کمک - جستجو - کاربران - تقويم
ورژن کامل:خاطرات آنه فرانک
FARSI FORUM ایران گفتگو > > خاطرات و زندگينامه
شيرين
خاطرات آنه فرانک

آن فرانک در 12 ژوئن 1929 در شهر فرانکفورت آلمان به دنیا آمد. آن تا سن پنج سالگی به همراه پدرش اتو، مادرش ادیت و خواهر بزرگترش مارگو در آپارتمانی در حومه فرانکفورت زندگی می کرد. هنگامی که هیتلر در سال 1933 زمام امور را در آلمان به دست گرفت، خانواده فرانک به شهر آمستردام در هلند نقل مکان نمود تا از سرکوب و آزار یهودیان توسط رژیم نوپای نازی در امان بماند. هفت سال بعد، اما، ارتش نازی خاک هلند را به اشغال خود درآورد و آرامش گذرای این خانواده را در هم شکست. در ژوییه 1942، مقامات نازی در هلند دستور یافتند که کلیه یهودیان ساکن این کشور را به اردوگاه های مرگ در لهستان اشغالی اعزام کنند. آن و خانواده اش در یک آپارتمان زیرشیروانی در مجاورت ساختمان شرکت اتو فرانک مخفی شدند. چهار یهودی دیگر که دوستان خانوادگی آنها به شمار می رفتند به زودی به خانواده فرانک ملحق شدند. در حالی که نازی ها در سراسر خاک هلند در شکار یهودیان بودند، هشت ساکن این مخفیگاه به یمن شهامت و فداکاری تعداد انگشت شماری از دوستان و همکاران اتو فرانک که به آنها آذوقه و مواد مورد نیازشان را می رساندند، توانستند به زندگی مخفی ادامه دهند. سرانجام پس از آن که یک هلندی ناشناس محل مخفیگاه را به پلیس لو داد، روز 4 اوت 1944 نیروهای پلیس مخفی آلمان (گشتاپو) به همراه همدستان هلندی خود به این ساختمان یورش بردند. دستگیرشدگان مدتی بعد به اردوگاه آشویتس در لهستان اشغالی منتقل شدند. در آنجا نازی ها آن و خواهرش مارگو را در اواخر اکتبر 1944برای بیگاری به اردوگاه کار برگن بلسن در شمال آلمان فرستادند. پس از ماه ها بیگاری در این اردوگاه ، آن و مارگو در ماه مارس 1945 بر اثر ابتلا به بیماری حصبه فوت کردند، درست چند هفته قبل از آزادسازی این اردوگاه به دست نیروهای ارتش انگلیس در 15 آوریل 1945. مادر آن، ادیت فرانک، در اوایل ژانویه 1945 در آشویتس دیده از جهان فرو بست. از میان ساکنان مخفیگاه، تنها اتو فرانک زنده ماند و پس از آزادی آشویتس توسط نیروهای شوروی در 27 ژانویه 1945، سرانجام به آمستردام بازگشت. آن فرانک طی دو سالی که در مخفیگاه به سر می برد، دفترچه خاطراتش را محرم اسرار خود کرده بود و در آن همه احساسات و تجربه هایش و امیدها و هراسهایش را ثبت می کرد. پس از دستگیری مخفی شدگان، میپ گیس، یکی از کارمندان پدر آن که در طول زندگی مخفی این خانواده کمک زیادی به آنها کرده بود، دفترچه خاطرات آن را در مخفیگاه پیدا می کند. میپ گیس پس از پایان جنگ و کسب اطلاع از مرگ آن، دفترچه خاطرات را به اتو فرانک می دهد و او نیز در سال 1947 این خاطرات را به زبان اصلی یعنی هلندی منتشر می کند. از آن زمان تاکنون خاطرات آن فرانک به بیش از شصت زبان ترجمه شده و به یکی از مشهورترین کتاب های قرن بیستم تبدیل شده است. میلیونها تن در سراسر جهان با خواندن خاطرات این دختر نوجوان هلندی با یکی از بی شمار قربانیان نظام نازی آشنا شده اند و آن فرانک به نمادی از قربانیان فاشیسم هیتلری تبدیل شده است. "یک صدا از سوی شش میلیون سخن می گوید: نه صدای یکی از پیران قوم، نه صدای یک شاعر، بلکه صدای یک دخترک عادی" ایلیا ارنبرگ، نویسنده و شاعر روسی "این کتاب در زمره خردمندانه ترین و تکاندهنده ترین تفسیرهایی است که تاکنون در باره جنگ و آثار آن بر حیات انسانها خوانده ام" النور روزولت "چه بسیارند آنان که در طول تاریخ در دفاع از حیثیت و شرف انسانی در دوران محنت و مصیبت سخن گفته اند، اما در میانشان هیچ صدایی رساتر از صدای آن فرانک به گوش نمی رسد" جان اف کندی "من خاطرات آن فرانک را در زندان مطالعه کردم و از آن بسیار انگیزه گرفتم" نلسون ماندلا "آن فرانک به تنهایی ما را بیشتر از بی شمارانی که درست مانند او رنج کشیدند، اما چهره هایشان در محاق باقی مانده، تحت تاثیر قرار می دهد. شاید درست هم همین است، چرا که اگر قادر بودیم درد و رنج همه آنها را جذب کنیم، دیگر نمی توانستیم به حیاتمان ادامه دهیم."
شيرين
براي ديدن پيوست

آن فرانک در دوازده سالگی، کنار میز مدرسه اش. آمستردام، هلند، 1941.



شيرين
دانلود خاطرات آنه فرانک

322 صفحه


براي ديدن پيوست
شيرين
براي ديدن پيوست

مجسمه آنه فرانک در آمستردام ، هلند
شيرين
براي ديدن پيوست

تمبر یاد بود آنه فرانک
شيرين
براي ديدن پيوست

آخرین عکس آنه فرانک پیش از ترک آلمان

مارس 1933
شيرين
براي ديدن پيوست
شيرين
براي ديدن پيوست

مجسمه دیگری از آنه فرانک در محوطه مدرسه ای بهمین نام، در آلمان
شيرين
براي ديدن پيوست

محل سکونت آنه فرانک، آمستردام هلند
شيرين
براي ديدن پيوست

آنه فراک ، موزه مادام توسو لندن
iran-goftogoo
هشتادمین سالگرد تولد آنه فرانک، نمادی از قربانیان هولوکاست




دفتر خاطرات به مدت دو سال بهترین دوست آنه فرانک بود

کتاب خاطرات آنه فرانک که تا کنون به ۷۰ زبان ترجمه شده و بیش از ۳۰ میلیون نسخه از آن به فروش رفته، سندی انسانی از فاجعه هولوکاوست است و نویسنده آن، نمادی از قربانیان بیگناه آن. ۱۲ ژوئن مصادف است با ۸۰مین سالگرد تولد او.



آنه‌لیزه ماری فرانک که کوتاه شده‌ی نام او آنه فرانک است، دختری بود یهودی که در روز دوازدهم ژوئن ۱۹۲۹ در فرانکفورت/ماین آلمان زاده شد و در جریان جنگ جهانی دوم به همراه خانواده‌اش به مهاجرت هلند رفت. او و خانواده‌اش مدت‌ها ناچار بودند خود را از بیم پیگرد نازی‌ها در خانه‌ای پشتی در آمستردام پنهان کنند.




نمای بیرونی ساختمانی در آمستردام که آنه فرانک در آن مخفی شده بود

آنه فرانک در سال ۱۹۴۲ به مناسبت سیزدهمین سالروز تولدش، یک دفتر خاطرات هدیه گرفت. او در مخفیگاهی در یک خانه‌ی پشتی در آمستردام شروع به نوشتن تجربیات زنده و روزمره‌ی خود کرد. این دفتر خاطرات به مدت دو سال بهترین دوست او بود. آنه دفتر خاطرات خود را «کیتی» نامیده بود.



مخفیگاه خانواده‌ی فرانک در اوت ۱۹۴۴ لو رفت و بیشتر افراد خانواده توسط گشتاپو پلیس مخفی آلمان نازی بازداشت و به اردوگاه‌های کار اجباری منتقل شدند. آنه فرانک بعدها در اردوگاه برگن ـ بلزن جان باخت. یادداشت‌های روزانه‌ی او تحت عنوان «خانه‌ی پشتی»، پس از جنگ جهانی دوم توسط پدرش منتشر شد.



در خاطرات او می‌خوانیم: «می‌خواهم این دفتر خاطرات بهترین دوست من باشد. نام این دوست "کیتی" است. هم اکنون می‌خواهم شروع به نوشتن کنم. چه آرامش روحبخشی. پدر و مادرم در خانه نیستند و مارگوت مشغول بازی پینگ پونگ با دوستش است».



سالانه یک میلیون نفر از سراسر جهان از «خانه‌ی پشتی» در پرینتسن گراخت شماره‌ی ۲۶۳ در آمستردام دیدن می‌کنند. هنگامی که مارگوت خواهر آنه فرانک بازداشت شد، این خانه به پنهانگاه خانواده‌ی فرانک تبدیل شد. در خاطرات او می‌خوانیم: «خانه‌ی پشتی واقعا یک مخفیگاه ایده‌آل است. اگر چه نمناک و کمی کج و کوله است، اما به ندرت می‌توان در آمستردام مخفیگاه راحت‌تری پیدا کرد».



شکل‌گیری نویسده‌ای باهوش




یکی از معدود تصاویری که از آنه فرانک به جای مانده:
آمستردام در ماه مه ۱۹۴۱ در بحبوحه جنگ جهانی دوم



هیچیک از دوستان آنه فرانک از این مخفیگاه خبر نداشت. پس از بازداشت خانواده‌ی فرانک، همکلاسی‌هایش مدت‌ها فکر می‌کردند که آنه به همراه خانواده‌اش به جای امنی در سوییس کوچ کرده‌ است.



بزودی دفتر کوچک خاطرات آنه که جلد شطرنجی سپید و سرخ داشت پر شد و او جا برای نوشتن اندیشه‌ها و احساساتش نداشت. بنابراین نوشتن را بر روی برگ‌های کاغذی که از محل کار پدرش به دست می‌آورد ادامه داد. هر چه بیشتر می‌نوشت، آگاهی او بیشتر و قلمش نیرومندتر می‌شد. آنه فرانک در این دو سال تدریجا از دخترکی ساده، به نویسنده‌ی جوان باهوش و مستقلی بالیده بود.



در خاطراتش می‌خوانیم: «کیتی عزیز، من باور نمی‌کنم که گناه جنگ فقط بر دوش رهبران و حکومتگران و سرمایه‌داران است. نه چنین نیست. ظاهرا آدم‌های معمولی نیز در آن سهم دارند، وگرنه مردم در آن شرکت نمی‌کردند. به هر حال رانش برای نابودی در وجود انسان هست. رانشی برای کشت و کشتار و ویرانی».




تصویری از آنه فرانک در سال ۱۹۴۱

مخفیگاه خانواده‌ی فرانک و چند خانواده‌ی یهودی دیگر، در تاریخ ۴ اوت ۱۹۴۴ لو رفت و گشتاپو پلیس مخفی آلمان ساکنان آن را بازداشت کرد. دفتر خاطرات آنه فرانک از دید ماموران گشتاپو پنهان ماند و به دست یکی از همسایگان افتاد که تا پایان جنگ جهانی آن را حفظ کرد و سپس به پدر آنه فرانک داد.



اوتو فرانک پدر آنه که از یادداشت‌های روزانه دخترش تکان خورده و متاثر شده بود، سرانجام آن‌ها را در سال ۱۹۴۷ منتشر ساخت. خود او می‌گوید: «مدت‌ها طول کشید تا بتوانم دفتر خاطرات را بخوانم. سپس با خواندن آن، از اندیشه‌های ژرف آنه شگفت‌زده شدم. این آنه‌ با کسی که من به عنوان دخترم می‌شناختم، کاملا متفاوت بود».



آنه فرانک در مارس ۱۹۴۵ در سن پانزده سالگی در اردوگاه کار اجباری برگن ـ بلزن و احتمالا بر اثر بیماری حصبه درگذشت. این اردوگاه تنها چند هفته پس از مرگ او توسط متفقین آزاد شد.



نویسنده: بهرام محیی

تحریریه: شهرام احدی



This is a "lo-fi" version of our main content. To view the full version with more information, formatting and images, please اینجا را کلیک کنید.
Invision Power Board © 2001-2012 Invision Power Services, Inc.