است. اما چند تا بازیکن هستند که یک موقع بیشتر حرف می‌زنند یا بلندتر داد می‌زنند. این دیگر مسئله‌ی خودشان است و مسئله‌ی ما نیست. اما بازهم می‌گویم، آدم باید همیشه به مردم احترام بگذارد. این نظر من است و اگر یک بازیکن به من ده بار هم فحش بدهد، من هیچ وقت به بازیکن فحش نمی‌دهم. چون فقط دنبال کارم می‌روم، دنبال ریشه‌ی کارم را می‌گیرم و هیچ وقت اینجور چیزها اصلاً نباید ما را اذیت کند یا ما را خشن کند. آدم باید کارش را انجام بدهد و بقیه دیگر هر کاری می‌خواهند بکنند دست خودشان است.





دویچه وله: مسئله‌ای که همیشه در جامعه فوتبال‌دوست‌ها مورد بحث قرار می‌گیرد این است که اگر داور مثلاً در صحنه‌ای که پنجاه پنجاه است برای تصمیم پنالتی که هم می‌شود پنالتی گرفت و یا این که صرفنظر کرد، اگر داور در آن لحظه پنالتی بگیرد و بعد این احساس عدالت یا قلب عدالتی را در خودش ببیند، تا چه مقدار امکانش هست که در مقطع دیگری در طول بازی که آن هم حالت پنجاه پنجاه دارد برای حریف تصمیم مشابهی بگیرد که به قول معروف کفه‌ی ترازو دوباره مساوی بشود؟


بابک رفعتی: این در اصل اشتباه است. چون من هم خودم در بازی احساس کردم که اینجا مثلاً اشتباه کردم. بعد همین در ذهن آدم می‌ماند، اما سعی می‌کنم تمرکزم روی همین بازی بماند. بازی که تمام شد، می روم توی کابین و می‌بینیم که این صحنه اشتباه نبود، این درست بود. یعنی این که پس از این صحنه من یاد گرفتم که هیچ وقت در بازی پهلوی خودم فکر نکنم که این اشتباه بود. چون ممکن است واقعاً درست بوده باشد. پس اگر بخواهم هر وقت اشتباهی را با اشتباه دیگری درست کنم، جور درنمی‌آید. چون ممکن است همین اشتباهی که فکر می‌کنم اشتباه است، اصلاً اشتباه نباشد. یکی این، و دیگری این که یک چیز انسانی‌ است که آدم اشتباه بکند و اگر بخواهد یک اشتباه هم بگذارد روی اشتباه قبلی، اعتبار آدم از بین می‌رود و دیگر به آدم اطمینان ندارند. به خاطر این است که آدم نمی‌تواند از این کارها بکند. ممکن است یک موقع داور در هنگام بازی پیش خودش فکر کند که در یک صحنه اشتباه تصمیم گرفته، ولی باید داور این قدر از نظر فکری و روحی قوی باشد که این صحنه را یکجوری از ذهن‌اش پاک کند و بازی را راحت داوری کند. بعد از این که بازی تمام شد، داور باید دیگر مردانگی‌اش را نشان بدهد و بگوید این صحنه اشتباه بود. ولی اگر بخواهم آن را با یک صحنه‌ی دیگر پاک کنم، این نشان دهنده ضعف است.



دویچه وله: پرسش پایانی من از شما در مورد لژیونرهای ایرانی یا ایرانی‌تبار در صحنه‌ی فوتبال بوندس لیگای آلمان است. در فصل آینده ما شاهد حضور چهار بازیکن خواهیم بود: وحید هاشمیان، مهدی مهدوی‌کیا، اشکان دژاگه و شروین رجب‌علی فرد. شما کلاً وضعیت لژیونرهای ایرانی را در فصل آینده‌ی بوندس لیگا چه طور می‌بینید؟


بابک رفعتی: راستش من دوست داشتم بیشتر ایرانی در بوندس لیگا بود. دوست دارم هرچی بیشتر ورزشکار از ایران بیاید خارج و برای کشور ایران تبلیغ کند. چون به نظر من کشور ما کشور بزرگ و تاریخی است و کشوری است که دنیا به آن شناخت دارد. من هر وقت بازیکنان ایرانی را می‌بینم خب خوشحال می‌شوم. دوست داشتم در هر تیم بوندس لیگا یک ایرانی می‌دیدم که با او سلام و علیک کنم. اما موقعی که به‌عنوان داور سوت می‌زنم، در برای من فرق ندارد که کسی ایرانی، آلمانی، چینی یا حتا پدر و برادر خودم باشد. چون ما داور هستیم و باید بیطرف باشیم. اما باز این را هم گفته باشم که خوشحال می‌شوم قبل از بازی ایرانی را ببینم و با او صحبت کنم. چون خب خون من هم ایرانی است و ایرانی هستم و آدم خوشحال می‌شود که ملت خودش را هر هفته در کارش ببیند.





مصاحبه گر: فرید اشرفیان

تحریریه: عباس کوشک جلالی
iran-goftogoo
بازگشت برنامه ۹۰؛ يك ماه پس از دقيقه يك

میثم توسلی

کارشناس فوتبال


براي ديدن پيوست
برنامه نود از پر بیننده ترین برنامه های تلویزیون
دولتی ایران است

عادل فردوسى پور، تهيه كننده ومجرى برنامه پربيننده ۹۰ كه دوشنبه شب ها از تلويزيون دولتى ايران پخش مى شود، مى گويد احساس مى كند همچنان مى تواند به صندلى اين برنامه تكيه بزند و از حق و حقانيت دفاع كند

اين اولين واكنش رسمى فردوسى پور به شايعاتى است كه پس از ناآرامى هاى اخير ايران درباره احتمال پخش نشدن برنامه ۹۰به گوش مى رسيد.

فردوسى پور از معدود گزارشگران و مجريان ورزشى تلويزيون ايران است كه محبوبيت قابل توجهى در ميان مردم دارد؛ مجله نيوزويك چندى پيش او را در كنار افراد سرشناسى چون آيت الله خامنه اى، رهبر و محمود احمدى نژاد، رئيس جمهورى، يكى از ۲۰ چهره تاثير گذار ايران معرفى كرده بود.

احتمال قطع همكارى فردوسى پور با صدا وسيماى ايران زمانى جدى تر شد كه او در فاصله نزديك به ۴۰ روز تنها يك بار حاضر شد براى گزارش مسابقات فوتبال به استوديوى پخش تلويزيون برود.

برخى مديران تلويزيون مدعى شدند دليل غيبت او مشكلات شخصى است.حتى على اصغرپورمحمدى، مديرشبكه ۳ ادعا كرد كه فردوسى پور تحت عمل جراحى قرار گرفته است.

اما دو روز پس از آغاز فصل تازه ليگ برتر فوتبال ايران، فردوسى پور در گفت وگو با خبرگزارى هاى ايسنا و مهر، از پخش برنامه ۹۰ با يك ماه تاخير خبر مى دهد.

او مى گويد حتى به مديران تلويزيون پيشنهاد داده برنامه اى ديگر را به جاى ۹۰ روى آنتن بفرستند: "با توجه به اين كه يك دهه از عمر برنامه ۹۰ مى‌گذشت اين نياز احساس مى‌شد كه تغييراتى در ساختار و فرم برنامه انجام گيرد، به همين دليل و با توجه به اين كه اين فرآيند زمان‌بر بود در گفت‌وگويى كه با مديران شبكه سوم انجام دادم پيشنهاد كردم كه برنامه جانشينى در اين مدت ارائه شود كه مورد موافقت قرار نگرفت و قرار شد برنامه ۹۰ در اين فصل هم پخش شود. انجام كارهاى مقدماتى زمانبر است . فكر مى‌كنم حدود يك ماه طول خواهد كشيد."


راز موفقیت: 'صراحت و بی پروایی'

عادل فردوسى پور و بسيارى از كارشناسان راز موفقيت ۹۰ را كه در نه سال گذشته بى وقفه از تلويزيون پخش شده، صراحت و بى پروايى در نقد فوتبال ايران مى دانند.

اين ويژگى البته سال گذشته تا اندازه اى تحت الشعاع اختلافات مديران سازمان تربيت بدنى و فدراسيون فوتبال با عادل فردوسى پور قرار گرفت.

به دنبال بروز اين اختلاف ها، ادامه اجراى مستقل برنامه آشكارا به خطر افتاد.

برخى معتقد بودند با تجديد دولت محمود احمدى نژاد و تثبيت موقعيت مديران سازمان ورزش، فشارها بر برنامه ۹۰ نيز بيشتر خواهد شد.

يكى از محدوديتهاى احتمالى مى توانست حذف بخش جنجالى "دوربين نود" باشد؛ بخشى كه عكس ها و تصاوير مردم از نابسامانى هاى فوتبال ايران در شهرهاى مختلف را به تصوير مى كشيد.

براي ديدن پيوست
هفته نامه نیوزویک عادل فردوسی پور را يكى
از ۲۰ چهره تاثير گذار ايران معرفى كرده بود


گفته مى شود يكى از دلايل مخالفت سازمان تربيت بدنى با برنامه نود، پخش همين تصاوير و عكس ها بوده است كه در برخى از آنها شعارهاى سازمان تربيت بدنى درباره فعاليت هاى عمرانى اش به چالش كشيده مى شد.

اما آيا ممكن است فردوسى پور مجبور شود از اين بخش جذاب برنامه اش چشم پوشى كند؟

او به اين پرسش پاسخ منفى مى دهد: "به هيچ عنوان دوربين ۹۰ حذف نخواهد شد و ممكن است برخى آيتم ها در طول زمان دچار تغييرات شوند. اگر هم قرار باشد بخشى از برنامه حذف شود قطعا با نظر و صلاحديد خودم خواهد بود."

او مى گويد معتقد است اگر برنامه اش شفافيت و صراحتش را از دست دهد، بهتر است پخش نشود.


'دفاع از حق و حقیقت'

در پايان يكى از غيرمتعارفترين برنامه هاى ۹۰ در سال گذشته، فردوسى پور كه به نظر مى رسيد با محدوديتهايى ناخواسته مواجه شده، با چهره اى بر افروخته به مخاطبانش گفت چنانچه بتواند در پشت تريبون اين برنامه همچنان از آنچه او "حق و حقيقت" خواند، دفاع كند، دوباره آنها را ملاقات خواهد كرد.

هفته پس از آن او در حالی برگشت كه گفته مى شد مديران صدا وسيما قاطعانه از برنامه اش در برابر منتقدان دولتى دفاع كرده اند.

چند ماه پس از آن حواشى، فردوسى پور مى گويد گمان مى كند همچنان امكان اينكه بتوان پشت صندلى برنامه ۹۰ نشست و از حق و حقيقت دفاع كرد، وجود دارد: "من وجود فشار براى حذف يا تعديل برخى بخش‌هاى برنامه را تكذيب مى‌كنم."

"سال گذشته برخى فشارها وجود داشت كه همه در جريان آن هستند اما اميدوارم به خاطر تعهدى كه به مردم دارم بتوانم تا مادامى كه شرايط لازم وجود دارد از حق و حقانيت دفاع كنم."

تاكيد هوشمندانه فردوسى پور بر تعهدش به مردم در شرايطى است كه بسيارى از معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهورى در ايران، هر گونه همكارى با دولت جديد و البته صدا و سیماى جمهورى اسلامى ايران را كه به زعم آنها در حوادث اخير جانبدارانه از طرف پيروز انتخابات حمايت كرده، به شدت نقد مى كنند.

iran-goftogoo
«دلال‌ها فوتبال ایران را به نابودی کشیده‌اند» • گفت‌وگو با خشایار محسنی




خشایار محسنی، رئیس باشگاه دسته اولی استرادا در اسلواکی


فصل جدید لیگ فوتبال باشگاههای ایران هم زمان با فوتبال بوندس لیگای آلمان آغاز شد. موضوع گسترش فساد در مدیریت فوتبال ایران، در فصل جدید نیز، سرخط موضوعات ورزشی کشور است. خشایار محسنی، رئیس باشگاه دسته اولی استرادا در اسلواکی در گفت و گو با دویچه وله از جزئیات آلودگی طبقات متفاوت جامعه فوتبال ایران سخن می‌گوید.



دویچه وله: آقای محسنی، مسئله‌ی داد و ستد دلالان در فوتبال ایران الان موضوع داغی است و اکثر کارشناسان فوتبال ایران دلالان را متهم کرده‌اند به فاسد کردن فوتبال ایران و وضعیت ناگواری که فوتبال ایران در این چند سال اخیر داشته است. شما از دیدگاه خودتان به‌عنوان رئیس یک باشگاه فوتبال حرفه‌ای در اروپا که بهرحال با مدیر برنامه‌ها، ایجنت‌ها و دلال‌ها برای قراردادها و نقل و انتقال بازیکن‌ها در تماس هستید، موضوع دلالی در فوتبال ایران را چه طور از دیدگاه خودتان توصیف می‌کنید؟

خشایار محسنی: باید بگویم که اولاً شما باید لغت دلال را از ایجنت‌ها جدا کنید. یک شخص می‌تواند دلال باشد در نقش یک مربی، در نقش یک داور، در نقش یک مدیرعامل و در نقش سرپرست تیم و حتا روزنامه‌نگار. متأسفانه من باید بگویم که روزنامه‌نگاران در ایران واقعاً در نقش دلال مشغول به کار هستند. من خودم این را شخصاً در مدتی که در ایران کار می‌کردم تجربه کرده‌ام. مشکل اصلی ما مشکل مدیریت فوتبال ما است. یعنی عدم مدیریت صحیح باعث می‌شود اشخاص در نقش دلال ظاهر بشوند و ما را به قول معروف بچاپند. مثلا پول‌های کلانی را که باشگاه پرسپولیس برای بستن قرارداد می‌دهد، اکثر کارشناسان در ایران و مسئولین هم خودشان می‌دانند که چه اتفاقی دارد می‌افتد. از آوردن مربی به تیم ملی بگیرید تا باشگاه استقلال و پرسپولیس و حتا باشگاه خصوصی مثل استیل آذین.

دویچه وله: آقای محسنی، به عنوان مثال به چند نمونه نگاه کنیم که این مسئله‌ قابل درک بشود. نگاه عمیق بکنیم به فوتبال ایران. مسایل حاشیه‌ای انتقال بازیکنی یا یک مربی از باشگاهی به باشگاه دیگری در فوتبال ایران به چه صورت است؟

خشایار محسنی: ببینید یک فوتبالیست یا یک مربی در کل دنیا یک مدیر برنامه دارد. حداکثر زمان قراردادشان دو سال بیشتر نمی‌تواند باشد. اگر بیشتر از دوسال باشد، آن قرارداد دیگر باطل است و معتبر نیست. مدیر برنامه معمولا می‌تواند مابین ۵ تا ۱۵درصد از مبلغ قرارداد مربی یا بازیکن دریافت کند. در ایران هم طور همین هست. ولی متأسفانه عده‌ای می‌آیند و خودشان را به‌عنوان ایجنت جا می‌زنند و بر فرض مثال می‌گویند بازیکن صد میلیون تومان می‌گیرد و ما باید به آقای ایکس و ایگرگ هم صد میلیون پرداخت کنیم. حالا آقای ایکس و ایگرگ کی هستند، می‌شود حدس زد. به نظر من مسئولین امنیتی مملکت باید با این اشخاص برخورد کنند، چون فوتبال ما دارد به نابودی کشیده می‌شود. شما حساب کنید، متأسفانه الان خبر آمده است بعضی از مفسرین ورزشی ما که در تلویزیون مشغول به کار بودند هم، با دلال کار کرده‌اند. درنتیجه هم خبرنگاران، هم مربیان و هم مدیرعامل‌ها در این موضوع دست دارند. همان طور که از اول گفتم باید یک فکر اساسی کرد برای فوتبال ایران تا این مسئله به کلی از بین برود. زمان می‌برد، زمان زیادی هم می‌برد.

دویچه وله: آقای محسنی، شما اشاره کردید به این که خود مسئولین ورزش هم آگاه هستند و مسئولین باید جلوگیری کنند. اگر مسئولین هم خودشان آلوده‌ی این مسئله شده‌اند، پس چه جوری می‌توانند جلوگیری کنند؟

خشایار محسنی: بالاخره مملکت ما قانون دارد. اگر یکسری مسئولین و مدیران هم آلوده شده باشند، ارگانهایی هستند که بالاسر اینها قرار گرفته‌اند. حالا اسمش را بگذاریم حراست، اشخاص امنیتی یا نیروی انتظامی. من نمی‌دانم به کدام ارگان این مسئله ربط پیدا می‌کند، ولی صددرصد ارگانهایی هستند در کشور ما که می‌توانند جلوی این کارها را بگیرند. حالا قوه قضاییه است یا نمی‌دانم حالا اسمش را چی می‌گذارند در ایران، ولی صددرصد اشخاصی هستند که می‌توانند برخورد صحیح و محکم به این اشخاص بکنند.

دویچه وله: لطفا چند مثال مشخص‌تر در رابطه با فعالیت ژورنالیست‌ها، روزنامه‌نگارها، مفسرین ورزشی در رابطه با چند بازیکن بگویید که چه طور این نقل و انتقال‌ها انجام می‌شوند.

خشایار محسنی: راجع به خودم صحبت می‌کنم. من به مدت چهار سال داخل فوتبال ایران بودم. بعد از زمانی که پایم را به ایران گذاشتم، متأسفانه برخی از خبرنگارها که اکثرشان آدمهای "معتبری" هستند می‌آمدند، متأسفانه حتا سردبیرهای روزنامه‌هایی ورزشی ایران، و می‌گفتند که اگر این کار را برایمان انجام ندهی آقای خشایار محسنی، موفق نخواهی شد و چیز‌هایی را خواهیم نوشت. یعنی علناً من را تهدید می‌کردند. می‌توانم به شما بگویم که یک سیل عظیمی از این "دوستان" متأسفانه علیه من خیلی نوشتند در ایران و من واقعاً از این مسایل خسته شدم و برگشتم به کشور اتریش و به باشگاه‌داری در کشور اسلواکی شروع کردم. یا یک مثال خیلی ساده برایتان بزنم. من همیشه می‌گویم، الان مثلاً باشگاه ما خصوصی است. یک بازیکن، اسم نمی‌خواهم ببرم، در ایران می‌گرفت سالی سیصد میلیون تومان. حالا از این سیصد میلیون پول صدمیلیون گیر خودش می‌آمد، بقول خودش. الان این بازیکن در تیم من دارد بازی می‌کند و ماهی سه هزار و پانصد یورو دریافت می‌کند. یعنی می‌شود سالی پنجاه هزار یورو، یا هفتاد میلیون تومان. پس این پول کجا رفته در ایران؟ این پول را کی گرفته؟ اینهاست که واقعاً فساد ببار می‌آورد در فوتبال ما. یک مثال دیگر می‌توانم ساده‌تر بزنم. کرانچار، سرمربی سابق تیم من که در باشگاه پرسپولیس ایران مشغول به کار شده، اعلام می‌کنم در دویچه‌وله، حقوق ایشان ماهی چهارهزار یورو بود. شما الان بروید سوال کنید ایشان با آن تیم محبوب ایران دو ساله چقدر قرارداد بسته.

دویچه وله: چقدر؟

خشایار محسنی: خودش به من گفت یک میلیون یورو بسته، دو ساله. کرانچار خودش با ۱۵۰ میلیون تومان راضی بود. خودش به من گفته بود من ۱۵۰تا بگیرم حاضرم بروم ایران مربی‌گری کنم. مگر می‌شود یک دفعه سه برابرش را بگیرد. حالا نمی‌خواهم وارد مسایل جزیی بشوم، فقط می‌خواهم بگویم که متأسفانه این پدیده دلالی فوتبال ما را به نابودی کشانده است.

دویچه وله: یکدفعه از کجا این همه پول وارد فوتبال ایران شده؟ فوتبالی که مثلاً دوازده سال پیش بازیکنانش خیلی خودشان را خوشبخت احساس می‌کردند، اگر می‌آمدند بوندس لیگای دو آلمان بازی کنند و ماهی حدود پنج هزار یورو دریافت کنند. چه طور می‌شود که الان مقدار زیادی پول وارد فوتبال ایران شده؟

خشایار محسنی: فوتبال "حرفه‌ای" در ایران بوجود آمده است. به عنوان مثال سپاهان و فولاد که باشگاههای دولتی هستند، پولهای کلانی خرج کردند و بالطبع فوتبال مخصوصا در پرسپولیس اشخاص و آدمهای سیاسی را هم دور خودش می‌کشاند. فوتبالیست‌های ما این کیفیت را ندارند که این مبالغ به آنها پرداخت بشود.

اگر بخواهند فوتبال ما درست بشود، یا چهار پنج سال در فوتبال را ببندند و بگویند ما قهرمان نمی‌خواهیم، جام جهانی نمی‌خواهیم، باشگاه آسیا نمی‌خواهیم و بیایند از صفر درست بکنند و فوتبال نیمه آماتور بوجود بیاورند. یک حقوق به قول معروف معقولی باشد که بازیکن‌ها در حد توانشان بگیرند. پول که در فوتبال زیاد نباشد، سیاسیون دنبال کار خودشان می‌روند، باشگاههای صنعتی دنبال کار خودشان می‌روند، فوتبال دست فوتبالی‌ها و ورزشکارها می‌افتد و مطمئن باشید خود این آقایان فوتبالی که خاک این فوتبال را خورد‌ه‌اند، می‌توانند فوتبال ایران را دوباره متحول کنند. این نظر شخصی من است.

مصاحبه گر: فرید اشرفیان
تحریریه: مصطفی ملکان



This is a "lo-fi" version of our main content. To view the full version with more information, formatting and images, please اینجا را کلیک کنید.
Invision Power Board © 2001-2012 Invision Power Services, Inc.