تاثير بحران مالى جهان بر فوتبال
امير عليزادهروزنامه نگار ورزشی

کاهش قدرت اقتصادی طرفداران فوتبال بر آینده این ورزش تاثیر خواهد گذاشت
با رشد فوتبال به عنوان يك صنعت در دهههاى اخير و سرمايهگذارىهاى هنگفت در بازار بزرگ اين ورزش، باشگاهها نيز همانند ساير بنگاههاى تجارى، در معرض همان تلاطمهاى بازارهاى مالى جهان قرار مىگيرند. بحران مالى اخير جهان نيز در برابر فوتبال، به خصوص در كشورهاى پيشرو، استثنا قائل نخواهد شد.
به گفته كارشناسان اقتصادى بحران مالى مىتواند به صورت مستقيم و غيرمستقيم بر فوتبال اثر بگذارد.
تاثير مستقيم موقعى ممكن است كه باشگاه از بازار سرمايه پول قرض گرفته باشد، به عنوان مثال دريافت وام براى سرمايهگذارى در زيرساختها مانند استاديوم.
با توجه به بحران فعلى، اين كار ممكن است دشوارتر شود، يا با يك نرخ بهره بالاتر صورت گيرد؛ مشكلى كه كشور آفريقاى جنوبى، ميزبان جام جهانى ۲۰۱۰ نيز با آن مواجه است.
به گفته دنى جردن رييس كميته برگزارى جام جهانى ۲۰۱۰، به دنبال بحران مالى جهان، تامين مالى پروژههاى ساخت و ساز و اقدامات زيربنايى حالا "بزرگترين چالش" پيش روى آنهاست. به گفته هورست اشميت، خزانهدار فدراسيون فوتبال آلمان و مشاور ويژه فيفا در جام جهانى ۲۰۱۰، افزايش قيمت آهن و سيمان مىتواند براى اين پروژهها در آفريقاى جنوبى دردسرساز شود و بايد سيستمهاى نظارتى و اقدامات كنترلكنندهاى در نظر گرفته شوند.
شكل ديگر تاثير مستقيم ركود اقتصادى، مىتواند خود را در كاهش درآمدها از محل فروش حق پخش تلويزيونى نشان دهد.
هواداران فقیرتر، فوتبال ضعیف تردر شرايط ركود اقتصادى امكان كاهش مشترى و حتى ورشكستگى شبكههاى تلويزيونى وجود دارد كه منجر به كاهش مبلغ پيشنهادى آنها و به تبع آن كاهش درآمد باشگاهها مىشود.
بحران در بازارهاى مالى به شكل غيرمستقيم هم بر باشگاهها اثرگذار است. كاهش قدرت خريد هواداران (مصرفكنندگان)، يكى از پيامدهاى بحران مالى است كه روى درآمدزايى باشگاهها تاثير مىگذارد.
به عقيده كارشناسان، در چنين شرايطى همه با احتیاط بیشتر پول خرج مىكنند و به دنبال راه هایی جدید براى پسانداز هستند. در اين صورت مخارج مربوط به اوقات فراغت، از جمله هوادارى در فوتبال، ممكن است اولين بخشى باشد كه مصرفكننده در آن صرفهحويى مىكند.
اين ممكن است باعث كاهش درآمد باشگاه از محل فروش اقلام تجارى هوادارى و كاهش فروش بليت شود. از سوى ديگر، كاهش قدرت خريد باعث كاهش تعداد مشتريان شبكههاى پولى تلويزيونى مىشود كه عمدتاً صاحبان اصلى حقوق پخش تلويزيونى ليگهاى بزرگ هستند، و اين باز روى درآمد باشگاهها از محل فروش حق پخش اثر مىگذارد.
بحران مالى براى باشگاههايى كه در مالكيت اشخاص هستند نيز مىتواند يك تهديد باشد. در اين صورت، از آنجا كه سرمايه باشگاه از ثروت شخصى اين افراد حاصل مىشود، اگر مشكلى پيش بيايد، فوتبال اولين قربانى خواهد بود.
اين نوع مالكيت بيشتر در ايتاليا و انگلستان وجود دارد.
در ميان چهار ليگ بزرگ فوتبال جهان، به نظر مىرسد بحران اقتصادى اخير براى ليگ برتر انگلستان و سرى A ايتاليا، به دليل ساختار متفاوتشان، تهديد بزرگترى نسبت به بوندسليگاى آلمان و لاليگاى اسپانيا باشد.
انگلستان در تنگنادر ليگ برتر انگلستان، به دليل قوانين آزادى كه دارد، سرمايهگذارىهاى زيادى در سالهاى اخير انجام شده است. به همين خاطر هم بحران مالى بيشتر از ساير كشورها دامن ليگ اين كشور را گرفته است.
در پى اين سرمايهگذارىها و خريدارى باشگاهها با سرمايههاى شخصى، بدهىهاى سنگينى به بار آمده كه حالا در بحران مالى عواقبشان مشهودتر به نظر مىرسد. در واقع با اين بحران بود كه توجه سران فوتبال جهان به مسائلى چون بدهى و نوع مالكيت باشگاهها جلب شد.
اخیرا ديويد تريسمن رييس فدراسيون فوتبال انگلستان اعلام كرد كه بدهى باشگاههاى انگليسى به حدود سه ميليارد پوند رسيده كه يك سوم آن، حدود ۹۵۰ ميليون پوند به منچستر يونايتد، چلسى، آرسنال و ليورپول، چهار باشگاه بزرگ اين كشور مربوط است.
اين رشدى ۱۲ درصدى در بدهىها را نشان مىدهد.
به دنبال آن، ديويد تيلر دبير كل اتحاديه فوتبال اروپا در لندن هشدار داد باشگاههايى كه بدهىهاى سنگين دارند، از شركت در رقابتهاى اروپايى محروم خواهند شد. او گفت كه يوفا مشغول تنظيم مقررات مالى مشخصى براى باشگاههاست تا آنها را وادار كند كه منابع مالى خود را درست مديريت كنند و بقاى خود را به خطر نيندازند.
اما به اعتقاد كارشناسان، براى بررسى وضعيت مالى باشگاهها و اعطاى مجوز حضور در رقابتهاى اروپايى توسط يوفا، مكانيسم دقيقى بايد طراحى شود كه نوع بدهىها و توان باشگاه در بازپرداخت آنها را در نظر بگيرد. به عنوان مثال، ميان بدهى باشگاههاى آرسنال و چلسى با بدهىهاى منچستر يونايتد و ليوپول تفاوت است.
تقريباً كل بدهى ۱۷۰ ميليون دلارى چلسى، به رومن آبراموويچ مالك باشگاه برمىگردد كه در بازيكنان گران قيمت سرمايهگذارى كرده است، و اين وضعیت همانند آن است كه شخصى به خودش بدهكار باشد.
بدهى ۵۵۰ ميليون دلارى آرسنال نيز عمدتاً به دليل ساخت استاديوم جديدش است كه يك دارايى ملموس محسوب مىشود. اين نوع بدهى نيز نبايد مد نظر قرار بگيرد.
منچستریونایتد و لیورپول؛ نگران تر

آیا دیمیتار برباتوف آخرین خرید گران قیمت منچستریونایتد خواهد بود؟
مشكل اصلى، بدهى باشگاههايى چون منچستر يونايتد و ليورپول است.
اين بدهىها بيشتر به اين خاطر حاصل شدهاند كه افرادى كه باشگاه را خريدهاند، پول زيادى براى اين كار قرض كرده و بدهى را روى دوش باشگاه يا يك شركت وابسته به باشگاه که تامین منابع مالی باشگاه را بعهده دارد، گذاشتهاند.
اين بدهى براى خريد يك دارايى به وجود نيامده و تنها به خاطر اينكه خانواده گليزر بتواند منچستر يونايتد را بخرد، به دست آمده است. حالا باشگاه بايد سالانه ۶۰ ميليون دلار براى بازپرداخت آن هزينه كند.
پرداخت اين مبلغ مادامى كه همانند فصل پيش باشگاه سودآور باشد مشكلى پيش نمىآورد، اما اگر اين طور نباشد و بحران مالى فعلى روى درآمدهاى باشگاه تاثير بگذارد، مشكلزا خواهد بود.
بدهى باشگاه ليورپول نيز با خريدارى آن توسط جورج جيلت و تام هيكس مشابه است.
اين باشگاه به دليل بحران مالى حتى برنامههايش براى ساخت استاديوم جديد ۳۵۰ ميليون پوندى خود را نيز فعلاً متوقف كرده است. ريك پرى، مدير عامل ليورپول اعلام كرد كه ساخت اين استاديوم تا زمانى كه اوضاع بهبود يابد ادامه نخواهد يافت.
طبق برنامه قرار بود ساخت اين استاديوم ۶۰ هزار نفره تا آگوست ۲۰۱۱ تمام شده باشد.
در اين ميان اين باشگاه قديمى وستهام يونايتد بود كه آثار بحران مالى جهانى را بلافاصله حس كرد. مالك اين باشگاه، بيورگولفور گودموندسون ايسلندىست كه رييس و سهامدار عمده "لندسبانكى"، دومين بانك بزرگ ايسلند است.
اين بانك يكى از بانكهايى بود كه در ايسلند در پى بحران مالى ورشكستگى خود را اعلام كرد و پس از آن توسط دولت خريدارى شد.
با ملى كردن �لندسبانكى� گودموندسون از رياست بركنار شد و طبق برآوردها ۲۳۰ ميليون پوند از دست داد. با اين وجود اسگير فريدگيرسون، نايب رييس باشگاه در گفتگو با روزنامه �تايمز� اعلام كرد كه گودموندسون سرمايهاش را از باشگاه خارج نخواهد كرد، اما اين اتفاقات سرمايهگذارىهاى باشگاه در اين فصل را محدود خواهد كرد.
از جانفرانكو زولا، مدير و سرمربى تيم خواسته شده تا ۱۰ بازيكن از تيم ۳۴ نفرهاش كم كند. البته فريدگيرسون تضمين كرد كه بحران اقتصادى كشور ايسلند بر تعهدات بلندمدت او به وستهام تاثير نخواهد گذاشت.
تهديد بزرگ براى ايتاليا
بحران مالی جهانی چشم اندازی نامشخص را برای فوتبال ایتالیا ایجاد کرده است
بحران بينالمللى مالى، براى باشگاههاى ايتاليا هم كه بدهىهاى سنگينى دارند، مىتواند اثرات شديدى داشته باشد.
آدريانو گاليانى، نايب رييس باشگاه آث ميلان چندى پيش گفت كه بحران مالى فوتبال ايتاليا را نيز در امان نخواهد گذاشت و او بيش از هر چيز بابت قرارداد با اسپانسرها و درآمدهاى تلويزيونى نگران است.
بدهى باشگاههاى ايتاليا، بيشتر به خاطر ساخت استاديومهاى جديد به جاى استاديومهاى قديمى و فرسودهشان است. اما ولخرجى باشگاهها و مالكين جاهطلبشان هم در اين بدهىها بىتاثير نيستند. همانند آنچه چند سال پيش در لاتزيو اتفاق افتاد و اين باشگاه را تا آستانه ورشكستگى پيش برد.
بر اساس تحليلى كه به تازگى منتشر شده، باشگاههاى دسته اولى ايتاليا سالانه به طور متوسط از اسپانسر اصلىشان ۳.۹ ميليون يورو درآمد كسب مىكنند. كوچكترين كاهشى در اين درآمد، تاثير منفى زيادى روى بودجه باشگاهها خواهد گذاشت.
به ويژه خودروسازان ايتاليا بيش از ساير صنايع اسپانسر باشگاهها هستند، و آنها از كاهش تقاضا و سفارش خبر دادهاند. شاخص سهام سهامداران اصلى مثل فيات براى يوونتوس و موسسه رسانهاى "مدياست براى آث ميلان نيز سقوط كرده است. باشگاههاى كوچكتر قصد دارند بيشتر از هر چيز در دستمزد بازيكنان صرفهجويى كنند.
رئال و بارسا، با خيال آسوده
شاید رئال مادرید خیالی آسوده تر از دیگ رقبای اروپایی خود داشته باشد
در ليگ اسپانيا، دو باشگاه بزرگ رئال مادريد و افث بارسلونا از لحاظ درآمدزايى با ساير باشگاهها قابل مقايسه نيستند. منابع درآمدى اين باشگاهها هم به گونهاى است كه اثرات بحران مالى را محدود مىكند.
رئال مادريد پردرآمدترين باشگاه جهان، به گفته خوزه آنخل سانچز مدير عامل باشگاه، به لطف وضعيت مالى باثباتى كه دارد، تحت تاثير بحران مالى جهانى قرار نگرفته است.
رئال فصل گذشته سود خالصى بالغ بر ۹۷ ميليون يورو داشت و براى سومين فصل پياپى در ردهبندى سالانهاى كه شركت مشاوره "دلوئت" در لندن منتشر مىكند، به عنوان پردرآمدترين باشگاه جهان انتخاب شد. قراردادى كه رئال با شركت "مدياپرو" بابت فروش حق پخش تلويزيونى مسابقاتش بسته و سالانه ۱۵۷ ميليون يورو عايد اين باشگاه مىكند، و همچنين قرارداد با كمپانى آديداس براى تامين البسه ورزشى تيم، به اين باشگاه اجازه مىدهد تا اين بحران را بدون مشكل حادى پشت سر بگذارد.
بارسلونا، رقيب رئال نيز وضعيت پايدار مشابهى دارد. اين باشگاه نيز براى فروش حقوق پخش تلويزيونى با شركت كاتالانى "مدياپرو" قرارداد بسته است و سالانه تا سال ۲۰۱۳، ۱۴۴ ميليون يورو دريافت مىكند. كمپانى نايك نيز در قراداد جديدى كه با بارسا بسته است، ساليانه ۳۷ ميليون يورو به اين باشگاه مىپردازد. اين دو قرارداد در مجموع ۴۰ درصد درآمدهاى بارسا در بودجه ساليانهاش را تشكيل مىدهند و در چند سال آينده به باشگاه براى برنامهريزى امنيت مىدهند.
بر خلاف اين دو باشگاه بزرگ، برخى ديگر از باشگاههاى اسپانيا را خطر ورشكستگى تهديد مىكند. در اين باشگاهها فعالان بخش ساخت و ساز سرمايهگذارى كردهاند و از آنجا كه اين بخش رونق سالهاى گذشته را پشت سر گذاشته و دچار ركود شده، بقاى باشگاه نيز به خطر افتاده است.
بوندسليگا، سالمتر از بقيهبوندسليگاى آلمان، نسبت به ساير ليگها با خيال راحتترى به بحران مالى جهان نگاه مىكند. ساختار فوتبال اين كشور و منابع درآمدى باشگاهها كه پايدارترند، باعث شدهاند تا تلاطمهاى بازار مالى تاثير كمترى بر وضعيت آنها داشته باشد.
بنا بر تحقيقى كه شركت تحقيقاتى "اشپورت+ماركت" انجام داده است، بخش مالى ۱۴ درصد اسپانسرهاى بوندسليگا را تشكيل مىدهند.

بوندسلیگا به ادامه حمایت تماشاگران پرشمار خود نیازمند خواهد بود
هارتموت زاستروف، مدير �اشپورت+ماركت� به خبرگزارى آلمان گفت كه فوتبال آلمان و در كل ورزش آلمان به بانكها وابسته نيستند. درآمد باشگاههاى دسته اولى از محل اسپانسرها در سال گذشته حدود ۳۷۰ ميليون يورو بود كه ۵۰ ميليون آن از بخش مالى بدست آمد.
به اعتقاد آقاى زاستروف، حتى در صورتى كه ۵۰ درصد حاميان از بخش مالى هم بروند، باز مشكل خاصى پيش نخواهد آمد و به عنوان مثال ممنوعيت تبليغات الكل براى ورزش آلمان، تاثير به مراتب شديدترى خواهد داشت.
در آلمان، به دليل پخش زياد مسابقات از شبكههاى آزاد تلويزيونى (Free-TV) كه براى همه قابل مشاهده هستند، درآمد از محل اسپانسرينگ نسبت به ساير ليگها سهم بيشترى در كل درآمدها دارند. ضمن اينكه بوندسليگا با متوسط حدود ۴۰ هزار تماشاگر در هر بازى، پرتماشاچىترين ليگ اروپاست و از اين لحاظ هم درآمد پايدارى دارد.
از نظر آقاى زاستروف، بحران مالى يك اثر معكوس هم مىتواند داشته باشد. او معتقد است كه بانكها حالا قاعدتاً بايد با بازاريابى خوب مشتريانشان را وادارند تا بيشتر پسانداز كنند. براى همين اسپانسرينگ در فوتبال و ورزش در كوتاهمدت و همين طور بلندمدت همچنان نقشى مركزى در آميخته بازاريابى بانكها خواهد داشت.