بحران جديد در پيروزي 
برخي از تماشاگران پيروزي (يا همان «تماشاگرنماها» در اصطلاح جديد ورزشي) در پايان بازي تيم محبوبشان مقابل سايپا، از آنجا که نتيجه تساوي بدون گل برايشان قابل قبول نبود ، بار ديگر تمام ناراحتي خود را سر اتوبوس هاي شرکت واحد خالي کردند و با تخريب 90درصدي بدنه ، سقف و حتي شکستن و خرد کردن کامل شيشه ها، 50دستگاه اتوبوس را از چرخه سرويس رساني شرکت واحد خارج کردند.
پيروزي بد بازي مي کند. البته اين بد بازي کردن به هيچ وجه نمي تواند توجيه منطقي براي وارد کردن خسارت به اموال عمومي باشد؛ اما به هر حال مي تواند منشا مناسبي براي ناراحتي هواداران اين تيم باشد.
در اين ميان ، کادر فني پيروزي کمبود زمان را دستاويز نمايش ضعيف تيمشان قرار مي دهند و با اميدواري از آينده حرف مي زنند.
پروين مي گويد: با اين تيم ، قهرمان مي شويم و ابراهيمي هم قول مي دهد که پيروزي در اين فصل کمترين باخت را خواهد داشت.
آيا حميد درخشان هم که مثل پروين و ابراهيمي از جنس پيروزي است ، همين نظر را دارد؟ گفتگوي او با ايلنا خلاف اين را ثابت مي کند.
او مي گويد: اين پيروزي که در 2هفته ابتداي ليگ به ميدان رفت ، هيچ نکته مثبتي ندارد که با اتکا به آن بتوان به فردا اميد داشت.
در پيروزي هيچ چيز سر جاي خودش نيست و اگر تيم نتيجه اي غير از اين بگيرد، تعجب آور است. چندي پيش ابراهيمي گفته بود: ما نيازي به انتقاد ديگران نداريم. حميد درخشان نسبت به اين اظهارنظر هم بي تفاوت نبود. بله حق با ايشان است.
اين تيم آنقدر بد بازي مي کند که نمي توان از آن انتقاد کرد. البته آقاي ابراهيمي مشکلي ندارد. توان او در همين حد است ، نمي شود او را «دار» زد! وقتي با ابراهيمي تماس گرفتيم ، انگار از همه جا بي خبر بود: «نه روزنامه مي خوانم و نه تلويزيون نگاه مي کنم!»
او وقتي از انتقاد حميد درخشان نسبت به خودش مطلع شد، ابتدا نمي خواست جوابي بدهد، اما انگار سکوت هم برايش دشوار بود: درخشان و امثال او مدتهاست که با اين حرفها به دنبال فرصتي مي گردند تا صندلي مربيگري پيروزي را در اختيار بگيرند.
او فراموش کرده که با وجود همه امکانات در راه آهن ، نتوانست کاري از پيش ببرد. البته اگر درخشان شهامت انتقاد کردن از پروين را داشت ، مطمئنا از من انتقاد نمي کرد.
ابراهيمي از بقيه مصاحبه درخشان با ايلنا بي اطلاع بود که اين حرف را زد؛ چراکه درخشان در حرفهايش با اين الفاظ از پروين هم بشدت انتقاد کرده بود: هواداران پيروزي از ما مي خواهند به تيم کمک کنيم ، اما مگر مي شود مثل برخي خود را به زور به تيم بچسبانيم! مگر ما هم از آن دسته هستيم که اگر از در بيرونمان انداختند، از پنجره وارد شويم.
بازيکنان پيروزي هم گناهي ندارند و بايد جواب ناتواني کادر فني را بدهند. وقتي به بازيکنان برنامه اي نمي دهند، از آنها چه مي خواهند؟
مشکل پيروزي ، کادر فني اين تيم است! آقا وقتي نمي تواني شهامت داشته باشي ، برو. ماندن شما خيانت به پيروزي است... اين حرفها مي تواند سرآغازي باشد براي بحراني جديد در پيروزي ؛ بحراني که بازيگران آن ، اين بار پيشکسوتان اين تيم مردمي هستند.