<?xml version="1.0" encoding="windows-1256" ?>
<rss version="2.0">
<channel>
	<title><![CDATA[ادب&#1740;ات چهان]]></title>
	<description><![CDATA[ادب&#1740;ات جهان]]></description>
	<link>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php</link>
	<pubDate>Fri, 30 Jul 2010 01:23:30 +0200</pubDate>
	<ttl>88</ttl>
	<image>
		<title><![CDATA[ادب&#1740;ات چهان]]></title>
		<url></url>
		<link>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php</link>
	</image>
	<item>
		<title><![CDATA[شل س&#1740;لور استا&#1740;ن]]></title>
		<link>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?showtopic=23647</link>
		<description><![CDATA[<b>شل س&#1740;لوراستا&#1740;ن</b> در 25 سپتامبر 1932 در ش&#1740;کاگو متولد شد. نام کامل او «<!--coloro:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/coloro-->شلدن آلن س&#1740;لوراستا&#1740;ن<!--colorc--></span><!--/colorc-->» (Sheldon Allan Silverstein) بود. <br /><br /><div align="center"><a href='http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?act=attach&type=post&id=30572'>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?act=attach&type=post&id=30572</a></div><br /><br />او در سال 1950 در ارتش آمر&#1740;کا به خدمت فراخوانده شده و از همان زمان، کار نقاش&#1740; کارتون&#1740; را برا&#1740; برخ&#1740; مجلات آغاز کرد. <br />س&#1740;لوراستا&#1740;ن از کودک&#1740; استعداد ذات&#1740; خاص&#1740; در نقاش&#1740; و نوشتن داشت. خودش بعدها در جا&#1740;&#1740; م&#1740; نو&#1740;سد که ا&#1740;ن دو کار- نقاش&#1740; و نوشتن- تنها امور&#1740; بودند که و&#1740; در آنها موفق بود: <br />"وقت&#1740; بچه بودم، حدود 12 ال&#1740; 14 سالگ&#1740;، ب&#1740;شتر ترج&#1740;ح دادم که &#1740;ک باز&#1740;کن ب&#1740;س بال باشم و &#1740;ا با دوستانم معاشرت داشته باشم. اما ب&#1740;س بال بلد نبودم و خوشبختانه دختران و پسران دور و برم هم چندان از من خوششان نم&#1740; آمد. در ا&#1740;ن مورد، کار&#1740; از دست من بر نم&#1740; آمد. بنابرا&#1740;ن شروع به نوشتن و نقاش&#1740; کردم و خوشبختانه در ا&#1740;ن دو زم&#1740;نه، کس&#1740; را نداشتم که از او تقل&#1740;د کنم، و &#1740;ا تحت تأث&#1740;رش قرار بگ&#1740;رم. بنابرا&#1740;ن کم کم به سبک خودم دست پ&#1740;دا کردم و قبل از ا&#1740;ن که با آثار نو&#1740;سندگان و هنرمندان د&#1740;گر آشنا شوم، مشغول کارها&#1740; خلاقانه شدم. <br />در واقع حدود س&#1740; سالگ&#1740; بود که به طور جد&#1740; با آثار نو&#1740;سندگان د&#1740;گر آشنا شدم. در آن زمان با وجود ا&#1740;ن که مورد توجه مردم قرار گرفته بودم، اما باز هم، کار را به هر چ&#1740;ز د&#1740;گر ترج&#1740;ح م&#1740; دادم، چون د&#1740;گر کار کردن برا&#1740;م به شکل عادت درآمده بود." <br /><b>معروف تر&#1740;ن آثار س&#1740;لور استا&#1740;ن، آثار&#1740; است که او برا&#1740; کودکان نوشته است</b>، هر چند ب&#1740;شتر آثار او در گروه سن&#1740; خاص&#1740; نم&#1740; گنجد و به نظر م&#1740; رسد که همه آدمها در هر سن&#1740; م&#1740; توانند مخاطب او قرار بگ&#1740;رند. <br />آثار&#1740; از او که در کتابفروش&#1740; ها&#1740; کودک به فروش م&#1740; رسند هم از سو&#1740; مخاطبان بزرگسال مورد توجه ز&#1740;اد&#1740; قرار م&#1740; گ&#1740;رند و ا&#1740;ن از و&#1740;ژگ&#1740;ها&#1740; خاص اشعار اوست که همه گروهها&#1740; سن&#1740; م&#1740; توانند با آن هم ذات پندار&#1740; کنند. <br />اشعار او، در ع&#1740;ن برخوردار&#1740; از عنصر طنز، صر&#1740;ح، ساده و تکان دهنده هستند و هر &#1740;ک، جنبه ا&#1740; از زندگ&#1740; را از بعد&#1740; جد&#1740;د، به نما&#1740;ش م&#1740; گذارند. بعد&#1740; که با نظر&#1740;ات شناخته شده فلسف&#1740;، روان شناخت&#1740; و جامعه شناس&#1740; کاملاً تفاوت دارد و نوع نگاه و فلسفه جد&#1740;د&#1740; را به زندگ&#1740; مطرح م&#1740; کند. <br />فلسفه ا&#1740; که در ط&#1740; آن، انسان با ابزار طنز و سادگ&#1740;، به درک صادقانه ا&#1740; از خود و جهان پ&#1740;رامونش نائل م&#1740; شود<br /><b><!--coloro:#800080--><span style="color:#800080"><!--/coloro-->سبک نگارش س&#1740;لوراستا&#1740;ن، سرشار از شور و انرژ&#1740; و احساس&#1740; است. و&#1740;ژگ&#1740; اساس&#1740; نگاه او، آزاد&#1740; و رها&#1740;&#1740; از هر گونه ق&#1740;د و بند&#1740; است که احساس و ادراک انسان را دچار قالبها و کل&#1740;شه ها&#1740; از پ&#1740;ش تعر&#1740;ف شده م&#1740; کند<!--colorc--></span><!--/colorc-->. </b><br />خود او در مقدمه کتاب «<b>چراغ&#1740; ز&#1740;ر ش&#1740;روان&#1740;</b>» م&#1740; گو&#1740;د: "من آزادم، هر کجا که دلم م&#1740; خواهد م&#1740; روم و هر کار&#1740; که دلم م&#1740; خواهد انجام م&#1740; دهم و معتقدم هر کس&#1740; با&#1740;د چن&#1740;ن زندگ&#1740; کند. نبا&#1740;د به ه&#1740;چ کس وابسته بود". <br />...<br />]]></description>
		<starter>Roxana</starter>
		<poster>nazila</poster>
		<pubDate>Sat, 26 Jul 2008 19:20:51 +0200</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">23647</guid>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[فهرست تاپ&#1740;ک ها&#1740; ادب&#1740;ات جهان]]></title>
		<link>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?showtopic=23203</link>
		<description><![CDATA[<b>دوستان گرام&#1740;<br /><br />با آرزو&#1740; ساعات&#1740; خوش در ا&#1740;ن تالار ،برا&#1740; حفظ نظم و داشتن مح&#1740;ط&#1740; جذاب و مف&#1740;د توجه شما را به نکات ز&#1740;ر جلب م&#1740;کنم : <br /><br />1- لطفا قبل از ارسال پست <a href="http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?showtopic=16" target="_blank"><!--coloro:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/coloro-->قوان&#1740;ن تالار ادب&#1740;ات<!--colorc--></span><!--/colorc--></a> را ملاحظه فرما&#1740;&#1740;د.<br /><br />2-برا&#1740; گفتگوها&#1740; دوستانه و... و هر گونه گپ و بحث&#1740; که  در قالب سا&#1740;ر تاپ&#1740;کها&#1740; تالار ادب&#1740;ات نم&#1740; گنجد ،م&#1740; توان&#1740;د از تاپ&#1740;ک  <a href="http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?showtopic=18" target="_blank"><!--coloro:#008000--><span style="color:#008000"><!--/coloro-->کافه گفتگو<!--colorc--></span><!--/colorc--></a>  استفاده کن&#1740;د.<br /><br />سپاسگذارم <img src="http://www.iran-goftogoo.com/forums/style_emoticons/default/post-2-1117560777.gif" style="vertical-align:middle" emoid=":post-2-1117560777:" border="0" alt="post-2-1117560777.gif" /> </b>]]></description>
		<starter>Asal</starter>
		<poster>Asal</poster>
		<pubDate>Tue, 15 Jul 2008 15:48:38 +0200</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">23203</guid>
	</item>
	<item>
		<title>آشنايي با نزار قباني</title>
		<link>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?showtopic=19600</link>
		<description><![CDATA[<br /><br /><b>نزار قباني شاعر عرب زبان در 21 مارس سال  1923  در دمشق به دنيا آمد . <br />در بيست و يك سالگي نخستين كتاب خود با نام  آن زن سبزه به من گفت رامنتشر كرد . <br />چا1 اين كتاب در سوريه  غوغايي به پا كرد بسياري او و شعرهايش را تكفير كردند و <br />از همان هنگان لقب شاعر زن يا شاعر طبقه ي مخملي را به او نسبت دادند . قباني  اما دل سرد نشد و از آن پس كتاب  هايي چون سامبا ، عشق من ، نقاشي با كلمات ، با تو پيمان بسته ام اي آزادي ، جمهوري در اتوبوس ، صد نامه ي عاشقانه ، بلقيس و چندين كتاب ديگر را منتشر كرد . اكثر  شعرهايش در ستايش عشق دفاع از حقوق  زنان لگد مال شده ي عرب است . <br /><br />او زبان كوچه و فاخر را با هم آميخت لحني تازه در شعر پديد آورد و با عناصر پا برجاي تمام سروده هايش  يعني زن و وطن اشعار عاشقانه حماسي  بي بديلي آفريد . </b>]]></description>
		<starter>shadin</starter>
		<poster>nasim</poster>
		<pubDate>Sat, 12 Apr 2008 06:23:15 +0200</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">19600</guid>
	</item>
	<item>
		<title>فدريكو گارسيا لوركا</title>
		<link>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?showtopic=19098</link>
		<description><![CDATA[<b>ترجمه ها از : يغما گلرويي</b><br /><br /><div align="center"><br />الماس<br /><br />الماس‌ِ يکي‌ ستاره‌<br />عمق‌ِ آسمان‌ را نشان‌ مي‌دهد !<br />پَرَنده‌ي‌ نور<br />مي‌خواهد از آشيان‌ِ بي‌کران‌ِ جهان‌<br />ـ که‌ زنداني‌ آن‌ بود ـ<br />بگريزد<br />بي‌که‌ بداند<br />زنجيري‌ گران‌ بَر گردن‌ِ اوست‌ !<br /><br />شکارچيان‌ِ فرابَشَري‌<br />به‌ شکارِ ستارگان‌ مي‌روند !<br />(قوهاي‌ نقره‌ در برکه‌ي‌ خاموشي‌...)<br /><br />سپيدارهاي‌ جوان‌<br />کتاب‌ِ دبستان‌ را دوره‌ مي‌کنند !<br />آموزگار ،<br />سپيدارِ کهن‌ سالي‌ست‌<br />که‌ بازوان‌ِ صامت‌ِ خود را آرام‌ آرام‌ تکان‌ مي‌دهد !<br /><br />اينک‌ بَر فرازِ گورستان‌<br />مُردگان‌<br />به‌ ورق‌ بازي‌ نشسته‌اند !<br />زندگي‌ در گورستان‌<br />اين‌ سان‌ غم‌ انگيز است‌ !<br /><br />اِي‌ غوک‌ !<br />بياغاز نغمه‌ي‌ خود را !<br />اِي‌ زنجره‌ !<br />سَر بَر کن‌ از لانه‌ي‌ خويش‌ !<br />با فلوت‌هايتان‌ ،<br />بيشه‌اي‌ خوش‌ آهنگ‌ بي‌آفرينيد !<br />من‌ ـ? پريشان‌ ـ به‌ سوي‌ خانه‌ در پروازم‌ !<br /><br />در سَرِ من‌ دو کبوترِ صحرايي‌ بال‌ مي‌زنند<br />و چرخ‌ِ خورشيد<br />آن‌ سوي‌ افق‌ فرو مي‌نشيند !<br /><br />آه‌ ! اِي‌ چاچَرخ‌ِ هيولايي‌ِ زمان‌ !?<br /><br />غرناطه‌ 1920<br />	 <br /></div>]]></description>
		<starter>سيراكوس</starter>
		<poster>raya</poster>
		<pubDate>Sun, 30 Mar 2008 22:08:26 +0200</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">19098</guid>
	</item>
	<item>
		<title>پابلو نرودا</title>
		<link>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?showtopic=18652</link>
		<description><![CDATA[شاعر ش&#1740;ل&#1740;ا&#1740;&#1740; ، متولد 1904 با نام اصل&#1740; نفتال&#1740; ر&#1740;کاردو  ر&#1740;س باسوالتو در پارال ش&#1740;ل&#1740; . در تموکو دوران جوان&#1740; و نوجوان&#1740; را گذراند  . از 1920 به بعد نام پابلو نرودا را به احترام &#1740;ان نرودا شاعر چک ( 1834 -1891) برا&#1740; حود برگز&#1740;د . <br />در ا920 اول&#1740;ن کتابش به نام گرگ و م&#1740;سپش سپ&#1740;ده دم و &#1740;کسال بعد ب&#1740;ست شعر عاشقانه و &#1740;ک ترانه نوم&#1740;د را منتشر کرد که برا&#1740;ش شهرت  به ارمغان آورد . در 1945 به سنا&#1740; ش&#1740;ل&#1740; راه &#1740;افت ذر حال&#1740;که پ&#1740;ش از آن به نهضتها&#1740; مردم&#1740; اسپان&#1740;ا و فرانسه پ&#1740;وسته بود .  در 1947 به علت سخنران&#1740; اعتراض آم&#1740;ز نسبت به ر&#1740;&#1740;س جمهور وفت ش&#1740;ل&#1740; – ب&#1740;ده لا – ش&#1740;ل&#1740; را مخف&#1740;انه ترک و به اروپا رفت . در 1952 به کشورش بازگشت و در 1971 جا&#1740;زه نوبل ادب&#1740;ات را به خود اختصاص داد . <br />از <b>آثار</b> برجسته او م&#1740; شود به : <span style='color:blue'>ب&#1740;ست شعر عاشقانه و &#1740;ک ترانه نوم&#1740;د ،  تلاش انسان ب&#1740; پا&#1740;ان ؛ اقامت در خاک ، اسپان&#1740;ا در قلب من ، خشم ها و محنتها ، آواز همگان&#1740; ، شعرها&#1740; ناخدا ، چکامه ها&#1740; بن&#1740;اد&#1740;ن ،  انگورها و باد ، صد شعر عاشقانه ، &#1740;ادداشتها&#1740; ا&#1740;سلا نگرا ، کتاب سوالها ، بود ها و &#1740;ادبودها </span> و دهها اثر د&#1740;گر اشاره کرد . <br />بودها و &#1740;ادبودها مجموعه خاطرات ادب&#1740; و س&#1740;اس&#1740; شاعر است که اتفاقا به فارس&#1740; ن&#1740;ز ترجمه شده است . نرودا در سال 1973 چند روز پس از کودتا&#1740; پ&#1740;نوشه به علت سرطان خون در خانه محبوبش در ا&#1740;سلا نگرا فوت کرد در حال&#1740;که همسرش و الهه شعرها&#1740; عاشقانه اش مات&#1740;لده اوروت&#1740;ا  را در کنار داشت .]]></description>
		<starter>Sheida</starter>
		<poster><![CDATA[غزل رو&#1740;ا&#1740;&#1740;]]></poster>
		<pubDate>Fri, 14 Mar 2008 20:47:58 +0100</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">18652</guid>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[ارد بزرگ ،جبران خل&#1740;ل جبران ،فردر&#1740;ش ن&#1740;چه و  بزرگمهر]]></title>
		<link>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?showtopic=15457</link>
		<description><![CDATA[دوستان خواهش م&#1740; کنم ا&#1740;نجا فقط از ا&#1740;ن چهار انسان فرزانه مطلب بزار&#1740;د<br />فکر م&#1740; کنم ا&#1740;نطور بهتر اونها رو م&#1740;شه شناخت <!--emo&:7=7:--><img src='http://www.iran-goftogoo.com/forums/style_emoticons/default/7=7.gif' border='0' style='vertical-align:middle' alt='7=7.gif' /><!--endemo--> <br /><br />پس فقط سخنان ا&#1740;ن چهار نفر  <!--emo&:ki59:--><img src='http://www.iran-goftogoo.com/forums/style_emoticons/default/ki59.gif' border='0' style='vertical-align:middle' alt='ki59.gif' /><!--endemo--> <br /><br /><br /> <!--emo&:ki25:--><img src='http://www.iran-goftogoo.com/forums/style_emoticons/default/ki25.gif' border='0' style='vertical-align:middle' alt='ki25.gif' /><!--endemo-->  <!--emo&:labkhand:--><img src='http://www.iran-goftogoo.com/forums/style_emoticons/default/labkhand.gif' border='0' style='vertical-align:middle' alt='labkhand.gif' /><!--endemo-->  <!--emo&:ki55:--><img src='http://www.iran-goftogoo.com/forums/style_emoticons/default/ki55.gif' border='0' style='vertical-align:middle' alt='ki55.gif' /><!--endemo--> <br />]]></description>
		<starter>mona azarnoosh</starter>
		<poster>nazila</poster>
		<pubDate>Mon, 03 Dec 2007 07:13:41 +0100</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">15457</guid>
	</item>
	<item>
		<title>نويسندگان و مشاهير ادبي جهان</title>
		<link>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?showtopic=12544</link>
		<description><![CDATA[<b><span style='color:red'>چارلز د&#1740;کنز </span><br /><br /><span style='color:blue'>--------------------------------------------------------------------------------</span><br /><br />چارلز د&#1740;کنز رمان نو&#1740;س معروف انگل&#1740;س&#1740; در سال 1812 در لندپرت از توابع پرتسموت د&#1740;ده به جهان گشود. پدرش جان د&#1740;کنز کارمند حق&#1740;ر اداره کارپرداز&#1740; ن&#1740;رو&#1740; در&#1740;ا&#1740;&#1740; بود و مدت&#1740; بر اثر شکا&#1740;ت طلبکاران به زندان افتاد. <br />د&#1740;کنز به علت فقر خانواده اش تحص&#1740;لات مرتب&#1740; نداشت و مجبور شد برا&#1740; تأم&#1740;ن زندگ&#1740; خود و خانواده اش در &#1740;ک کارخانه واکس ساز&#1740; کار کند. <br />وقت&#1740; پدرش از زندان آزاد شد، زندگ&#1740; رقت بار آنان ادامه &#1740;افت و ا&#1740;ن وضع تا سال 1827 که د&#1740;کنز شاگرد دفتر اسناد رسم&#1740; گرد&#1740;د باق&#1740; بود. پس از مدت&#1740; به مطالعه ز&#1740;اد در کتابخانه پرداخت و به آموختن ش&#1740;وه کوتاه نو&#1740;س&#1740; انگل&#1740;س&#1740; موفق شد و نخست&#1740;ن بار مخبر پارلمان&#1740; و تندنو&#1740;س مجله مورن&#1740;نگ هرالد شد. <br />د&#1740;کنز کم کم به نوشتن کتاب و روزنامه پرداخت و در سال 1835 نخست&#1740;ن اثر خود را در دو جلد به نام «طرح بز» منتشر ساخت. سال بعد با دختر&#1740; به نام «کاتر&#1740;ن هگارت» ازدواج کرد و به انتشار کتاب ها&#1740; د&#1740;گر&#1740; به نام «ال&#1740;ورتو&#1740;ست» و «ماجرا&#1740; ن&#1740;کلا ن&#1740;کل ب&#1740;» همت گماشت که با استقبال ز&#1740;اد&#1740; مواجه گرد&#1740;د. <br />در ب&#1740;ن سال ها&#1740; 1841-1840 مسافرت&#1740; به ا&#1740;الات متحده آمر&#1740;کا کرد و مشاهده بردگ&#1740; و سرقت و جنا&#1740;ت سخت دل او را آزرد و شرح ا&#1740;ن مسافرت را در کتاب&#1740; به نام «&#1740;ادداشت ها&#1740; آمر&#1740;کا&#1740;&#1740;» نگاشته است. در سال 1845 سفر&#1740; به ا&#1740;تال&#1740;ا کرد و در مراجعت روزنامه د&#1740;ل&#1740; ن&#1740;وز را تأس&#1740;س و منتشر ساخت آثار د&#1740;کنز ب&#1740;شتر متأثر از خاطرات دوران کودک&#1740; او است، ا&#1740;ن نوشته ها به قدر&#1740; ساده و روان و زنده نوشته شده است که با زندگ&#1740; واقع&#1740; کاملاً تطب&#1740;ق م&#1740; کند و شا&#1740;د از ا&#1740;ن ح&#1740;ث اورئال&#1740;ست&#1740; تر&#1740;ن نو&#1740;سنده قرن نوزدهم انگلستان باشد. د&#1740;کنز در نهم ژوئن 1870 چشم از جهان فرو بست و جسدش را در ز&#1740;ر طاق کل&#1740;سا&#1740; وست م&#1740;نستر به خاک سپردند. <br />آثار د&#1740;کنز فوق العاده ز&#1740;اد است و از آن جمله م&#1740; توان: د&#1740;و&#1740;د کاپرف&#1740;لد، سرود کر&#1740;سمس، داستان دو شهر، انتظارات بزرگ، ناقوس ها، مارت&#1740;ن چوزل و&#1740;ت، خانه قانون زده، دور&#1740;ت کوچک، بار ناب&#1740; راج، دون عج&#1740;ب و قد&#1740;م&#1740;، دوران سخت&#1740; و دوست صم&#1740;م&#1740;,و آرزوهاي بزرگ ر ا نام برد.</b>]]></description>
		<starter>nazila</starter>
		<poster><![CDATA[ترد&#1740;د]]></poster>
		<pubDate>Fri, 29 Jun 2007 09:56:50 +0200</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">12544</guid>
	</item>
	<item>
		<title>ادبيات جهان</title>
		<link>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?showtopic=12474</link>
		<description><![CDATA[<b><span style='color:red'><span style='font-size:14pt;line-height:100%'>ادبيات آمريکاي لاتين بخش يک</span></span></b><br /><b>....................................................</b><br /><b><br /><span style='color:blue'>اقوام آزتک ، (مايا) ، اينکاس و ساير مردماني که پيش از فتح آمريکا (بدست اروپائي ها) در آن سامان مي زيستند ادبيات شفاهي داشتند و نسل بعد از نسل به دوره هاي بعد تر منتقل شد. بدبختانه پس از اينکه فرهنگ هاي ملي و محلي مردم بومي آمريکا بوسيلة فاتحان اروپايي از هم گسيخته و در هم شکسته شد فقط قسمت کوچکي از آثار و کارهاي بجا مانده بوسيلة اروپائيان مهاجم يا بومياني که الفباي لاتين را فرا گرفته بودند نوشته شد. بعقيده مورخان نخستين، نظير فراي برناردينود ساهاگون ، توربيو موتولينيا ديا گوبيوران و فرانسيسکو لوپز دگومارا، همه آنچه را که از فرهنگ بوميان سرخپوست در قرن شانزدهم نوشته شده ادبيات باستاني آزتک ها است شامل اشعار رزمي، درام، شعرهاي حماسي و افسانه اي مذهبي مي باشد همه اين آثار ادبي بي نام است همچنين تعدادي از آوازها و سرودهاي مذهبي منسوب به نزاهولکيوتل قرن پانزدهم پادشاه تنز کوکو مي باشد. از اينکاها نمونه ها و شيوه هائي شامل اشعار رزمي و شعرهائي که در مراسم مذهبي و عبادت خوانده مي شود و افسانه هاي قهرماني مذهبي در دست است. سرودهاي خداي آفريننده و درام (بوسيلة کلمنت روبرت مارکهام ترجمه بزبان انگليسي شده است) مهمترين نمونه هاي ادبيات باستاني اينکاهاست که بجا مانده و اکنون موجود است. آنچه از فرهنگ ماياها براي ما بجا مانده شاهکاري است تحت عنوان پوپول وه که اثر فلسفي و رهنمون اصلي و ريشه فکري سرخپوستان مقيم کشور گواتمالا است و در واقع تاريخي از خلقت مي باشد. بعنوان مثال و نمونه هنر دراماتيک، و ما به نام روييال آچي مي شناسيم. با ورود اسپانيائي ها و پرتغالي ها، از بين رفتن ادبيات سرخپوستان امري قهري بود. بهمين جهت از قرن شانزدهم ادبيات آمريکاي لاتين در کولوني هاي اسپانيائي و پرتغالي ظهور کرد و مليت هائيکه از مردم اروپائي در آنجا ساکن شده بودند در پديد آوردن اين ادبيات سهم عمده اي داشتند</span></b>]]></description>
		<starter>nazila</starter>
		<poster><![CDATA[ترد&#1740;د]]></poster>
		<pubDate>Sun, 24 Jun 2007 15:30:05 +0200</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">12474</guid>
	</item>
	<item>
		<title>ادبيات ملل.</title>
		<link>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?showtopic=12371</link>
		<description><![CDATA[<br />Every morning is a fresh beginning. <br /><br />هر صبح، آغازي ديگر است. <br /><br />  <br /><br />Every day is the world made new. <br /><br />هر روز ، جهاني است كه از نو تولد مي يابد. <br /><br />  <br /><br />Today is a new day. <br /><br />امروز، روزي جديد است. <br /><br />  <br /><br />Today is my world made new. <br /><br />اين دنياي من است كه امروز از نو بنياد مي يابد. <br /><br />  <br /><br />I have lived all my life up to this moment, <br /><br />to come to this day. <br /><br />سراسر حياتم را تا اين لحظه گذرانده ام ، تا چنين روزي  فرا <br /><br />رسد. <br /><br />  <br /><br />This moment , this day is as good as any <br /><br />moment in all eternity. <br /><br />اين لحظه ، اين روز، همچون لحظه هاي ديگر در طول ابديت ، <br /><br />خوب و گرامي است. <br /><br />  <br /><br />I shall make of this day each moment of this day <br /><br />a heaven on earth. <br /><br />بر آنم كه از اين روز و لحظه لحظه ي آن ، بهشتي زميني بيافرينم. <br /><br />  <br /><br />This is my day of opportunity. <br /><br />امروز ، روز بخت من است. <br /><br />Dan Custer " " <br /><br />" دان كاستر " <br /><br />  <br /><br />منبع : " دل يه رويا هاي بسيار "  " سوزان پوليس شوتز " <br /><br />ترجمه ي : " عبدالعلي  براتي " <br /><br />با تشكر از : لاويد طهماسب پور. <br /><br />  <br /><br />  <br /><br />Be not afraid of the life of sacrifice. <br /><br />از فداكارانه زندگي كردن ، نترس. <br /><br />  <br /><br /> <br />God is in every human being. <br /><br />خداوند در همه ي انسانها متجلي است. <br /><br /> <br />When I wish the lepers wound <br /><br /> I feel I am nursing the Lord himself. <br /><br />Is it not a beautifull experience? <br /><br /> <br />هنگامي كه زخم هاي جزامي ها را مي شويم ، احساس مي كنم <br /><br />از خداوند پرستاري  ميكنم، آيا اين تجربه اي زيبا  نيست؟ <br /><br />" Mother Teresa " <br /><br />" مادر ترزا " <br /> <br /> مشوق باشيد.  <br /><br />  <br /><br />1- شايد خود شما باشيد ، يكي  از مطمين ترين راه ها براي اميد دادن به خود ، <br /><br />تشويق ديگران است. <br /><br /><br /> 2- مردم نيت هاي خوبي دارند ، مي خواهند ارتباط بر قرار كنند و خلاق باشند. <br /><br /><br />3- شايد اين خصوصيات ، هميشه آشكار نباشند ، اما مطمين باشيد كه هميشه وجود <br /><br />دارند . ( هر قدر هم كه به طور عميق دفن شده باشند.) <br />پس چگونه مي توانيد مشوق باشيد؟<br /><br /><br />  <br />1-       به كسي فكر كنيد كه شما را تشويق كرده است ، او چه گفت و چه كرد؟<br /><br />2-       همان كارها را براي ديگري نيز انجام دهيد، زماني كه تشويق كردن ديگري<br /><br />را آغاز مي كنيد ، گويي خودتان را تشويق كرده ايد.<br /><br /><br /> <br />منبع: " شصت گام تا خوشبختي " " ليندا فيلد " .<br /><br />مترجم : " منصور سجاد " .<br /><br /><br />  <br /><br /> <br />6/3/1386<br /><br />انتخاب شد ، بساعت 5/2 بامداد.<br /><br />گلي امير اصلاني.<br /><br /><br /><br />  <br /><br />  <br /><br /><br /> <br /><br /><br /> <br /><br /> <br /> <br /><br />  <br /><br />]]></description>
		<starter>goliinlove</starter>
		<poster>goliinlove</poster>
		<pubDate>Mon, 18 Jun 2007 22:40:44 +0200</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">12371</guid>
	</item>
	<item>
		<title><![CDATA[با شاعران د&#1740;گر ملل]]></title>
		<link>http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?showtopic=3218</link>
		<description><![CDATA[<span style='color:purple'>درود بر همه دوستان عز&#1740;ز<br /><br />تصم&#1740;م دارم با همکار&#1740; شما خوبان به <b>گرد آور&#1740; شرح&#1740; مختصر از زندگ&#1740; شاعران د&#1740;گر ملل واشعار ترجمه  شده آنها </b>بپردازم..ام&#1740;دوارم آشنا&#1740;&#1740; با سبک  آنان برا&#1740; شما دوستان عز&#1740;ز جالب باشد و بهره ا&#1740;&#1740; مطلوب از ا&#1740;ن نوشته ها ببر&#1740;م...<br /><br />با تشکر</span> <br /><br /> <!--emo&:post-2-1117560777:--><img src='http://www.iran-goftogoo.com/forums/style_emoticons/default/post-2-1117560777.gif' border='0' style='vertical-align:middle' alt='post-2-1117560777.gif' /><!--endemo-->  <!--emo&:post-2-1117560777:--><img src='http://www.iran-goftogoo.com/forums/style_emoticons/default/post-2-1117560777.gif' border='0' style='vertical-align:middle' alt='post-2-1117560777.gif' /><!--endemo--> <br /> <!--emo&:post-2-1117560777:--><img src='http://www.iran-goftogoo.com/forums/style_emoticons/default/post-2-1117560777.gif' border='0' style='vertical-align:middle' alt='post-2-1117560777.gif' /><!--endemo-->]]></description>
		<starter>Asal</starter>
		<poster><![CDATA[ترد&#1740;د]]></poster>
		<pubDate>Sat, 14 Jan 2006 22:46:17 +0100</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">3218</guid>
	</item>
</channel>
</rss>