کمک - جستجو - کاربران - تقويم
ورژن کامل:گشت و گذاری در ايران
FARSI FORUM ایران گفتگو > تاریخ، سیاست و جامعه > دیدنی و خواندنی Spectacular and read
صفحات 1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9, 10, 11, 12, 13, 14, 15, 16, 17, 18, 19, 20, 21, 22, 23
شيرين
دوستان عزيز



..بنظر من همانطور كه تاريخ، تنها سرگذشت پادشاهان و اميران جنگها و كشور گشايي

ها نيست...

شناحتن ايران هم.. تنها تخت جمشيد و عمارت عالي قاپو نيست.



هدف من در اينجا آشنايي به مناطق مختلف و مردم شهر ها و روستا ها ست..

قبلا از همكارى احتمالي دوستان سپاسگزارم
post-2-1117560777.gif
شيرين
ابيانه..

در 40 كيلومتري شمال غربي نطنز از استان كاشان در دامنه كوه كركس روستايي بس كهن واقع است به نام ابيانه. اين روستا را به اعتبار آثار و بناهاي تاريخي پرتنوعش بايد از زمرة استثنايي ‏ترين روستاهاي ايران به شمار آورد. شكوه معماري بومي و سرشار از زيباابيانه نقطه ‏اي خوش منظره و خوش آب و هوا و داراي موقعيت طبيعي مساعدي است. در دورة صفويه هنگامي كه شاهان صفوي براي ييلاق به نطنز مي‏رفتند بسياري از نزديكان آنها و درباريان ترجيح مي‏دادند در ابيانه اقامت كنند.
يي اين روستا، آن را در شمار نمونه‏ هاي كم نظير ديدني‏هاي جهان درآورده است.[/


user posted image
[size=7]شمار خانه ‏هاي ابيانه در سرشماري سال 1361 برابر با 500 واحد برآورد شده؛ اين خانه‏ ها تماماً بر روي دامنه پرشيبي در شمال رودخانه برزرود بنا شده است به صورتي كه پشت بام مسطح خانه‏ هاي پايين دست، حياط خانه‏ هاي بالادست را به وجود آورده است و هيچ ديواري هم آنها را محصور نمي‏سازد. در نتيجه، ابيانه در وهلة اول روستايي چند طبقه به نظر مي‏آيد كه در بعضي موارد تا چهار طبقة آن را مي‏ توان مشاهده كرد. اتاقهاي ابيانه به پنجره‏هاي چوبي ارس مانند مجهزند و اغلب داراي ايوانها و طارميهاي چوبي پيش آمدة مشرف بر كوچه ‏هاي تنگ و تاريك‏اند كه خود به صورت مناظر جالبي درآمده‏اند. نماي خارجي ديوارهاي خانه‏ هاي ابيانه با خاك سرخي كه معدن آن در مجاورت روستاست پوشيده شده است


user posted image





از آنجا كه در دامنه ‏هاي شيبدار ابيانه فضاي كافي براي ساختن خانه‏ هاي موردنياز وجود ندارد در اين روستا چنين رسم شده است كه هر خانواده انبار غار مانندي در تپه‏هاي يك كيلومتري روستا، در كنار جاده و نرسيده به ابيانه ايجاد نمايد. اين غارها كه در دل تپه‏ ها حفر شده‏اند و از بيرون تنها درهاي كوتاه و محقر آن نمودار است براي نگهداري دامها و نيز آذوقة زمستاني و اشياي غيرضروري مورد استفاده قرار مي‏گيرد. زندگي مردم ابيانه كشاورزي و باغداري و دامداري است كه با روشهاي سنتي اداره مي‏شود. بيشتر زنان در امور اقتصادي با مردان همكاري دارند. ابيانه داراي هفت رشته قنات است كه براي آبياري مزارع و باغات مورد استفاده قرار مي‏گيرد. گندم، جو، سيب‏ زميني و انواع ميوه به خصوص سيب، آلو، گلابي، زردآلو، بادام و گردو در ابيانه به دست مي‏آيد.


user posted image

در سالهاي اخير قالي‏بافي در ابيانه رواج پيدا كرده و نزديك به 30 كارگاه قالي‏بافي در آنجا داير شده است. در گذشته گيوه ‏بافي از جمله مشغله‏ هاي پردرآمد زنهاي ابيانه بوده است كه امروزه تا حدي متروك شده است.

مردم ابيانه به سبب كوهستاني بودن منطقه و دور بودن محل آنها از مراكز پر جمعيت و راههاي ارتباطي، قرنها در انزوا زيسته و در نتيجه بسياري از آداب و رسوم قومي و سنتي و از جمله زبان و لهجة قديم خود را حفظ كرده ‏اند. زبان مردم ابيانه فارسي با لهجة خاص ابيانه ‏اي است كه با لهجه‏ هاي متداول در جاهاي ديگر تفاوت اساسي دارد.

لباس سنتي آنها، هنوز هم ميان آنها رواج دارد و در حفظ آن تاكيد و تعصب از خود نشان مي‏دهند، در مردان شلوار گشاد و درازي از پارچة سياه و در زنها پيراهن بلندي از پارچه‏ هاي گلدار و رنگارنگ است. علاوه بر اين، زنهاي ابيانه معمولاً چارقدهاي سفيدرنگي بر سر دارند.


قديم‏ترين اثر تاريخي ابيانه آتشكده‏اي است كه مانند ديگر بناهاي ده در سراشيبي قرار گرفته است. آتشكده ابيانه را نمونه ‏اي ازمعابد زردشتي دانسته‏اند كه در جوامع كوهستاني ساخته مي‏شد.

مهم‏ترين بنا و اثر تاريخي اين روستا يك باب مسجد جامع و قديم‏ترين اثر تاريخي اين مسجد منبر چوبي منبت‏كاري آن است كه در سال 466 هجري قمري ساخته شده است. مسجد قديمي ديگر ابيانه مسجد برزله است كه داراي فضاي دلبازي است و روي لنگه در شرقي آن سال 701 هـ . ق. نوشته شده است كه مربوط به دورة ايلخانان است. مسجد تاريخي ديگر ابيانه مسجد حاجتگاه است كه كنار صخره‏اي در كوهستان بنا شده و بر در ورودي شبستان آن تاريخ 952هـ . ق. مشاهده مي‏شود.

روستاي ابيانه داراي دو زيارتگاه است: يكي مرقد شاهزاده عيسي و شاهزاده يحيي در جنوب روستا كه به گفته اهالي فرزندان امام موسي كاظم (ع) بوده‏اند؛ و زيارتگاه ديگر ابيانه قدمگاه ناميده مي‏شود. از جمله جاها و اماكن ديدني ديگر ابيانه مي‏توان از خانه غلام نادرشاه و خانه نايب حسين كاشي نام برد.


ماخذ: دايره ‏المعارف بزرگ اسلامي در ذيل نام ابيانه.
شيرين
روستاي صخره اي كندوان(1

كرانهاي مخروطي شكل و دوك مانند دامنه كوههاي سهند كه يكي از بهترين مناظر طبيعي سرزمين ايران را به تصوير مي آورد روستاي كندوان و يا در اصطلاح محلي كندوجان را در دل خود جاي داده است.
كندوان با اشكال و بافتهاي معماري باستاني از جمله نمونه‏هاي منحصر به فرد بناهاي صخر‏ه‏أي در جهان است كه در نزديكي شهر تبريز در دامنه كوههاي زيباي سهند واقع است.


user posted image
شيرين
روستاي صخره اي كندوان(2)

سهند به خاطر برف و باران فراوان سرچشمه رودهاي متعددي است كه يا جلگه‏هاي داخلي را مشروب مي كند و يا به درياچه رضائيه مي‏ريزد. آب و هواي خوش اين منطقه سبب حاصلخيزي خاك اطراف روستاي كندوان مي گردد. مرغوب‏ترين كشتزارهاي اهالي كندوان در مقابل روستا ، بر روي دشتي مرتفع و زير بنا قرار دارد. دره شمالي جنوبي سرسبز كندوان يكي از خوش آب و هوا ترين و زيباترين نقاط كوهستاني ايران به شمار مي‏رود كه علاوه بر نهر نسبتاً بزرگ داراي چشمه‏هاي آب معدني نيز مي‏باشد كه داراي خواص پزشكي فوق العاده بوده و محتملاً در دفع سنگ كليه بي تاثير نيست مراتع سرسبز كوههاي سهند از مهمترين مراكز دامداري و دامنه هاي اطراف كندوان يكي از بهترن نقاط پرروش دام در ايران به شمار مي رود.

خصوصيات معماري بومي روستاي كندوان

معماري صخره اي حاكي از صحنه هاي مبارزه و جدال انسان با طبيعت و در خدمت گرفتن صخره هاي طبيعت است. در معماري معمولي به وسيله مصالح ساختماني گچ، آهك و خشت هيئت اصلي بنا را به وجود آورده در صورتي كه در معماري صخره‏اي فضاي مورد نظر در درون توده سنگ هويدا مي گردد و سنگ طبيعي نيز مانند كالبدي ، قشري مستحكم در اطراف اين فضا ايجاد مي كند.

در معماري صخره اي از نظر شك و طبيعت صخره ها دو نمونه مهم تشخيص مي دهيم.

۱ در درون صخره‏هاي عظيم آزاد و مجزا از يكديگر فضاهاي مستقل و يكپارچه اي خلق شده كه به يك واحد مسكوني و يا واحد عمومي تعلق دارند، نماي خارجي اين گونه بناها را مي توان حجاري و تزئين كرد. در اينجا به راحتي مي‏توان پنجره و نورگير تعبيه نمود معابد هندي و قسمت معتنابهي از معماري صخره اي منطقه گورمه ، حاجي رو و كاپادوركيه تركيه و همچنين معماري صخره اي كندوان آذربايجان را بايد در رديف نمونه هاي مشخص اين نوع معماري محسوب مي‏گردد.

۲ در درون صخره هاي كوهها و تپه ها فضاهايي ايجاد مي گردد كه در آن صرفاً فضاي داخلي به عنوان تقريباً يك حفره وسيع و بزرگ مطرح شده است. در اينجا نماي خارجي تقريباً مفهومي نداشته و پنجره و نورگيري نيز در آن نمي‏توان تعبيه نمود. نمونه مهم آن در ايران روستاي ميمند كرمان


user posted image
شيرين
روستاي صخره اي كندوان(3)


معماري صخره اي روستاي كندوان در رابطه با كرانهاي طبيعي و مناظر اطراف جهاني از زيبايي آفريده است. در اثر فعل و انفعالات آتشفشاني كوههاي سهند منظره‏أي در يكي از خوش آب و هواترين نقاط ايران ايجاد شده است كه بيشتر به نظر خواب و خيال مي آيد. دهها كران جوراجور ، چندتايي ، جفتي ، تكي ، مخروطي شكل و دو ك مانند يكي از بهترين مناظر طبيعي ايران را مجسم ساخته است. از دهانه‏هاي آتشفشان سهند و ديگر كوههاي آتشفشاني طي هزاران سال مواد مذاب بيرون مي‏جهيده است. اين گدازه ها در طي قرون متمادي روي هم انباشته و به تدريج بر روي آنها پوسته‏اي از سنگ توف با مقامتهاي مختلف ايجاد گرديده است. توده ها و گدازه هاي مذاب آتشفشاني به وسيله باد و بوران و برف و باران در طي هزاران سال متمادي شكل گرفته و به فرم كران در آمده است به تدريج قسمتهاي كمتر سخت كرانها ريخته و قسمتهاي سخت‏تر باقي مانده و وضعيت كنوني را كه بيشتر به معجزه طبيعي شباهت دارد ايجاد نموده است. باد و باران مفرط به خصوص در كرانهاي ناحيه ورودي روستا بيشتر موثر بوده و صدمه زيادي به آنها وارد آورده است در صورتي كه در شرق و انتهاي روستا به خاطر وجود تپه هاي مرتفع كرانها بلندتر و سالم‏تر باقي مانده است.

فلسفه سكونت در كندوان

در كندوان شكل خارق العاده و چشمگير و خاص طبيعت است كه انسان را به سوي خود كشيد بخصوص انساني را كه سرگردان گشته و براي دفاع از زندگي خود در جستجوي پناهگاه امني است. در اين مورد احتمالاً حمله مغولان سبب شد كه مردم روستاهاي اطراف و بخصوص حيله ور از موقعيت طبيعي كرانها استفاده نموده به تدريج درون كرانها را خالي كرده و در آنها جايگزين شدند بدين ترتيب هم خود را از نظر مقابله با بيگانگان در امان ديدند هم سكونت در كرانها را در تابستان و زمستان نيز از مقابله با سرما و گرما كاملاً مطبوع يافتند.


user posted image
شيرين
روستاي صخره اي كندوان(4)

شيارهاي متعدد در روستا كه آب رودهاي طبيعي نيز است كرانها را از يكديگر جدا كرده و شكل طبيعي كوچه هاي روستا را ايجاد نموده است . بر روي بعضي از شيارهاي پلهايي از چوب ساخته اند كه كراني را به كران ديگر مربوط مي كند.

روستاي كندوان داراي مسجد، حمام، مدرسه و آسيا مي باشد و كران مسجد يكي از بزرگترين كرانهاي روستا را تشكيل داده است.

بنابر شكل مخروطي اغلب كران هاي داراي طبقات از داخل با يكديگر ارتباط ندارند كرانها عموماً داراي دو طبقه است در بعضي موارد سه و حتي چهار طبقه نيز در آنها ايجاد كرده اند.

ارتباط طبقات بالايي كرانها با خراج از طريق پلكان بسيار زيبايي از بدنه خود كران تامين گشته است. طبقه هم كف ، اكثراً اصطبل بوده طبقات دوم و سوم و چهارم مسكوني است و در بعضي موارد از طبقه چهارم به عنوان انبار نيز استفاده كرده اند.


user posted image


آبريزها اكثراً در كنار معابر و در خارج از كرانها و محيط مسكوني قرار داده هر چند خانواده به طور مشترك داراي يك آبريز است. آبريزها اكثراً داراي چند محل نشيمن انباره مي‏باشد كه بستگي به شيب زمين دارد.

به خاطر قطر و ضخامت زياد كران ها ايجاد نورگير در طبقات پايين كار بسيار مشكلي است بدين مناسبت نورگيرها اغلب در طبقات بالا واقع است جنس پنجره ها از چوب بوده اغلب به شكل شطرنجي و در آنها قطعات كوچك شيشه تعبيه شده است.

هنوز آثار معماري صخره اي در اغلب نقاط جهان به چشم مي خورد ولي معماري صخره اي از نوع كندوان فقط در يك منطقه ديگر در روي زمين ايجاد شده و آن در دره زيباري گورمه تركيه است. البته وسعت منطقه معماي صخره اي در دره گورمه در حدود 15 الي 20 برابر كندوان آذربايجان است. بدين مناسبت مي توان كندوان ايران را نمونه كوچكتر گورمه تركيه دانست


user posted image
شيرين
فين دردانة كوير



سخن گفتن از فين كاشان بي اختيار انسان را به ياد حمام فين و ياد مردي از زمره نيكان و اصلاحگران (ميرزاتقي خان اميركبير) مي اندازد. بزرگ مردي كه جان بر سر اصلاح امور كشوري كه به آن عشق مي ورزيد نهاد.

فين با باغ تاريخي مصفاي اعجاب انگيزش، با چشمة سليمانيه كه به طرز شكفت انگيزي از دل زمين مي جوشد، با موزه هاي مملو از آثار ديدني، با درختان انجير، انار، زردآلو و طبيعت زيبا در نزديكي كاشان جلوه أي خاص به كوير بخشيده است.

قدمت روستاي فين به اعصار كهن بازمي گردد و براساس باوري “جمشيد“ از پادشاهان اساطيري چشمه و كاريز سليمانيه فين را از دل زمين به درآورده است و “گشتاسب“ باني آبادي فين بوده است. آثار و بقاياي به جاي مانده از تپه سيلك در كاشان نشان از ديرينگي سرزميني دارد كه از كهن ترين مراكز استقرار بشر در فلات مركز ايران به شمار مي آيد

باغ فين با درختان كهن، برجهاي قديمي، استخرها و جويباران متعدد و فواره هاي طبيعي (معروف به فواره هاي سليماني) يكي از زيباترين تفرجگاههاي باستاني ايران به شمار مي رود. معماري بناهاي معروف به شاه عباسي، فتحعلي شاهي و كريمخاني كه در گوشه و كنار اين باغ به جاي مانده و همچنين حمامهاي معروفش تلفيقي از معماري سه دورة صفويه، زنديه و قاجاريه است. بناهاي اين باغ عبارتند از:

1. سر در ورودي و برج و باروي آن

2. شترگلوي صفوي در وسط باغ

3. شترگلوي فتحعلي شاهي و اتاق شاه نشين در جنوب شرقي باغ

4. موزه در غرب باغ

5. حمامهاي كوچك و بزرگ و كتابخانه در شرق باغ

در حمام كوچك اين باغ بود كه اميركبير صدراعظم دانا و باكفايت ايراني قرباني بي كفايتي سردمداران قاجاريه مي شود.

گرمابة خونين اتابك را بنگر گويي كه هنوز از غم او اشك فشان است

هر رخنة ديوارش گويي كه دهاني است
كاندر حق دژخيمش نفرين به زبان است


(ملك الشعراي بهار)

user posted image
سرچشمه فين بين كه در آن آب روان است

نه آب روان است كه جان است و روان است

گويي به شمر موج زند گوهر سيال

يا آنكه به هر جدول، سيماب روان است

آن آب قوي بين كه بجوشد ز نك حوض

گويي كه مگر روح زمين در غليان است



(ملك الشعراي بهار)

user posted image

سرچشمه آب شفاف و جويبار زلال روستاي سرسبز و زيباي فين در نوع خود كم نظير و ازجمله شاهكارهاي شگفت انگيز طبيعت است. آب چشمه فين از بن صخره هاي كوه و شكاف تخته سنگها از دل زمين مي جوشد و به حوض و استخري مي ريزد و از آنجا در آبگيرها و جدولهاي زيباي باغ جريان مي يابد و در گذر از خيابانهاي سرسبز و خرم باغ به آبادي مي رسد و باغستانهاي انجير و انار را سيراب مي سازد.



موزه باغ فين

بعد از انتصاب علي محمد نظام الدوله صدري اصفهاني داماد فتحعلي شاه به حكومت كاشان به دستور وي در جبهة غربي باغ بنايي به منظور حرمسراي دروني ساخته شد كه بعدها به خلوت نظام الدوله معروف شد در سال 1337 شمسي بر بقاياي اين ساختمان بناي موزه برپا شد كه داراي دو قسمت است

1. بخش باستانشناسي

2. بخش مردم شناسي


user posted image


اين موزه غرفه هاي متعددي دارد كه هر يك جلوه أي خاص از هنر، فرهنگ و تاريخ ايران را به تصوير مي كشد مانند غرفه اشياء ماقبل تاريخ نمونه ظروف سفالي شوش متعلق به هزارة دوم قبل از ميلاد. غرفه آثار خطي و مينياتور نمونه قرآن خطي پوست آهو مربوط به عصر ائمه اطهار (ع). غرفه سكه نمونه سكه دوران اشكاني و ساساني. غرفه فرمان و مهر شاهان

مراسم قالي شويان

يكي از سنن ديرين مردم فين از قرون اوليه اسلامي تاكنون مراسمي است به نام قالي شويان كه در نزديك ترين جمعه به روز 17 مهر ماه در مشهد اردهال (2) به ياد شهادت سلطان علي فرزند امام محمدباقر (ع) برگزار مي شود.

آغاز مراسم بدين ترتيب است كه چند روز قبل از مراسم سيل جمعيت از پيرو جوان و زن و مرد براي شركت در اين آيين به مشهد اردهال هجوم مي آورند در صبح اين روز هزاران تن از فيني هاي چوب به دست (اهالي فين كاشان) در محل چشمة آبي كه در كنار بقعة شاهزاده سلطان حسين قرار دارد (محل شستن قالي) گرد هم مي آيند و با شعار يا حسين ياحسين به طرف مرقد سلطان علي بن محمدباقر (ع) حركت مي كنند و در صحن صفا همراه با سايرين و با حضور چند تن از علماء و شخصيتهاي مذهبي مراسم را با تلاوت آياتي چند از قرآن مجيد آغاز مي كنند و در ادامه مردم به نوحه خواني و عزاداري مي پردازند و پس از دقايقي چند فيني ها چوب به دست يكي از قالي هالي داخل حرم را جهت شستن از خدام امامزاده تحويل مي گيرند سپس قالي را لوله كرده و بر دوش مي كشند و با حمايت چوبهاي خود آن را از صحن صفا خارج مي نمايند و در حالي كه الم و كتل هايي در جلو حمل مي نمايند حسين حسين گويان قالي را به طرف چشمة آبي كه در كنار بقعه شاهزاده سلطان حسين روان است مي برند سپس قالي شويان قالي را به آب انداخته چوبهاي خود را به آب زده و قالي را خيس مي كنند و بعد از دقايقي چند در حالي كه قالي خيس را در پناه چوبهاي خود سر دست گرفته اند حسين حسين گويان به طرف محل برگزاري مراسم (مرقد سلطان علي بن محمدباقر (ع) برمي گردند و در ايوان سرداري (در ورودي به حرم) به خدام تحويل مي دهند هنگام تحويل قالي مراسم به اوج خود مي رسد قالي شويان يك پارچه شور و هيجان بر سر و روي خود مي زنند زيرا دلشان رضا نمي دهد كه قالي را تحويل دهند و پس از دقايقي عزاداري مراسم پايان مي پذيرد.

اين قالي سمبل جنازة مطهر امامزاده است و قالي شويان همانند جسدي كه مي خواهند به خاك بسپارند دل نمي پوشند كه قالي را (جنازه را) تحويل دهند و در طول مراسم حمل قالي غير از اهالي فين هيچ كس ديگري حق دست زدن به قالي را ندارد و تنها با عزاداري و سينه زني مي توانند جمع قالي شويان را همراهي كنند
شيرين
ماسوله ـ روستاي پلكاني(1

«شهرك چشمه‌سارهاي شفاف» «روستاي پلكاني» «شهرك ستارگان روشن» «روستاي آبشارهاي غلتان»؛ اين روستاي مسحوركننده در 36 كيلومتري شهر فومن در استان گيلان واقع است. جادة‌ با صفايي كه در ميان شاليزارهاي سبز و خرم و جنگلهاي انبوه و سر به فلك كشيده از دو سر احاطه شده است ماسوله را از شرق به فومن و به دنياي خارج ارتباط مي‌دهد





اگر از كنار بستر مواج و خروشان «ماسوله رودخان» كه از ستيغ كوهستانهاي ييلاقي ماسوله سرچشمه گرفته و از پايين روستا مي‌‌گذرد به تماشا بايستي طبيعت زيباي ماسوله در نيمه نخستين سال، با طراوت و سرسبز است، مثل تكه‌هاي زمرد، و در نيمة دوم سال، مانند قطعاتي از طلاي ناخالص، لابه‌لاي بناهاي قديمي و چشمگير آن مي‌درخشد و منظره‌اي بس دلپذيري و رويايي به آن مي‌بخشد. روستا متشكل از چهار قسمت به نامهاي «محلة خانه‌بر» «محله مسجدبر» «اسدمحله» و « كش سر» است كه در وسعتي به مساحت تقريبي صد و پنجاه هزار متر مربع رخ مي‌نمايد.





اختلاف ارتفاع از بلندترين نقطه تا پايين‌ترين سطح روستا قريب صدمتر بوده و همين مسئله موجب پيدايش نمايي بي‌نظير در معماري ماسوله است. بدين نحو كه گذرگاهها و معابر عمومي اكثراً همان بامهاي خانه‌هاست.به‌عبارت ديگر در ماسوله غالباً وقتي از كوچه‌اي گذر كني از روي بام چند خانه گذشته‌اي و ارتباط اين گذرگاهها، با وسيلة پله‌هاي سنگي است كه نماي كلي روستا را يكپارچه‌تر و زيباتر مي‌سازد.
خانه‌ها بيشتر دوطبقه و به ندرت يك و يا سه طبقه است. دالان، سياهچال، انبار، پله‌هاي بلندي كه طبقة همكف را به طبقة دوم مي‌پيوندد، «پشن» كه همان «توالت» باشد، هال كه به زبان محلي به آن «چغم» مي‌گويند،‌ اتاق نسبتاً‌ بزرگي كه محل پذيرايي ميهمان است، اتاق كوچكتري كه نشيمن‌گاه دائمي ساكنان خانه است، و «سومه» كه مقر زمستاني خانواده است به اضافه تالار كه عبارت از ايوان كوچكي است قسمتهاي يك خانه بزرگ و كامل را در ماسوله تشكيل مي‌دهد. خانه‌هاي كوچكتر ساده‌تر است و فضاي كمتري دارد. ماسوله‌‌اي خانه‌هاي خود را با خشت و سنگ و تيرهاي چوبي و سرخس وحشي مي‌ساختند. سرخس وحشي يا به زبان محلي «خَزف» به‌طور خودرو در ماسوله و اطراف آن به فراواني مي‌رويد و عايق آب است. اكثر ماسوله‌ايها سالي يك بار رو بناي خانه‌هاي خود را با گلي زرد و بام آن را با گل كبود كه هر دو از كنارة «ماسوله رودخان» به دست مي‌آيد اندود مي‌كنند.
شيرين
ماسوله ـ روستاي پلكاني(2)




ماسوله هم نزديك به درياست و هم قريب هزار و پنجاه متر از سطح دريا ارتفاع دارد و آب و هواي آن آميزه‌اي است از لطافت هواي كوهستاني و رطوبت هواي دريا.
بازار ماسوله كه مركز تجارت ماسوله است بازاري است بدون سقف با چند طبقه كه منظرة جنگل را روبه روي خود دارد با دكانهاي چموش‏دوزي، آهنگري، چاقوسازي، نانوايي، بقالي و ...
اعتقادات مذهبي مردم ماسوله را از وجود پنج امامزاده و 18 مسجد در سراسر روستا بهتر مي‌توان بازشناخت. در مورد علم باوري اين مردم كافي است بدانيم كه از دير باز داراي چنان فرهنگ اجتماعي درخاشاني بوده‌اند كه در استان گيلان بعد از شهر رشت در روستاي ماسوله مدرسه ايجاد شده است



نقش ماسوله و ماسوله‌ايها در نهضت جنگل

ماسوله و جنگلها و كوهها و مناطق اطراف آن يادآور مبارزات مجاهدان جنگل و گيلان زمان پاكباخته است. در تاريخ معاصر و خصوصاً تاريخ مبارزات نهضت جنگل به رهبري ميرزا كوچك‌خان جنگلي كه 7 سال طول كشيد، مبارزان جنگل با استفاده از موقعيت سوق‌الجيشي ماسوله و ارتفاعات مجاور آن و با همكاري صميمانه مردم اين منطقه ضربات سهمگيني بر پيكر متجاوزان روسي و انگليسي و عوامل داخلي آنان وارد نمودند. از جمله مهمترين جنگلهاي اين منطقه، جنگ ماسوله و جنگ ماكلوان است




در جنگ ماكلوان قنسول روس سيصد قزاق روس را كه در بي‌رحمي و شقاوت شهرت داشتند و پنجاه قزاق ايراني با مهمات كافي به فرماندهي ابوالفتح‌خان ياور براي سركوبي جنگليها فرستاد. در مسير حركت قشون دولتي از جاده ماكلوان به ماسوله نيروهاي جنگلي كه بيش از هفتاد تن بودند از تپه ماكلوان به ماسوله حمله كردند و 134 نفر از نيروي دشمن به صومعه‌سرا گريختند و بقيه كشته و اسير شدند و مقدار زيادي اسلحه و اسب به غنيمت مجاهدان جنگل درآمد.

.
در جنگل ماسوله حدود چهار هزار سوار نيزه‌دار و پياده‌ توپخانه به فرماندهي كالچوك‌اٌف به جنگل گسيل مي‌گردند. اميرتالش از ضيابر، و برهان‌السلطنه طارمي از طارم، و هفتصد قزاق ايراني به سركردگي «ماهانوف» از راه زنجان و ماسوله، و قزاقهاي پياده با پشتيباني توپخانه از خط رشت پيشروي كردند. اين نبرد نابرابر بر اثر ريزش برف سنگين و محاصره نيروهاي جنگل به دست نظامي‌ها به شكست جنگلي‌ها انجاميد، اما سه ماه پس از جنگ ماسوله، جنگلي‌ها از كمينگاه‌هايشان خارج شدند و به سمت فومنات سرازير گرديدند.
بسياري از اهالي ماسوله با نيروهاي ميرزا همكاري صميمانه‌ داشتند و جمعي نيز به استخدام نهضت در آمدند كه در ماسوله تحت رياست «صادق‌ كوچكپور» گروهان ماسوله را تشكيل داده و برعليه اجنبي مبارزه نمودند






منابع

نگاهي به ماسوله سرزمين محسور كننده، خانم فريدة گلبو (كردواني) مجله هنر و مردم شماره 186.
2. ماسوله سرزمين ستارگان روشن. مسعود اخوان ماسوله ـ محمدجواد سهيل نقشي.
شيرين
قراكليسا ميعادگاه مقدس مسيحيان جهان




«تاتاوس» يكي از دوازده حواري حضرت عيسي(ع) تن بر خاك آذربايجان سپرده است. در جنوب شهر ماكو، ۱۵ كيلومتري شمال شرقي سيه چشمه و ۷ كيلومتري شمال راه سيه چشمه بر روستاي قره ضياء الدين بر دامنه كوهي بلند، جايي كه گرداگرد آن را شهرها و روستاهايي فراگرفته اند كه در قريب به اتفاق آنها مسلمانان سكونت دارند. مسيحيت از نوع ناب آن، از نوعي كه از آن نزديك تر به عيسي ممكن نيست در قلب اسلام. همين يك نكته براي باورداشتن يكرنگي اديان در ايران و براي حضور مسالمت آميز هزاران سال برادري و برابري علي رغم تمام اختلاف نظرها كافيست. كافي نيست؟!
تاتاوس، چهل سال پس از ميلاد اين منطقه را براي هدايت و تبليغ دين الهي برگزيد اما خود، در اين محل به شهادت رسيد.
يكي از محققان مسيحي در اين باره مي گويد: «براساس روايات و افسانه هاي ارمني، درحدود سال چهلم ميلادي، به دعوت «آبكار» يكي از پادشاهان ارمني «تاتاوس» قديس، براي تبليغ دين مسيح به جنوب ارمنستان رفت. پادشاهي كه پس از آبكار بر تخت سلطنت نشست، «سانا دروك» نام داشت.
او و دخترش ابتدا مسيحي شدند، ولي پس از اندك زماني سانا دروك دين مسيح را ترك گفت و به دين پيشين خود بازگشت. از اين رو تاتاوس را مجبور به ترك تبليغ دين جديد كرد، اما او از دستورش اطاعت نكرد و سانا دروك فرمان قتل او را داد. چون تاتاوس به شهادت رسيد او را در محل كليساي تاتاوس به خاك سپردند. بعد از آن بر مزار او كليسايي ساختند و قبر تاتاوس در سمت راست محراب كليسا قرار گرفت. برخي نيز معتقدند تاتاوس براي پيروان خود كليسايي ساخت و چون به شهادت رسيد او را در محراب آن دفن كردند.» اين كليسا حالا قره كليسا نام دارد


user posted image




مورخان از قرن هشتم هجري به بعد آن را قره كليسا ناميدند. شايد به آن دليل كه قسمت شرقي كليساي مزبور با سنگ سياه ساخته شده است.
در قسمت شرقي كليسا نيز كه كهن ترين بخش آن است و هنوز اصالت اوليه خود را حفظ كرده، محرابي كهن قرار دارد. محرابي كه هزاران سال است مسيحيان جهان كه به زيارت قره كليسا مي آيند در آن خدا را جست وجو مي كنند.
اين عزيمت هر سال در روزهاي خاص انجام مي گيرد و هر سال بسياري از سراسر ايران براي غسل تعميد فرزندان خود به اين كليسا مي آيند، جشن مي گيرند، گوسفند قرباني مي كنند و خواسته هاي خود را از خدا و از عيسي مسيح(ع) طلب مي كنند.
ارامنه معتقدند براي آن كه يك مسيحي واقعي باشيم بايد در چهل روز اول پس از تولد غسل تعميد ببينيم. اما حضور در اين كليسا براي مسيحيان از چنان اعتباري برخوردار است كه بسياري براي آنكه فرزندان خود را در اين كليسا غسل دهند، گاه سالها آن را به تأخير مي اندازند.
قرا كليسا در ميان مسيحيان از چنان شكوه و جلالي برخوردار است كه حضور جمعيت بسياري كه سالانه به آن محل مي آيند، نه تنها عكاسان و خبرنگاران سراسر دنيا، بلكه مسلمانان را هم به وجد مي آورد كه مراسم قره كليسا را از نزديك ببينند.
مومنان وعبادت كنندگان هنگام شركت در اين مراسم با فضاي روحاني آن همراه مي شوند و به ستايش پروردگار برمي خيزند و نيازهاي خود را در يكي از كهن ترين عبادتگاههاي جهان از خدا طلب مي كنند كه اصل و اساس همه اديان يكي است.


در كتابي از احمد حامي استاد دانشگاه خواندم كه نام كليسا در اصل گويره كليسا...بمعناي كليساي بزرگ بوده نه قرا كليسا بعمناي كليساي سياه....احتمالا حق با ايشون بايد باشه چون بعيد بنظر ميرسه كه آنرا كليساي سياه بخوانند
شيرين
كندلوس(۱)

كندلوس كه امروزه آن را ميخساز مي گويند در دامنه هاي سرسبز و خرم البرز در منطقه كجور مازندران قرار دارد و شاهد تمدنهاي گوناگوني در ادوار مختلف تاريخ بوده و نشانه هايي از تمدن قبل از ميلاد، تمدن ايران قبل از اسلام و تمدن ايران بعد از اسلام را در خود دارد.



ميخساز شامل چهار دهكده به نامهاي پيده، گيل كلا، ميركلا و كندلوس است. دهكدة كندلوس كه يكي از قديمي ترين مجتمع هاي انساني منطقه به شمار مي رود در دامنه هاي سلسله جبال البرز منتهي به دره زانوس واقع است. كندلوس شامل محله هايي به نامهاي : درزي كلا، ملاكلا، جورسري، جيرسري، بنيم سري و سري دله تقسيم مي شود
شيرين
كندلوس(۲)

مردم كندلوس خانه هايشان گلي ولي چشمه هايشان گوارا، امكاناتشان اندك ولي مهربان و ميهمان نواز، سوخته از آفتاب و رنج كشيده از زمانه ولي صبور و بردربارند. هنوز بانگ خروس و پرندگان رنگ دهندة روزشان و زوزه شغال و صداي رودخان زمزمة خواب شبانگاهشان است. كار و پيشة اهالي اين دهكده از قديم الايام تهيه و توليد چوب و ذغال در زمستان و كشاورزي در تابستان بوده است و اكنون به دليل قانون مراقبت از جنگل اهالي علاوه بر كشاورزي به خياطي و نجاري روي آورده اند. از صنايع دستي اين دهكده مي توان به بافتن جاجيم، ايزار (پارچة پشمي چارخانة دستباف) بافتن جوراب، دستكش و بلوز پشمي گلدار و نمدمالي اشاره كرد



علاوه بر ني (ني هفت بند) كه متداول ترين آلت موسيقي كندلوس است دهل و سرنا نيز از سابقه و شهرت بسزايي در اين منطقه برخوردار است سرنا در محل به پسپسي معروف است كه از چوب شمشاد تراشيده مي شود.

مردم دهكدة كندلوس به خصوص بوميان آن سفيدپوست و در بعضي موارد بور و چشم آبي هستند اهالي كندلوس مردماني مهربان و ميهمان نوازند هرگز محبتي را بي پاسخ نمي گذارند. در اين دهكده گدا وجود ندارد عموما قانع اند و پرتلاش. هرگز سرقت، قتل و جنايت در اين دهكده صورت نگرفته است با آنكه نه ماه از سال اكثر خانه ها خالي از سكنه است و درهاي منازل همه باز است. در اين دهكده به ندرت شنيده شده است كه زني طلاق گرفته باشد. زنان بيشتر از مردان براي تامين هزينه زندگي و خانواده تلاش مي كنند. آسياب كردن گندم، سفيد كردن خانه، شكستن هيزم براي تنور، دوشيدن گاو، جاليزكاري، كاشتن سبزي خوردن ازجمله وظايف قطعي يك زن به شمار مي رود.
شيرين
كندلوس(۳)



مراسم نوروز و تحويل سال نو

ازجمله مراسم بسيار زيبايي كه در حلول سال نو اجرا مي گردد مراسم سال مج (خوشقدم) مي باشد كه به شرح ذيل است:

ابتدا نام چند كودك يا نوجوان خانواده را انتخاب و با استخاره از قرآن مجيد نام هر يك كه خوب آمد به عنوان سال مج انتخاب مي گردد. اين كودك يا نوجوان به محض تحويل سال نو با سيني محتوي كلام الله مجيد، سبزه، شيريني و يك ظرف پر آب قبل از ديگران وارد خانه مي شود و با ظرف آبي كه در دست دارد آب در گوشة اتاقها مي ريزد و به اين ترتيب سالي پربار و پربركت براي خانواده به ارمغان مي آورد.

ازجمله فعاليتهايي كه به كندلوس در كنار زيباييهاي طبيعي جلوه أي خاص بخشيده و موجب شده است كه اين دهكده از شهرت بسزايي برخوردار شود برپايي دو موزه مردم شناسي و موزة گياهان دارويي است.

در موزة مردم شناسي كه در دامنه تپه أي در دهكده كندلوس قرار دارد اشياء و آثار متعلق به مردمان اين منطقه ازجمله ظروف، كتب خطي، صنايع دستي و… نگهداري مي شود.
شيرين
كندلوس(۴)



موزه گياهان دارويي

مجتمع كشاورزي كندلوس در سال 1365 با هدفهاي كشت، پرورش، توليد و بسته بندي گياهان اصلي دارويي و معطر و همچنين توليد اسانسها و روغنهاي گياهي تاسيس شد و براي اولين بار در ايران مبادرت به برپايي باغ بوتانيك (موزه گياهان دارويي) در زميني به مساحت ده هكتار نمود كه با كاشت بالغ بر 250 گونه گياه ژنتيك ارزشمند در ايران به توليد و عرضه محصولات گوناگون در زمينه هاي مختلف اقدام نموده و محصولات خود را به اكثر كشورهاي جهان صادر مي نمايد.
شيرين
ائل گولي (شاهگلي سابق)تبريز



شاهگلي سابق(استخر شاه)كه امروزه ائل گلي ناميده مي شود از گردشگاههاي زيبا و دلكش تبريز و ايران است كه در 7 كيلومتري جنوب شرقي تبريز بر دامنه تپه اي واقع شده است.ائل گولي استخري بس بزرگ بسان يك درياچه كه مساحت آن 54675 متر مربع است.در جنوب آن تپه اي است كه از پائين به بالا پله بندي كرده و آبشارها ساخته اند كه نهرآب ها از آبشار بسوي درياچه روان است.از سمت جنوب و از وسط استخر بسوي عمارت باشكوه كشيده اند كه به شكل شبه جزيره درآمده است.در مركز درياچه عمارت باشكوه دو طبقه اي ساخته شده است كه محل رستوران و پذيرائي از مهمانان داخلي و خارجي است.در پيرامون استخر از روزگاران قديم درختان كهنسالي سر به هم آورده و انعكاس قامت درختان در آب به زيبائي اين گردشگاه مي افزايد.تمام اطراف درياچه و پلكانها به شكل زيبائي گلكاري و چمن كاري شده كه در فصل تابستان عطر گلهاي اطلسي و بومي تبريز به مهمانان لذت و آرامش مي بخشد و جايگاه بسيار مناسبي براي گردش و تفريح و استراحت مهمانان و شهروندان است و در ضلع جنوب شرقي آن شهر بازي مخصوص كودكان ساخته شده است.
شيرين
شير سنگي




بختياري ها براي پاسداشت جنگاوران و دلاوران خود بر روي قبر آنان مجسمه اي تراشيده از سنگ و به شكل شير با نقوشي از اسب و شمشير قرار مي دادند .

اين نقوش هر كدام معنا و مفهوم خاص خود را دارد .

شير سنگي بر روي قبور دلاوران و جوانان بختياري يادآور تاريخ پر حادثه و فراز و نشيب گذشته اين ايل است . قديمي ترين شير سنگي موجود در استان مربوط به صفوي است .
شيرين
آبشار آتشگاه

آبشار آتشگاه

اين آبشار در دويست كيلو متري شهركرد و 50 كيلو متري شهر لردگان در دره اي روح افزا به طول 3 كيلو متر قرار گرفته است .

مسير اين آبشار از محل چشمه تا اتصال به رودخانه خرسان را فضاي سر سبز و بي نظيري از انواع درختان و گياهان جنگلي فرا گرفته است .

شيب زياد و پستي و بلندي هاي دره ، آبشارهاي كوچك متعددي را ايجاد كرده است .

پيوند عناصر زيباي طبيعي مانند دره ، سبزه زار و اقليم مناسب ، فضاي بسيار فرح بخشي را جهت تفرج در اين مكان فراهم مي آورد .

سراسر بهار و تابستان اين آبشار جهت بازديد مناسب است .[/size]
شيرين
تيس

تیس روستایی است از توابع شهرستان چابهار استان سیستان و بلوچستان ایران که در منطقه کوهپایه ای در ۵ کیلو متری شمال باختری چابهار واقع شده است. رودخانه لاوری از میان روستا می گذرد و خلیج چابهار در باختر آن قرار گرفته است. بلندیهای چندی مانند کوه های شهباز ، پیلبند و لاوری ، روستای تیس را احاطه کرده است. این روستا آب و هوای گرم و خشک دارد. روستای تیس از مراکز عمده سوزن‌دوزی است که بیشتر از سوی زنان روستا تولید می شود. این روستا دژی به نام "قلعه پرتغالی ها" دارد که از دیدگاه دیرینگی و نوع معماری شایان توجه است ولی هم‌اکنون ویرانه‌ای از آن به جای مانده است.

user posted image
شيرين
user posted image

قنات



اجداد ما آبهاي شيرين دامنه كوهستان را با كمك فن قنات‌سازي كه روش ابداعي خودشان بوده به حاشيه كويرها برده‌اند. با همان روش بسيار ابتدايي و مصالح ابتدايي‌تر (كولهاي [تالاب] سفالين). قناتها علاوه بر انتقال آب شيرين به دشتها و حاشيه كويرها مي‌توانند با توجه به لايه‌هاي زمين‌شناسي كشور، در زه‌كشي و انتقال آب شور و دور كردن اين آبها از مجاورت سفره‌هاي آب شيرين زيرزميني مورد استفاده قرار گيرند.


user posted image



آقاي گوبلو، دانشمند فرانسوي حدود بيست سال در ايران اقامت داشته و در زمينه آب در ايران كار كرده است، موضوع مطالعه خود را قنات انتخاب مي‌كند و با سفرهاي متعدد به مناطق مختلف جهان و با استفاده از 534 منبع علمي، تحقيقي كتاب يا تز دكتراي خود را تحت عنوان »قنات فني براي دستيابي به آب در ايران» مي‌نويسد: »قنات اختراع ايرانيان است و دهها قرن هم قدمت دارد در حالي كه چينيها فن حفر قنات را تازه حدود 200 سال پس از ايرانيان آموخته‌اند. همه چيز دال بر آن است كه نخستين قناتها در محدوده فرهنگي ايران ظاهر شده‌اند. حال بايد ديد كه قنات چگونه ابداع شده است».

user posted image


گوبلو معتقد است كه قنات، ابتدا يك فن آبياري نبوده، بلكه به طور كامل از تكنيك معدن نشأت گرفته و منظور از احداث آن جمع‌آوري آبهاي زيرزميني مزاحم (زه آبها) به هنگام حفر معادن بوده است.... ترديدي نيست هك در گستره فرهنگي ايران، از معادن «من» و احتمالاً «رويِ» موجود در كوههاي زاگرس، در جريان هزاره دوم قبل از ميلاد مسيح بهره‌برداري شده است.
يكي از موانع اصلي در پيشرفت كار معدنچيان، وجود آب بوده و هست. تا قبل از اختراع پمپهاي مجهز معدنچيان براي خارج كردن آبها از معدن، تنها يك راه داشتند و آن اينكه اگر شيب زميني اجازه مي‌داد، دالانهايي براي خارج كردن آبهاي مزاحم به فضاي ازاد بيرون از معدن حفر مي‌كردند كه آب بدون استفاده از هيچ نيروي فني، از دل معدن به خارج جاري مي‌شد.

گوبلو معتقد است كه ايرانيان نخستين كه به كار كشاورزي اشتغال داشته‌اند، چون آب رودها، چشمه‌ها و غيره را مردمان بومي آسيا اشغال كرده و با آن كشاورزي مي‌كردند، سعي كرده‌اند، با ساكنان بومي درگيري نداشته باشند و لذا از هر منبع آبي ديگر كشور استفاده كنند و ترجيح داده‌اند در جاهايي اقامت و كشاورزي كنند كه هنوز كسي در آنجا وچود نداشته است. در اين اثنا، در بعضي نقاط جويهايي را ديدند كه آب در آن جاري است و اين آبها تقريباً ثابت و دائمي نيز مي‌باشد.

user posted image


آب اين جويها از دهليز يا مجراهاي ايجادشده براي معادن خارج مي‌شود. به احتمال زياد، گروههاي كوچكي از كشاورزان تازه وارد يا ايرانيان نخستين، در اين كوهپايه‌ها براي استفاده از اين آبها سكني گزيدند و اين كوهپايه‌ها بهترين نقاط براي احداث قنات بوده است. ايرانيان اوليه (تازه واردين به فلات ايران) از فن تخليه آب معدنچيان “آكادي“ي كه ابتدا مورد استفاده صرفاً معدني داشته است، وسيله‌اي بنيادي براي رفع نياز خود به آب در فعاليتهاي كشاورزي به وجود آوردند. به احتمال قوي ابتدا كشاورزان از معدنچيان مي‌خواستند كه جويها يا منابع آبي ديگري از اين نوع در خارج از معدن بر آنها حفر كنند.




حال بايد ديد از چه زماني دلايل قاطع بر وجود قنات، موجود است و اين تكنيك طي قرنها در حوزه فرهنگي ايران، يعني مهد نخستين خود به چه مرحله‌اي از رشد رسيده و به ديگر مناطق جهان صادر شده است.

الف: قنات در افسانه‌هاي ايراني

مشهورترين افسانه‌هاي قديمي ايران كه فردوسي در شاهنامه به نظم آورده است و به نظر مي‌رسد با افسانه‌هايي از يك قرن جلوتر به زبان عربي از سوي ابوجعفر طبري ايراني (كه در دربار بغداد مي‌زيسته) نوشته شده منبع الهام مشتركي داشته‌اند. اين افسانه‌ها يك سلسله ابداعات تكنيكي و ازجمله بهره‌برداري از معادن و كانالهاي آب ضروري براي كشاورزي را به هوشنگ، از نخستين پادشاهان سلسله اسطوره‌اي پيشداديان نسبت مي‌دهد.

ب : قنات در امپراطوري هخامنشي

شهر راگس يا راجس (ري) در چند كيلومتري شهر ري كنوني يكي از پر جمعيت‌ترين شهرها در امپراطوري هخامنشي بود. و شهرهاي ديگر مانند اكباتان (همدان) و پاساگارد همگي با استفاده از سيستم قنات توانستند آب خود را تأمين كنند و به حيات خود ادامه دهند. در حال حاضر عميق‌ترين قنات ايران، قنات قصبه گناباد است با حدود 340 متر عمق، مادر چاه آن، طولاني‌ترين قنات درمنطقه يزد است با طول 100 كيلومتر قنات قصبه گناباد پيشينه تاريخي 2500 ساله دارد و بيش از دو هزار هكتار از اراضي كشاورزان اين شهرستان را به صورت سنتي آبياري مي‌كند و پر آب‌ترين قنات ايران، قنات اكبرآباد فسا است و

قديمي‌ترين قنات ايران، قنات ابراهيم‌آباد اراك مي‌باشد و عجيب‌ترين قنات ايران، قنات دو طبقه مون اردستان است كه حدود 800 سال پيش احداث شده است. يكي ديگر از قناتهاي جالب و قديمي ايران قنات كيش مي‌باشد كه در سال 1371 كشف شد. قنات دو هزار ساله كيش با شهر زيرزميني ساخته شده در آن از مكانهاي ديدني كيش است. در مسير اين قنات، چاههايي به چشم مي‌خورد كه در گذشته براي لايروبي قنات حفرشده بود.تاکنون 200حلقه از این چاههادر مسیر قنات شناسایی شده است که فاصله هر کدام از یکدیگربه 14 تا 16 متر میرسد.سقف قنات را لایه های مرجانی به ضخامت 2 تا 15 مترو لایه های زيرين قنات را خاك نفوذناپذير مارني تشكيل مي‌دهد كه اين خاصيت باعث شده است تا آب باران پس از نفوذ از لايه‌هاي مرجاني در عمق نفوذناپذير زمين تشكيل سفره‌هاي آب زيرزميني را بدهد.

چهار كيلومتر از مسير اين قنات تاكنون حفاري و لايروبي شده است و هم اكنون در عمق 15 متري اين قنات شهري زيرزميني با كاربري سياحتي و تجاري در حال ساخت و تكميل است.




تهيه و تنظيم: مختار حديدي
شيرين
آب انبار امير چقماق يزد

اين آب انبار كه در زير تكيه اميرچقماق قرار دارد و اكنون بخشي از موزه آب يزد را تشكيل مي‌دهد، به همراه بازارچه حاجي قنبر در زمان اميرچقماق و به دستور نظام‌الدين حاجي قنبر جهانشاهي احداث گرديده است.
اواسط قرن نهم حجري (حدود سنه 850) روزگار بناي مجموعه تاريخي اميرچقماق است و جزء موقوفات اميرچقماق مي‌باشد. اين آب انبار يك ورودي دارد كه در دومين صفه تكهي اميرچقماق واقع شده است و با 50 پلكان مي‌توان به پاشير آب انبار و محل برداشت آب رسيد. نكته‌سنجي و دقت معماران سازنده آب انبار سه ويژگي انحصاري را براي اين آب انبار پديد آورده است:



1. تمام بدنه آب انبار در زمين مدفون است، حتي گنبد فوقاني تهويه هوا هم در دل زمين قرار دارد و تيزه گنبد در سطح زمين است.
2. بادگيرهاي آب انبار در بدنه ديوار بازارچه حاجي‌قنبر جا گرفته است و چيزي را كه در ديگر آب انبارها به نام بادگير مي بينيم در اينجا مشاهده نمي‌شود.
3. پلكان آب انبارها در اكثريت قريب به اتفاق آنها به وسط خزينه برخورد مي‌كند، كه در اين آب انبار پلكان در جنب خزينه قرار دارد و شايد علت آن بوده است كه اگر مي‌خواستند پلكان به وسط خزينه برخورد كند بايد دقيقاً زير مناره‌ها را خالي مي‌كردند كه اين مسئله استقامت مناره‌ها را كم مي‌كرد.



خزينه آب انبار در عمق 14 متري زمين حفر شده است و همانطور كه گفته شد سقف خزينه همكف بازارچه است و قطر خزينه 9 متر مي‌باشد .
ارتفاع آبگير خزينه هم 9 متر است و بقيه ارتفاع آن براي تهويه آب و فضاي عبور هواست. اين آب انبار داراي 4 بادگير 4 وجهي بوده كه دو تاي آنها از بين و ساقه آنها به بلندي حدود 5/1 متر بالاتر از پشت بام بازارچه ديده مي‌شود.
با همت موزه آب يزد سه بادگير آب انبار به شكل سنتي و اصلي خود بازسازي شده‌اند. آب انبار تا حدود 40 سال پيش مورد استفاده عموم بوده و با ورود شبكه آب لوله‌كشي به شهرها، اين يادگاري‌هاي جاويد به فراموشي سپرده شده‌اند و ديگر كاربري گذشته را ندارند.


user posted image
شيرين
آب انبار شش بادگيری يزد

user posted image

آب انبارها از جمله تأسيسات وابسته به قنات هستند كه براي ذخيره‌سازي در زمستان و استفاده در تابستان كاربرد داشته‌اند.
آب انبار شش بادگيري در محله‌اي به همين نام در شهر يزد واقع شده است. اين آب انبار بزرگ و پرحجم بالغ بر 2000 متر مكعب گنجايش داشته و دو عدد شير يا راه دسترسي به شير آب انبار دارد كه يكي براي استفاده مسلمين و ديگري براي استفاده اقليت مذهبي زرتشتي مي‌باشد. اين آب انبار داراي شش بادگير است، سه بادگير آن از ابتدا ساخته شده بود و سه بادگير ديگر بعدها به آن الحاق شده است، با كمي دقت در شكل بادگيرها تفاوت سه بادگير قديمي با ديگر بادگيرهاي آن مشهود است. شش بادگير آب انبار با توجه به شرايط اقليمي و جهت باد در اين منطقه به شكل 8 وجهي مي‌باشند.


user posted image

ارتفاع مخزن، ارتفاع بادگيرها، معماري زيباي بادگيرها و مصالح به كار رفته و تزئينات آجر چيني مدخل ورودي آن از ويژگي‌هاي انحصاري آب انبار شش بادگيري است كه شهرت بسزايي به آن داده است.
تعداد پلكانهاي اين آب انبار 50 عدد، ارتفااع مخزن 6/12 متر و ارتفاع بادگيرها 10 متر مي‌باشد.
شيرين
سنگسر

سنگسر دروازه کاسپين (سپر مازندران):

در اوايل سده سوم پيش از ميلاد، از جهت شمال شرق شهرب پارت و در غرب شهربهای باختر و سغد، اتحاديه قبايل موسوم به «ده» که از صحرانشينان منطقه جنوب و غرب رود جيحون بودند، شروع به حمله به مرزهای پارت می کنند. از اين اتحاديه در کتيبه بيستون نيز سخن رفته و به نظر می آيد که يکی از قبايل آن، ماساگتهای معروف بوده اند که کورش بزرگ در جنگ با آنها کشته شد. سکونت قبايل ده در منطقه شمال رود اترک و جنوب و غرب جيحون، مسئله ايست که به دليل وجود شهرهايی به نام دهستان در اين منطقه، قابل اثبات است. به نظر می آيد که زبان مردم «ده» گويشی از يکی از زبانهای ايرانی شرقی بوده که احتمالا" به زبان سکاها، بخصوص سکاهای هئومه ورگه که در شرق آنها می زيستند، نزديک بوده. وجود کلمات خاص ايرانی شرقی در زبان پارتی ميانه می تواند گواهی بر اين مطلب باشد.
...در اينهنگام، پادشاه جديد پارت، فرهاد اول که پسر فرياپيت بود، به مستحکم کردن دوباره نفوذ اشکانيان بر غرب دامغان دست زد. اقدام فرهاد در کوچ دادن قبايل مردی از مازندران به اطراف «دروازه کاسپين» (منطقه سنگسر امروزی) باعث شد که راه حمله اشکانيان به مغرب ايران گشوده شود. از طرف شرق نيز فرهاد حکومت اشکانيان را در شمال سيستان و کرمان مستحکم کرد و عملا" پادشاهی يونانی بلخ را تحت فشار مستقيم خود گذاشت.


user posted image
siavash

پيشينه تاريخي ساوه
ساوه يكي از مناطق بسيار قديمي و باستاني ايران به شمار مي رود . اين شهر در ادوار گذشته در تقاطع مهمترين راههاي كارواني ميان ري باستان همدان، اصفهان، قزوين، زنجان، قم و كاشان قرار داشته و در روزگار پارتيان يكي از منازل مهم ميان راهي بوده و در سده هفتم قبل از ميلاد يكي از دهدژهاو منازل سرزمين ماد به شمار مي رفته و حيات اجتماعي در اين بخش از ايران از قدمت و ديرينگي بسيار برخوردار است و از نقط نظر زمين شناسي متعلق به دوران سوم وچهارم زمين شناسي مي باشد.
ساوه نخست از توابع ميدان بوده و بعد جزوه ري بزرگ شده و به سبب نزديكي با مراكز اقتدار برخي سلاسل و سلاطين حاكم بر ايران گذشته از اين كه همواره از اهميت ويژه اي برخوردار بوده املاك و مراتع آن نيز از ديرباز محل توجه حكومت ها بوده و روي همين پايه حكام آن اغلب از ميان دولتمردان بنام برگزيده شده اند بعد از ساسانيان حكومت سامانيان و ال بويه و سپس تركان سلجوقي بر منطقه سيطره داشتند كه تركها مردمي عامي و بي سوادي بودند كه جز خوردن آشاميدن و عيش و عشرت و در مواقع ضروري جنگيدن چيزي نمي دانستند در سده نهم هجري قمري ساوه و آوه منكوب سم ستوران مغول ها شد و چنگيزيان شهر مذكور را بكلي منهدم و ويران كردند كتابخانه هاي بزرگ ساوه طعمه حريق شد و كتب و وسايل علمي كتابخانه به باد فنا رفت.
ساوه به سبب اين كه از قديم الايام ملتقاي محورهاي نفوذي كشورمان بوده در دوره مغول نيز گذرگاه جهانگردان و سياحان بيگانه شد مار كوپولوي و نيزي و بسياري از رسولان مبلغان مذهبي، بازرگانان، و ايلچيان در گزارشها و نوشته هاي خود از ساوه ياد كرده اند . پي آمد حمله چنگيزيان كاهش شديد نفوس ساوه بوده كه كاهش فاحش جمعيت روستايي و ويران شدن تاسيسات آبياري موجب سقوط شديد كشاورزي در منطقه ساوه شد. در دوره صفويه كه مذهب شيعه مذهب رسمي كشور شد منطقه ساوه در دوره ياد شده جزو قلمرو علي شكر بود در سال 908 هجري قمري با چيرگي صفويه بر سلطان مراد عثماني همدان كه والي نشين منطقه مذكور بود بدست قزلباشها افتاد در زمان صفويه بود كه اسكان بعضي ايلات و قبايل در ناحيه ساوه براي تقويت بنيه سرحدي غرب كشور و جلوگيري از نفوذ عثماني ها انجام گرفت در روزگار صفويه مردم ساوه از تيره هاي گوناگون بودند و زبان و آداب و روسوم آنان نيز طبعا با هم فرق داشت ولي از همين زمان بود كه نفوذ قبابل ترك نژاد و ترك زبان در اين منطقه شروع شد و تا به امروز هم ادامه دارد.

وجه تسميه نام ساوه:

براي ساوه معاني لغوي چندي آورده اند:

ساوه بر وزن، كاوه نام پهلواني است توراني كه در جنگ رستم كشته شده او را ساوه شاه هم مي گفتند
نام شهري است معروف و مشهور در عراق عجم، گويند درياچه اي در آن جا بود كه هر سال يك كسي را در آن غرق مي كردند تا از سيلان ايمن مي بودند و در شب ولادت سرور كاينات آن درياچه خشك شد.
زر خالص را نيز گويند كه شكسه و ريزه ريزه شده باشد.
ضمنا بايد دانست كه در زبان ساسانيان زمين به هفت كشور تقسيم مي شده از اين قرار ارزه، ساوه، فردوفش ، وروگرست و غيره .

شيرين
اردبیل



مورخان قديمي مانند نويسنده حدودالعالم، اردبيل را واژه‏اي اوستايي دانسته‏اند كه از دو كلمه « ارتا» (مقدس) و « ويل» (شهر) به معني شهر مقدس تركيب شده است. بسياري از مورخان اسلامي، همچون ياقوت حموي و فردوسي شاعر نامدار ايران، بناي اين شهر را به فيروز پادشاه ساساني (489-457م) نسبت مي‎دهند و آن را « بادان پيروز» ناميده‏اند.

فردوسي در شاهنامه آورده است :

دگر كرد بادان پيروز نام
همه جاي شادي و آرام و كام

كه اكنون خواني همي اردبيل
كه قيصر بدو دارد از داد ميل

از آنجا كه نام اردبيل در داستان ويس و رامين از آثار ادبي دوره اشكانيان آمده، چنين مي‏نمايد كه اين شهر بيش از 1500 سال قدمت تاريخي دارد. در زمان حمله اعراب به ايران و به ويژه هنگام فتح آذربايجان، بيشترين تلاش آنان متوجه مركز آن يعني اردبيل بود. هنگام فتح ايران به دست اعراب ــ سال 22 هجري ــ اردبيل بزرگ‏ترين شهر آذربايجان بود كه به دست سپاهيان اسلام افتاد. اين شهر در زمان خلفاي بني اميه (41-33هـ . ق) مركز ايالت آذربايجان بود.

شاه اسماعيل براي تشكيل حكومت واحد ايراني، از اردبيل قيام كرد و همه ولايات را مطيع ساخت، شورشها را خواباند و ملوك‏الطوايفي را از بين برد. وي سپس بر اوضاع آشفته ايران مسلط شد و تبريز را در سال 906 هجري پايتخت رسمي ايران كرد. از آنجا كه حكمران اردبيل از خاندان صفوي انتخاب شده بود و اين شهر مدفن اجداد صفوي هم بود، ديگر باره آن را مقدس خواندند. به علاوه در زمان صفويان، هر كس گناهي مي‏كرد از ترس مجازات به اردبيل پناهنده مي‏شد و از هرگونه آسيبي در امان مي‏ماند. از اين رو، به دارالامان نيز معروف بود. اردبيل در دوره صفوي از لحاظ سياسي و اقتصادي سرآمد شهرهاي ايران بود. اين شهر در مسير شاهراه تجارتي ايران و اروپا قرار داشت و ابريشم وارده از گيلان، از اردبيل به اروپا صادر مي‏شد. اين امر، در پيشرفت اقتصادي و افزايش درآمد مردم تأثيري مهم داشت.

در آغاز قرن 19 ميلادي، عباس ميرزا نايب‏السلطنه قاجار، مركز ستاد سپاهيان خود را در اردبيل قرار داد و به كمك افسران فرانسوي قلعه‏اي در برابر قواي مهاجم روس بنا كرد كه بعدها تبديل به زندان شد و آن را نارين قلعه ناميده‏اند. در جنگ ايران و روس در 1218 هجري قمري، قواي روسيه به اردبيل حمله كردند. تا تنظيم عهدنامه تركمانچاي، اين شهر در اشغال بيگانه بود. در اين زمان (1245هـ .ق) همه اشياي قيمتي و بي‏همتاي مقبره شيخ صفي‏الدين و زينت‏آلات ديگر مقبره‏ها و كتابهاي مهم كتابخانه اردبيل كه شاه عباس وقف كرده بود و از كتابهاي خطي نفيس و بي نظير و بي همتا بود غارت شد. اين اشياء و كتابهاي نفيس هم اكنون در موزه‏هاي مسكو و لنينگراد نگهداري مي‏شود.

پس از انتقال قدرت و امور وليعهدنشين قاجار به تبريز، اردبيل كه تا اين موقع داراي اهميت و اعتبار ويژه بوده از رونق افتاد و راههاي تجارتي روسيه از اردبيل به تبريز تغيير مسير داد. با احداث راه‏آهن تبريز- جلفا ارتباط اقتصادي اين شهر قطع شد و از آن همه تجارت و صادرات و واردات مهم، جز كاروانسراهاي متروك چيزي باقي نماند. از رونق افتادن تجارت اين شهر سبب مهاجرت انبوهي از مردم آن به تهران و تبريز شد.

در زمان ضعف سلسله قاجار، به ويژه پس از جنگ جهاني اول، برخي از افراد ايلات و شاهسونها شهر اردبيل را بارها غارت كردند و خسارت فراوان به مردم شهر وارد آوردند. رويدادهايي مانند زلزله‏هاي پياپي، هجوم قبايل و اقوام گوناگون، و تاخت و تاز بيگانگان رفته رفته سبب شد اردبيل از پيشرفت و ترقي بازماند. در سالهاي گذشته، اين شهر توسعه يافته و بر اهميت و وسعت آن افزوده شده است. به گونه‎اي كه امروزه، يكي از شهرهاي آباد و پرجمعيت و فعال اقتصادي استان است. همچنين اين شهر به خاطر وجود آثار تاريخي و به ويژه مقبره‏هاي خاندان شيخ صفي و همجواري‏اش با آبهاي گرم سرعين يكي از كانونهاي جلب جهانگرد است كه هر ساله هزاران نفر را از استان آذربايجان شرقي و ديگر استانهاي همجوار و تهران به خود جلب مي‏كند. (برگرفته از كتاب استان اردبيل از حسن زنده دل و دستياران)


user posted image

avizoon
من اگه برسم از شهرمون(یزد)اینقدر براتون می نویسم که عمرا هیچ جایی ندیده باشین
شيرين
آناهيتا در فومن مي تازد!




user posted image



شهر فومن يکي از غربي ترين و کهن ترين شهرهاي گيلان در 27کيلومتري شهر رشت واقع است. فومن با داشتن مجسمه هاي معروف چهار دختران ، شکاربانان ، گوزنان ، طاووس ، آناهيتا، ميرزاکوچک جنگلي و... به شهر مجسمه ها شهرت دارد.
آناهيتا که يکي از معروفترين مجسمه هاي فومن است ،به روايت اوستا، زني است راست بالا و آزاده نژاد و شريف که قهرمانان او را مي ستايند و به عنوان مظهر پاکي هاي ايران باستان ، زنده و شاداب در يکي از ميدان هاي اصلي شهر ايستاده است.
فومن با داشتن شهرک تاريخي ماسوله و دژ هزاران ساله قلعه رودخان هرساله پذيراي گردشگران ايراني و خارجي زيادي است.


فومن که تا تاريخ 980هجري قمري مرکز فرمانروايي غرب گيلان را به عهده داشته ، با گذشت زمان و حوادث گوناگون ، قدمت تاريخي خود را حفظ کرده است.
هر مسافري که قصد ديدن ماسوله و قلعه رودخان را داشته باشد، بايد از ميدان شهداي فومن و از کنار مجسمه اي بزرگ عبور کند و کلوچه سنتي فومن را به سوغات ببرد. اين مجسمه بزرگ اسطوره اي که نظر همه را به خود جلب مي کند، شخصيتي است به نام آناهيتا.
آناهيتا ساليان سال است با مشعلي در دست و سوار بر درشکه اي در ميدان شهداي فومن چنان مي تازد که گويي گردي به پاي او نمي رسد. اين زن سوارکار با دو اسب سفيد خود، رو به سوي ماسوله مي تازد.
آناهيتا بانوي برومند در ميان مجسمه هاي فومن که هر کدام نمادي را به تصوير مي کشند، به اسطوره هاي بسيار دور ايران بازمي گردد و چنان اصالتي دارد که نمي توان او را ناديده گرفت.
آناهيتا به تاريخ مي گويد: فومن به او باج نداده است و همچنان آماده رويارويي با هر بيگانه است. به نظر مي رسد در ايران مجسمه آناهيتا فقط در شهر فومن قرار داشته باشد و در شهرهاي ديگر ايران نمونه اي از اين مجسمه ديده نشده است.
کمتر کسي است که وقتي به شهر مجسمه ها سفر مي کند، آناهيتا را نبيند و از او لذت نبرد يا عکسي به يادگار با او نگيرد. اين زن برومند سالهاست که در يادها مانده است.
با وجود اين که ساخت اين مجسمه به سالهاي بسيار دور برمي گردد، اما مردم فومن او را از هر گزند و آسيبي مصون داشته اند. مردم فومن به آناهيتا مجسمه منحصر به فرد خود احترام مي گذارند و هرساله او را مي آرايند و مرمت مي کنند و او با رنگهاي دلنواز، نظر هر بيننده را به خود جلب مي کند.
شناخت اين بانو با تمام جزييات کمي سخت است ، اما مي توان با گريز زدن به متون اوستايي او را شناخت و دانست اين زن سوارکار کيست که مي تازد. يشت پنج اوستا (يا آبان يشت) به ايزدبانو آناهيتا اختصاص دارد.
در آيينهاي ايران باستان ؛ ايزدي که جايگاه مهمي داشته و اکنون نمادي از آن در فومن مشاهده مي شود، آناهيتاست. آناهيتا الهه همه آبهاي روي زمين است و اقيانوس کيهاني از او سرچشمه مي گيرد.
آناهيتا به معناي پاک ، پاکيزه و صاف آمده است که به پهلوي آناهيد، به ارمني آناهيت و در فارسي آناهيد آمده است و تغييريافته اش همان ناهيد امروزي است. او برگردونه اي سوار است که چهار اسب ، باد، باران، ابر و تگرگ او را مي کشند.
او سرچشمه زندگي است و به دليل ارتباطي که با زندگي دارد، جنگجويان در نبرد، زنده ماندن و پيروزي را از او طلب مي کنند.
بيشتر ويژگي هاي ظاهري که اوستا براي معرفي آناهيتا بيان مي کند در مجسمه آناهيتاي شهر فومن مشاهده مي شود و چندان تفاوتي با متون اوستايي ندارد. در گذرگاه تاريخ مي توان اهميت وجود چنين شخصيت هايي را بيان تمدن به بهترين وجه مشاهده کرد.
مي توان با غرور و سرافرازي به تاريخ و ادبيات دور و ريشه دار ايراني بازگشت و چه شايسته است که با تبسم کنار بانوي آبها و پاکي هاي ايران باستان ايستاد و عکس يادگاري با آناهيتا را به آلبوم عکسهاي خود افزود و به ايراني بودن خود باليد.


پريسا قديمي
شيرين
سيراف


user posted image


در فاصله قرون دوم تا پنجم هجري قمري/هشتم تا دوازدهم ميلادي، بندر باستاني و تاريخي سيراف (طاهري امروزي) يكي از بزرگترين و باشكوه ترين بنادر ايراني و اسلامي در سرتاسر حوزه خليج فارس به شمار مي رفت.



دريانوردان و بازرگانان سيرافي نه تنها با كليه بنادر آباد و پررونق خليج فارس بلكه با هندوستان، چين و شرق آفريقا نيز در تجارت مستقيم و مستمر بودند. شهرسيراف در قرون اوليه اسلامي، شهري آباد، با عظمت و بسيار ثروتمند بود. مالكان خانه هاي زيبا، چوب مورد نياز بناهاي خود را از آفريقا و هندوستان وارد مي كردند و دربندر سيراف خانه هاي چندطبقه مي ساختند كه قيمت آنها بيش از سي هزار درهم بود. شهر، داراي سيستم فاضلاب و لوله كشي سفالي بوده و بيمارستان بزرگي در آن احداث شده بود. علاوه بر اين سيراف داراي چندين مسجد بزرگ و كوچك بوده كه معروفترين آنها مساجد جامع و امام حسن بصري مي باشد.

user posted image

هنرمندان سيرافي يا مقيم سيراف در كارگاه هاي خاصي، مرواريدهايي را كه از نواحي مختلف خليج فارس مي رسيده، پردازش هنري مي كردند و سپس آن مرواريدها را به هند، چين و آفريقا صادر مي نمودند. هنر گچ بري نيز در بندر باستاني سيراف رواج كامل داشته و مردمان متموَل و ثروتمند سيراف، اغلب ديوارها و سقف هاي خانه هاي خود را با نقوش و طرح هاي چشمگيري گچ بري مي كردند. مردمان خوش ذوق سيراف حتي در آيين دفن مردگان خود نيز مسايل هنري را رعايت مي كردند. آنان سنگ قبرهاي مكعب شكلي بر قبرهاي مردگان خود مي گذاشتند و آيات قرآن كريم و نام متوفي را با خط كوفي بسيار زيبا بر سنگ هاي مخصوص حك مي كردند.



سيراف بندري بوده كه در باريكه اي ميان كوه و دريا قرار داشته و به همين دليل از چشم انداز بسيار زيبا و استثنايي برخوردار بوده است. هيچ بندري در سرتاسر خليج فارس، موقعيت طبيعي سيراف را نداشته است. شهر با عظمت و پرشكوه سيراف سرانجام در زلزله هولناكي كه در نيمه دوم قرن چهارم هجري رخ داد به كلي ويران شد و بخش قابل توجهي از آن نيز به زير آب فرو رفت. اكنون از آن همه شكوه، تنها ستون هاي نيمه فرو ريخته، ديوارهاي شكسته، قبرهاي متروك و مساجد ويران باقي مانده است. ويرانه هايي كه هنوز زيبا و چشم انداز هستند و بيانگر رونق افسانه اي شهر در روزگاري دور مي باشند.




user posted image


مأخذ: سيراف، مرواريد خليج فارس. ناشر: كنگره بين المللي سيراف. چاپ اول، تابستان 1384.
سپیده
مؤسسه باستان شناسی از بدو تأسیس، با هدف انجام حفاری و بررسی و تحقیقات علمی در ایران بطور عام، و در دشت قزوین بطور خاص، از كاروانسرای صفوی واقع در محمدآباد قزوین به عنوان مركز فنی باستان شناسی و پایگاه پژوهشهای صحرایی استفاده نموده است . این بنا پس از بازسازی و انجام مرمت های لازم، سالهای متمادی مركزی مهم برای گردهمایی محققین و پژوهشگران و دانشجویان و محلی مناسب برای انجام امور فنی باستان شناسی بوده است.در حال حاضر نیز بودجه ای از سوی میراث میراث فرهنگی كشور برای مرمت و تعمیر بخش خسارت دیده در نظر گرفته شده است كه در حال بخش شمالی آن مورد بازسازی قرار گرفته است. كاروانسرای محمدآباد ساختمان وسیعی است كه در كنار جاده قزوین به بوئین زهرا قرار گرفته است كاروانسرای محمدآباد در كنار دهكده محمدآباد خره كه در فاصله 28 كیلومتری جنوب قزوین واقع شده و این كاروانسرا در زمان آبادانی منزلگاه اولیه راه بین قزوین به ساوه و همدان در جاده كاروان رو بوده است.


كاروانسرای محمدآباد به سبك بسیار جالب از آجر ساخته شده است. بنای كاروانسرا با حیاط داخلی محوطه ای در حدود 3600 متر مربع را فرا گرفته است و سبك و ساختمان آن در همان ابتدا امكان تعلق آنرا به دوران صفویه آشكار می ساخت.

user posted image
سپیده
نام کاروانسرا ترکیبی است از کاروان (کاربان) به معنی جمعی مسافر که گـروهـی سفر مـی کنند. و سرای، به معنـی خـانـه ومکان. هـردو واژه برگرفته از زبان پهلوی است.


user posted image
کاروانسرای شاه‌عباسی کرج

نیـاز انسان بـه سرپـنـاه ومأمـن، نـه تـنها در حضـر بلکه در سفـر هم از روزگار باستان مـورد تــوجـه بـوده است. درایـران زمین، درگـذشته بسیار دورآثـار ومظاهری از این گونـه بـناها واستراحتگاههای بین راه دیــده مـی شـود کـه بسیاری از آنـها را مـی تــوان از نظـر شـیـوه ساختمانی از شاهکارهای معماری وهنـری عصر خـود بـه حساب آورد.احـداث کاروانسرا در منطقه سابقه‌ای بسیار طـولانـی داشته وساخت آن در جـاده هـای کاروانـی بـه منظور استراحت و سرپـنـاه، در ادوار مخـتـلف بـویـژه دوره اســـلامـــی، از اهمـیـت خـاصــی بـرخـوردار بـوده است.
در این دوره، معماری کاروانسراهـا از دیدگاه سبک وتنوع نقشه‌ها به اوج شکوفائـی رسیده و در مسیر شهرها و روستا، ومعابر کوهستانی و نـواحی کویری، کاروانسرا و رباطهای برونشهـری و در مراکز اقتصادی وراسته بازارها، کاروانسرا و رباطهای برونشهری با ویژگیهای متفاوت کار بردی احداث شدند.نمـونـه‌های بسیار زیبـا وجالب تـوجه از معماری این گونه بـناها که در سرزمین پـهناور إیـران از کرانه‌های رود ارس تـا سـواحل خلیج فارس بـه یـادگـار مـانـده، مـعـرف ذوق هنـری و مـهارت مـعـمـاران، بنـایـان واستادکارانی است که در ادوار مختـلف وبا توجه به نیازهای گونـاگون، باعلاقه فـراوان در طریق تحول، تکامل، زیبـائی وگسترش کاروانسراها به جان کوشیدند.

باتوجه به این تنوع وزیبائی است که بسیاری از محققان وصاحب نظران هنـرمـعـمـاری، کاروانسراهـای ایـران را مهمـتـریـن نشانـه پـیـروزی و موفقیت معـمـاری ایـران بـه شمـار آورده واستـاد کاران ایـرانـی را در ایجـاد این گونه بنـاها مبتکر و پـیشقدم دانسته اند. کاروانسراهای ایران، علاوه بر ارزش هنری، از دیدگاه مسایل اجتماعی نیز حایز اهمیت فـراوانـی بـوده و شایسته مطالـعـه ایگسترده است. بسا که طـی قرون سپـری شده، کاروانسراهای درونشهری و برونشهری کـه بار انـداز واستراحـتگـاه کاروانها و کاروانیان اقصی نقاط معمـور آن روزگـاران بـه شمـار می آمـده، محـل تعاطـی و تعامل انـدیشه هـا وتبـادل وتقابل آداب و رسوم اقوام و ملل مختـلف بوده، و بی تردید، این تماس و تلاقی انسانها وانـدیشه هـای گـونـاگـون، تـأثـیـری شگرف بر زندگی مردم این مرز و بوم کهنسال داشته است.
سپیده
انواع کاروانسراها


از آن جایی که احداث اغلب کاروانسراهای ایران در دوره صفوی و بعد از آن صورت گرفته، لازم است در تقسیم آن تمامی عوامل از وضع آب و هوایی تا شیوه معماری منطقه‌ای مورد بررسی قرار گیرد. در درجه اول کاروانسراهای ایران را می‌توان به گروه‌های زیر تقسیم بندی نمود : کاروانسراهای کاملاً پوشیده منطقه کوهستانی، کاروانسراهای کرانه‌های پست خلیج فارس و کاروانسراهای حیاط دار مناطق مرکزی ایران. گروه آخر از نظر نقشه به انواع مختلف تقسیم بندی می‌شوند .
سپیده
پـیدائی وموجودیت کاروانسراها در کوخرد ومناطق اطراف از گذشته بسیار دور آغـاز و طـی قـرون متمـادی بـه دلائـل گونـاگون، اقتصادی، سیاسی، نظامی، و مـذهبـی بـه تـدریج توسعه وتکامل یافته است، وبه علت قرار داشـتـن دهستان کوخرد در شاهـراه بازرگانـی شرقی ـــ غـربـی، و از شیراز، لار بستک به بندر لنگه و بندر عباس، که بـوسیله قافله های(کاروانهائی) بزرگ از قاطر والاغ واسب بارکشی می شده است، لـذا در این راههای دور نـیـاز بـه استراحتگاه داشته انـد، بنـابرایـن ایجـادراههای بازرگانـی و نظامی وتـأمین امنیت کاروان و کاروانیـان بـه دیـده عنایت نگریسته شده است. همـانطـور کـه گفته شد قـافلـه، یـا کـاروان،گـروهی مسافر را شامل می‌شود که از محلی معلـوم حرکت وپـس از روزها مسافرت به نقطه دیگری یا مقصد می رسیدند.

براي ديدن پيوست
کاروانسرای هرمزگان

هرکاروان دارای سرپـرستی بوده که چاروادار باشی یا رئیس کاروان نام داشته

است.ایـن شخص، افـراد متعددی را کـه در مسیر سفـر خـدمـاتــی چــون بارگیری، بـاربنـدی، تـامین علف چهارپـایان و دیگر مــوارد را عهده دار بودند، سر پـرستی می کـرده . به این ترتیب، زمـانـی که کاروان وارد کاروانسرائـی می شد، مسئولیت پـیـاده کردن بـار و انتقال آن بـه کاروانسراهـا به عهده مسافـران بـود، و هــرمسافـری مـی بـایـسـت اطاقـی در کـاروانـسـرا انـتـخـاب کـنـد و تـهیـه وسائل آسایش، پـخـت و پـز غـذا و دیگر مـوارد ضـروری را خود به عهده داشته باشد.

معمولا هرکاروانسرا نگهبانی داشته واین شخص کاروانسرادار نامیده می شده که مسئولیت امـوال کاروانیـان را بـه عهده داشته و در موارد ضروری به آنها کمک می کرده است . این نگهبـان حقوقـی از کاروانیان بـر حسب وضع مالی آنان دریافت می کرد، همچنین کاروانسرادار وسائل و مایحتـاج کاروانیـان را نیز فراهم می کرد در صـورت نیاز، گاهی هم کاروانیان وسائل مـورد نیاز خـودرا از روستاهای اطـراف یا چوپـانان فـراهم مـی کـردنـد، مثـلا بسیاری از کاروانسراهـا در مسیر روستاهـا یا نـزدیک روستاهـا واقـع شده بـودنـد، مانند کاروانسرای روستای کوردان در جـاده بستک کوخـرد بندر لنگه،بـه هنگام ورود کاروان واقـامتـی کـوتاه کاروانیان مـی تـوانستند مـواد غذائـی و وسائل مـورد نیاز خـودرا از روستائیان خـریداری کرده و اگر کالائـی برای فـروش داشتند، بـه آنها بفروشند.

بنیاد کاروانسراها در دوره ایـران اسلامی بخش مهمی از معماری ایران را شامل بـوده وکاروانسراهای متعددی با سبک و ویـژگیهای متفاوت در شهرهـا، جـاده هـای کـوهستانی و حـاشیه کـویـرهـا احـداث شده است. آنچه مسلم است این پـدیده با ارزش معماری در رابطه با رونق تجارت شکل گرفته و عـوامل دیگری نظیر کاربـرد نظامـی، اطلاع رسانـی و ... در تـوسعه وتکامل آن نقش داشته اند. بسیاری از کاروانسراهـای کناره جـاده‌ها فاقد فرش یا وسایل خواب در اتاقها بودند و مسافران اتاقها را با گلیم، قالیچه ویا حصیر که خود به همراه داشتند فرش می کردند. گاهـی هـم مسافـران از روستاهـای نـزدیک کاروانسرا، فرش یا وسائلی دیگر از این گونه اجـاره یا قـرض می کردند.


درسراسر راه لار بـه بستک و کوخرد بـه بندر لنگه کاروانسراهـای متشابـه بفاصلـه سه فـرسنگی دیـده می‌شود، سازنده آنـهارا بنـام شاه عبـاس مـی نامند ولی مطمئنا در زمـان بعد از شاه عباس ساخته شده انـد، هــم اکنـون آنـها یا خـالـی بــوده و یا پـاسگـاهـهای ژنــدار مــری ((نیروهای انتظامی)) در آنها سکونت گرفته‌اند و یا تخریب شده‌اند .




از معروف ترین کاروانسراهای این مناطق عبارت اند:
1ـ کاروانسـرای سـه نخـود.

2ـ کاروانـسـرای نــیــمــه.

3ـ کاروانسـرای گـاگُـلَکـی.

4ـ کاروانسرای حیدر آبادی.

5ـ کاروانسرای لَردِ محیـا

6ـ کاروانـســرای بستک

.7ـ کاروانسرای كوخرد

.8ـ کاروانـسـرای کُــوردان.

9ـ کاروانسـرای بـلـدنـگ.


یکی ازمسائل مـورد تـوجه کاروانیان بـه هنگام سفـر درمسیر جاده‌ها تأمین آب برای قافله ومسافران است، بویژه اگر مسیر حرکت کاروانیان در راههای کاروانی حاشیه کویر و یا مناطق کویری باشد.مسئله کمبود آب در بسیاری از سفـرنـامـه هـای جهانگردی ومـورخـان کـه در روزگاران گـذشته از شهـری بـه شهـر دیگـر سفـر مـی کـردنـد، به چشم می خورد. این مسئله با ایجاد آب انبارهائی در مسیر جاده‌های کاروانـی در مسافت معین تا حـدودی حـل مـی شده است. همـه آب انبـارهـای کاروانسراهـای منطقه وکنـاره خـلیج فارس خـارج از بنـا قـرار دارنـد.مصالح ساختمانـی اصلی بنای کاروانسراها در ایران، سنگ وآجر بـوده است. سنگ بـه دوصورت مــورد استفاده قـرار مـی گـرفته: در بعضـی موارد سنگها کاملاً استادانـه تـراش داده می شده، ودر بعضی اوقات از قطعات کوچک سنگهای نتراشیده استفاده مـی کردنـد. در بعضی نقاط نیز از تلفیق سنگ وآجر پـی بنا را می ساخته اند. نمای خارجی وداخلی عموما از آجر بـوده است، برخی از کاروانسراها از خشت و یا بلـوکـهای خشتـی استـفاده مـی شـده است، و بـرخـی از کاروانسراها با گچ سفید کاری می کردنـد. بطـور کلی هـرکاروانسرا دارای یک درب ورودی یا دروازه بـود، بـرخی از کاروانسراهـا بـه جـانب دروازه اصلـی، دارای درب فـرعـی نیـز بـوده‌اند مانند کاروانسرای کوخرد.

معمولا هرکاروانسرائی دارای کتیبه‌ای در ایوان ورودی کاروانسرا بود. این کتیبه‌ها در برگیرنـده نام بانـی وسازنده کاروانسرا یا اشخاصی که این کاروانسرا را جهت استفاده عموم وقف کرده وبالاخره کتیبه هائـی که بعد از احداث کاروانسراها، شخص یا اشخاصی بـه تعمیر کردن آن همت گماشته انـد، بـود. این کتیبه‌ها بـه خطوط مختلفی چون: کوفی، نسخ، ثلث و نستعلیق بر روی سنگ، چـوب ویا آجر نقش شده است.
سپیده
براي ديدن پيوست


کوخرد


کاروانسرای کوچکی در منطقه کوخردکوخرد یکی از قـدیمی تـرین مناطقی است که با فرهنگ غنی وآثـار به جامانده از گذشته‌ی خود، از دیر باز مورد توجه خاص وعام بـوده کـه در مسیر عـبـور کاروان هـای بازرگانـی و تجاری قـرار داشته است.یکی از توقف گاه‌های مهم واصلی این بازرگانان کاروانسرای واقع در مرکز شهر بوده.ایـن کاروانسرا از مـهـمـتـرین یـادگـارهـای گرانـقـدر مـعـمـاری دهستان کوخرد سیبه بعد از مسجد ((جامع قبله)) بوده، که رونقی خاص به این منطقه می بخشیده است. متاسفانـه این اثر بـزرگ مـعـمـاری را مانند مسجد جامع قبله خراب کردنـد. ناگفته نمانـد که از بین تمام کاروانسراهـا، کاروانسرای کوخرد بزرگتر وزیباتـر از بقیه بـوده، بخاطـر مـوقعیت خاص دوران آن زمان. کاروانسرا شامل 8 اطاق بزرگ وکوچک بوده و 2 باب ((دروازه)) اصلی وفـرعـی داشته است. دروازه اصلـی رو بطـرف قبلـه و دروازه فـرعـی رو بطـرف دریا (جنوب) باز می شده. بالای دروازه اصلـی کاروانسرا طاق مجـللی، هـلالـی شکل بلندی قـرار داشت کـه جـلـوه خـاصـی بـه دروازه و کاروانسرا داده بـود.


جلو دروازه فـرعـی از طـرف جنوب، یک کمی مـایل بطـرف قبلـه نمازگهی بـود به شکل مربع که در موقع تابستان برای نشستن واستراحت ازآن استفاده مـی شده است.

اهمیت کوخرد از آنجا بوده است که درآن زمان روستایی بزرگ ومرکز تجاری وتوقف گـاه کاروانیان بین لار و بندر لنگه به حساب می آمده است، بـه خاطـر ایـن اهمیت درآن دوران، روی ایـن روستا بسیار حساب مـی شده است، چـرا کـه درآن زمـان کوخرد یا سیبه قدیم خـودش تنها و هیجگـونـه آبادی بـزرگ اطـراف آن وجـود نـداشته، وزمین زراعتـی کوخرد تا حدود نزدیک به جناح بـوده است، و جناح هـم یکی از قـدیمـی ترین مناطـق آن دوران است.

منبع
کتاب: " به یاد کوخرد " جلد اول ـ نوشته: محمد محمدیان.
سپیده
کاروانسرای شاه عباسی

user posted image

دردوره صفويه و خارج از از دروازه شهر احداث شده است . نوع بنا چها رايواني با پلان مربع شكل و به ابعاد 65*69 ميباشد . با يك حياط مركزي كه 24 حجره پيرامون حياط قرار دارد . ورودي كاروانسرا از ايوان شمالي است كه داراي هشتي مفصلي ميباشد . از سال 1374 ه.ش اين بنا مورد باز سازي و باز پيرايي قرار گرفت
سپیده
کاروانسرای شاه عباسی (قصر نادر)

کاروانسرای شاه عباسی یا قصر نادر با قدمت چهارصد ساله در جنوبی ترین نقطه شهر ورامین واقع است. این منطقه که تحت نظارت سازمان حفظت محیط زیست استان سنمان می باشد دارای گونه های گیاهی مانند درمنه، افدرا، شور، اسکنبیل، گز، تاغ، قیچ و ... می باشد. همچنین انواع گونه های جانوری گوشتخوار مانند یوزپلنگ، پلنگ، انواع روباه، شغال و ... از یکطرف و علفخوارانی چون کل، بز، قوچ، میش، .... و انواع پرندگان از طرف دیگر در این منطقه زندگی می کنند.

این کاروانسرا که در منطقه کویر مرکزی قرار دارد در زمان شاه عباس صفوی استراحت گاه شاه و خدمه و حشم وی هنگام مسافرت بوده است و هم اکنون نیز با کسب مجوز از اداره کل محیط زیست سمنان، قابل استفاده عموم می باشد.


براي ديدن پيوست


براي ديدن پيوست
سپیده
دیر گچین؛ دیروز کاروانسرا و امروز طویله...


دیرِ گچین، کاروانسرایی‌ست با پلان منظّم چهار ایوانی و مربّعی و حدود صد متر در صد متر. پی بنا در دورة ساسانی گذاشته شده و امّا ساختمان، در دورة صفوی کامل گشته است. چهار برج در رئوس ساختمان و دو نیم‌برج در ورودی بنا – بخش جنوبی – قرار دارند.


user posted image

نمای عمومی کاروانسرا؛ تنها ورودی کاروانسرا در بخش جنوبی آن است – عکس: علی روستائیان – بهمن هشتاد و سه



دیر گچین – یکی از زیباترین کاروانسراهای ایران – در حال تخریب است و میراث، در صدد مرمّت آن. امّا آنطور که ما مشاهده کردیم، با مدیریّت نامناسب کارگاه مرمّت، بازسازی بنا به کندی انجام میشود و فعلاً – و برخلاف قوانین میراث فرهنگی و نیز تجربه‌های پیشین – علیرغم حضور مسؤول مرمّت، کاروانسرا به طویله‌ای بزرگ تبدیل شده که احشام – از گوسفند و بز تا شتر و اسب و الاغ – در آن نگهداری میشوند. کف تالارها و اتاقهای کاروانسرا به ارتفاع چندین سانتی‌متر از فضولات حیوانی پوشیده شده و کلاً شرایط نامناسبی دارد.


user posted image
داخل کاروانسرا – بخش شمالی – آجرهای مرمّت در وسط حیاط چیده شده‌اند و در کنار آن فضایی برای نگهداری بزها وجود دارد – عکس: امیرپویان شیوا – بهمن هشتاد و سه



شاید یکی از دلایل دعوای گروه ما و مسؤول مرمّت همین موضوع بود. از آنجا که قرار است گزارشی هم به میراث فرهنگی تهران بدهیم – و این موضوع در مجوّز آمده – او میترسید از حضور احشام در دیر عکس و فیلم بگیریم. بهرحال ما که کار خودمان را انجام دادیم! قرار است حمید منصوریان – دوست باستانشناسمان – دوشنبه، ادامة ادّعاهایمان را – که با نگهداشتن کارت دوستمان علی روستائیان در قبال رسید، موقّتاً فیصله پیدا کرد – در میراث تهران پی بگیرد. عجیب است – و آنطور که حمید میگفت، طبیعی‌ست – که کسی از میراث تهران برای سرکشی به چنین جای دور و پرتی نمیآید و همین، باعث چنین وضعیّتی میشود.

user posted image

تالار و حجره‌های کاروانسرا – زمین پوشیده از فضولات حیوانات است – عکس: امیرپویان شیوا – بهمن هشتاد و سه



شک نیست که کاروانسراها در گذشتة تاریخی ایران اهمیّت زیادی داشته‌اند و اکنون از منظر تاریخی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، معماری و جغرافیایی و ... موضوعات خوبی برای بررسی هستند. در این میان، دیر گچین، یکی از زیباترین کاروانسراهای مرکزی ایران و نمونة تیپیک کاروانسراهای با پلان منظّم است.

user posted image

حیاط کاروانسرا و نگهداری احشام – عکس: امیرپویان شیوا – بهمن هشتاد و سه



سپیده
كاروانسراي ده نمك


user posted image

اين کاروانسرا در 40 کيلومتری شرق گرمسار قرار دارد و از نوع چهار ايوانی است. تاريخ احداث آن مربوط به زمان صفويه می باشد. سردر ورودی با دو گوشواره و طبقه به شکل ذوزنقه است که در ضلغ جنوبی کاروانسرا قرار دارد. در چهار گوشه حياط مدخل ورودی قرار دارد که به اصطبل های چهارگانه کاروانسرا ختم می شود پشت هر ايوان اتاقی مستطيل شکل قرار دارد که بين اصطبل های چهارگانه را قطع می کند.
سپیده
سمنان

user posted image
کاروانسراي شاه سليمانی آهوان

اين کاروانسرا که در روستای آهوان , در 42 کيلومتری شرق سمنان واقع شده است , در سالِ 1097 هجری قمری در زمانِ شاه سليمانِ صفوی , برای استراحتِ زايرينِ امام هشتم , که از سمنان و آهوان به مشهد مقدس , مشرف ميشدند , ساخته شد . اما به غلط , کاروانسرایِ شاه عباسی نام گرفت .

کاروانسرایِ شاه سليمانیِ آهوان , دارایِ حياطِ وسيع مستطيل شکل , به طول 40 متر و عرض 32 متر , و چهار ايوانی است . جمعا در اطراف حياط 24 اتاق احداث شده است که ابعاد آنها به ترتيب 3.35 و 2.90 متر است .
شيرين
قهوه‏ خانه در ايران

مختار حديدي

user posted image
قهوه ‏خانة سنگتراشها. تهران، بازار، نرسيده به چهارسو بزرگ، تاريخ بنا دورة قاجار


در قديم در گوشه و كنار شهرهاي ايران و در سر راهها و منزلگاههاي ميان شهري قهوه ‏خانه‏ هايي داير بود. قهوه‏ خانه‏ هاي قديم درون شهري بهترين و جذاب‏ترين اماكن عمومي شهرها براي گذراندن اوقات فراغت بودند. هر يك از آنها محمولاً محل اجتماع و پاتوغ گروهي از قشرها و صنفهاي گوناگون بود. قهوه‏ خانه ‏هاي سرراهي يا ميان جاده‏اي كه به آنها چايخانه هم مي‏گفتند، اكثراً سرپناههايي براي استراحت و رفع خستگي مسافران خسته و ماندة بين راهي بود. اين قهوه‏خانه‏ها معمولاً به دسته و صنفي خاص اختصاص نداشتند و مشتريان آنها رهگذراني بودند كه براي نوشيدن چاي و كشيدن قليان و خوردن صبحانه يا ناهار و يا شام به اين قهوه‏خانه‏ها مي‏رفتند.
شيرين
قهوه‏ خانه در ايران

نخستين قهوه ‏خانه‏ ها در ايران در دوره صفويان، و به احتمال زياد در زمان سلطنت شاه طهماسب (930-984هـ . ق)، در شهر قزوين پديد آمد و بعد در زمان شاه عباس اول (996-هـ .ق) در شهر اصفهان توسعه يافت. قهوه‏خانه در آغاز همان‏گونه كه از نامش پيداست، جاي قهوه‏نوشي بود.

user posted image
حمام خسروآقا. اصفهان، تاريخ بنا قرن دوازدهم هجري
شيرين
قهوه‏ خانه در ايران


user posted image
طرح لباس آبدار قهوه ‏چي دربار

با آمدن چاي به ايران و كشت اين گياه در بعضي از مناطق شمالي ايران و ذائقه‏پذير شدن طعم چاي دم كرده ميان مردم، كم‏كم چاي جاي قهوه را در قهوه‏خانه گرفت. از نيمه دوم قرن سيزدهم هجري چاي‏نوشي در قهوه‏ خانه‏ ها معمول شد. ليكن نام قهره‏خانه همچنان بر آنها باقي ماند.
شيرين
قهوه‏ خانه در ايران

در دوره قاجار، به خصوص دورة پادشاهي ناصرالدين شاه زمينه براي گسترش قهوه‏خانه در شهرهاي بزرگ، از جمله شهر تهران، فراهم گرديد. با ريشه گرفتن قهوه‏خانه در متن جامعه و ميان توده مردم و توسعه آن در شهرها قهوه‏خانه توانست به صورت يك واحد صنفي فعال با كاركرد اجتماعي ـ فرهنگي ويژه و مشخصي خودنمايي كند.

user posted image
قهوه‏چي‏باشي دربار ناصري
شيرين
قهوه‏ خانه در ايران


user posted image
قهوه‏خانه‏اي موقت در دورة قاجار

پيش از پا گرفتن قهوه‏ خانه ‏هاي عمومي در شهرهاي ايران، در دربار پادشاهان صفوي آبدارخانه‏هايي بود كه در آنها قهوه مي‏ريختند و به درباريان و مهمانان آنان مي‏نوشانيدند. همراه با رسم قهوه‏پزي در دربار صفوي، شغل قهوه‏چيگري نيز پديد آمد و از مناصب مهم درباري شد.
شيرين
قهوه‏ خانه در ايران

قهوه‏چيان را از لحاظ نوع قهوه‏خانه‏اي كه مي‏گرداندند و چگونگي كار و وظيفه‏شان مي‏توان به چهار دسته تقسيم كرد:
1. قهوه‏چيان شهرها كه در هر محله و كوچه و گذر، يا درهر بازار و بازارچه و سرايي قهوه‏خانه‏اي داشتند، قهوه‏خانه‏هايشان محل تجمع صنفهاي مختلف بود. در هر يك از اين قهوه‏خانه‏ها كارگراني بودند كه قهوه‏چيها را در گرداندن قهوه‏خانه و عرضه خدمات به مردم كمك مي‏كردند، مانند كارگرهاي “پاي بساط“، “جارچي“، “قندگير“، “استكان‏شوي“، “قليان چاق‏كن“ يا “سرچاق‏كن“، “آتش بيار“ و “ديزي‏پز“.
هر يك از حمامهاي عمومي معتبر شهرها نيز قهوه‏خانه يا آبدارخانه‏اي داشت كه آن را يك قهوه‏چي يا يك قلياندار يا يك غلام قهوه‏چي مي‏گرداندند و از مشيريان با چاي و قليان و چپق پذيرايي مي‏كردند.


user posted image
يك قهوه‏خانة اتراقي در بيرون شهر تهران دورة قاجار
شيرين
قهوه‏ خانه در ايران


user posted image
قهوه‏چي دوره‏گرد

قهوه‏چيان قهوه‏ خانه‏ هاي خصوصي
در دوره صفوي در دربار پادشاهان كساني به نام “قهوه‏چي باشي“ آبدارخانة دربار را مي‏گرداندند. در عهد ناصرالدين شاه نوشيدن قهوه و چاي، هر دو در دربار و خانه‏هاي بسياري از روحانيان، اعيان و رجال درباري معمول شد كه اينان آبدارخانه‏ها يا قهوه‏خانه‏هايي در دربار و خانه‏هاي خود برپا كرده بودند. در اين آبدارخانه‏ها، قهوه‏چيان و قليان چاق‏كنان ماهر با منصبهاي قهوه‏چي، غلام قهوه‏چي و قلياندار و قهوه‏چي باشي يا آبدارباشي به كار گمارده شده بودند.
شيرين
قهوه‏ خانه در ايران

قهوه‏ چيان قهوه ‏خانه ‏هاي موقت

به هنگام عزاداريها و روضه‏خوانيهاي بزرگ، به خصوص عزاداريهاي سالار شهيدان، امام حسين (ع)، در دهة محرم و اربعين حسيني در ماه صفر، و در مجالس عروسي و ميهمانيهاي بزرگ، مانند وليمة بازگشت از سفر حج يا ختنه‏سوران، و اجتماعهاي صنفي و سياسي قهوه‏خانه‏هايي در طول ايام گردهماييها برپا مي‏شد. اين قهوه‏خانه‏ها در خانه‏ها و تكيه‏ةا و مساجد داير بود.



user posted image

چايخانة خرم‏آباد
شيرين
قهوه‏ خانه در ايران
user posted imageسفره‏اي است گسترده و چشم به راه ديزيهاي آبگوشت

قهوه‏ چيان دوره‏ گرد

قهوه‏چيرگي دوره‏گرد يا سيار يكي از شغلهاي سرپايي رايج در شهرها بود. قهوه‏چيان دوره‏گرد بساطي ساده و جمع و جور داشتند. اين گروه قهوه‏چي، قهوه يا چاي را به كوچه و بازار مي‏بردند و در محل تجمع كارگران و پيشه‏وران و كسبه بساط مي‏افكندند و از راه فروش قهوه و چاي زندگي را مي‏گذراندند.
شيرين
قهوه‏ خانه در ايران

قهوه‏ خانه در جامعه ايران، تحول و دگرگوني بزرگي در شكل گردهماييهاي مردم و شيوة گذراندن اوقات فراغت و نوع سرگرميهاي آنان فراهم آورد. مردم از هر قشر و گروه هر روز پس از دست كشيدن از كار روزانه، و در ايام و اوقات بيكاري در قهوه‏خانه‏ها جمع مي‏شدند و ساعتها به گفت وگو با هم و تبادل نظر درباره كارهاي اجتماعي و اقتصادي و سياسي مي‏پرداختند.
در مجالس شبانة قهوه‏خانه‏ها، به خصوص شبهاي ماه رمضان كه آيينهاي سخنوري و مرثيه‏سرايي و نقالي و شاهنامه‏خواني و بازيهاي قهوه‏خانه‏اي در آن برگزار مي‏شد، معمولاً جمع زيادي از اهالي محل و مردم محله‏هاي ديگر شركت مي‏كردند و در يك محفل انس و دوستي و فضاي فرهنگي و ادبي با هم ارتباط برقرار مي‏كردند.


user posted image ديزيهاي آبگوشت
شيرين
قهوه‏ خانه در ايران

قهوه‏خانه كه تا چند دهة پيش كانون نشر و ترويج فرهنگ سنتي و دستاوردهاي ادبي و هنري گذشتگان ما بود و توانسته بود تاحدي يادمانهاي گذشته را در جامعه ايران و ميان عامه مردم زنده و پايدار نگه دارد كم‏كم كاركرد خود را از دست داد و صرفاً به محلي براي نوشيدن چاي و خوردن صبحانه و ناهار، و رفع خستگي درآمد و در زمان حاضر با رونق فرهنگ غربي در ميان ايرانيان و با جايگزين شدن ساندويچ‏ فروشيها، كافي شاپها و...، قهوه‏ خانه ‏ها متروك شدند و ديگر هيچ اثري از آن قهوه‏خانه‏ها در زندگي اجتماعي ايرانيان مشاهده نمي‏شود مگر در برخي روستاها كه هنوز بافت سنتي آنها دست نخورده باقي مانده است. در سالهاي اخير برخي از افراد با ذوق در تهران و بعضي شهرهاي ديگر ايران اقدام به بازسازي قهوه‏خانه‏هايي با حفظ بافت سنتي آن كرده‏اند، براي نمونه مي‏توان از قهوه‏خانه سنتي آذري نام برد كه بازسازي آن براساس طرحي بر پايه مدارك و اسناد تاريخي و اطلاعات شفاهي صاحبنظران و مطلعان تهيه شده است. در بازسازي و تركيب‏بندي فضاها و نماها و آرايه‏ها كوشش شده تا عمدتاً از آجر و كاشي و سنگ و چوب و گچ و كاهگل استفاده شود تا بر اثر آميختگي اين نوع مصالح با هم در فضاها بافتي از معماري سنتي قهوه‏خانه‏هاي قديم در چشم بينندگان تجلي يابد.

user posted image

شب كشايش. دو صحنه از فضاي باز (باغچه) قهوه‏خانه و صفه‏ي سردم آن
شيرين
قهوه‏ خانه در ايران

لباس كاركنان قهوه‏خانه، از قهوه‏چي و بساط‏دار و جارچي گرفته تا چاي بده و ديزي‏پز و استكان جمع‏كن؛ لباسي است همشكل طرح لباسها از شكل لباسهاي رايج مردم و قهوه‏چيان در اواخر دوره قاجار و اوايل دورة پهلوي برگرفته شده است.

user posted image

حاج حسن يحيي (حق‏شناس) از سخنوران قديم تهران. او قهوه‏خانه‏دار قهوه‏‏خانه‏اي در روبه‏روي بازارچة سيداسماعيل در خيابان سيروس است





ماخذ: قهوه‏خانه‏هاي ايران اثر علي بلوكباشي
شيرين
ميمند روستايي است سه هزار ساله در استان كرمان كه در دل سنگ ساخته شده

سه هزار سال زندگي سنگي




باورتان مي شود در ايران روستايي هست كه سه هزار سال پيش در دل سنگ ساخته شده و هنوز زندگي در آن به شكل كم و بيش سنتي اش ادامه دارد؟ اسم روستا ميمند است. روستايي در استان كرمان كه مردمش هنوز با زبان و آداب اجدادي در جايي زندگي مي كنند كه اتاق اش سنگي است، حمام اش سنگي است و مسجد ش سنگي است.
ميمند براي جهان هم جذاب شده است و به تازگي جايزة۲۰ هزار دلاري ملينا مركوري از طرف دولت يونان با همكاري مجامع فرهنگي بين المللي مانند يونسكو به اين روستا داده شد.
اين جايزه به جاهايي داده مي شود كه در آن، انسان و طبيعت بهترين تعامل را در گذشته داشته اند و آن را حفظ كرده اند و اكنون هم در راه حفظ آن تلاش مي شود.
روايت اختصاصي ابوالفضل شاهي از ميمند را مي خوانيم.


user posted image

گفت وگو به زبان دو هزار ساله
زبان ميمند به خاطر دور از دسترس بودن، تغيير نكرده و همان طور مثل زبان اجدادي شان باقي مانده و واژه هاي زبان ساساني در گفت وگوهاي ميمندي ها زياد شنيده مي شود.


user posted image
ميمند كجاي ايران است؟
ميمند در مركز مثلث شيراز، كرمان و يزد در 26 كيلومتري شهر بابك قرار دارد. ميمند مابين دو كوه چند هزار ساله قايم شده و فرهنگ مردم ميمند دست نخورده باقي مانده است.


user posted image

هم روستايي، هم عشايري
ميمند ي ها، هم روستايي اند يعني خصوصيات مردم يك روستا را دارند، هم خصوصيات مردم ايلياتي را. ميمندي ها در 4 ماهِ سرد سال ساكن و روستايي اند، در 4 ماهِ معتدل چوپاني مي كنند و 4 ماهِ گرم سال در باغ هاي دور از روستا به كشاورزي مشغول اند.


user posted image

مرگ در ميمند
ميمندي هاسنگ قبرهايشان را ايستاده مي گذارند و نوشته هاي روي سنگ ها را خيلي راحت مي كَنند. از هر كدام از اتا ق هاي ميمند بيرون بياييد، قبرستان روبه رويتان است و از قبرستان، ميمند روبه رويتان.



اولين ميمندي هاي مسير
در مسير راه ميمند، درختان زيبايي به نام تايي در فاصلة چند كيلومتري از هم جلب توجه مي كنند. درختاني قديمي و تنومند. هر چه به ميمند نزديك تر مي شويد، اين درختان به هم نزديك تر مي شوند.




علي عبدالله
علي عبدالله نخ مي ريسد و تنها دفعه اي كه از ميمند بيرون آمده، براي خدمت سربازي و حدود 70 سال پيش بوده است.
علي عبدالله با كفترش (به همسرش مي گويد كفتر) در يكي از كوچه هاي مياني ميمند زندگي مي كند.


خوردني ها، بافتني ها، ساختني ها
ميمندي ها از همه چيز استفاده مي كنند و هيچ گياهي در ميمند هرز نيست. از شاخه هاي درخت مَر، سفتو (سبد) مي سازند و با سنگ، ليوان و كاسه درست مي كنند و ناني به كلفتي چند سانتي متر مي پزند و با شير، خوراك كشك مانندي به نام اسپار درست مي كنند و در زمستان ها كه در ميمند هستند، قالي و گليم مي بافند و نمد مي زنند.




يك گوشه پاك و پرنور
بزرگ ترين اتاقْ كَند ة ميمند، مسجد آن است. نماز خواندن در مسجدي كه شبيه غاري در دل كوه است، حس غريبي مي تواند داشته باشد.


عمر روستاي سنگي
ميمند حدود سه هزار سال قدمت دارد. اين تخمين بر اساس سفال هاي به دست آمده در اين روستاست.گفته مي شود يزدگرد سوم هم هنگام فرار، مدتي در اين روستا مخفي شده بوده.
This is a "lo-fi" version of our main content. To view the full version with more information, formatting and images, please اینجا را کلیک کنید.
Invision Power Board © 2001-2012 Invision Power Services, Inc.