<?xml version="1.0" encoding="windows-1256" ?>
<rss version="2.0">
<channel>
	<title><![CDATA[خاطرات و زندگ&#1740;نامه]]></title>
	<description><![CDATA[خاطرات و زندگ&#1740;نامه]]></description>
	<link>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php</link>
	<pubDate>Fri, 30 Jul 2010 02:13:28 +0200</pubDate>
	<ttl>188</ttl>
	<image>
		<title><![CDATA[خاطرات و زندگ&#1740;نامه]]></title>
		<url></url>
		<link>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php</link>
	</image>
	<item>
		<title>خاطرات آنه فرانک</title>
		<link>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?showtopic=34796</link>
		<description><![CDATA[<!--sizeo:5--><span style="font-size:18pt;line-height:100%"><!--/sizeo-->خاطرات آنه فرانک<!--sizec--></span><!--/sizec--><br /><br /> آن فرانک در 12 ژوئن 1929 در شهر فرانکفورت آلمان به دن&#1740;ا آمد. آن تا سن پنج سالگ&#1740; به همراه پدرش اتو، مادرش اد&#1740;ت و خواهر بزرگترش مارگو در آپارتمان&#1740; در حومه فرانکفورت زندگ&#1740; م&#1740; کرد. هنگام&#1740; که ه&#1740;تلر در سال 1933 زمام امور را در آلمان به دست گرفت، خانواده فرانک به شهر آمستردام در هلند نقل مکان نمود تا از سرکوب و آزار &#1740;هود&#1740;ان توسط رژ&#1740;م نوپا&#1740; ناز&#1740; در امان بماند. هفت سال بعد، اما، ارتش ناز&#1740; خاک هلند را به اشغال خود درآورد و آرامش گذرا&#1740; ا&#1740;ن خانواده را در هم شکست. در ژو&#1740;&#1740;ه 1942، مقامات ناز&#1740; در هلند دستور &#1740;افتند که کل&#1740;ه &#1740;هود&#1740;ان ساکن ا&#1740;ن کشور را به اردوگاه ها&#1740; مرگ در لهستان اشغال&#1740; اعزام کنند. آن و خانواده اش در &#1740;ک آپارتمان ز&#1740;رش&#1740;روان&#1740; در مجاورت ساختمان شرکت اتو فرانک مخف&#1740; شدند. چهار &#1740;هود&#1740; د&#1740;گر که دوستان خانوادگ&#1740; آنها به شمار م&#1740; رفتند به زود&#1740; به خانواده فرانک ملحق شدند. در حال&#1740; که ناز&#1740; ها در سراسر خاک هلند در شکار &#1740;هود&#1740;ان بودند، هشت ساکن ا&#1740;ن مخف&#1740;گاه به &#1740;من شهامت و فداکار&#1740; تعداد انگشت شمار&#1740; از دوستان و همکاران اتو فرانک که به آنها آذوقه و مواد مورد ن&#1740;ازشان را م&#1740; رساندند، توانستند به زندگ&#1740; مخف&#1740; ادامه دهند. سرانجام پس از آن که &#1740;ک هلند&#1740; ناشناس محل مخف&#1740;گاه را به پل&#1740;س لو داد، روز 4 اوت 1944 ن&#1740;روها&#1740; پل&#1740;س مخف&#1740; آلمان (گشتاپو) به همراه همدستان هلند&#1740; خود به ا&#1740;ن ساختمان &#1740;ورش بردند. دستگ&#1740;رشدگان مدت&#1740; بعد به اردوگاه آشو&#1740;تس در لهستان اشغال&#1740; منتقل شدند. در آنجا ناز&#1740; ها آن و خواهرش مارگو را در اواخر اکتبر 1944برا&#1740; ب&#1740;گار&#1740; به اردوگاه کار برگن بلسن در شمال آلمان فرستادند. پس از ماه ها ب&#1740;گار&#1740; در ا&#1740;ن اردوگاه ، آن و مارگو در ماه مارس 1945 بر اثر ابتلا به ب&#1740;مار&#1740; حصبه فوت کردند، درست چند هفته قبل از آزادساز&#1740; ا&#1740;ن اردوگاه به دست ن&#1740;روها&#1740; ارتش انگل&#1740;س در 15 آور&#1740;ل 1945. مادر آن، اد&#1740;ت فرانک، در اوا&#1740;ل ژانو&#1740;ه 1945 در آشو&#1740;تس د&#1740;ده از جهان فرو بست. از م&#1740;ان ساکنان مخف&#1740;گاه، تنها اتو فرانک زنده ماند و پس از آزاد&#1740; آشو&#1740;تس توسط ن&#1740;روها&#1740; شورو&#1740; در 27 ژانو&#1740;ه 1945، سرانجام به آمستردام بازگشت. آن فرانک ط&#1740; دو سال&#1740; که در مخف&#1740;گاه به سر م&#1740; برد، دفترچه خاطراتش را محرم اسرار خود کرده بود و در آن همه احساسات و تجربه ها&#1740;ش و ام&#1740;دها و هراسها&#1740;ش را ثبت م&#1740; کرد. پس از دستگ&#1740;ر&#1740; مخف&#1740; شدگان، م&#1740;پ گ&#1740;س، &#1740;ک&#1740; از کارمندان پدر آن که در طول زندگ&#1740; مخف&#1740; ا&#1740;ن خانواده کمک ز&#1740;اد&#1740; به آنها کرده بود، دفترچه خاطرات آن را در مخف&#1740;گاه پ&#1740;دا م&#1740; کند. م&#1740;پ گ&#1740;س پس از پا&#1740;ان جنگ و کسب اطلاع از مرگ آن، دفترچه خاطرات را به اتو فرانک م&#1740; دهد و او ن&#1740;ز در سال 1947 ا&#1740;ن خاطرات را به زبان اصل&#1740; &#1740;عن&#1740; هلند&#1740; منتشر م&#1740; کند. از آن زمان تاکنون خاطرات آن فرانک به ب&#1740;ش از شصت زبان ترجمه شده و به &#1740;ک&#1740; از مشهورتر&#1740;ن کتاب ها&#1740; قرن ب&#1740;ستم تبد&#1740;ل شده است. م&#1740;ل&#1740;ونها تن در سراسر جهان با خواندن خاطرات ا&#1740;ن دختر نوجوان هلند&#1740; با &#1740;ک&#1740; از ب&#1740; شمار قربان&#1740;ان نظام ناز&#1740; آشنا شده اند و آن فرانک به نماد&#1740; از قربان&#1740;ان فاش&#1740;سم ه&#1740;تلر&#1740; تبد&#1740;ل شده است. "&#1740;ک صدا از سو&#1740; شش م&#1740;ل&#1740;ون سخن م&#1740; گو&#1740;د: نه صدا&#1740; &#1740;ک&#1740; از پ&#1740;ران قوم، نه صدا&#1740; &#1740;ک شاعر، بلکه صدا&#1740; &#1740;ک دخترک عاد&#1740;" ا&#1740;ل&#1740;ا ارنبرگ، نو&#1740;سنده و شاعر روس&#1740; "ا&#1740;ن کتاب در زمره خردمندانه تر&#1740;ن و تکاندهنده تر&#1740;ن تفس&#1740;رها&#1740;&#1740; است که تاکنون در باره جنگ و آثار آن بر ح&#1740;ات انسانها خوانده ام" النور روزولت "چه بس&#1740;ارند آنان که در طول تار&#1740;خ در دفاع از ح&#1740;ث&#1740;ت و شرف انسان&#1740; در دوران محنت و مص&#1740;بت سخن گفته اند، اما در م&#1740;انشان ه&#1740;چ صدا&#1740;&#1740; رساتر از صدا&#1740; آن فرانک به گوش نم&#1740; رسد" جان اف کند&#1740; "من خاطرات آن فرانک را در زندان مطالعه کردم و از آن بس&#1740;ار انگ&#1740;زه گرفتم" نلسون ماندلا "آن فرانک به تنها&#1740;&#1740; ما را ب&#1740;شتر از ب&#1740; شماران&#1740; که درست مانند او رنج کش&#1740;دند، اما چهره ها&#1740;شان در محاق باق&#1740; مانده، تحت تاث&#1740;ر قرار م&#1740; دهد. شا&#1740;د درست هم هم&#1740;ن است، چرا که اگر قادر بود&#1740;م درد و رنج همه آنها را جذب کن&#1740;م، د&#1740;گر نم&#1740; توانست&#1740;م به ح&#1740;اتمان ادامه ده&#1740;م."]]></description>
		<starter>شيرين</starter>
		<poster>iran-goftogoo</poster>
		<pubDate>Sat, 11 Apr 2009 23:14:21 +0200</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">34796</guid>
	</item>
	<item>
		<title>تقريرات مصدق در زندان</title>
		<link>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?showtopic=26558</link>
		<description><![CDATA[<a href='http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?act=attach&type=post&id=33081'>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?act=attach&type=post&id=33081</a>]]></description>
		<starter>samia</starter>
		<poster>samia</poster>
		<pubDate>Tue, 07 Oct 2008 11:26:47 +0200</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">26558</guid>
	</item>
	<item>
		<title>با آخرين نفسهايم</title>
		<link>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?showtopic=26535</link>
		<description><![CDATA[<a href='http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?act=attach&type=post&id=33066'>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?act=attach&type=post&id=33066</a>]]></description>
		<starter>samia</starter>
		<poster>samia</poster>
		<pubDate>Mon, 06 Oct 2008 15:22:18 +0200</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">26535</guid>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[شرح‌حال غلام‌عل&#1740; مل&#1740;جک عز&#1740;زالسلطان]]></title>
		<link>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?showtopic=24515</link>
		<description><![CDATA[<!--sizeo:4--><span style="font-size:14pt;line-height:100%"><!--/sizeo-->شرح‌حال غلام‌عل&#1740; مل&#1740;جک عز&#1740;زالسلطان<!--sizec--></span><!--/sizec--><br /><br /><br />بقام خودش<br /><br /><br /><br /><b>برا&#1740; اطلاع ب&#1740;شتر در باره ا&#1740;ن کتاب و ملج&#1740;ک م&#1740;توان&#1740;د از ل&#1740;نک ز&#1740;ر (تالار ا&#1740;ران&#1740;ان ، تار&#1740;خ معاصر بروا&#1740;ت عکس و سند) استفاده نما&#1740;&#1740;د</b><br /><br /><a href="http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?showtopic=2958&st=1185" target="_blank">مل&#1740;جک پست شماره 1187 به قبل</a>]]></description>
		<starter>شيرين</starter>
		<poster>شيرين</poster>
		<pubDate>Sat, 16 Aug 2008 22:44:29 +0200</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">24515</guid>
	</item>
	<item>
		<title>غروب جلال</title>
		<link>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?showtopic=24352</link>
		<description><![CDATA[زندگاني جلال آل احمد از ديدگاه همسرش سيمين دانشور:<br /><a href='http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?act=attach&type=post&id=31262'>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?act=attach&type=post&id=31262</a>]]></description>
		<starter>samia</starter>
		<poster>samia</poster>
		<pubDate>Wed, 13 Aug 2008 13:06:08 +0200</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">24352</guid>
	</item>
</channel>
</rss>