شيرين
Apr 25 2008, 09:38 PM
فسير طبري
فرهنگ > الهيات > دين اسلام > شيعه > کليات > عقايد
نام کامل آن امع البيان عن تأويل القرآن، يکي از قديمي ترين و جامعترين تفسيرهاي قرآن مجيد است. نظر به تفسير و نفوذي که در تفسيرهاي بعدي داشته مي توان آن را ام التفاسير نام دارد. مولف آن ابو جعفر محمد بن جرير بن يزيد بن کثيه بن غالب، مفسر، محدث، مورخ، قرآن شناس و فقيه بزرگ قرن سوم هجري، در سال 224 هجري قمري در آمل طبرستان به دنيا آمد و شهرت او به طبري از همين جاست. او در عنفوان جواني در طلب علم، به خصوص فراگرفتن حديث به ري و سپس به بغداد رفت. طبري در نزديکي از محدثان زمان معروف به ابن حميد، 100 هزار حديث فرا گرفت. سپس به مصر و شام رفت. از مصر به بغداد بازگشت و در بغداد متوظن شد و فقط دو سفر از آن جا به وطن خود طبرستان رفت و باقي عمر را در بغداد گذارند و عمر خود را يکسره وقف تأليف کرد. او مذهب فتهي مستقلي هم به نام طبريه يا جريريه تاسيس کرده بود. از آثار فتهي او اثري به نام اختلاف الفتهاء باقي مانده است. خوش بختانه دو اثر عظيم او يعني تاريخ و تفسيرش محفوظ مانده و طبع و تصحيح هاي متعددي يافته است. تاريخ طبري يا تاريخ الامم و الملوک مشتمل بر تاريخ عالم از آغاز آفرينش تا حوادث سال 302 هجري را در بر مي گيرد.
تاريخ طبري نخستين تاريخ کاملي است که به زبان عربي نوشته شده و در واقع ام التاريخ عالم اسلام است. طبري در شوال 310 ه. ق در بغدا در گذشت. تفسير طبري يا جامعه البيان از قديمي ترين و جامعترين تفسيرهاي قرآن مجيد به زبان عربي است که عمدتاً بر مبناي احاديث تفسيري با ذکر سلسه ي کامل سند هر حديث تدوين شده است. طبري ابتدا در شرح هر آيه با يک بخش از آيه، يا چند آيه متصل و مربوط به هم، احاديثي نقل مي کندبعضي از خصوصيات و امتيازات تفسير طبري عبارت است ار: 1- در تفسير هر آيه اي، از احاديث صحابه و تابعين نقل، به نقد و ترجيح اقوال مي پردازد. 2- براي اجماع، ارزش و اعتبار قائل است. 3- در نقد و ترجيح و قضاوت بين وجوه قرائت نيز، دستي توانا دارد. 4- نقل اسرائيليات و نصرانيات در تفسير او بسيار است. 5- به تعيين جزئيات نمي پردازد. 6- عرف عادي لغت را ترجيح مي دهد. 7- به شعر قديم عرب استفاده مي کند. 8- به مسائل نحوي و زباني و دستور زباني نيز مي پردازد. 9- متعرض مسائل کلامي و عقيدتي هم مي شود. 10- احکام فقهي و آيات الاحکام را به تفصيل مطرح مي کند. در تفسير 30 جلدي خبري آنچه هست فقط هزاران حديث است که غالباً کوتاه و همواره جسته جسته و منفصل از همديگر آمده اند و به ندرت روايت يکپارچه و بلندي در ميان آن هست. تفسير طبري بارها به طبع رسيده است. نخستين طبع آن از سال 1322 تا 1330 ه. ق در مطبعه ي معروف بولاق در مصر، در 30 جزء بوده است.
شيرين
Apr 25 2008, 09:42 PM
تاريخ طبري
آذر آهنچي. دانشنامه جهان اسلام
1
تاريخ طبري. تاريخي عمومي (از آغاز آفرينش تا 302) به زبان عربي تأليف ابوجعفر محمدبن جرير طبري(متوفي 310). نام اصلي کتاب "تاريخ الامم و الرسل و الملوک" است اما به تاريخ طبري مشهور شده است. اين کتاب به سبب تفصيل قدمت و روش خاص مؤلف، اثري منحصر به فرد و معتبر است.
تاريخ دقيق آغاز تأليف آن معلوم نيست ولي مسلم است که طبري پس از نوشتن "جامع البيان في تفسير القرآن" به تأليف آن پرداخته است. وي تفسير خود را از 283 تا 290 بر شاگردانش املا ميکرده و سپس اجازه روايت تاريخ خود را تا حوادث 294 يعني تا پيش از روي کار آمدن مقتدر عباسي به شاگردانش داده است. به نوشته "ياقوت حموي" متوفي در قرن هفتم تأليف تاريخ طبري در 303 به پايان رسيده است.
"تاريخ طبري" از دو بخش تاريخ جهان و تاريخ اسلام تشکيل ميشود. قسمت اعظم اين اثر يعني بخش تاريخ اسلام آن به ترتيب سالشمار هجري و منحصر به رويدادهاي سياسي و شرح جنگهاست. بخش تاريخ جهان ترتيب سالشمار ندارد و ترتيب آن موضوعي است اگر چه در تنظيم مطالب تقدم زماني حفظ شده است. طبري گفته است که هدفش در اين کتاب ذکر تاريخ شاهان از عاصي و مطيع و تاريخ پيامبران است و در اين خصوص تا جائي که در علم داشته است زمان را به شب و روز تعيين نموده است. و درست به همين سبب کتابش را با بحث درباره زمان و ماهيت و مقدار آن از ابتداي خلق آدم آغاز نموده و در اين خصوص بعد از نقل گزارشهاي مفصل از راويان اخبار به عقايد اديان و امتهاي گوناگون از جمله آراي زردشتيان استناد کرده است. طبري مسلما اولين کسي نبوده که وقايعنگاري را بر اساس سالشمار تنظيم کرده اما ميتوان گفت که اين روش را به کمال رسانده است.
شيرين
Apr 25 2008, 09:43 PM
تاريخ طبري
آذر آهنچي. دانشنامه جهان اسلام
2
قسمت اعظم "تاريخ طبري" مجموعهاي از روايات گوناگون از راويان مختلف است که به شکل معمول روايت خبر، نقل شده است. بدين صورت که ابتدا سلسله راويان و سپس اصل خبر گزارش ميشود. بنابراين "تاريخ طبري" صرفا نقلي است و مؤلف دخل و تصرفي در منابع خود نکرده و مطالب را بدون درنظر گرفتن صحت و سقم آنها ضبط نموده است. وي از يکسو با امانتداري کامل و بي نظيري روايات متعدد و متنوع راجع به هر واقعه را آورده و از اين طريق به حفظ منابع اسلامي از خطر نابودي خدمتي شايان کرده است؛ اما از سوي ديگر مطالب غيرواقعي و افسانههاي حماسي و نيز خلط و سهوهايي در کتابش ديده ميشود. ازين رو بايد محتواي هر روايت بررسي و با روايات ديگر مقايسه شود و مختصات و مسائل آن معلوم گردد.
شيوه نقل طبري معلوم ميدارد که وي از منابع مکتوب استفاده کرده است. او هر گاه از منابعي استفاده کرده که اجازه نقل حديث از آنها داشته با بيان «حدثنا»، «أخبرنا»، «کتب الي» گزارش داده است و هرگاه از منابعي سود جسته که اجازه نقل حديث نداشته با ذکر «قالوا» «حدثوا» «روي» و «ذکر» گزارش آورده است. وي گاه مطلبي را از يک روايت با ذکر «اما» بيان کرده مانند «اما واقدي» يا «اما ابن اسحاق» اينگونه مطالب به احتمال بسيار تفسير و تعبير خود طبري از محتواي يک روايت بوده است. گذشته از اين موارد، طبري بخصوص در تاريخ خلفا و فتوح جنگها، شعر و خطابه در متن اضافه کرده و بدين ترتيب نقل مستمر خبر را قطع کرده است.
شيرين
Apr 25 2008, 09:44 PM
تاريخ طبري
آذر آهنچي. دانشنامه جهان اسلام
3
شيوه گزارش و شکل روايات در "تاريخ طبري" يکسان نيست که سبب آن ميزان اهميت و کثرت حوادث، محتواي روايات و تأثير زمان بر آنها بوده است. طبري روايات راجع به زندگي رسول اکرم(ص) را با دقتي که معمول تفسير قرآن و احکام ديني است، نقل ميکند که سبب آن وقوف وي به عنوان فقيه و محدث بر سيره حضرت رسول(ص) و نيز اهميت سيره نزد فقها بوده است. در اين کتاب روايات راجع به دوره خلفاي نخستين، طولاني است و از اواخر دوره بني اميه بتدريج از تنوع روايات کاسته ميشود. در شروع و ذيل هر سال معمولا يک حادثه از جمله واقعه کربلا ذيل سال 61 گزارش ميشود. اما گاه ذيل يک سال چند حادثه سياسي و نظامي جداگانه و گاه ذيل دو سال يک حادثه ذکر مي گردد. مانند سال 42 و 43 که گزارش جنگ خوارج است. از دوران بعد از خلافت معتصم عباسي ذيل هرسال حوادث معدودي به اختصار آمده است.
روايات و منابع طبري ويژگيهايي دارد که وقوف نداشتن بر آنها ممکن است به نتيجهگيريهاي نادرست بينجامد. از جمله آن که هدف ناقلان اين روايات، تأليف اثر تاريخي نبوده است. بي ترديد گزارشهاي ناقلان نخستين که طبري از آنها استفاده کرده شرح کامل يک حادثه نبوده است. راويان مختلف صحنههايي از يک واقعه را که خود ديده يا درباره آن شنيده بودهاند و انگيزهاي نيز براي گفتن آن داشتهاند، نقل کرده اند بنابراين يک روايت گاه برگرفته از منابع گوناگوني است که احتمالا سهو و خلط و حذف و اضافههاي دلبخواهي در آنها ــ که تا زمان طبري لااقل دويست سال دست به دست شده بوده اند ــ راه يافته است. اين ويژگيها بر تاريخ طبري ــ که مؤلف آن به منابع خود نگرش تاريخي داشته و کتاب را به ترتيب زماني و موضوعي تدوين کرده ــ تأثير نهاده است.
شيرين
Apr 25 2008, 09:45 PM
تاريخ طبري
آذر آهنچي. دانشنامه جهان اسلام
4
بخش تاريخ جهان "تاريخ طبري" مطابق چاپ دخويه دو مجلد از سيزده مجلد متن را دربر ميگيرد و مشتمل است بر مقدمهاي درباره زمان و حدوث آن، داستان آفرينش، قصص انبيا از حضرت آدم تا حضرت مسيح (عليهم السلام) و تاريخ ايرانيان از ابتدا تا پايان دوره ساساني. در دوره باستاني ايران تاريخ يمن گنجانده شده در بخش راجع به حضرت مسيح فهرست شاهان روم آمده است و در بخش راجع به ساسانيان اقوام و ملوک حيره ذکر شدهاند. طبري در بحث از آفرينش و پراکنده شدن فرزندان آدم بر روي زمين احاديثي از پيامبر اکرم(ص) نقل کرده و براي تأييد آنها آياتي از قرآن کريم آورده و توضيح داده است. وي در اين مبحث بيش از هر مبحث ديگري در کتابش نظرات شخصي خود را ارائه نموده است.
طبري داستان آفرينش و تاريخ پيامبران بني اسرائيل را عمدتا از قول راويان مسلمان و به استناد آيات قرآن شرح داده است. در اين بخش مطالب صرفا صبغه ديني دارد و پارهاي از آرا و عقايد اهل کتاب (اسرائيليات) اغلب از طريق راوياني مانند "وهب بن منبه" در آن راه يافته است. طبري همچنين عقايد ايرانيان را درباره آفرينش و اينکه برخي کيومرث را اولين انسان دانستهاند بيان کرده است.
طبري در چند جاي کتاب توضيح ميدهد که چرا از بين همه اقوام و ملل دنيا فقط تاريخ شاهان ايران را نوشته است. او ميگويد که اقوام ديگر تاريخ مشخص و پادشاهي پيوسته نداشتهاند که بتوان بناي تاريخ را بر روزگار ملوکشان نهاد. درباره تأليف تاريخ ايران علاوه بر ديدگاههاي شخصي طبري، بايد به پيوستگي تاريخ ايران با تاريخ اسلام نيز توجه شود. طبري در قسمت تاريخ ايران منابع خود را بيان نکرده و به ذکر «مطلعان» يا «دانشوران پارسي» يا «قالوا» اکتفا کرده است. از مقايسه "تاريخ طبري" با تواريخ ديگر برميآيد که وي در بخش تاريخ ايران، صرفا از منابع ايراني استفاده کرده از جمله در قسمتي که درباره اسکندر گزارش داده است. طبري در مورد حکومت ملوکالطوايف تحت نام «اشکاني» نام پادشاهان اشکاني را بدون هيچ تفصيلي درباره آنان آورده است. آنگونه آميختگي که راجع به اشکانيان و جانشينان اسکندر در منابع ديگر وجود دارد در روايات طبري نيست.
شيرين
Apr 25 2008, 09:46 PM
تاريخ طبري
آذر آهنچي. دانشنامه جهان اسلام
5
روايات طبري درباره تاريخ ساساني بسيار مفصلتر از دورههاي قبل و به نحو بارزي متضمن مطالب تاريخي است؛ گرچه مطالب غيرواقعي و داستاني نيز دارد. او در اين قسمت نيز منابع خود را ذکر نميکند جز در مواردي که از راويان مسلمان نقل قول ميکند. روايات طبري در ترتيب و کليات وقايع با منابع ديگر مطابقت دارد که نشان ميدهد مورخان اسلامي در تدوين تاريخ ايران از منابع ايراني مشترک استفاده کردهاند. تمايز اصلي "تاريخ طبري" در بخش ساساني نسبت به ديگر بخشهاي کتاب تنوع منابع (اعم از ايراني و غيرايراني) و تفصيل مطالب با جزئيات بالنسبه دقيق است. ازين رو بخش ساساني "تاريخ طبري" بر تواريخ هم زمان آن برتري دارد. به علاوه طبري از نقل مطالبي که منشأ شعوبي و رنگ حماسي دارند احتراز کرده است از جمله حکاياتي را که برخي تواريخ راجع به دربار و زندگي خصوصي پادشاهان مثلا خسرو پرويز آوردهاند نياورده است.
بخش تاريخ اسلام در تاريخ طبري با زندگي رسول اکرم(ص) آغاز ميشود و تا پايان سال 302 ادامه مييابد. طبري تمدن اسلامي را کلي واحد ميداند و بدون درنظر گرفتن تمايزات جغرافيايي و زباني و قومي، روايات خود را بيان ميکند. منبع اصلي وي در تاريخ زندگي رسول اکرم(ص) روايات ابن اسحاق است که آنها را به صورت روايات منفرد و با ذکر اسناد و در برخي موارد بدون ذکر اسناد نقل ميکند. کتاب ابن اسحاق (المبتدأ و المبعث و المغازي) را که سيره حضرت رسول نيز جزو آن بوده ابن هشام تهذيب کرده و به ملاحظات سياسي و کلامي بسياري از راويان ابن اسحاق را کنار گذاشته و روايات را به دلخواه خود حذف کرده است. ازين رو "تاريخ طبري" به جهت اشتمال بر مقدار زيادي از روايات ابن اسحاق مکمل سيره ابن هشام محسوب ميشود. طبري بدين وسيله اطلاعات قديمترين محدثان سيره و مغازي ــ از جمله "عروة بن زبير"، "وهب بن منبه"، "محمدبن ابي کعب القرظي"، "عاصم بن قتاده"، "محمدبن شهاب الزهري"، "ابوعمرو الشعبي" و "موسي بن عقبه" ـ را منتقل کرده است. به علاوه با ذکر روايات ابن اسحاق از طريق راويان متعدد و نيز ذکر همان موضوعات از طريق واقدي و مورخان ديگر استنباطهاي راويان مختلف و تغييراتي را که در روايات ابن اسحاق صورت گرفته نشان داده است.
شيرين
Apr 25 2008, 09:47 PM
تاريخ طبري
آذر آهنچي. دانشنامه جهان اسلام
7
محمد بن جرير طبري بي ترديد متأثر از ملاحظات ديني و سياسي و ديدگاههاي فقهي بوده است. مثلا خبر بلدح را ــ که مطابق آن رسول اکرم قبل از بعثت از خوردن گوشت قرباني براي اصنام احتراز نميکرد و اين برخلاف معتقدات مسلم اسلامي است ــ نياورده و واقعه غديرخم را نيز که خود کتابي مستقل در ذکر طرق حديث غديرخم نوشته در اينجا ذکر نکرده است. با وجود اين روايات متعددي درباره اسلام آوردن علي (عليه السلام) و سهم وي و اعضاي خاندان بني هاشم در نشر و پيروزي اسلام در تاريخ طبري نقل شده است.
دوره خلفاي نخستين بعد از سيره و مغازي رسول اکرم مفصلترين بخش تاريخ طبري است. مهمترين مباحث اين بخش "واقعة رده" فتوحات مسلمانان در خارج از شبه جزيره عربستان و وقايع بعد از قتل عثمان تا پايان خلافت حضرت علي (عليه السلام) است. طبري در تدوين تاريخ خلفا از منابع مورخان استفاده کرده البته از کتابهاي آنان نام نبرده و فقط رواياتشان را با ذکر کامل راويان نقل کرده است. در تاريخ طبري روايات فتوح غالبا طولانياند و سبک بيان و موضوعات متنوع معلوم ميدارد که گزارشهايي از راويان مختلف است. اين گزارشها در قرن اول و دوم از جمع روايات پراکنده درباره فتح يک ناحيه يا جنگ بزرگ تدوين شده است. به سبب تعصبات قومي و قبيلهاي و نفوذ جريانهاي سياسي خاص، آميختگي و تحريف و عناصر متناقض و اغلاط و سهو در روايات فتوح بيشتر از ساير روايات است که طبيعتا به تاريخ طبري نيز راه يافته است.
در اين کتاب شرح فتوح سواد (جنگهاي بزرگ مسلمانان با ايرانيان) به سبب اهميت فتوح سواد و نتايج آن مفصل است. ايراني بودن طبري و انگيزه او در جمع آوري انبوه روايات راجع به فتوح ايران عامل بسيار مهمي بوده است. اين مطلب از مقايسه آنها با حجم کمتر روايات راجع به فتوح شام در تاريخ طبري روشن ميشود.
مطالب طبري درباره جنگهاي داخلي مسلمانان بعد از مرگ عثمان تا پايان خلافت حضرت علي (عليه السلام) و وقايع بعد از مرگ معاويه و جنگهاي خوارج بسيار مفصل و منسجم است. به احتمال بسيار يکي از دلايل اين امر آن است که اين روايات از منابع محدودتر و کم واسطه تري اخذ شدهاند زيرا قديميترين گردآورندگان اين اخبار ــ از جمله ابومخنف اسحاق بن بشر نصربن مزاحم منقري، سيف بن عمر واقدي مدايني و اسماعيـل بن عيسي عطار ــ در قـرن دوم و سوم زندگي ميکردهاند.
شيرين
Apr 25 2008, 09:48 PM
تاريخ طبري
آذر آهنچي. دانشنامه جهان اسلام
8
مطالب راجع به خلفاي بني اميه و بني عباس نيز در تاريخ طبري منسجم است و مطالب آنها از منابع نزديک به حوادث اخذ شدهاند. به احتمال زياد منابع طبري براي حوادث نزديک به زمان حيات وي و حوادث معاصرش اخبار رايج در بغداد بوده است زيرا وي منابع خود را در شکل: «ذکر»، «ذکر لي بعض اصحابي»، «اخبرنا جماعة من اهل الخبر» مينويسد و کمتر نام راويان را ذکر ميکند. بعلاوه وقايع اين سالها به اختصار گزارش شده است. ميتوان گفت که از زمان خلافت معتصم فقط حوادث بسيار مهم و دامنهدار مثل قيام بابک خرمدين در آذربايجان يا قيام زنگيان در خوزستان و بين النهرين بتفصيل گزارش شده است. در واقع به سبب ضعف دستگاه خلافت حوزه و مقر خلافت ديگر منشأ جريانهاي سياسي جهان اسلام نبود بلکه اکثر امور سياسي مهم راجع به ايالات و حکومتهاي محلي بود که مسلما در بغداد به اختصار انتشار مييافت. با توجه به اين نکات نميتوان صرفا کهولت طبري را دليل اختصار گزارشهاي حوادث معاصرش دانست.
طبري هشت سال قبل از فوتش اميدوار بود که تاريخش را ادامه دهد. در واقع قطع تأليفش را بيشتر ميتوان به سبب کهولت و بيماري دانست. لحن روايات طبري درباره خلفاي اموي و عباسي بي طرفانه است. وي مطالب بسياري را ذکر کرده است که ممکن بود مخالف منافع خلفا يا در نظر آنان شنيع باشد از جمله ضعف و ناتواني دستگاه خلافت و بي کفايتي خلفاي بعد از معتصم زندگي خصوصي خلفا که گاه مطابق احکام اسلام نبوده و رواياتي حاکي از ستم آنها. روايات طبري در بارة بعضي قيامها مثل قيامهاي ايرانيان در عهد بني عباس و قيام زنگيان و برخي قيامهاي شيعي يکطرفه و تعصب آميز است.
تاريخ طبري به سبب جامعيت بخش تاريخ اسلام آن ــ که نتيجة احاطه و بي طرفي و امانتداري مؤلف است ــ در بين تواريخ اسلامي بي نظير است . شيوه تدوين مطالب (کنار هم قرار دادن روايات مختلف و گاه متضاد در بارة يک واقعه) ارزش کتاب را براي محقق امروزي بمراتب بيشتر و امکان نقد و ارزيابي را براي او فراهم کرده است. تاريخ طبري از زمان تأليف منبع و مرجعي براي همه کساني که تاريخ اسلام مينوشتند و تاريخ نگاري اسلامي نيز با ذيلها و تکملههاي متعددي که بر تاريخ طبري نوشته شد ادامه يافت. اين کتاب تا قرن هفتم ــ که ابن اثير (متوفي 630) الکامل خود را تا حوادث 302 بر اساس آن نوشت ــ بر تاريخنگاري مسلمانان تأثير مستقيم داشت.
شيرين
Apr 25 2008, 09:49 PM
تاريخ طبري
آذر آهنچي. دانشنامه جهان اسلام
10
طبري بر تاريخ خود ذيل نوشته است. پس از آن نيز ذيلهايي بر کتاب او نوشته شد که از آن جمله "صلة تاريخ الطبري" از عريب بن سعد قرطبي و "تکمله تاريخ الطبري" از محمدبن عبدالملک همداني است. دخويه با همکاري گروهي از خاورشناسان متن کامل تاريخ طبري را در سيزده مجلد تصحيح انتقادي و همراه با سه جلد ضميمه آن ميان سالهاي 1296 تا 1319/ 1879ـ1901 در ليدن چاپ کرد. ضمايم اين چاپ عبارت است از: «المنتخب من کتاب ذيل المذيل في اسماء الصحابة و التابعين» که گزيدهاي از کتاب ذيل المذيل طبري است و بخش دوم مجلد سيزدهم را دربر ميگيرد مقدمهاي لاتيني در شرح حال مؤلف و وصف نسخههاي کتاب و نيز لغتنامه و تصحيحات و اعلام در مجلد چهاردهم و پانزدهم و بخشي از کتاب عريب بن سعد قرطبي ــ که مصححان آن را صلة تاريخ الطبري ناميده اند ــ در مجلد شانزدهم. محمد ابوالفضل ابراهيم تاريخ طبري را بر اساس چاپ ليدن و با مراجعه به نسخههايي نويافته در ده مجلد در 1339 ش / 1960 در قاهره منتشر کرد. وي در 1346 ش / 1967 تاريخ طبري را به همراه "صلة تاريخ الطبري قرطبي" و "تکملة تاريخ الطبري" محمدبن عبدالملک همداني و "المنتخب من کتاب ذيل المذيل" طبري در يازده مجلد با فهارس جداگانه براي هر کتاب در قاهره چاپ کرد.
تاريخ طبري چند بار ترجمه شده است. ابوعلي بلعمي در سدة چهارم تاريخ طبري را تهذيب کرد و به فارسي برگرداند که در دست است. ابوالقاسم پاينده تاريخ طبري را با حذف اسناد و روايتهاي مکرر به انضمام "صلة تاريخ الطبري" به فارسي برگرداند و در شانزده مجلد منتشر ساخت بعدا فهرست اعلام در مجلدي جداگانه به آن افزوده شد.
عدهاي از خاورشناسان از جمله باسورث و روزنتال و مونتگومري وات زيرنظر احسان يارشاطر متن کامل تاريخ طبري را به انگليسي ترجمه کردند و توضيحاتي در حاشيه به آن افزودند و در 38 جلد به چاپ رساندند.
شيرين
Apr 25 2008, 09:54 PM
بر باد رفته
نوشتهامير
1
اريخي که اعراب به آن افتخار مي کنند !!!!! تازيان ( اعراب ) پس از ورود به ايران شروع به کشتن مردم بي دفاع شهرها کردند. تمامي گنجينه ها را غارت کرده و به مرکز خلافت فرستادند. در برابر سيل هجوم تازيان شهرها و قلعه هاي بسياري ويران گشت، خاندانها و دودمانهاي بسياري بر باد رفت، اموال توانگران را تاراج کردند و غنايم و انفال نام نهادند، دختران و زنان ايراني را در بازار مدينه فروختند و سبايا و اسرا و کنيزان خواندند، از پيشه وران و برزگران باج و ساو گران به زور گرفتند و جزيه نام نهادند. همه اين کارها در سايه شمشير و تازيانه اعراب انجام مي گرفت.
پيرامون کشتار و چپاول ايرانيان در زمان حمله اعراب تاريخ نگاران معروف خود اعراب مانند : ابن خلدون , البلاذري , مسعودي , ابن هشام , ابن حزم , بلعمي , ثعالبي , شويس عدوي و... در کتابهاي تاريخ اينچنين نگاشته اند... ابن خلدون نگارنده تاريخ طبري که دقيق ترين و بزرگ ترين جامعه شناس و مورخ عرب است درباره اعراب اين چنين مينويسد: ابن خلدون ( مقدمه تاريخ طبري در فصل هاي 28.27.21) : عرب ها ذاتا ويرانگر هستند و ضد تمدن. اين به آن دليل است که آنان همواره در حال نقل و انتقال براي دستيابي به غنائم هستند که اين امر با تمدن منافات دارد. عرب عموما گرايش به تاراج گري دارد و مي خواهد آنچه در دست ديگران است را از آن خود کند زيراکه روزي اش توسط شمشيرش به دست مي آيد. عرب در گرفتن اموال ديگران هيچ حدي و مرزي نميشناسد و همين که چشمش به مال و متاعي مي افتد آن را تاراج ميکند. درنتيجه مردماني که زير سلطه اين قوم باشند در امنيت زندگاني نميکنند آنان ساختمانهاي اهل حرفه و صنايع را به زور ميگيرند و هيچ بهايي براي آن پرداخت نميکنند. آنان براي صنعت هيچ ارزشي قائل نيستند و تنها هدفشان آن است که اموال مردم را از دستشان بيرون بکشند و در نتيجه هيچ توجهي به قومي که مغلوب است ندارند. سپس آنان را در خودشان رها ميکنند تا در آشوب و هرج و مرج باشند
شيرين
Apr 25 2008, 09:55 PM
بر باد رفته
نوشته امير
2
يرامون کتابسوزي ابن خلدون درباره کتاب سوزي به دست اعراب چنين ميگويد : ايرانيان به سبب عظمت کشورشان که کوله بار چندين قرن تسط بر جهان را در برداشتند و تمدني کهن را در خود جاي داده بودند و به سبب استمرار پادشاهي شان علوم عقلي نزدشان بسيار بزرگ و دامنه اش گسترده بود. در زماني که ايران فتح شد کتابهاي بسياري از کتابخانه ها بدست آمد در نتيجه سعد ابي وقاص به عمر ابن خطاب نامه نوشت تا درباره کتابها تصميم گرفته شود که در اختيار اعراب قرار گيرد. عمر پاسخ داد که همه کتابها را در آب بريزيد و يا آنکه آتش بزنيد زيرا اگر چيزهايي در آنها باشد که براي راهنمايي و هدايت انسانها باشد خداوند ما را هدايت کرده است و نيازي به آنان نيست اگر هم گمراهي باشد که خدا ما را از اينها نجات بدهد پس به دستور عمر همه کتابها نابود گشت و هيچ براي ايرانيان باقي نماند.
ابن خلدون ( مقدمه تاريخ طبري چاپ مصر برگ 286.285) : وقتي سعد ابن ابي وقاص به مداين دست يافت در آنجا کتابهاي بسيار ديد. نامه به عمر ابن خطاب نوشت و در باب اين کتابها خواست. عمر در پاسخ نوشت که آنهمه را به آب افکن که اگر آنچه در اين کتابهاست سبب راهنمايي است خدا براي ما راهنمايي فرستاده است و اگر در آن کتابها جر مايه گمراهي نيست خداوند ما را از شر آنها در امان داشته است. از اين سبب آنهمه کتاب ها را در آب يا در اتش افکندند
شيرين
Apr 25 2008, 09:56 PM
بر باد رفته
نوشته امير
3
کتاب دو قرن سکوت نوشته دکتر عبدالحسين زرينکوب ( برگ 114 زير عنوان کتاب سوزي ): بدينگونه شک نيست که در هجوم تازيان بسياري از کتابها و کتابخانه هاي ايران دستخوش آسيب و فنا گشته است. اين دعوي را از تاريخ ها مي توان حجت آورد و قرائن بسيار نيز از خارج آنرا تاييد مي کند. ترديدي در اين زمينه لازم نيست زيرا براي عربي که جز کلام خدا هيچ سخن را قدر نمي دانست کتابهايي که از آن مجوس بود و البته نزد وي دست کم مايه ضلال بود چه فايده داشت که به حفظ آنها عنايت کند؟ .... باري از همه قراين پيداست که در حمله عرب بسياري از کتابهاي ايرانيان از بين رفته است.... بدين گونه بود که کتابهايي که در زمان خود در زمينه هاي پزشکي، ستاره شناسي، اجتماعي و ديني بي همتا بودند به دست اين کودکان سبک مغزي افتاد که از جهنم هولناک صحراي عرب پا به بهشت ايران گذارده بودند و آنها نيز آنچه کردند که در اندازه فهم و شعورشان بود.
آثارالباقيه ( برگ 48.36.35 ): عربان شايد براي آنکه از آسيب زباني ايرانيان در امان بمانند و آنرا همواره چون حربه تيزي در دست مغلوبان خويش نبينند در صدد برآمدند زبانها و لهجه هاي رايج در ايران را از ميان ببرند.آخر اين بيم هم بود که همين زبانها خلقي را بر آنها بشوراند و ملک و حکومت آنها را در بلاد دور افتاده ايران به خطر اندازد. به همين سبب هرجا که در شهرهاي ايران به خط و زبان و کتاب و کتابخانه برخوردند همه را يکجا نابود کردند. نوشته اند وقتي قتيبه ابن مسلم سردار حجاج بار دوم به خوارزم رفت و آن را باز گشود هرکس را که خط خوارزمي مي نوشت و از تاريخ و علوم و اخبار گذشته آگاهي داشت از دم تيغ بي دريغ گذراند و موبدان و هيربدان قوم را يکسره هلاک نمود و کتابهاشان همه بسوزانيد و تباه کرد
شيرين
Apr 25 2008, 09:57 PM
بر باد رفته
نوشته امير
4
پيرامون رفتار و کردار و فهم اين فاتحان تجارب السلف ( برگ 30 ): شخصي عرب پاره اي ياقوت يافت که بسيار گرانبها بود. شخص ديگري که ارزش آن را مي دانست ياقوت را به هزار درهم از او خريد. وقتي به او گفتند ياقوت را ارزان فروخته اي گفت اگر مي دانستم بالاتر از هزار عددي است آنرا طلب مي کردم. گروهي از اعراب به کيسه اي پر از کافور دست يافتند و پنداشتند که نمک است و کمي از آنرا در ديگ ريختند و مزه غذا تلخ شد. خواستند کافور را به زمين بريزند اما شخصي که ارزش کافور را مي دانست آنرا به کرباس پاره اي از آنان خريد. سخني از خسرو پرويز که در کتاب (عقدالفريد پوشينه 2 برگ 5 چاپ قاهره) نقل شده: خسرو مي گويد اعراب را نه در کار دين هيچ خصلت نيکو يافتم و نه در کار دنيا. آنها را نه صاحب عزم و تدبير ديدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومايگي و پستي همت آنها همين بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جاي و مقام برابرند. فرزندان خود را از راه بينوايي و نيازمندي مي کشند و يکديگر را بر اثر گرسنگي و درماندگي مي خورند. از خوردنيها و پوشيدنيها و لذتها و کامروانيهاي اين جهان يکسره بي بهره اند. بهترين خوراکي که منعمانشان مي توانند به دست آورند گوشت شتر است که بسياري از درندگان آنرا از بيم دچار شدن به بيماريها و به سبب ناگواري و سنگيني نمي خورند.
شيرين
Apr 25 2008, 09:59 PM
بر باد رفته
نوشته
امير
5
پيرامون سرنگوني درفش کاوياني ( پرچم کهن ايرانيان ) به دست اعراب بلعمي ( ترجمه تاريخ طبري برگ 30 ): چون اعراب خزينه ملوک عجم ( ايرانيان ) غارت کردند، آن درفش کاوياني ( پرچم ايرانيان) پيش عمر ابن الخطاب بماند پس گفت تا آن گوهرها بگشادند و آن پوست بسوختند. ابن خلدون ( تاريخ طبري پوشينه چهارم برگ 1600 تا 1603): در جنگ قادسيه ضررين الخطاب فهري درفش کاوياني را از ايرانيان به تاراج گرفت و ديگر تازيان ( اعراب ) آنرا به سي هزار درهم خريدند تا پاره کنند و بفروش رسانند. بهاي درفش کاوياني هزار هزار و دويست هزار درهم بود. مسعودي ( مروج الذهب و معادل الجوهر برگ 82 و 83 ): تا زمان يزدگرد سوم آنرا با رستم فرخزاد به سال 16 هجري قمري براي جنگ به قادسيه فرستاد و رستم کشته شد. درفش بدست ضررين الخطاب فهري افتاد و به در هزار هزار دينار تقويم شد. به قولي تصرف درفش به روز فتح مدائن و به قولي به روز فتح نهاوند در سال 16 يا 20 هجري قمري بود. ثعالبي ( غرر اخبار ملوک الفرس برگ 32 تا 39 ): درفش کاوه پس از پيروزي فريدون به زر و گوهر آراسته شد، علم ( پرچم ) مقدس ايرانيان بود تا در جنگ قادسيه به دست عربي از قبيله نخع افتاد. سعد ابن وقاص آنرا جزو ذخاير و جواهر يزدگرد نزد عمر ابن الخطاب فرستاد. عمر امر کرد که آنرا از چوبه برگرفتند و خود درفش را پاره پاره کردند و در ميان اعراب تقسيم کردند
شيرين
Apr 25 2008, 10:05 PM
بر باد رفته
نوشته امير
6
پيرامون کشتار و چپاول ايرانيان به دست اعراب البلاذري ( فتوح البلدان ): اعراب به اهواز لشگر کشيدند و در آنجا مردماني از " جتها " و " اساوره " حضور داشتند. با آنان با دشواري جنگيدند و نبرد سختي در گرفت. ولي ايرانيان شکست خوردند و اعراب افراد زيادي را به اسارت گرفتند و زنان و دخترانشان را بين خودشان تقسيم کردند. ابن خلدون ( تاريخ طبري ): در نبرد نهاوند به فرماندهي فيروزان سپهسالار دلير ايران به قدري از ايرانيان به دست اعراب کشته شدند که زمين از خونها لغزنده شد و اسبان ليز خوردند و لاشه ها در شهر فراوان بودند. البلاذري ( فتوح البلدان پيرامون کشتار سيستان ): ربيع ابن زياد که مردي بلند قامت و سياه چهره و خشک و چروکيده بود بعد از فتح سيستان قبل از آنکه مرزبان آن شهر را به حضور بپذيرد ديواري قطور از اجساد ايرانيان بنا نهاد و در بالاي اين ديوار بر روي اجساد ايرانيان نشست و بعد از آن مرزبان سيستان را فراخواند و قراردادي را در آن حالت منعقد ساخت که مرزبان بايد هزار جوان ايراني را به همراه خراج ساليانه تحويل عربها دهد. بعد از آن ايرانيان از قرارداد سرباز زدند و دوباره لشگري راهي سيستان شد و اينبار 2000 هزار جوان اسير و مبلغ 2 ميليون درهم خراج از ايرانيان گرفتند. بعد از آن خراسان و نيشابور فتح شد و خراجهاي بسيار سنگيني منعقد گشت. ابن خلدون ( تاريخ طبري ): خالد ابن وليد پس از پيروزي "حيره" و فتح آن شهر به فکر تصرف مناطق آرامي نشين عراق افتاد (شهر کاظمه در شمال کويت). مردمان آنجا مسيحيان ايراني بودند. وي لشگري بزرگ روانه آنجا نمود. افسر ارشد شهر براي آنکه حاضر به تسليم نگرديد و حاضر به فرار هم نشده بود تصميم به زنجير کردن خود و سربازانش کرد که اين نبرد بعدها به " ذات السلاسل " مشهور گرديد. خالد پس از کشتن سربازان دربند که در حدود 700 نفر بودند زنجير آنان را به عنوان غنيمت برداشت و افسر مافوق را گردن زد. وزن زنجيرها هزار رطل گزارش شد(حدود 450 کيلوگرم).
شيرين
Apr 25 2008, 10:08 PM
بر باد رفته
نوشته امير
7
البلاذري ( فتوح البلدان پيرامون اسيران ايراني ): در يکي از جنگها در نواحي خوارزم اعراب شمار بسيار زيادي اسير گرفتند. زمستان و سرما بود. در راه بازگشت رختهاي ايرانيان از آنان گرفتند. عده کثيري از اسيران از سرما و يخ تلف شدند. ابوبکر نرشخي ( تاريخ بخارا ): بيکند شهري بود از سغد و سغد مرکز تجاري بين المللي در شرق ايران در زمان ساسانيان بود و شهري بسيار زيبا و ثروتمند . "اندربيکند" مردي بود که دو دختر با جمال زيبا داشت. " ورقا ابن نصر " فرمانده سپاه اعراب هر دو دختر را از خانه بيرون کشيد. مرد ايراني گفت : در ميان اين شهر بزرگ چرا دختران مرا ميبري؟ ورقا پاسخي نداد مرد بجست و کاردي بر وي بزد ورقا زخمي شد ولي کشته نشد چون خبر به قتيبه رسيد گفته شد که همه شهر "حرب" هستند در نتيجه شهر به کلي منهدم گشت مردان قتل عام گشتند و اموال شهر به تصرف در آمد سپس کشتار سمرقند و خوارزم شد بعد از آن گرگان به محاصره "يزيد مهلب" در آمد و طبري مينويسد او با خدا پيمان بست که به مناسبت اين مبارزه طولاني ايرانيان طبرستان با اعراب و کشتن عده زيادي از اعراب در آنجا آنقدر از مردمان آنها خواهد کشت که خونشان به جريان بيافتد و آسياب ها بگردش درافتد و با خون آنها گندم و نان بپزند. محاصره بعد از 7ماه به پايان رسيد. يزيد مهلب 1000 نفر را در دره اي برد و همگان را قتل عام نمود ولي خونشان به جريان نيافتاد. ليکن دستور داد آب را به خونها ببندند تا جريان بيافتد گزارش اين نبرد حاکي از آن است که 14000 هزار ترک در شبه جزيره و 40000 تن ايراني در نبرد گرگان کشته شدند و هزاران اسير بدست آمد و 30 ميليون درهم غنائم بدست آمد. که يک پنجم آن به مبلغ 6 ميليون درهم راهي دمشق شد
شيرين
Apr 25 2008, 10:11 PM
بر باد رفته
نوشته امير
8
آري اين چنين بود که قومي با اين درجه از توحش و بربريت بر ايران چيره گشت و با همه ناتواني و درماندگي که داشت بر اوضاع مسلط گشت. زبان پهلوي جاي خود را به زبان تازي (عربي) داد. مردماني که مدتها از ترانه هاي طرب انگيز باربد و نکيسا لذت برده بودند رفته رفته با صداي زنگ شتر مانوس شدند و نيز يکي از اثر گذارترين اين آسيبها به زبان و فرهنگ ايران بود. و اين گوشه کوچکي از تاريخي است که اعراب به آن افتخار مي کنند... فردوسي بزرگ مي فرمايد:
ز شير شتر خوردن و سوسمار / عرب را به جايي رسيدست کار که تاج کياني کند آرزو / تفو بر تو اي چرخ گردون تفو
نمايه هاي ( منبع و ماخذ ) اين نوشتار: تاريخ طبري : ابن خلدون تاريخ بخارا : ابوبکر نرشخي فتوح البلدان : البلاذري مروج الذهب و معادل الجوهر : مسعودي غرر اخبار ملوک الفرس : ثعالبي ترجمه تاريخ طبري : بلعمي تجارب السلف عقدالفريد آثارالباقيه
شيرين
Apr 25 2008, 10:32 PM
تاريخ طبري ؛ معتبرترين مرجع تاريخ ايران و اسلام
نقل از وبلاگ سرزمين جاويد
تاريخ الرسل و الملوک که نگارش ان در سال 302 هجري از سوي مورخ و مفسر نامي ايران زمين ؛ محمد بن جرير طبري ؛ پايان پذيرفت از جمله مشهورترين ؛ مهمترين و ارزشمندترين مجموعه هاي مفصل تاريخ عمومي اسلام به شمار مي ايد . در تاريخ طبري ؛ غالبا روايتها و گزارشهاي مختلفي که درباره رويدادها وجود داشته ذکر شده و البته دقيقا به همين سبب است که اين کتاب در مقام مقايسه با ساير کتابهاي تاريخي نگاشته شده در سده هاي نخستين اسلامي از جامعيت افزون برخوردار است .
آنچه روشن است ؛ تاريخ الرسل و الملوک طبري و شيوه نگارش روايي خاص ان موجب شد تا بيشتر علما و دانشمنداني که پس از عهد طبري به نگارش تاريخ روي اوردند ؛ تاريخ وي را سرمشق و الگو قرار دهند و تلاش کنند اثار خويش را به سبک و سياق به کار رفته در کتاب او پديد اورند . در حقيقت ؛ شيوه مورد کابرد طبري ؛ اين دانشمند نامدار مسلمان ؛ چنان مقبول نويسندگان و تاريخنگاران وافع شد که حتي قرنها بعد نيز شيوه او مورد اقبال گسترده قرار داشت. به عنوان نمونه ؛ خواجه رشيدالدين فضل الله همداني ؛ سياستمدار و انديشمند عهد فرمانروايي ايلخانان ؛ چهار قرن بعد از طبري ؛ براي نگارش کتاب ارزشمند خود ؛ جامع التواريخ ؛ که به تعبير تاريخ پژوهي چون ديويد مورگان ؛ اهميت و تاريخنگاري عصر مغول مديون و مرهون وجود ان است از سبک طبري تاثير پذيرفت و همچنين ؛ پژوهشگري چون جان بويل ؛ ان را دايره المعارف تاريخي خوانده و البته بزرگي چون دکتر زرين کوب از ان به عنوان عظيم ترين و جسورانه ترين طرح در تاريخ نويسي مسلمانان و نياي فراموش شده تواريخ امروز کمبريچ ياد کرده است ؛ از سيوه اي بهره جست که پيشتر طبري به کار برده بود .
تاريخ الرسل و الملوک همچنين ماخذ عمده تمام کساني واقع شد که بعد از طبري براي تاليف تاريخ ايران و اسلام اهتمام ورزيدند . به عنوان نموه ؛ ابوعلي مسکويه رازي که اهل فلسفه و حکمت بود و تاريخ را به منزله اينه عبرت تلقي مي کرد در قرن پنجم هجري براي نگارش کتاب ؛ تجارب الامم و تعاقب الهمم ؛ از تاريخ طبري بهره گرفت . عزالدين علي بن اثير نيز در قرن هفتم هجري براي نگارش کتاب ؛ الکامل في التاريخ ؛ که خود تاريخ عمومي مفصل و مشهوري است ؛ از تاريخ الرسل و الملوک طبري سود جست . در حقيقت ؛ منبع اصلي و مرجع عمده مورد استفاده ابن اثير براي نگارش تاريخ سده هاي نخستين اسلامي ؛ تاريخ طبري ؛ بود . اين نکته اي است که ابن اثير خود در اغاز کتاب خويش به ان اساره کرده و صراحتا اذعان داشته که کتاب طبري محل رجوع و مورد اعتماد او بوده است ؛ البته نياز به ياداوري است که ابن اثير در ذکر روايات مختلف و گزارشهاي گوناگون ؛ روش طبري را رعايت نکرده ؛ بلکه کاملترين روايت و گزارش را نگاشته يا انکه رواياتي را که به نظر او درست تر بوده يا انچه خود از منابع ديگر يافته ؛ ذکر کرده است .
شيرين
Apr 25 2008, 10:34 PM
تاريخ طبري ؛ معتبرترين مرجع تاريخ ايران و اسلام
نقل از وبلاگ سرزمين جاويد
2
از ديگر سوي ؛ تاريخ طبري از چنان جامعيت و مقبوليتي برخوردار شد که بسياري از تاريخنگاران را وادار کرد در سده هاي متمادي بر ان ذيل ها و تکمله هايي بنويسند . به عنوان نمونه ؛ ابومحمد عبدالهه بن محمد فرغاني ؛ در قرن چهارم هجري تکمله اي بر تاريخ طبري نگاشت حوادث رخ داده تا سال 312 هجري را بيان کرد . عريب بن سعد کاتب قرطبي نيز در ذيلي که بر تاريخ طبري نوشت ؛ از حوادث رخ داده در فاصله سالهاي 365-302 هجري ياد کرد . محمد بن عبدالملک همداني نيز در تکمله اي که بر تاريخ طبري نگاشت و ان را تکمله تاريخ الطبري نام نها ؛ رويدادها را تا سال 487 هجري دنبال کرد . انچه روشن است به غير از اين بزرگان ؛ تاريخنگاراني ديگر همچون ثابت بن سنان در قرن چهارم ؛ هلال بن محسن صابي و محمد بن هلال بن محسن صابي در سده پنجم ؛ محمد بن عبدالملک و نجم الدين صالح ايوبي در قرون ششم و هفتم هجري نيز تاريخ طبري را تا حوادث روزگار خود تکميل کردند .
گفتني است که اعتبار بسيار تاريخ الرسل و الملوک طبري سبب شد تا بسياري از دانشمندان به تلخيص ان و همچين بسياري ديگر از علما به ترجمه ان به زبانهاي ديگر روي اورند . از جمله کساني که به تلخيص تاريخ طبري پرداختند ؛ مي توان به محمد بن سليمان هاشمي و ابوالحسن شمشاطي اشاره کرد . در سده هفتم هجري نيز جرجيس نصراني مشهور به مکين بن الامد ؛ تاريخ طبري را هم تلخيص و هم تکميل کرد که البته بعدها بخشي از ان توسط ؛ ارپينوس ؛ به لاتين و از سوي ؛ وايته ؛ به فرانسه ترجمه شد .
تاريخ الرسل و الملوک طبري همچنين در روزگار فرمانروايي خاندان ساماني ؛ که به تعبيري عصر طلايي ايران بعد از اسلام از نظر توجه به علم و فرهنگ بود ؛ به دستور امير منصور بن نوح و از سوي وزير بادرايت و خردمند او ؛ ابوعلي محمد بن عبدالله بلعمي ؛ با حذف روايتهاي مکرر و سلسله اسناد و افزودن پاره اي مطالب نوين و همچنين برخي تصرفات به پارسي ترجمه شد . نيازمند يادکردن است که در قرون 9 و 10 هجري نيز دو ترجمه به زبان ترکي از روي تاريخ بلعمي انجام گرفت .
به هرحال در اهميت و ارزش افزون تاريخ الرسل و الملوک طبري همان بس که فردي چون ابن خلدون ؛ که داراي برداشتي متفاوت با همه تاريخنگاران پيش از خود بود و به تقريب بر همه انها نقدها و ايرادهايي روا مي داشت و همچنين همواره مي کوشيد وقايع تاريخي را از طريق طرح و تدوين علمي و مبتني بر اصول صحيح نقادي درک و تفسير کند ؛ در کتابهاب مقدمه و العبر خود از محمد بن جرير طبري با احترام بسيار ياد کرده و او را به عنوان مورخ و محدث ستوده است . اين ارج و احترام او براي طبري چندان بود که هنگاميکه با امير تيمور گورکان ؛ موسس سلسله گورکاني ؛ به گفتگو و مباحثه نشست براي سنديت بخشيدن به گفتار خويش بيان داشت که « من به استناد قول طبري با شما بحث مي کنم . »
شيرين
Apr 28 2008, 11:10 AM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 1
جلد چهارم
شيرين
Apr 28 2008, 11:14 AM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 2
جلد چهارم
شيرين
Apr 28 2008, 11:39 AM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 3
جلد چهارم
شيرين
Apr 28 2008, 12:16 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 4
جلد چهارم
شيرين
Apr 28 2008, 12:43 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 5
جلد چهارم
شيرين
Apr 28 2008, 12:46 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 6
جلد چهارم
شيرين
May 2 2008, 05:43 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 7
جلد چهارم
شيرين
May 2 2008, 05:47 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 8
جلد چهارم
شيرين
May 5 2008, 12:55 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 9
جلد چهارم
شيرين
May 5 2008, 12:59 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 10
جلد چهارم
شيرين
May 5 2008, 01:03 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 11
جلد چهارم
شيرين
May 5 2008, 01:08 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 12
جلد چهارم
شيرين
May 5 2008, 01:19 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 13
پایان جلد چهارم
شيرين
May 5 2008, 05:55 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 1
جلد پنجم
شيرين
May 6 2008, 12:17 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 2
جلد پنجم
شيرين
May 6 2008, 12:21 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 3
جلد پنجم
شيرين
May 6 2008, 02:19 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری
ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 4
جلد پنجم
شيرين
May 6 2008, 02:25 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری
ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 5
جلد پنجم
شيرين
May 6 2008, 02:34 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری
ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 6
جلد پنجم
شيرين
May 6 2008, 04:48 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری
ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 7
جلد پنجم
شيرين
May 6 2008, 04:51 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری
ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 8
جلد پنجم
شيرين
May 6 2008, 04:55 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری
ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 9
جلد پنجم
شيرين
May 6 2008, 04:58 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری
ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 10
جلد پنجم
شيرين
May 6 2008, 05:02 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری
ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 11
جلد پنجم
شيرين
May 9 2008, 12:28 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری
ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 12
جلد پنجم
شيرين
May 9 2008, 12:29 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری
ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 13
جلد پنجم
شيرين
May 9 2008, 12:36 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری
ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 14
جلد پنجم
شيرين
May 9 2008, 12:38 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری
ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 15
پایان جلد پنجم
شيرين
May 13 2008, 01:05 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری
ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 1
جلد ششم
شيرين
May 13 2008, 01:09 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری
ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 2
جلد ششم
شيرين
May 13 2008, 01:14 PM
تاریخ طبری
محمد بن جریر طبری
ترجمه ابوالقاسم پاینده
بخش 3
جلد ششم
This is a "lo-fi" version of our main content. To view the full version with more information, formatting and images, please
اینجا را کلیک کنید.